ياددارم در غروبي گرم گرم

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 629
تاریخ عضویت: جمعه 6 شهریور 1388, 9:25 am
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1394 بار
سپاس‌های دریافتی: 2882 بار
تماس:

ياددارم در غروبي گرم گرم

پست توسط Takhrib Chi »

 
ياددارم در غروبي گرم گرم

مي گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد ميزد:کهنه قالي مي خرم

دسته دوم جنس عالي مي خرم

کاسه و ظرف سفالي مي خرم

گرنداري کوزه خالي مي خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهي کشيد بغضش شکست

لحظه افطار است و نان در سفره نيست

اي خدا شکرت ولي اين زندگيست؟

بوي نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بي روسري بيرون دويد

گفت آقا سفره خالي مي خريد؟
 
ای چشم من گریان نباش
اینگونه اشک افشان مباش
حیران و سرگردان نباش
در گردش گیتی ،رسد روزی ،به پایان هر غمی
دست نگارتصویر ما داغ دل را گذارد مرهمی.
http://www.centralclubs.com/topic-t78644.html
طلبه جوان دیگری در دفاع از ناموس مردم، چاقو خورد
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”