زندگینامه مریم جعفری آذرمانی

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1921
تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6415 بار
سپاس‌های دریافتی: 11867 بار

زندگینامه مریم جعفری آذرمانی

پست توسط رونین »

مریم جعفری آذرمانی، زاده ۵ آذر سال ۱۳۵۶ از شاعران امروز ایران است.

زندگی

مریم جعفری آذرمانی در ۵ آذرماه سال ۱۳۵۶ در تهران متولد شد. بعد از گرفتن دیپلم ریاضی فیزیک در رشتهٔ کارشناسی حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تهران مشغول به تحصیل شد اما بعد از سه سال تحصیل در این رشته را رها کرد و بعد از ان در رشتهٔ مترجمی زبان فرانسه ادامهٔ تحصیل داد و با مدرک کارشناسی فارغ‌التحصیل شد. از سال ۱۳۷۵ به طور جدی سرودن شعر را بیشتر در قالب غزل آغاز کرد. تا سال ۱۳۸۵ در مجله‌های مختلف ادبی از او اثری منتشر نشد و اولین کتابش را منتشر کرد از او چهار کتاب تا کنون منتشر شده‌است. همچنین از این شاعر مقاله‌های متعددی درباره شعر به ویژه غزل در مطبوعات و ترجمه از شعر معاصر فرانسه در سایت‌های مختلف منتشر شده‌است.

کتاب‌های منتشر شده

سمفونی روایت قفل‌شده - بهار ۱۳۸۵

پیانو - زمستان ۱۳۸۵

هفت - پاییز ۸۷

زخمه - پاییز ۸۷

نمونه شعرها

من شاعرم خودکار نه؛ جوهر به دنیا آمدم



درگیر اندیشیدنم من سر به دنیا آمدم...
تقدیر بود انسان شدن عمری زمین گیرم کند



روحم کبوتر بود و من بی پر به دنیا آمدم



نارنجی و خاکستری پاییز رنگ آتش است



هر روز و شب در آتشم آذر به دنیا آمدم



نه؛این توان در مرگ نیست از زندگی سیرم کند



مردانه خواهم مرد اگر دختر به دنیا آمدم

*****************************



دنیا پر از سگ ست جهان سر به سر سگی ست



غیر از وفا تمام صفات بشر سگی ست



لبخند و نان به سفرهٔ امشب نمی‌رسد



پایان ماه آمد و خُلق پدر سگی ست



از بوی دود و آهن و گِل مست می‌شود



در سرزمین من عرق کارگر سگی ست



جنگ و جنون و زلزله؛مرگ و گرسنگی



اخبار یک سه چار دو تهران خبر سگی ست



آهنگ سگ ترانهٔ سگ گوشهای سگ



این روزها سلیقهٔ اهل هنر سگی ست



بار کج نگاه شما بر دلم بس ست



باور کنید زندگی باربر سگی ست



آدم بیا و از سر خط آفریده شو



دیگر لباس تو به تن هر پدر سگی ست



*******************************

به شما می‌نویسم این‌ها را، آی مردم، مخاطبان منید



جوهر از خون چکیده‌است این‌بار، حرفِ زخم است مرهمی بزنید



عنکبوتی‌ست پشت هر غزلم، تار را می‌تند قلم به قلم



که به چنگش گرفته در بغلم، دور دردم کمی دوا بتنید



گفته‌ام از نبودن از بودن، از سرودن، مدام فرسودن



شعر یعنی به مرگ افزودن، که شما زنده‌های این کفنید



شرح حال شماست دفتر من، ای درختانِ ریشه در سر من



می‌نویسم اگرچه می‌دانم که به هر شعر تازه می‌شکنید



این غزل مثل هر غزل ساده‌ست شاعرش تا همیشه آماده‌ست



گرچه از اوج خویش افتاده‌ست مریم جعفری‌ست کف بزنید

وبگاه رسمی مریم جعفری
منبع:شراب شعر
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم

شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار


زیبنده
یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید
.
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”