دوبیتی های زیبا

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1921
تاریخ عضویت: شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۸۹, ۵:۴۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6415 بار
سپاس‌های دریافتی: 11867 بار

دوبیتی های زیبا

پست توسط رونین »

به قلبم سوره کوثر نوشتند
دلم را بنده قنبر نوشتند
به کوی عاشقی، در لوح سینه
صد و ده مرتبه حیدر نوشتند

از یاد علی مدد گرفتیم
آن چیز که می‌شود گرفتیم
در بوته‌ی آزمایش حق
از نمره‌ی بیست، صد گرفتیم

گاهت مى‏كند آتش فشانى‏
مرا سوى هلاكت مى‏كشانى.
ـ ولى پروانه كى از شعله‏ى شمع‏
شكايت كرده با آتش‏نشانى؟

جوال سيم و زر مى‏خواهم امشب‏
كليد قفل و در مى‏خواهم امشب‏
دلم تنگه براى كوه و صحرا
خدايا بال و پر مى‏خواهم امشب‏

ای عشق به درد تو سری می‌باید ..... صید تو زمن قوی‌تری می‌باید
من مرغ به یک شعله کبابم، مگذار ...... این آتش را سمندری می‌باید

دگر گوشی به آغوش درم نیست صدای آشنای باورم نیست
بغیر از لاشه ی پوشیده دل درین خانه کسی هم بسترم نیست

آراسته آمد و چه آراستنی
پیراسته زلف خود چه پیراستنی
بنشست به می خوردن و برخاست به رقص
به به چه نشستنی چه بر خاستنی


به هرسویی صدایی بی صدایی است ......... دل درد آشنای من هوایی است
درین ویرانه رستای نگاهم ........... جهانی را هوای کد خدایی است



حتی اگر از غم جفا پیر شود
لعنت به دلم اگر زتو سیر شود
***
آنقدر برای تو غزل خواهم گفت
تا قصه عشق ما جهانگیر شود

آري آغاز دوست داشتن است
گرچه پايان راه ناپيداست
من به پايان دگر نينديشم
كه همين دوست داشتن زيباست

جواني شمع ره كردم كه جويم زندگاني را
نجستم زندگاني را و گم كردم جواني را

عقل پرسيد که دشوارتر از مردن چيست؟
عشق فرمود،فراق از همه دشوارتر است

من گر ز پا بيفتم، درمان درد من اوست
درد آن بود كه از پا، درمان من بيفتد

ناله كردم آفتاب اي آفتاب
بر گل خشكيده اي ديگر نتاب
تشنه لب بوديم او ما را فريفت
در كوير زندگاني چون سراب

تا چند زنم به روی دریا ها خشت
بیزار شدم ز بت پرستان و کنشت
خیام که گفت دوزخی خواهد بود
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت
مائیم که از پادشهان باج گرفتیم
زان پس که از ایشان کمروتاج گرفتیم
اموال وخزائنشان تاراج گرفتیم
مائیم که از دریا امواج گرفتیم

شاهنشاه بزرگ ایران نادرشاه افشار


زیبنده
یک رونین زیبا مردن است، آن رونینی که هر دم آماده مرگ نباشد، ناگزیر مرگی ناشایست برایش پیش می آید
.
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”