ادبیات و احساس - دلنوشته های زیبا............

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 159
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 24 فروردین 1391, 7:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 894 بار
سپاس‌های دریافتی: 718 بار

Re: ادبیات و احساس - دلنوشته های زیبا............

پست توسط crackxy »

 تصویر   کوچولو پرسید:پس آدم ها کجا هستند؟ آدم در بیابان احساس تنهایی می کند...
مار گفت: با آدم ها نیز آدم احساس تنهایی می کند!


شازده کوچولو / آنتوان دوسنت  
 
 
Junior Poster
Junior Poster
نمایه کاربر
پست: 159
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 24 فروردین 1391, 7:15 pm
سپاس‌های ارسالی: 894 بار
سپاس‌های دریافتی: 718 بار

Re: ادبیات و احساس - دلنوشته های زیبا............

پست توسط crackxy »

همیشه خوکها تصمیم می گرفتند،سایر حیوانات هرگز نمی توانستند تصمیمی اتخاذ کنند ولی رای دادن را یاد گرفته بودند.

قلعه حیوانات/جورج اورول
 
 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1862
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 23 اسفند 1388, 3:42 pm
محل اقامت: کرمان/رفسنجان
سپاس‌های ارسالی: 10774 بار
سپاس‌های دریافتی: 12387 بار
تماس:

Re: ادبیات و احساس - دلنوشته های زیبا............

پست توسط AGeNiS1 »

 
  تنگ شده

براي وقتي كه مي گفتي :دلم واست تنگ شده

دلم تنگه..

براي بودنت

شايدم لبخند خودم

دلم براي همه چيز تنگ شده جز

نبودنت !




   سعی می کنم همرنگ جماعت شوم،

آهای جماعت...

میشود کمکم کنید؟؟؟؟؟؟

شما دقیقا چه رنگی هستید؟!

  
 
مهربانيت را به دستي ببخش ؛ که مي داني با او خواهي ماند ....

وگرنه حسرتي مي گذاري بر دلي که دوستت دارد ... !!!   



 
کلاغ جان!

قصه من به سر رسید...

سوار شو!

تو را هم تا خانه ات می رسانم...


 [SIZE=85]  سهمی از فردا داشتم که هیچ…
اما اگر فردا سهم من نبود…
به یاد این همه سادگی، یک یادش بخیر ساده از سهم خودت برایم کنار بگذار، تا لااقل تلافی کرده باشی، امروزی را که تمام سهمم را برای دلتنگیت کنار گذاشت...

  
به نسل های بعد بگویید ...

که نسل ما نه سر پیاز بود نه ته پیاز ...

نسل ما خود پیاز بود ...

که هر که ما رو دید گریه کرد

  
از دنیـــای ِ واقــعـی و نــامــردیــاش ! پنــــاه آوردیــــم بــه دنیــای ِ مـجــازی !

غــافـل از این کــه ، آســمون ، هـــمون آسـمونــه ...
 
 


 
  
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1862
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 23 اسفند 1388, 3:42 pm
محل اقامت: کرمان/رفسنجان
سپاس‌های ارسالی: 10774 بار
سپاس‌های دریافتی: 12387 بار
تماس:

Re: ادبیات و احساس - دلنوشته های زیبا............

پست توسط AGeNiS1 »

  تصویر
   زندگي را دوست دارم ولي از زندگي دوباره مي ترسم
دين را دوست دارم ولي از كشيش ها مي ترسم
قانون را دوست دارم ولي از پاسبان ها مي ترسم
عشق را دوست دارم ولي زنها مي ترسم
كودكان را دوست دارم ولي از آينه مي ترسم
سلام را دوست دارم ولي از زبانم مي ترسم
من مي ترسم پس هستم
اين چنين مي گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم ولي از روزگار مي ترسم....






حسیــــــــن  
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1407
تاریخ عضویت: جمعه 3 شهریور 1385, 1:31 am
محل اقامت: مازندران
سپاس‌های ارسالی: 6679 بار
سپاس‌های دریافتی: 5422 بار

Re: ادبیات و احساس - دلنوشته های زیبا............

پست توسط airplane »

تصویر

تصویر

تصویر
آیا می دانید هر فرد پس از مرگ با اهدای اعضای خویش می تواند سبب نجات یا ارتقای سلامتی بیش از 50 نفر شود


برای عضویت در انجمن اهدای عضو به لینک زیر مراجعه کنید


[External Link Removed for Guests]

[COLOR=#000000]تا چند زنم بروی [COLOR=#0070c0]دریاها خشت بیزار شدم ز بت‌پرستان  

خیام که گفت دوزخی خواهد بود که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت



 
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1862
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 23 اسفند 1388, 3:42 pm
محل اقامت: کرمان/رفسنجان
سپاس‌های ارسالی: 10774 بار
سپاس‌های دریافتی: 12387 بار
تماس:

Re: ادبیات و احساس - دلنوشته های زیبا............

پست توسط AGeNiS1 »

به ما میگفتند نباید پپسی بخوری گناه دارد
وقتی به تهران آمدم .اولین کاری که کردم از یک دستفروش یک پپسی گرفتم
درش تالاپ صدا کرد و باز شد
بعد خوردم.دیدم خیلی شیرین است
آن روز نتیجه گرفتم گناه شیرین است
(حسین پناهی)[External Link Removed for Guests]
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1862
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 23 اسفند 1388, 3:42 pm
محل اقامت: کرمان/رفسنجان
سپاس‌های ارسالی: 10774 بار
سپاس‌های دریافتی: 12387 بار
تماس:

Re: ادبیات و احساس - دلنوشته های زیبا............

پست توسط AGeNiS1 »

 از تصادف جان سالم به در برده بود و می گفت

زندگی اش را مدیون ماشین مدل بالایش است

[COLOR=Red]و خدا همچنان لبخند میزد

   کلاغ پر...

نه کلاغ را بگذاریم برای آخر...

نگاهت پر...

خاطراتت هم پر...

صدایت پر...

جوانی ام پر...

من هم پر...

حالا تو مانده ای و کلاغی...

که هیچ وقت به خانه اش نرسید...!!


 
  خدا زمين را مدور آفريد تا به انسان بگويد همان لحظه اي که تصور مي کني

به آخر دنيا رسيده اي، درست در نقطه آغاز هستي.



 
 الهى خودت آگاهى که درياى دلم را جزر و مد است يا

باسط بسطم ده و يا قابض قبضم کن
 
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه 27 مرداد 1385, 3:58 am
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: ادبیات و احساس - دلنوشته های زیبا............

پست توسط mahshid-banoo »

 [External Link Removed for Guests]


روزگاری، چشم پوشیدم ز خواب
تا بخوانم قصه ی مهتاب را
این زمان- دور از ملامت های ماه-
چشم می بندم که جویم خواب را!

-فریدون مشیری 
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”