مکتب طب ایرانی

در اين بخش مي‌توانيد در مورد مباحث مرتبط با پزشکي و درمان به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, Dr.Akhavan, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1062
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۲, ۷:۵۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6153 بار
سپاس‌های دریافتی: 3145 بار

مکتب طب ایرانی

پست توسط Hesam - 1994 »

طب صناعتی است که بر بدن انسانها عنایت دارد و صحت و سلامت را به آنها عرضه می دارد.
فرق علم و صناعت : علم عبارتست از دانش و آگاهی از اموري اما صناعت دانش هایی است که به صورت ملکه در آمده است و فرد هر موقع بخواهد از بالقوه به بالفعل تبدیلش می کند.
پس صناعت پزشکی عنایت به بدن انسان دارد و موضوع آن بدن انسان و حفظ و بازگشت سلامت به بدن است اما صناعت هایی مثل نجاري آهنگري و آرایشگري گرچه توجهی هم به انسان دارند اما عنایتی جهت تدبیر حفظ سلامت و بازگشت سلامت ندارند آرایشگر موضوع کارش زیبایی است و ممکن است در این مسیر موجب بیماري پوستی در فرد هم بشود.
مکتب طبی چه تعریفی دارد؟ مکتب طبی یعنی یک نوع تفکري که بر اساس آن تعریفی از انسان از صحت و مرض و دارو ودرمان صورت می گیرد. ولی خارج از مکتب چیزهایی که وجود دارد که شیوه هاي درمانی است.یا شیوه هاي زندگی است که ممکن است حاصل از تجربیات قومی و قبیله اي باشد . پس شیوه ها و روش هاي درمانی چه بر اساس تجربه باشند و چه بر اساس علم باشند هیچ کدام مکتب طبی نیستند اما متفرعاتی هستند از مکاتب طبی
اما مکاتب طبی 4 تا بیشتر نیستند:
1 -مکتب طب چینی که بر اساس تفکر دائو یا تائو شکل گرفته
2 -مکتب طب اخلاطی : که سنت هاي جاري در جامعه ما متفرع شده از این مکتب اند
3 -مکتب طب نوین یا آلوپاتیک
4 مکتب طب آیورودا یا طب هندي

مكتب طب ایرانی یا مکتب طب اخلاطی که به اشتباه از آن به نام های طب سنتی طب اسلامی یا طب فولکلور نام میبرند به عنوان مکتب مادر پزشکی جهان مطرح است یعنی سایر مکاتب پزشکی به خصوص پزشکی رایج (آلوپاتی) در واقع از این مکتب متفرع شده است پشتوانه هر مکتب پزشکی در واقع یک مکتب فلسفی .است پشتوانه مکتب طب ایرانی فلسفه مشّا است طب یکی از شاخه های بخش علوم طبیعی یا طبیعیات است لذا اصطلاحات و لغات فلسفی و منطقی زیادی دارد و به همین دلیل برای کسانی که با ادبیات امروز آشنا هستند و با ادبیات کلاسیک فارسی و عربی انس و الفتی ندارند؛ درک و دریافت متون پزشکی ایرانی سنگین و ثقیل است برای سهل و آسان کردن مفاهیم پزشکی ایرانی بر پژوهشگر جدی و علاقمند به این مکتب فرض است تا با فراگیری علوم مقدماتی این مکتب با زبان علمی آن آشنا شود و طیّ این مسیر را بر خود آسان و هموار سازد چرا که در جهت پژوهش و توسعه این مکتب، ناگزیر از مراجعه مکرر به متون کلاسیک طب ایرانی است.
در گذشته هر فردی که میخواست وارد عرصه پزشکی شود باید حداقل ده علم را فرا می گرفت. این علوم بنا بر قول صاحب کتاب خلاصه الحکمه عبارتند از علم فقه و حدیث ، علم اخلاق ،علم حکمت ، علم منطق، علم طبیعی، علم هندسه، علم هیات ،علم احکام نجوم، علم حساب و علم کهانت و فراست.

تقسیم بندی علم طب دانش پزشکی به دو شاخه طب نظری و طب عملی تقسیم میشود طب نظری شامل امور طبیعیه اسباب و علل، دلایل و علائم است. در بخش طب نظری با ساختار بدن آشنا میشویم. اموری نظیر این که بدن از چه به وجود آمده، عضو چیست اسباب و علل صحت و بیماری چیست و چگونه میتوان آنها را شناخت همچنین در بخش علوم نظری، علائم و نشانه ها را میخوانیم و ...... توجه به این نکته مهم است که آگاهی از همه این مطالب از کسی طبیب حکیم دانا نمیسازد؛ بلکه در نهایت بخشی از علم طب فرا گرفته شده است.
بخش طب عملی نیز سه شاخه است که شامل علم تدابیر علم درمان با دارو و علم درمان با دست اعمال یداوی است که در ادامه بدان می پردازیم . در علم تدابیر اصول مدیریت سته ضروریه بیان می شود ؛ مدیریت آب و هوا ،مدیریت خوراکیها و آشامیدنیها ،مدیریت خواب و بیداری ،مدیریت اعراض نفسانی، مدیریت استفراغ و احتباس و مدیریت حرکت و سکون باید توجه داشت که کلیه این امور با توجه به دوره های عمر و سایر شرایط و مختصات (مثلا زنان باردار و شیرده ، اطفال ، نوجوانان ، جوانان، سالمندان، سفر و ...) نیازمند مدیریتی مخصوص به خود است.

فردی که از علم تدابیر آگاهی دارد چنانچه تندرست باشد؛ قادر است با بهره گیری از این دانش از سلامت پایدار برخوردار شود و مانع از بروز بیماری شود. و اگر بیمار باشد؛ با علم به موضوعات میتواند روند درمان را سریع تر و آسان تر کند و چنانچه به بیماری غیر قابل درمانی مبتلا باشد؛ با استفاده از این علم میتواند عوارض ناشی از بیماری را قابل تحمل کند. لذا فراگیری این بخش از علم پزشکی برای همه مردم اعم از پزشک و غیر پزشک، واجب عینی است چون حفظ صحت و سلامت برای عموم به لحاظ عقلی و شرعی لازم و ضروری است. لیکن علم درمان واجب کفایی است. به این معنا که اگر عده ای آن را یاد بگیرند، فراگیری آن از سایرین ساقط میشود. زیرا این بخش از پزشکی نیازمند تحصیلات تکمیلی و مستمر و ممارست نزد استاد بر بالین است. بر این اساس بدیهی است که این امکان برای همگان میسر نیست و تنها عده ای که توان فراهم کردن امکانات این بخش را دارند قادر به یادگیری و سپس ارایه خدمات درمانی به مردم هستند.
علم درمان با دست اعمال یداوی؛ اعمال یداوی به اموری مانند جراحی، دلک، حجامت، فصد، غمز و... اطلاق میشود در واقع بیشتر درمانهای یداوی در زمره درمانهای تهاجمی است به طوری که حکما، از آن به عنوان «تدابیر قویه» یاد کرده اند. کسی که میخواهد از درمانهای یداوی استفاده کند یا آن را برای بیماران تجویز نماید لازم است کلیه مبانی و اصول درمان را بداند زیرا ضررهای ناشی از خطا در درمانهای یداوی، اغلب غیرقابل جبران است . بر این اساس طبیب بایستی بر تمامی اصول و مبانی ناظر بر اعمال یداوی اشراف کامل داشته باشد تا بتواند از این نوع درمان در جایگاه خود به ضرورت استفاده کند. چرا که تا کار درمان با تدابیر ضعیف یا متوسط ممکن باشد، اقدام به تدابیر قویه ممنوع است.
طب عملی برای عمل بر بالین است، فردی که هر دو بخش دانش طب نظری و طب عملی را فراگیرد ؛ طبیب بالقوه می شود. هرگاه چنین طبیبی بر بالین بیمار برود و قادر به معاینه ، تشخیص و تدبیر شود، طبیب بالفعل می شود. زیرا توانسته است طب نظری و عملی را از قوه به فعل دراورد.
 
منابع:
جزوه مبانی مکتب طب ایرانی استاد محمد عبادیانی
کتاب راهنمای سوختگی در مکتب طب ایرانی ؛ محمد عبادیانی ؛ نشر نیاکان

گرداورنده: حسام نظری
 
 
ارسال پست

بازگشت به “پزشكي و درمان”