اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار و حوادث روز به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: MOHAMMAD_ASEMOONI, MASTER, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

نگاهی به یک ادعا؛
[External Link Removed for Guests]
وزیر امور خارجه دولت یازدهم در نشست خبری مشترک با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از امیدواری خود به حصول توافق جامع ظرف 4 یا 5 ماه سخن گفته است!


گروه بین‌الملل مشرق – کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به‌تازگی تهران را ترک کرده است. سفر اشتون به ایران حواشی ناراحت‌کننده‌ای داشت که البته طی ماه‌های اخیر نمونه آن در سفرهای هیات‌های خارجی دیگر به کشورمان هم دیده شده بود. این حواشی واکنش‌های زیادی در داخل کشور داشته اما در این گزارش نمی‌خواهیم آن حواشی را مورد بررسی قرار دهیم. محور این گزارش تحلیلی کوتاه جمله‌ای است که محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت یازدهم در نشست خبری خود با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا بر زبان آورد. البته قبل از ورود جدی به این بحث، اشاره به این نکته ضروری است که شخص کاترین اشتون تنها یک موجودیت سمبلیک است و از نظر سیاسی فاقد ارزش و حتی یک پیشینه درخشان سیاسی است. بنابراین سفر او به تهران نیز تنها یک سفر سمبلیک بوده است، نه چیزی بیشتر.

ظریف در نشست خبری مشترک با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اظهار داشت: « ایران مصمم است که به توافق دست یابد و ما نشان دادیم که اراده سیاسی داریم و از طرف خودمان کارمان را انجام دادیم و در حال حاضر بستگی به طرف مقابل دارد که به توافق ژنو پایبند باشد و با میل، تصمیم و تعهد به میز مذاکره بیایند تا اینکه بتوانیم به توافقی دست یابیم که برای دو طرف مورد قبول است.»

ظریف با ذکر این نکته که معتقدم در 4 تا 5 ماه آینده می‌توانیم این کار را انجام دهیم و حتی کوتاه‌تر از این زمان تصریح کرد: «اما آنها باید این را قبول کنند که ایران توافقنامه‌ای را قبول می‌کند که به حقوق مردم ایران احترام بگذارد و هیچ سردرگمی وجود نداشته باشد.»

حتما این سوال در ذهن مخاطب کنجکاو ایجاد شده است که کجای این حرف‌ها عجیب است؟ پاسخ این سوال چنین است: «انتظار رسیدن به توافق جامع با شش کشور موسوم به 1+5 ظرف تنها چند ماه، آن هم با آن طیف گسترده از اختلافاتی که وجود دارد، بسیار دور از ذهن به‌نظر می‌رسد.» البته چنین اظهار نظری از سوی ظریف، منحصر به فرد نیست و قبلا هم مشابه آن دیده شده است.

تصویر

مشرق پیش از این در یک گزارش مفصل 3 قسمتی تحت عنوان «چشم‌انداز مذاکرات جامع هسته‌ای»، تنها به بخشی از موضوعات مورد مناقشه احتمالی در مذاکرات جامع اشاره کرده بود. شاید زمان 4 یا 5 ماه، تنها برای رفع اختلافات بر سر یکی از موضوعات مذکور در آن گزارش کفایت کند. بحث قطعنامه‌های شورای امنیت، سطح غنی‌سازی در گام نهایی، برچیدن تاسیسات هسته‌ای و ... بحث‌هایی نیست که به‌راحتی بتوان بر سر آنها به توافق رسید. سید عباس عراقچی، معاون عموما منطقی‌تر آقای ظریف نیز ضمن ابراز بدبینی نسبت به مذاکرات، تلویحا به سخت بودن دست‌یابی به توافق بر سر چنین موضوعاتی اذعان کرده است. این در حالی است که حتما وزیر خارجه دولت یازدهم می‌داند که دست‌یابی به‌توافق در خصوص حفظ رآکتور آب سنگین اراک و در عین حال دست‌یابی به راه حل فنی برای تضمین‌دهی در خصوص عدم بازفرآوری پلوتونیوم 239، چه کار سنگین و طاقت‌فرسایی را در پیش خواهد داشت.

تصویر

چنین اظهار نظری از سوی رئیس دستگاه دیپلماسی یا بیان‌گر خوش‌بینی بیش از حد وی به مذاکرات بر اثر یک اشتباه محاسباتی است و یا واقعا وی چیزهایی می‌داند که افکار عمومی از آن مطلع نیستند.

در میان گمانه‌زنی‌ها، تئوری‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه علاوه بر مسیر دیپلماتیک مشخص بین ایران و 1+5، دستگاه سیاست خارجی دولت یازدهم از مسیر دومی هم برای مذاکره مستقیم با ایالات متحده استفاده می‌کند و حتی از یک شخص خاص به‌عنوان مسئول پیش‌برد این مذاکرات نام برده شده است. با این حال، این گزارش اصل را بر همان مسیر دیپلماتیک شناخته شده می‌گذارد و با توجه به اثبات‌ناپذیری گمانه‌زنی مزبور در شرایط فعلی، آن را از گردونه بحث و تحلیل خارج می‌کند. همواره اصل بر اعتماد به مقامات کشور و اعتقاد به صدق آنهاست، مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.

تصویر

بر این اساس، حتما آنچه آقای ظریف می‌گوید، ناشی از خوش‌بینی مفرط به مذاکرات و احتمالا طرف مذاکره است. بحث حسن نیت در مسائل مربوط به سیاست بین‌الملل، آن هم بین دو بازیگری که بیش از 30 سال خصومت در کارنامه روابط دوجانبه دارند، بیشتر به یک شوخی شبیه است تا واقعیت.

متاسفانه به‌نظر می‌رسد که این‌چنین محاسبات اشتباهی در میان تیم‌ مذاکره‌کننده ایرانی یک استثناء نیست. در شرایطی که تیم حریف کاملا مجهز و با برنامه‌ریزی‌های دقیق به میدان مذاکرات می‌آید، تیم ایرانی متاسفانه به فضای حسن نیت امید می‌بنند و احساس می‌کند که «دوران بازی با حاصل جمع صفر» به پایان رسیده است.

برای بیان میزان حساب‌شده عمل کردن تیم حریف، فقط ذکر همین مثال کافی است. سایت «عصر ایران»، نزدیک به اردوگاه حامیان دولت یازدهم در تاریخ 8 اسفند جاری، می‌نویسد: «سناتور رابرت منندز، سناتور دموکرات رییس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا گفت که او جنگ‌طلب نیست اما نقش او به عنوان پلیس بد کمک موثری به دولت اوباما می‌کند تا در مذاکره با ایران از اهرم کنگره به عنوان یک ابزار فشار بهره ببرد.» بحث تاکتیک «پلیس خوب، پلیس بد»، همان چیزی است که رسانه‌های منتقد دولت یازدهم بارها در خصوص آن هشدار داده‌اند اما هرگز به‌عنوان یک احتمال جدی مورد توجه تیم مذاکره‌کننده ایرانی قرار نگرفته است. به‌عکس، در ایران از رسانه‌های منتقد توافق ژنو شکایت می‌شود و دستگاه دیپلماسی حاضر نیست از فرصت مشابه استفاده کند. منتقدین کم‌سواد خوانده می‌شوند و مورد اهانت قرار می‌گیرند. در شرایطی که طرف مقابل کاملا از مخالفان توافق ژنو در مسیر اعمال فشار بیشتر به ایران استفاده می‌کند، طرف ایرانی در حالی که در برابر نقد ناقدان مستاصل و عاجز از پاسخ به‌نظر می‌رسد، اقدام به شکایت و به توپ اهانت بستن منتقدان می‌کند.

تصویر

جالب‌تر این است که در برابر چنین حریفی از حسن نیت صحبت شود و از آن بدتر، به توافق 4 ماهه اندیشیده شود. توافقی که با چنین حریفی در 4 ماه حاصل شود، قطعا هیچ دغدغه‌ای در خصوص حقوق ملت ایران و نسل‌های آینده‌ای نخواهد داشت که با پایان یافتن منابع انرژی فسیلی کشور، نیاز به انرژی هسته‌ای را جدا حس خواهند کرد؛ نسل‌هایی که بدون چرخش سانتریفیوژها، چرخ زندگی‌شان هرگز نخواهد چرخید.

مذاکرات وین 1 و دور اول مذاکرات کارشناسی به پایان رسیده است. طبق معمول خبری جدی از مذاکرات بیرون نمی‌آید و معلوم نیست که مباحثات در جریان چیست؛ و البته از سازنده بودن مذاکرات سخن به میان می‌آید. امید است که این مذاکرات واقعا سازنده باشند و این البته نیازمند محاسبات صحیح است. در غیر این‌صورت، ابهامات موجود در توافق 6 ماهه فعلی می‌تواند به فاجعه‌ای برای استقلال و نسل‌های آینده ایران بدل شود.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

گزارش ویژه/ فوری
[External Link Removed for Guests]
در سفر کاترین اشتون به ایران تاسیس دفتر اتحادیه اروپا در ایران نهایی شده است.


تصویر

حامد علوی، ایران هسته ای- «ایران هسته ای» گزارش هایی دریافت کرده است که نشان می دهد در سفر کاترین اشتون به ایران تاسیس دفتر اتحادیه اروپا در ایران نهایی شده است.

«ایران هسته ای» روز ورود اشتون[External Link Removed for Guests] که این موضوع یکی از محوری ترین درخواست های اشتون در تهران است و تمرکز مذاکرات در این سفر هم به جای موضوع هسته ای بر مسئله حقوق بشر خواهد بود.

اکنون منابع مطلع می گویند توافقات درباره تاسیس دفتر اتحادیه اروپا در تهران نهایی شده است.

این دفتر از ابتدای سال آینده کار خود را آغاز خواهد کرد.

کارشناسان در تهران می گویند این ارزیابی به طور جدی وجود دارد که این دفتر نه بر موضوعات دیپلماتیک یا حتی اقتصادی، بکه مشخصا بر مسئله حقوق بشر به عنوان مجرایی برای مداخله در امور داخلی ایران تمرکز خواهد کرد.

به عقیده تحلیلگران امنیتی هدف اروپا این خواهد بود که این دفتر را به یک «منطقه امن» برای ارجای پروژه های براندازانه در محیط داخلی ایران اختصاص بدهد.

در سفر اشتون به ایران هم موضوع حمایت از جریان فتنه تحت عنوان حقوق بشر اصلی ترین مسئله بوده و مایکل مان سخنگوی وی تایید کرده است که اشتون در این سفر درباره موضوعاتی با مقام های ایرانی مذاکره کرده که تا کنون فرصت صحبت درباره آنها را نداشته است.

کاترین اشتون شنبه سب در بدو ورود به تهران با جمعی از فعالان فمینیست حامی فتنه دیدار کرده است و هنوز روشن نیست که وزارت خانه های خارجه و اطلاعات با چه توجیهی با این دیدار موافقت کرده اند.

بیانیه ای هم که اشتون در پایان سفر خود به تهران صادر کرده، به طور کامل به مداخله در امور داخلی ایران و حمایت از جریان فتنه اختصاص دارد.

متن کامل این بیانیه را [External Link Removed for Guests]ببنید.

کارشناسان عقیده دارند این سفر نقطه شروع فشار حقوق بشری مستمر به ایران با حمایت دولت و برخی جریان های نزدیک به فتنه با هدف منفعل کردن نظام و وادار کردن آن به باز کردن فشا برای جریان فتنه در آستانه انتخابات مجلس و خبرگان بوده است و از این پس این مسئله عمق و ابعاد بیشتری پیدا خواهد کرد.

ظاهرا ارزیابی اروپایی ها این است که دولت حسن روحانی مخالفتی با مداخله آنها در امور داخلی ایران ندارد به شرط اینکه این مداخله بر قدرت چانه زنی آن در مقابل نظام در موضوع هسته ای و سایر موضوعات بیفزاید.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

یک منبع مطلع در گفت‌وگو با فارس:
[External Link Removed for Guests]
یک منبع مطلع خبر تأسیس دفتر اتحادیه اروپا در تهران را تکذیب کرد و گفت در سفر اشتون در این باره بحثی صورت نگرفته است.


تصویر

در پی انتشار اخباری مبنی بر تأسیس دفتر اتحادیه اروپا در تهران یک منبع مطلع در گفت‌وگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس، خبر منتشر شده را صحیح ندانست و تصریح کرد: این خبر به هیچ وجه صحت ندارد و اصلا در سفر کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا به تهران در این باره بحث نشد.

پس از سفر کاترین اشتون به تهران اخباری منتشر شد مبنی بر اینکه قرار است دفتر اتحادیه اروپا در تهران به زودی تأسیس شود و این دفتر از ابتدای سال آینده کار خود را آغاز کند.

براساس این اخبار، تأسیس دفتر اتحادیه اروپا در تهران یکی از درخواست‌های اشتون در این سفر بوده است.

کاترین اشتون بعدازظهر شنبه به منظور انجام سفری ۲ روزه وارد تهران شد. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا دیروز (یکشنبه) ضمن دیدار و گفت‌وگو با محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه در نشست خبری حضور یافت و پس از آن به دیدار حسن روحانی رئیس جمهور رفت و سپس با علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی ملاقات و گفت‌وگو کرد.

وی همچنین با سعید جلیلی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و علی‌اکبر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل دیدار و به رایزنی پرداخت.

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا امروز نیز در اصفهان به سر می‌برد تا بازدیدی از این شهر به عمل آورد.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

گزارش ویژه
[External Link Removed for Guests]
دیدار کاترین اشتون با 6 فعال زن نزدیک به جریان فتنه بدون تایید دستگاه امنیتی انجام شده است.


ایران هسته ای- برخی اطلاعات موجود در اختیار «ایران هسته ای» حکایت از آن دارد که دیدار کاترین اشتون با 6 فعال زن نزدیک به جریان فتنه بدون تایید دستگاه امنیتی انجام شده است.

یک منبع روز سه شنبه 20 اسفند، به «ایران هسته ای» گفت وزارت اطلاعات با این دیدار مخالف بوده و مخالفت خود را به دستگاه های میزبان اشتون اعلام کرده بوده است.

دیگر دستگاه های امنیتی نیز با این مسئله موافقتی نداشته اند.

به این ترتیب، روشن شده است که این دیدار بدون انجام هماهنگی های معمول و با علم به مخالفت دستگاه های امنیتی انجام شده است.

ظاهرا تنها نهادی که باید در این باره پاسخگو باشد وزارت خارجه است که هم میزبانی اشتون و هم تنظیم برنامه های وی داخل ایران را بر عهده داشته است.

وزارت خارجه نیز هنوز مسئولیت این امر را نپذیرفته است.

مرضیه افخم سخنگوی وزارت امور خارجه روز دوشنبه 19 اسفند اعلام کرد که وزارت خارجه بابت این موضوع به سفارت اتریش در تهران تذکر داده است.

اما بعید به نظر می رسد که این توجیه پذیرفتنی باشد چرا که این تنها وزارت خارجه بوده که در جریان جزئیات برنامه های اشتون در تهران قرار داشته است.

علاوه براین، در حالی که دیروز منابع نزدیک به دولت گزارش «ایران هسته ای» درباره نهایی شدن آغاز به کار دفتر اتحادیه اروپا در تهران را تکذیب کردند، منابعی که این خبر را در اختیار «ایران هسته ای» گذاشته اند می گویند موضوع مربوط به تاسیس دفتر پارلمان اروپا در تهران است که عملا همان وظایف دفتر اتحادیه را در ایران انجام خواهد داد و متمرکز بر ارتباط گیری با عناصر جریان فتنه و پیگیری پرونده به اصطلاح حقوق بشر خواهد بود.

این منابع می گویند توافقات مربوط به تاسیس این دفتر انجام شده و فعالیت آن از فروردین آغاز خواهد شد.

سفر کاترین اشتون به تهران که متمرکز بر پرونده حقوق بشر و مداخله آشکار در امور داخلی ایران بود انتقادهای فراوانی را برانگیخته ولی دولت در این زمینه پاسخگو نیست.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

گزارش ویژه
[External Link Removed for Guests]
مجوز دولت ایران به کاترین اشتون برای دیدار با 6 زن نزدیک به جریان فتنه به معنای آغاز بی سر و صدای مذاکرات حقوق بشری با دولت ایران است.


تصویر

ایران هسته ای- منابع غربی می گویند از دید آنها مجوز دولت ایران به کاترین اشتون برای دیدار با 6 زن نزدیک به جریان فتنه به معنای آغاز بی سر و صدای مذاکرات حقوق بشری با اتحادیه اروپا است.

کاترین اشتون شامگاه شنبه 17 اسفند 1392 (8 مارس 2014) وارد تهران شد و در اولین برنامه کاری خود با نرگس محمدی، گوهر عشقی (مادر ستار بهشتی) و 4 زن دیگر که همگی نزدیک به جریان فتنه هستند [External Link Removed for Guests]

این ملاقات انتقادهای زیادی را برانگیخت به گونه ای که محمد جواد ظریف وزیر خارجه اعلام کرد وزارت خارجه از قصد اشتون برای انجام چنین دیداری بی اطلاع بوده است.

این در حالی است که آیت الله آملی لاریجانی رییس قوه قضاییه روز چهارشنبه 21 اسفند گفت اطلاعاتی در اختیار دارد که وزارت خارجه نه تنها از این دیدار مطلع بوده بلکه مقدمات آن را نیز فراهم کرده است.

مایکل مان سخنگوی کاترین اشتون هم روز 23 اسفند به رادیو فردا گفته است که این دیدار با مقام های ایرانی هماهنگ شده بود.

«ایران هسته ای» اطلاعاتی در اختیار دارد که نشان می دهد وزارت اطلاعات با این دیدار مخالف بوده و مخالفت خود را هم به وزارت خارجه[External Link Removed for Guests]

مجموعه شواهد نشان دهنده آن است که این دیدار به ابتکار شخص وزیر خارجه انجام شده و این وزارتخانه نمی تواند از پذیرش مسئولیت آن طفره برود.

هنوز اطلاعاتی درباره جزئیات این دیدار منتشر نشده ولی برخی منابع به «ایران هسته ای» گفتند شواهدی وجود دارد که نشان می دهد اتحادیه اروپا قصد دارد این دیدارها را به یک رویه تبدیل کند.

ظاهرا یک جریان خاص در دولت هم با این امر مخالف نیست و حس می کند فشار حقوق بشری از خارج می تواند قدرت چانه زنی دولت را در مقابل اصولگرایان بالا ببرد.

گزارش های موجود نشان می دهد دفتر پارلمان اروپا در ایران از ابتدای سال 93 آغاز به کار خواهد کرد و این دفتر بناست بار اصلی چنین ارتباطاتی را به دوش بکشد.

بسیاری از تحلیلگران عقیده دارند هدف اصلی از این ارتباطات منسجم کردن و توانمند سازی جریان فتنه است؛ امری که ظاهرا آقای ظریف هم به آن بی علاقه نیست.

محمد جواد ظریف چندی پیش در صفحه فیس بوک خود هنگامی که درباره موضوع حصر مورد پرسش قرار گرفت پاسخ داده بود که در مقام وزیر خارجه بهتر است به این سوال جواب ندهد اما در عین حال تذکر داده بود که که موضعش در این باره روشن است!

تحلیلگران می گویند وزارت خارجه علاقمند است به موازات پرونده هسته ای، پرونده حقوق بشر را هم به دست بگیرد و مذاکرات حقوق بشری با اروپا را که هدف از آن منطبق کردن وضعیت حقوق بشر در ایران با استانداردهای غربی است، آغاز کند.

به همین دلیل دولت موازی کاری دولت با قوه قضاییه در این زمینه آغاز شده است و می توان حدس زد که ادامه هم پیدا خواهد کرد.

این در حالی است که مطابق مصوبه شورای عالی امنیت ملی، مسئولیت پرونده حقوق بشر در ایران با ستاد حقوق بشر قوه قضاییه است.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

گزارش ویژه
[External Link Removed for Guests]
برخی کارشناسان هشدار می دهند سفر اخیر رییس جمهور به عمان نباید منجر به باز شدن بی سر و صدای دوباره کانال مسقط میان ایران و امریکا شود.


تصویر

علی شاهدیان، ایران هسته ای- برخی کارشناسان هشدار می دهند که سفر اخیر رییس جمهور به عمان نباید منجر به باز شدن بی سر و صدای دوباره کانال مسقط میان ایران و امریکا شود.

حسن روحانی، روز چهارشنبه هفته گذشته (21 اسفند) در سفری یک روزه به مسقط پایتخت عمان رفت.

اگرچه هدف از این سفر توسعه روابط دو جانبه و مسائل بانکی و اقتصادی عنوان شده ولی برخی تحلیلگران می گویند ممکن است دو موضوع نگران کننده در دستور کار این سفر بوده باشد.

نخستین موضوع این است که رولت بخواهد از عمان به عنوان واسطه ای برای بهبود روابط با عربستان سعودی یا به تعبیر درست تر امتیاز دهی با واسطه به عربستان استفاده کند.

دولت روحانی –همانند دولت احمدی نژاد- علاقه فراوانی به نادیده گرفتن کینه توزی عمیق سعودی نسبت به ایران و باز کردن باب نشست و برخاست با آن دارد بدون اینکه در موضع طرف سعودی تغییری ایجاد شده باشد.

پیگیری های هاشمی رفسنجانی هم که ادعا می کند دارای نفوذ کلمه بر خاندان آل سعود است، این موضوع را تشدید کرده است.

موضوع دوم، تلاش احتمالی دولت برای احیای کانال مذاکرات محرمانه دو جانبه با امریکاست.

در ماه های گذشته اطلاعات مفصلی منتشر شده است که وجود چنین مذاکراتی پیش از توافق ژنو را تایید می کند.

گری سیمور، مشاور سابق باراک اوباما و عضو سابق تیم مذاکره کننده امریکا با ایران در 1+5، روز 19 اسفند در نشست مرکز مطالعات راهبردی لندن [External Link Removed for Guests] که امریکا عقیده دارد بدون این مذاکرات محرمانه امکان نهایی شدن توافق ژنو میان ایران و امریکا وجود نداشته است.

یوسف بن علوی بن عبدالله وزیر مسئول در امور خارجه عمان هم در سفر اخیرش به قاهره در جمع برخی از اهالی مطبوعات تاکید کرده پادشاهی عمان در توافق هسته ای بین آمریکا و ایران نقش داشته است.

دولت روحانی تا امروز در این باره که کیفیت این مذاکرات چگونه بوده سکوت کرده ولی مکررا گفته است که خود را مجاز می داند در موضوع هسته ای با امریکا در هر سطح، مکان و زمانی مستقیما مذاکره کند.

«ایران هسته ای» پیش از این خبر داده بود برخی ارزیابی ها حکایت از آن دارد که روند مذاکرات محرمانه با امریکا در مجموع به سود ایران تمام نشده و باید متوقف شود.

متعاقب این موضوع «ایران هسته ای» گزارش داد این روند متوقف شده است.

اکنون این نگرانی وجود دارد که آیا سفر به عمان به عنوان اولین کشور عربی که روحانی به آن مسافرت کرده، با هدف احیای این کانال انجام شده است یا نه؟
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

فارس گزارش می‌دهد
[External Link Removed for Guests]
خبرگزاری فارس نظرات ۸ نفر از کارشناسان و اساتید دانشگاه را در خصوص پذیرش احتمالی محدودیت در تعداد سانتریفیوژهای ایران در فاصله مذاکرات وین ۱ و وین ۲ جویا شده است که در این گزارش، خلاصه این نظرات منعکس شده است.


تصویر

به گزارش فارس، مذاکرات وین 2 از شامگاه 26 اسفند با شام کاری محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت یازدهم و کاترین اشتون، مسئول هماهنگی اتحادیه اروپا در حالی شروع می‌شود که انتظار می‌رود این دور از مذاکرات، بیش از آنکه مشتمل بر مباحث شکلی و چارچوبی باشد، از ابعاد فنی و محتوایی برخوردار گردد.

پس از حصول توافق موسوم به «برنامه اقدام مشترک» بین ایران و 6 کشور موسوم به 1+5، اظهارنظرهایی از سوی مقامات غربی و بالاخص آمریکایی مطرح شده است که بیان‌گر برخی ابعاد احتمالی است که طرف غربی در نظر دارد در مذاکرات جامع هسته‌ای طرح کند.

یکی از این موارد احتمالی، طرح مساله کاهش تعداد سانتریفیوژهای ایران است. بی‌بی‌سی در گزارشی و به نقل از یک کارشناس ابراز داشته که غرب در نظر دارد تعداد سانتریفیوژهای ایران را تا 3600 عدد تقلیل دهد. برخی کارشناسان و تحلیل‌گران ایرانی نیز بر این باورند که طرح غربی‌ها برای کاهش سانتریفیوژها به زیر 4000 عدد در مذاکرات مطرح خواهد شد.

غرب از این گذار به‌دنبال آن است که به‌زعم خود، ایران را از «نقطه فرار هسته‌ای»، یعنی غنی‌سازی در حد نیاز تولید یک بمب اتمی تا می‌تواند دورتر سازد و این در حالی است که ایران بارها اعلام کرده است که تولید سلاح هسته‌ای در دکترین دفاعی این کشور هیچ جایگاهی ندارد.

سوال مهم اینجاست که پذیرش محدودیت در تعداد سانتریفیوژها (ولو سقف محدودیت بیش از 4000 هم که باشد) و عدم توسعه آنها از نظر کمی و کیفی در گام طولانی‌مدت نهایی و همچنین احتمالا پس از آن، چه تبعاتی برای جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت؟ توجه به این نکته ضروری است که نیاز به انرژی هسته‌ای با رو به پایان نهادن منابع انرژی فسیلی کشور برای نسل‌های آینده بسیار جدی‌تر به‌چشم خواهد آمد.

در این خصوص، خبرگزاری فارس نظرات 8 نفر از کارشناسان و اساتید دانشگاه را در فاصله مذاکرات وین 1 و وین 2 جویا شده است که مخاطبان گرامی مصاحبه‌های تفصیلی با این کارشناسان را پیش‌تر ملاحظه کرده‌اند. در این گزارش، تنها شمه‌ای از نظرات این کارشناسان به‌صورت خلاصه در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد.

بهداد خویی، مدرس دانشگاه و کارشناس حقوق بین‌الملل: کاهش تعداد سانتریفیوژها یک خواسته نامعقول از طرف آمریکایی‌ها است. / ایران حتی یک گام هم نباید به عقب بردارد خصوصا در باره توسعه امکانات و تجهیزات هسته‌ای و دستیابی به علوم روز دنیا و بروز کردن علم خود در زمینه هسته‌ای؛ چرا که این حق تمام بشر است و ایران نیز این حق را دارد که توسعه پیدا کند.

فواد ایزدی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل آمریکا: ایران یک کشور مستقل است که برنامه هسته‌ایش را خودش بر اساس قوانین بین‌الملل و آژانس تنظیم می‌کند. ضمن آنکه در قوانین آژانس و معاهده ان.پی.تی محدودیتی در حوزه تعداد سانتریفیوژها نیامده است. / ایران اگر بخواهد روی اصول اولیه مربوط به مسائل هسته ای کوتاه بیاید در نهایت استقلال کشور را به خطر انداخته است.

سیامک باقری، استاد دانشگاه در رشته روابط بین‌الملل و متخصص حوزه امنیت بین‌الملل: ملت ایران مسئله هسته‌ای را یک موضوع غیر قابل معامله می‌دانند از این رو هر حرکت زیاده خواهانه آمریکایی‌ها با پاسخ مناسب ملت ایران مواجه خواهد شد و اگر در تصمیم‌گیری‌ها به گونه‌ای عمل شود که اصل غنی‌سازی و اصل فناوری هسته‌ای مورد مخاطره واقع شود ملت ایران به آن واکنش سریع، صریح و روشنی خواهد داد.

هادی آجیلی، استاد دانشگاه در رشته روابط بین‌الملل و متخصص حوزه اقتصاد سیاسی: طرف مقابل ایران در بحث هسته‌ای می‌خواهد نیازهای عملی را در حد R&D یعنی تحقیق و توسعه آزمایشگاهی قرار بدهد و کیست که نداند R&D دانشگاهی و آزمایشگاهی فارغ از چرخه صنعتی و چرخیدن سانتریفیوژها در فضای عملیاتی واقعی عملاً اتفاق نمی‌افتد. / نه تنها می‌خواهند جلوی توسعه سانتریفیوژها را بگیرند بلکه می‌خواهند تعداد سانتریفیوژهای موجود را نیز کم کرده و ما را به سمت چرخه نیمه صنعتی سوخت هسته‌ای ببرند.

محمدحسن قدیری ابیانه، استاد دانشگاه و متخصص امور راهبردی: ‌ایران نباید در موافقتنامه‌های هسته‌ای قبول کند که سانتریفیوژهایش را کم کند و صلاح هم نیست محدودیتی را فراتر از NPT بپذیرد زیرا آن وقت منافع ملی به مخاطره خواهد افتاد. / ‌ایران برای ساخت و نصب سانتریفیوژ مطابق با قوانین NPT نیازی به کسب اجازه از دیگران ندارد. ساخت و نصب سانتریفیوژها در‌ ایران منوط به موافقت غربی‌ها نیست چرا که اگر این امر موکول به موافقت آنها بود اصلا ما اجازه ساخت و نصب سانتریفیوژ پیدا نمی‌کردیم.

مهدی محمدی، کارشناس مسائل هسته‌ای و عضو تیم سابق مذاکره‌کننده هسته‌ای: ایران نه تنها نباید به محدودیت‌های مطرح شده از طرف غربی‌ها تن بدهد بلکه باید توسعه‌یابی و افزایش برنامه غنی‌سازی را استدلال کند و نباید تن به هیچ نوع محدودیتی در غنی‌سازی و ماشین‌های مربوط به این فرایند را بپذیرد. / ایران نه تنها نباید تعداد سانتریفیوژها را کم کند بلکه باید آنها را به بیش از 50 هزار سانتریفیوژ افزایش داده و از ماشین‌های جدید استفاده کند.

علی احمدی، کارشناس مسائل بین‌الملل: تعداد و نوع سانتریفیوژها تابعی هستند از هدف‌گذاری ایران در برنامه غنی‌سازی مورد توجهش. اگر هدف‌گذاری دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای مسالمت‌آمیز و ملی باشد بنابراین پیشرفته‌ترین نوع سانتریفیوژها باید در ایران فعالیت کنند و تعدادشان هم تابع این مهم است.

هادی محمدی، کارشناس مسائل راهبردی و بین‌المللی: غربی‌ها به دنبال این هستند که نسل‌های جدیدتر سانتریفیوژها که قابلیت غنی سازی با سرعت بالاتر را دارند از ایران سلب کنند و سطح غنی سازی ایران را در یک سطح محدود 3.5 درصد قرار بدهند. / مهندسی‌های مختلفی در ایران به عنوان مولفه‌های قدرت و همچنین مولفه‌های خارجی و منطقه‌ای و بین‌المللی موجب شده است که آمریکا امکان تحقق سریع هدف برچیدن برنامه غنی‌سازی در ایران را نداشته باشد از این رو آنها راهبرد دیگری از هدف‌ها را مد نظر قرار دادند به این طریق که به نحوی در ماهیت و کیفیت برنامه هسته‌ای ایران طبق برنامه اقدام مشترک برنامه‌ریزی کنند که چیزی جز نمای سمبلیک از برنامه غنی‌سازی باقی نماند.

مجموع این نظرات بیان‌گر آن است که تن دادن ایران به محدودیت تعداد سانتریفیوژها، یک اشتباه راهبردی خواهد بود و تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای باید با تمام توان در برابر چنین خواسته‌ای مقاومت کند. این نه‌تنها حقوق ایرانیان امروز را تضییع می‌کند، بلکه نسل‌های آینده و استقلال کشور را به‌خطر خواهد افکند.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

دل‌نگرانی‌های رئیس سابق انرژی هسته‌ای درباره توافق ژنو
[External Link Removed for Guests]
رئیس سابق انرژی هسته‌ای درباره توافق ژنو گفت: «دوستانی که شتاب‌زده رفتند و توافق را امضا کردند و پس از مرگ سهراب از حقوقدانان برای نظردهی راجع به توافق ژنو دعوت می‌کنند، باید زودتر کاری می‌کردند».


تصویر

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس،‌ خراسان در ویژه نامه نوروزی 93 خود گفت و گویی با فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی هسته ای انجام داده است که مشروح آن در ادامه می‌آید



* بحث بعدی غرب تعطیلی غنی سازی 5 درصد است

حتی تصورش را هم نمی کردم که برای گفت و گو با رئیس «سابق» سازمان انرژی اتمی ایران مجبور باشم از چند حلقه امنیتی عبور کنم تا نظرات کارشناسی و تحلیل های او درباره تحولات هسته ای کشور و توافق هسته ای ژنو را بشنوم. دکتر فریدون عباسی، که یکی از دانشمندان هسته ای کشورمان است را در مشهد در حالی ملاقات کردم که حتی دانشجویان وی به من گفته بودند بعید است بتوانی با دکتر گفت و گو بگیری. واقعیت هم همین طور است.

اقدام به ترور دکتر فریدون عباسی در هشتم آبان ماه 1389 باعث شده تا وی به عنوان یکی از مهم ترین دانشمندان هسته ای ایران همچنان در خطر ترور صهیونیست ها باشد. چیزی که حتی ذهن من را به خود مشغول کرده بود اما آرامش دکتر اصلا نشان نمی دهد که او از این خطر ترسی به دل راه داده باشد.

این آرامش را در طول 138 دقیقه مصاحبه با وی به خوبی درک کردم. مصاحبه ای که در یکی از معدود روزهای سرد زمستانی مشهد در محل اقامت وی برگزار شد. شهری که او دوران فوق لیسانس اش را در آن گذرانده و می گفت خاطرات زیادی از آن دارد. از روزهایی که آنقدر درس او و هم گروه هایش خوب بود که دانشگاه فردوسی اتاقی برای اقامت و انجام پژوهش های شان به آن ها داده بود اما او و همکلاسی هایش حتی برای تهیه لامپ آن اتاق مشکل داشتند و از میوه فروش محل کمک خواسته بودند. دکتر عباسی از بیان این سختی ها لحظه ای تردید نداشت و چندبار با تاکید گفت که او همه دوران تحصیل را در همین خاک مانده و تحصیل کرده است. وقتی تعجب من را می بیند که چطور می شود کسی در علوم هسته ای به این مدارج برسد اما از کشور خارج نشود، پاسخ می دهد که من هرچی می خواستم را در منابع علمی و کتب مختلف می یافتم و حتی از روی اسامی کسانی که این کتب را امانت می گرفتند، بعدها که رئیس سازمان انرژی اتمی شدم، می دانستم چه کسانی روی کدام موضوع کار کرده اند. می گوید «من نه خارج درس خوانده ام و نه با جک استراو فالوده خورده ام...بلکه با شهید شهریاری فالوده خورده ام.»

نوبت به بحث های هسته ای و کارشناسی که رسید حرف و انتقاد برای گفتن زیاد داشت. او که 5/2 سال تجربه کار با آژانس بین المللی انرژی اتمی را دارد و به خوبی این نهاد بین المللی را می شناسد به جزئیات جالب توجهی اشاره می کند. می گوید آژانس نمی خواهد انتهای کار را ببندد و می خواهد هرگاه ادعایی داشت دوباره به مذاکرات قبلی بازگردد. درباره درز اطلاعات از آژانس به دست جاسوس ها و خرابکارها نیز می گوید هشداری که ما قبلا درباره بازرسان به آژانس داده بودیم اسنودن ثابت کرد. او دراین باره به اتفاقاتی اشاره می کند که می تواند نتیجه درز اطلاعات از پیش اعلام شده به آژانس باشد: «در یک برهه در شیرهای خلاء که خریداری کرده بودیم، جنس دیافراگم ها را عوض کرده بودند که در مقابل گاز «یو.اف.6» خورده شود و از بین برود مثلاویروس استاکس نت را به همین شکل وارد کردند.یعنی در تجهیزاتی که از آن ها خریده بودیم این ویروس را کار گذاشته بودند.» حتی به نظر می رسد از روی اطلاعات دانشمندان هسته ای ایران که در آژانس وجود دارد این دانشمندان تهدیدجانی شده اند: «آگهی ترور دانشمندان ایران را با تصویر اخبار شبکه یک سیما تهیه کرده و برای خانواده شان می فرستند...»

عباسی درباره مذاکره با کارشناسان آژانس هم حرف دارد و می گوید: حتی در مقابل معاون آمانو که رئیس گروه مذاکره کننده است است حرف اول و آخر را یک خانم حقوقدان آمریکایی می زند. نوبت به حق ایران در غنی سازی اورانیوم که می رسد، دکتر فریدون عباسی تاکید داد که «باید بدانیم که غربی ها افراد ساده لوحی نیستند که حق ایران را در توافق بگنجانند. لااقل تیم مذاکره کننده ما نزد خود آن ها (غرب) و در دانشگاه های آن ها درس خوانده است.» به گفته او «بحث بعدی غرب تعطیلی غنی سازی 5 درصد است. آن ها که از اعتقاد خود دست بر نداشته اند. وقتی از غنی سازی 20 درصد به صورت مفت کوتاه آمده ایم و ما به ازای درست نگرفته ایم...تیم قبلی ما به ازاها را تعریف کرده بود...آن ها ممکن است بگویند فعلا تعطیل کنید چون نیاز عملی ندارید. حرف من این است که وقتی سوخت می خواهد تولید شود چندسال زمان می برد. راه اندازی مجدد کارخانه زمان می برد. غربی ها با سیاست تعطیلی غنی سازی ایران و تعطیلی رآکتور اراک و کارخانه آب سنگین و بعد تعطیلی کارخانه سوخت اصفهان پیش می روند...»

عباسی به تلویح به برخی بحث های داخلی درباره این توافق نیز اشاره می کند و می افزاید: «دوستانی که شتاب زده رفتند و توافق را امضا کردند و پس از مرگ سهراب از حقوقدانان برای نظردهی راجع به توافق ژنو دعوت می کنند باید زودتر کاری می کردند...» وقتی در لابه لای بحث، موضوعات سیاسی مطرح می شود، او انتقاد می کند که «آن فردی که تعیین شده بود که به آقای ظریف اطلاعات روز را ارائه کند آیا باید یک روز بعد از آغاز دولت روحانی برکنار شود؟ این یعنی اعتدال؟ دولت آقای روحانی همه همکاری ما را قطع کرد و همه کسانی که می توانستند در تفاهمنامه به آن ها کمک کنند را کنار گذاشتند.» می گوید: « من خیلی ناراحت شدم که در تبلیغات ریاست جمهوری یک کاندیدا از چرخیدن سانتریفیوژ و گره زدن آن به زندگی مردم استفاده کند.» به مناظره های انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هم اشاره می کند و می گوید: « این بحث «سرهنگ» و «حقوقدان» که گفته شد جالب نبود. آن روز در آن مناظره انتخاباتی، تصور من این است که صداقت آن ژنرال بیشتر از حقوقدان بود و راحت حرفش را می زد.» اما وقتی درباره «کم سواد» خواندن منتقدان توافق ژنو از وی سوال می کنم در پاسخ می گوید به این عبارت باید این طور نگاه کنیم که « هرکس ممکن است جمله ای را بگوید که فعل و فاعل آن جا به جا شود. بالاخره در جملات محاوره ای ممکن است کلمات جا به جا شود... » مصاحبه مفصل و 9000 کلمه ای با دکتر فریدون عباسی جزئیات کارشناسی و تحلیلی و البته سیاسی و نیز خواندنی دیگری دارد که می خوانید.



* اگر اجازه بدهید از موضوع آژانس و باهمکاری های جدید میان ایران و این نهاد شروع کنیم. اخیراً یوکیا آمانو مدیرکل آژانس اعلام کرد که باید وارد حوزه های چالشی بشویم. با این مقدمه می خواستم تحلیل شما را از همکاری های میان ایران و آژانس بدانم و این که درباره مطالعات ادعایی شرایط به چه شکلی پیش خواهد رفت؟

آژانس یک تشکیلات بوروکرات است و مطابق قوانین و مقررات خاص خود حرکت می کند و تا برنامه ای که تهیه می کند پاسخ نگیرد به کار خود ادامه می دهد. درباره عراق هم دیدیم که وقتی کار خود را پس از حمله صدام به کویت آغاز کردند در مواردی رژیم بعث اجازه بازرسی به ماموران آژانس داد و در نهایت به انهدام تمام تاسیسات این کشور انجامید و نه فقط تجهیزات، یعنی حتی ساختمان ها را هم منهدم کردند اما اظهارنظر درباره عراق حتی سال ها پس از حمله آمریکا به این کشور انجام شد. یا درباره عدم شفافیت هایی که درباره برخی کشورهای هم پیمان غرب، مثلا ژاپن مطرح شد روند رسیدگی به آن کمتر از 5 سال نبوده است. آن هم درحالی که این کشور پروتکل الحاقی را اجرا می کند. بنابراین ما نباید خیلی ساده باشیم که تصور کنیم الان با تفاهمنامه ای که با آژانس داریم باهم دوست شده ایم و آن ها هم می‌آیند و اعلام می کنند که چیزی نیست! سمت گیری آقای آمانو و آژانس بر این است که بحث اصلی آن ها مطالعات ادعایی است چون موضوع دیگری وجود ندارد و اگر هم چیزی بوده بحث شده و به نتیجه رسیده و پرونده ما در آژانس بسته شده بود اما دوباره باز شده است.



* منظور شما همان مدالیته ای است که در دوران حضور آقای لاریجانی در شورای عالی امنیت ملی انجام شد؟

بله! در همان زمان موضوعات ما بسته شد اما آن چه که باز شده و دوباره آژانس روی آن اصرار دارد ریشه و سابقه حدوداً 20 ساله دارد. البته از یک طرف باید بگوییم که آمانو در سال 2011 و با انتشار گزارش (Gov/65) علیه ایران کار خوبی کرده است. درست است که این گزارشی که او به شورای حکام آژانس ارائه کرد ساختگی و علیه ایران است اما ما می توانیم بگوییم که در این گزارش همه گزارش های سرویس های جاسوسی که علیه ایران به آژانس ارائه شده بود مکتوب شده است، آن هم توسط مدیرکل هرچند این گزارش سبب صدور قطعنامه و بیانیه علیه ما شد. در همان زمان ما در گفت و گوهایی که با ماموران آژانس داشتیم آن ها اعلام می کردندکه بیش از 50 درصد این گزارش چندان اهمیتی ندارد و مطالب سبک و سطحی است و نیمه دیگر آن مطالب مهم است. البته در مذاکراتی که هیئت 3 نفره ما با هیئت 6 نفره آژانس به ریاست هرمان ناکارتس داشت ما اعلام کردیم که از پاسخ دادن به این گزارش استقبال می کنیم مشروط به این که آژانس مدارک و اسناد خود را ارائه کند. گفتیم که ما منابع خبری شما را نمی خواهیم فقط اسناد و مدارکی که منتهی به این گزارش شده است را آژانس باید ارائه کند. گفتیم این که چه کسی این گزارش را به آژانس داده برای ما مهم نیست ما فقط اسنادی را می خواهیم که در حقوق بین الملل بتوان به آن استناد کرد. اعلام کردیم که اسناد الکترونیکی هم قبول نیست چرا که این ها سندهای محکمه پسند نیست و هرکسی می تواند آن را بسازد. مثلا درباره یک نقشه که آن ها می گفتند سند است، ادعای آن ها این بود که آن نقشه چون برخی اعدادش به زبان فارسی نوشته شده پس ساختگی نیست!



* یعنی حتی قبول نکردند که بدهند؟

نه! آن ها می گویند که ما این سندها را به شما نشان می دهیم اما نمی توانیم اسناد را ارائه کنیم. این جا یک سوال پیش می آید و آن هم این که چرا مذاکره با آژانس به نتیجه خاصی نمی رسید؟ ما که آماده بودیم و به تمام بندهای گزارش سال 2011 پاسخ داده بودیم اما آن ها حرف شان این است که «اگر این سندها را نشان بدهیم بازهم پرونده بسته نمی شود! چرا که ممکن است در حین مذاکرات اسناد جدیدی به دست ما برسد!» این جمله یعنی آن ها پافشاری دارند که انتهای کار را نبندند و هرگاه که خواستند دوباره به موضوعی که قبلا بسته شده است برگردند. مثلا فرض کنید درباره 5 مورد بحث ها نهایی شده باشد و تمام شود اما پس از مدتی دوباره آن ها می خواهند اگرخواستند به آن 5 مورد رجوع کنند و دوباره بحث کنند. خب شما حساب کنید که با این شرایط مذاکره با آژانس چقدر زمان خواهد برد؟ به همین دلیل هم هیچ کس در کشور این شرایط تحمیلی را نمی پذیرفت. ما هم محکم ایستادیم و گفتیم که آژانس باید سند بدهد و به صورت مکتوب آژانس بگوید که موضوعات چیست تا ما طبق قوانین به آن ها پاسخ دهیم. اما آن ها این را نمی پذیرفتند. مثلا آن ها درباره برخی خریدهایی که ممکن بود جمهوری اسلامی قبلا انجام داده باشد مواردی را مطرح می کردند. در حقیقت قصد آن ها این بود که درباره این خریدها از ما اطلاعات بگیرند تا بتوانند به کانال های خرید ما دست یابند. شما دیدید که در این چند سال اخیر هر بانک و شرکتی که با ایران مبادله داشت را تحت فشار قرار دادند یا تحریم کردند. به همین دلیل حالا به دنبال کانال های دسترسی ما به تجهیزات هستند تا جلوی آن را بگیرند. این موضوع را به خود آن ها هم گفته ایم. اما تا این حرف را می زنیم آن ها می گویند که آژانس با تروریست ها و خرابکارها ارتباط ندارد. این جمله را آمانو و معاونانش بارها تکرار کرده اند. ما به آن ها می گوییم که حرف ما این نیست که شما تروریست یا جاسوس و خرابکار هستید. ما به بازرس آژانس این اتهام را نمی زنیم، درست است که آن ها تبعه یک کشور هستند و حتی ممکن است حقوق شان را هم از همان کشور بگیرند اما طبق عرف بین الملل ما نمی توانیم به آن ها بگوییم جاسوس یا تروریست. اما حرف ما این است که آن ها امنیت نگه داری اطلاعات ندارند. اطلاعاتی که از ایران کسب می شود در سایت هایی ذخیره می شود که طراحی شده توسط سیستم های غربی است و دسترسی هکرها به اطلاعات آن ها وجود دارد. ببینید که این ها چطور به ترور دانشمندان ما دست زدند یا در سایت های ما خراب کاری کردند؟ با همین اطلاعاتی که اخذ شده است. چه اطلاعاتی که سرویس های جاسوسی از عوامل داخلی خود کسب کرده اند چه اطلاعاتی که از طریق همین روش های الکترونیکی کسب می شود. ما خیلی پیشتر به آن ها می گفتیم که تمام ایمیل ها و تلفن هایی که ماموران آژانس به هم می زنند توسط هکرها خوانده می شود. اخیرا هم دیدیدکه همین موارد را ادوارد اسنودن ثابت کرد. ما زودتر فهمیدیم چون زودتر با این نوع اتفاقات مواجه شده بودیم.

بنابراین حرف آژانس درباره مطالعات ادعایی است و از این حرف هم نمی گذرد. ما را متهم به چیزی می کنند که استفاده دوگانه دارد. مثلا مواد شیمیایی هم در صنایع دارویی و پزشکی استفاده می شود و هم کسی می تواند آن را در سلاح های کشتار جمعی به کار ببرد. در مواد صنعتی هم تجهیزاتی است که مثلا هم در صنعت نفت کاربرد دارد هم در صنعت هسته ای و هم مثلا برای ساخت سلاح. ایران هم یک کشور پیشرفته در عرصه نظامی است. دلیل آن هم این است که ما 8 سال درگیر جنگ بودیم و تحت تحریم هم بوده ایم. اما خیلی پیشرفت های نظامی داشته ایم. حالا مثلا فرض کنید در چاه های نفت بنا به دلایلی باید از نوعی مواد منفجره استفاده کنیم، خب باید چه کنیم؟ اصلا فرض کنید ما می خواهیم این مواد غیر نظامی را بسازیم و صادر کنیم.خب! چرا آن ها باید در کار ایران دخالت کنند؟



* در بحث هایی که مطرح کردید گفتید که آژانس زیربار تعیین زمان بندی برای مذاکرات نمی رفت. سوال من مشخصا این است که آیا این نهاد کلا نمی پذیرد که زمان نهایی برای مذاکرات تعیین شود؟

ببینید! آژانس رویه اش این است که باید به تمام سئوالات و مسائلش بپردازد. در تیم هایی که آن ها به ایران می آورند، متخصصان سوخت، شیمی، مواد منفجره، سلاح، حقوق و ... هستند. مثلا از انگلیس و فرانسه کارشناس سلاح دارند. از آمریکا یک نفر حقوقدان حضور دارد و همین خانم حقوقدان نقش تعیین کننده در مذاکرات دارد. یعنی حتی در مقابل معاون آمانو که رئیس گروه است حرف اول و آخر را همان خانم حقوقدان آمریکایی می زند. این به آن معناست که فرض کنید اگر آژانس با ایران به نتیجه برسد و بخواهند اسنادی را امضا کنند تا وقتی آن خانم رضایت ندهد آمانو می گوید چیزی امضا نشود.



* مصداقی هم در این زمینه دارید؟

بله! در متن مذاکرات که مطالعه می کنم این نقش خیلی مهم است. خانم وندی شرمن هم در گروه 1+5 همین نقش را دارد. نقش آمریکا در این موضوع برای این نهادها تعیین کننده است. برای آژانس هم تعیین کننده است. به هرحال بخش زیادی از بودجه آژانس و این نوع نهادها را آمریکا می پردازد و با شل و سفت کردن مقدار آن به راحتی می تواند روی کارهای کارشناسی تاثیربگذارد.



* آقای دکتر! آیا آژانس قصد دارد که به تمام نتایج تحقیقات ایران ولو این که ممکن است استفاده نظامی داشته باشد دسترسی داشته باشد؟

ببینید! ما موضوع پنهانی از آژانس نداریم. ما با آن ها در حال همکاری کامل هستیم. پروتکل الحاقی را اجرا نمی کنیم چون مصوبه مجلس ندارد اما مشکلی با اجرای آن نداریم مشروط به این که پرونده ما روال عادی داشته باشد. ما نباید در این باره تعهد جدیدی را بپذیریم آن هم قبل از این که حقوق ما رعایت شود. اما آن ها می خواهند تعهدات جدید را دیکته کنند. مثلا می گویند پروتکل الحاقی و «CTBT» را بدون مصوبه مجلس اجرا کنید. در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی این پروتکل را اجرا می کردیم آن هم به صورت داوطلبانه. یعنی دوربین های آژانس در تاسیسات «چاران» کرج نصب بود و اطلاعات به صورت آنلاین به وین ارسال می شد. بنابراین دولت ایران در زمان آقای خاتمی ثابت کرد که شفاف است و مشکلی با اجرای آن ندارد. خب این دولت که 10 سال پیش این کار را کردچه مشکلی داشت؟ مسئله این است که آن ها بسنده نمی کنند به این که دولت ایران کارهایی را انجام دهد تا مجلس اعتماد کند و تصویب کند. اشکال کار آژانس که باعث می شد آن ها در مباحثه ها هم کم می آوردند این بود که ما می گفتیم درباره مسائل ادعایی هیچ مشکلی برای همکاری نداریم فقط اسناد را ارائه کنید و انتهای پرونده را هم ببندید. در این زمینه من به آقای آمانو گفتم که شما من را درباره مطالعات ادعایی و اسنادی که دارید قانع کنید و مثلا به من ثابت کنید که در پارچین فعالیت هسته ای انجام شده است، من هم نظامیان کشور را قانع می کنم که آن جا را به آژانس نشان دهند و اجازه بازرسی صادر شود. مگر ما قبلا همان نقطه از پارچین که آن ها روی آن حساس بودند را به آن ها نشان ندادیم؟ پس چطور دوباره این موضوع مطرح است؟ دلیلش این است که آن ها به این موضوعات بسنده نمی کنند و می گویند که ما انتهای پرونده را نمی بندیم چرا که ممکن است مدرک دیگری پیدا شود!



* برای سایر کشورها هم همین طور است؟

سابقه ندارد این شکل از ادعاها. من یک مثال برای شما می زنم. کره جنوبی دربحث غنی سازی تخلف داشت اما این موضوع بلافاصله حل شد. یعنی دولت کره جنوبی اعلام کرد که عده ای دانشمند خودسر بدون اجازه دولت آن کار را کرده اند و موضوع هم ظرف یکی دوماه تمام شد! سوال ما این است که مگر می شود در این کشور دانشمندان در دانشگاه با مواد پرتوزا کاری را انجام دهند بدون این که نظام ایمنی آن جا در جریان باشد؟! حالا فرض کنیم که ما هم درباره مواردی از گزارش های آژانس راجع به ایران همین حرف را بزنیم و بگوییم که عده ای آدم های خودسر بودند و با دولت هماهنگ نبودند، آیاقبول می کنند؟ اتفاقا همین اتفاق افتاده است. 2 نفر از اساتید در یک تز فوق لیسانس در رآکتور تهران «پولونیوم (po) 210» ساخته اند. توجه کنید که این با «پلوتونیوم» تفاوت دارد و نباید با آن اشتباه گرفت. از تز این اساتید هم کسی خبر نداشته است. حتی درباره این که آیا واقعا آن را ساخته اند اطمینان نداریم و ممکن است آن را ساخته باشند. اما بد نیست بدانید که ما حدود 4 سال بر سر همین موضوع با آژانس بحث داشتیم. آن ها می گفتند که ایران این کار را انجام داده اطلاع نداده است. ما هم می گفتیم که این یک تز فوق لیسانس بوده و حتی اگر ساخته شده باشد در حد میکرو گرم هم ساخته نشده است اما 4 سال در مدالیته قبلی زمان برد که این موضوع پیگیری شود. وقتی این تناقض ها را به مدیر کل آژانس می گوییم اعلام می کند که در دوران مدیریت او نبوده است!! درحالی که او باید پاسخ گوی اقدامات آژانس باشد. یا مثلا درباره مواد پرتوزایی که 30-40 سال پیش در آمریکا مفقود شده است آژانس باید بررسی کند و گزارش دهد. چرا این کار را نمی کنند؟ ما این را رسما از آژانس خواسته ایم. این مواد گم شده در آمریکا حتی می تواند به عنوان بمب کثیف استفاده شود و برای جامعه بشری تهدید باشد اما کسی پاسخ نمی دهد. واضح است که آژانس در مقابل کشورهایی که متحد غرب است رویه دیگری دارد. مثلا درباره همین رآکتورهای فوکوشیما. حادثه فوکوشیما یک حادثه غم انگیز بود که به کشته شدن عده زیادی انجامید. کره زمین آلوده شد. محیط زیست جامعه بشری آلوده شده است. چه کسی باید دلسوزی کند؟ این آلودگی های مواد پرتوزا حتی تا نزدیکی ایران هم رسید، هرچند مقدار آن کم بود اما این جامعه جهانی که خودشان ساخته اند چطور از کنار این موضوع گذشت؟! درحالی که اگر یک زلزله مختصر رخ دهد کشورهای اطراف خلیج فارس درباره ایمنی رآکتور بوشهر از ایران توضیح می خواهند!! کار به جایی رسیده که این کشورها درباره مسائلی با چنین سطح بالایی از فناوری با ایران شوخی می کنند؟! ما درباره این رآکتوری که کار می کند و مشکلی ندارد باید پاسخ بدهیم اما آن ها از فاجعه فوکوشیما به راحتی می گذرند. پس ببینید که مسائل کاملا سیاسی است.



* درباره بازرس های آژانس آیا مواردی بوده است که در نتیجه اطلاعاتی که به بازرس ها ارائه شده مواردی لو رفته باشد؟

حتما استفاده شده است. از نوع اطلاعاتی که سرویس های جاسوسی دارند معلوم است. من توضیح دادم که لازم نیست که مامور آژانس پول بگیرد و اطلاعات را بفروشد. بلکه محل هایی که آژانس اطلاعات را ذخیره می کند قابل دسترسی برای سرویس های جاسوسی است. در یک سخنرانی در آژانس من به یک نمونه اشاره کردم. در یک برهه سیم یکی از دکل های برق فردو، البته دور از فاصله ایمنی سایت، قطع شده بود. البته ما پیش بینی قطع برق را داشتیم و موارد پدافند غیرعامل لحاظ شده است. ممکن است که صهیونیست ها عواملی در داخل کشور و حتی داخل سایت ها داشته باشند. این که صهیونیست ها برخی افراد که اعتقادات ضعیف دارند را بخرند، اتفاق عادی است و با آن مواجه بوده ایم و در همه کشورها وجود دارد. خب شما تصور کنید برق قطع شده و مامور آژانس اعلام می کند که برای بازدید سرزده به ایران آمده است. مامور آژانس به دنبال این است که ببیند آیا سانتریفیوژها حالشان خوب است یا نه! من در آژانس این سوال را مطرح کردم که آیا بین این بازرسی ناگهانی و آن خراب کاری ارتباطی وجود دارد یا نه؟ بالاخره این شک می تواند به وجود آید. حتی ما نمی گوییم که مامور آژانس خبر دارد. ممکن است به او سیگنال هایی داده باشند که باید سرزده برود فردو. ما باید این هشدار را بدهیم که آژانس باید مراقب باشد و به این نکته هم احتمال بدهد که آن چه درباره ما می گویند ممکن است صحت نداشته باشد.

اگر اجازه بدهید من وارد بحث توافق هسته ای ژنو بشوم. در این توافق ایران برای موارد زیر تعهد داده است:«فراهم کردن اطلاعاتی مشخص برای آژانس بین المللی انرژی اتمی، از جمله اطلاعات مربوط به طرح و نقشه های ایران برای تأسیسات هسته ای، توصیف و شرحی کامل از ساختمان هر یک از سایت های هسته ای، توصیف و شرحی کامل از گستره عملیات های هر یک از تأسیساتی که به طور خاص به فعالیت های هسته ای مشغول هستند، اطلاعات در مورد معادن و شرکت های نورد اورانیوم و اطلاعات در مورد مواد منبع. این اطلاعات ظرف مدت 3 ماه پس از پذیرش انجام این اقدامات، فراهم می گردد.» براین اساس سوال من این است که آیا ارائه چنین اطلاعاتی باعث برهم خوردن امنیت شبکه های تامین مواد ایران نمی شود؟



* همه این ها یعنی پروتکل الحاقی و کد 1/3 و کد 1/3 اصلاحی که در گزارش های آژانس همواره ذکر می شود ایران این موارد را اجرا نمی کند؟

بله. ما البته مشکلی برای اجرا نداریم و عملا همه این ها را اجرا می کنیم. مثلا تمام سایت های ایران تحت بازرسی است. کل فرآیند تولید 20 درصد چه در نطنز و چه در فردو تحت بازرسی و نظارت مامور آژانس است و این مامور همه مواد غنی شده را وزن می کند و گزارش خود را با صحت کمتر یا بیشتر از یک گرم یا یک دهم گرم اعلام می کند. بنابراین آژانس همان طور که در گزارش ها اعلام می کند سابقه تولید همه مواد غنی شده ایران را دارد. البته ما رد یابی کرده ایم که از روی همین گزارش ها، سرویس های امنیتی غرب نحوه عملکرد کیفیت و کارایی ماشین های ما را استخراج کرده اند تا بفهمند آیا خراب کاری های شان روی ماشین های ما اثر کرده یا نه. یعنی همین گزارش های آژانس یکی از مهم ترین منابع سرویس های جاسوسی برای آن است که بدانند آیا روش هایی که به کار گرفته اند موثر بوده یا نه؟ لو رفته یا نه؟ همیشه هم دیده اید که قبل از این که دست خود ما برسد رویترز و آسوشیتدپرس آن را منتشر می کنند. ما باید بپذیریم که اگر اطلاعاتی از کشور برداشت شود، این اطلاعات لو می رود. چه ماهواره ای و چه ایمیلی، به هر نحوی که آن را منتقل کنند بالاخره به دست منابع امنیتی می افتد.

حالا از روی همین گزارش ها آن ها به توان جداسازی ماشین های ایران پی می برند و به عددی دست می یابند که نشان می دهد غنی سازی ما رو به افزایش است یا کاهش. یا مثلا همین «DIQ» (Design Information Questioner) که آژانس همواره می خواهد به معنی اطلاعاتی است که مربوط به طراحی و پیشرفت های تاسیسات ماست. ما این اطلاعات را همیشه به آژانس ارائه می کنیم. اما از یک برهه ای چون پروتکل تصویب نشده است «DIQ» را اعلام نمی کردیم. دلیل هم این بود که بازرس آژانس که صادقانه گزارش می دهد و مثلا اعلام می کند که فلان قطعه، مثلا پمپ فلان، هنوز نرسیده است یا نصب نشده است یا ... در نتیجه آن سیستم جاسوسی که این اطلاعات را بر می دارد به دنبال شرکت هایی در دنیا می رود که همان پمپ را می سازند و روی این شرکت ها فشار می آورند. بنابراین یا آن کشور یا شرکت را مجبور می کنند که آن وسیله یا تجهیزات را به ما تحویل ندهند یا پس از انجام خراب کاری صنعتی اجازه می دهد که قطعات وارد ایران شود. یعنی مثلا اگر سیستم الکترونیکی است، ویروس خود را وارد آن کند یا مواد منفجره را جاسازی کند. یا حتی جنس قطعات را عوض کند تا سیستم دچار خوردگی شود.



* چنین اتفاقاتی هم افتاده است؟!

تمام این هایی که گفتم اتفاق افتاده است. در یک برهه در شیرهای خلاء که خریداری کرده بودیم، جنس دیافراگم ها را عوض کرده بودند که در مقابل گاز «یو.اف.6» خورده شود و از بین برود. یا مثلا الکترو موتورهای را تغییر فاز داده بودند و به گونه ای طراحی شده بود که «بُرد»های خاصی در این قطعات تعبیه کرده و با رزین روی آن را پوشانده بودند. حدود 60 الکترو موتور از این نوع به ما فروخته شده بود!



* ‌یعنی این اقدامات براساس اطلاعاتی بود که ما قبلا طبق پروتکل ها به آژانس داده بودیم؟

بله. بر مبنای تقاضای ما آن ها خود را تنظیم می کنند و با استفاده از سیستم های جاسوسی که دارند کانال های خرید ما را می بندند که کسی چیزی نفروشد و کانال هایی را باز می گذارند که کنترلش در دست خودشان باشد و از این راه تجهیزاتی را به ما ارائه می کنند که برای آن ها هم کارایی داشته باشد. مثلا بردهای الکترونیکی خاص، شنودهای خاص و ... مثلاویروس استاکس نت را به همین شکل وارد کردند.یعنی در تجهیزاتی که از آن ها خریده بودیم این ویروس را کار گذاشته بودند.



*‌ یعنی این ویروس به این شکل وارد شده بود؟

بله. ببینید! شرکت هایی مثل زیمنس کاملا در دست سرویس های جاسوسی و خراب کار هستند. شرکت «ادواردز» انگلستان نیز به همین صورت است. این ویروس هم در «گیج» های این شرکت وارد شده بود.حتی مواد منفجره هم کار گذاشته شده بودند. آن ها از روی اطلاعاتی که می دهیم می دانند که چند سانتریفیوژ قصد داریم نصب کنیم و چه قطعاتی لازم داریم. بنابراین جلو تجهیزات را می بندند و سپس مثلا پمپ خلاء که قرار بود از شرکت «AEG» خریداری شود را از این شرکت می گیرد، فرض کنیم خود این شرکت بی تقصیر است، این سرویس های جاسوسی خرابکاری را انجام می دهند و با واسطه آن تجهیزات را به ایران می دهند. بنابراین در آن شرایط ما با ندادن اطلاعات شان آژانس را حفظ می کردیم که متهم نشود که با تروریست ها هم دست است. البته «DIQ» را اعلام می کردیم اما پس از آن که مراحلی بگذرد.

وقتی می خواستیم مخزن اصلی رآکتور اراک را جا به جا کنیم این مخزن را مخفی کرده بودیم تا متوجه نشوند که کدام کارگاه است. چرا که ممکن بود آن جا تهدید به ترور یا خرابکاری کنند و ... چند سال این مخزن را پنهان کردیم تا آن شرکت کارش را انجام دهد. البته خیلی دنبال این موضوع بودند. حتی وقتی می خواستیم جابه جا کنیم اطلاعاتی داشتیم که ممکن است با موشک استینگر آن را بزنند...



* داخل خاک ایران؟!

مگر داخل ایران بمب و اسلحه نمی آورند؟ موشک استینگر که زیاد بزرگ نیست. از گیتار بزرگ تر است؟!(باخنده) شلیک موشک به مخزن اصلی رآکتور و تغییر شکل آن یعنی از بین رفتن استاندارد ایمنی رآکتور و غیرقابل استفاده شدن چرا که بعدا خود آژانس آن را تایید نمی کند. بنابراین باید دقت کنیم که دشمن کارگاه های ساخت ما را پیدا نکند. حتی مسیر انتقال را متوجه نشود.نتواند این کارگاه ها را تهدید یا ترور کند.

بگذارید موضوع دیگری را ذکر کنم. یک بار به یک گل فروشی از خارج از کشور تلفن زدند که دسته گلی را برای منزل فلانی ارسال کند و روی آن هم کارتی بگذارد با این متن «از طرف خانواده شهید ... به شما شهادت فرزندتان را تسلیت می گوییم...» در صورتی که فرزند آن خانواده مهندس یکی از تاسیسات هسته ای است و هیچ اتفاقی هم برایش نیفتاده و سالم است و با این کار فقط فضای تهدید علیه او ایجاد می شود. آن ها تلفن ها و اسامی که به دست می آورند را ابزاری برای دست یافتن به اطلاعات بعدی می کنند و سپس مرحله تهدید و ارعاب شروع می شود. حتی آگهی ترور دانشمندان ایران را با تصویر اخبار شبکه یک سیما تهیه کرده و برایشان می فرستند. این موارد را خودم دیده ام. به همین دلیل باید شما رسانه ها اطلاع رسانی کنید که مردم بدانند با چه تلاش و چه اتفاقاتی به این حد از فناوری رسیده ایم. سال هاست این اتفاقات می افتد و عده ای می ترسند و وارد این حوزه نمی شوند و عده ای هم شجاعانه وارد می شوند. درست مانند دوران جنگ که عده ای از سربازی فرار می کردند و عده ای هم که سربازی رفته بودند داوطلب بودند.



* البته آقای دکتر تصور می کنم در حوزه اطلاع رسانی درباره این موارد ضعف هایی در سازمان انرژی اتمی وجود دارد که باعث می شود ما رسانه ها و مردم از این اتفاقات با خبر نشوند.

فکر نکنید که همه برای سازمان انرژی اتمی سر و دست می شکنند. البته خب عده ای هم که در جنگ وارد خط مقدم نمی شدند پشت جبهه که کمک می کردند. الان هم حرف من این است که ارزش دستاورد خود را بدانیم و آن را خار نکنیم. من خیلی ناراحت شدم که در سیستم تبلیغات ریاست جمهوری یک کاندیدا از چرخیدن سانتریفیوژ و گره زدن آن به زندگی مردم استفاده کند. مگر این سانتریفیوژ را آقای احمدی نژاد یا جریان اصولگرایی در کشور به راه انداخته که بخواهند زندگی مردم را فلج کند؟! اگر قرار باشد این حرف را بزنند خیلی حرف های دیگر هم هست که باید زده شود تا مردم بدانند چه اتفاقاتی افتاده است. چرخ زندگی مردم و کارخانه دیگر با سانتریفیوژها هیچ ارتباطی ندارد.



* نکته ای که وجود دارد این است که به سبب مقاومتی که داشتیم و فشارهایی که آمد ...

خیلی خب! اگر نمی خواهیم که چرا انقلاب کردیم؟! مگر چرخ زندگی و کارخانه ها نمی چرخید؟!چرا انقلاب کردیم؟ مگر استقلال به چه معناست؟ استقلال یعنی حق داریم تصمیم بگیریم انرژی خود را از چه محلی تامین کنیم. اگر کشور نیاز به برق دارد باید رآکتور را بسازیم. مصالح کشور که نباید با سلایق سیاسی تغییر کند. اگر هم مصالح کشور این باشد که نیاز به انرژی اتمی نداریم اصلا نباید وارد شویم.



* برگردیم به همان موضوع ارتباط با آژانس...

تاحالا آژانس حتی یک گزارش نداشته است که ایران تخلف کرده است. ایران همیشه تاکید کرده که با بازرسان آژانس در حد قانونی تعامل شود. نه زیاد و نه کم. آن ها هم می دانند که ما به طور غیر رسمی 1/3 و «DIQ» را اجرا می کنیم اما اعلام کردیم که تعهد نمی پذیریم تا از حقوق خود بهره مند نشویم. یعنی پرونده ایران باید عادی شود.



* حالا اگر بخواهیم جمع بندی از این موضوع داشته باشیم پذیرفتن چنین تعهداتی در توافق ژنو چه نتیجه‌ای دارد؟

در برهه ای چون هنوز رآکتور ما (دراراک)کامل نشده و در غنی سازی هم با هجمه دشمن مواجه بودیم، نوعی خراب کاری حتی در روند رآکتور بوشهر را شاهد بودیم. بنابراین باید روی این موضوعات احتیاط کنیم. البته باید اطلاعات درست به آژانس ارائه شود و حقوق بازرسان آژانس هم محترم شمرده شود و از حقوق ایران هم دفاع کنیم. اما تازمانی که تحریم ها علیه ما وجود دارد ما اطلاع نمی دهیم که تجهیزات را از کجا وارد می کنیم یا چه ویژگی هایی دارد.

یکی از مهم ترین چالش هایی که در موضوع هسته ای با غرب داریم مربوط به غنی سازی است. اما در توافق ژنو اشاره صریح به «حق» غنی سازی ایران نشده است و صرفا به عبارت «غنی سازی» اشاره شده است. به همین دلیل هم وقتی جان کری بعد از توافق ژنو صحبت کرد گفت غنی سازی را به رسمیت نشناختیم اما وقتی آقای ظریف صحبت می کرد گفت که حق غنی سازی وجود داردو حتی رئیس جمهور نیز در نامه خود به رهبر انقلاب اشاره به «حق» غنی سازی کرد. البته تحلیلی هم وجود دارد که آمریکا یا 6 کشور حقی را برای غنی سازی هیچ کشوری به رسمیت نمی شناسند. مثلا ژاپن غنی سازی دارد اما حق اش به رسمیت شناخته نشده است. سوال من این است که آیا در کشورهایی که چرخه سوخت دارند به همین شکل رفتار شده است؟

ببینید! نیاز یک کشور به انرژی با تغییر رژیم نباید تغییر کند. رژیم پهلوی برای تولید 10 هزار مگاوات برق هسته ای برنامه ریزی کرده بود و حتی اقداماتی را آغاز کرده بود. اما پس از انقلاب اسلامی با وجود این که نیازها بیشتر شد و برای توسعه و رفاه و ... نیاز به انرژی افزایش یافت، کشورهای غربی اعلام می کنند که وقتی نفت دارید انرژی هسته ای می خواهید چیکار؟ مردم باید این موضوع را تحلیل کنند که چطور می شود که نیاز ما به انرژی تغییر می کند؟! جمهوری اسلامی که استقلال دارد نباید انرژی هسته ای داشته باشد؟ بنابر این آن ها حقی را برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای برای ما قائل نیستند. حتی از «ان.پی.تی» هم گذشته است این ادعاها. حتی سهم ما از 10 درصدی که در کارخانه غنی سازی اورودیف فرانسه داشتیم را از اول انقلاب تاحالا نداده اند. حتی در معادن اورانیوم نامیبیا که سهم داریم هم کاری کردند که سهم ما را ندهند و اجازه سرمایه گذاری در سایر معادن هم ندادند. بنابراین موضوع استقلال ایران بسیاری از مطالب را برای کشورها روشن می کند که چطور دنیا میان برخی کشورها تقسیم شده است. در این شرایط باید بدانیم که آن ها افراد ساده لوحی نیستند که حق ایران را در توافق بگنجانند. لااقل تیم مذاکره کننده ما نزد خود آن ها (غرب) و در دانشگاه های آن ها درس خوانده است. یعنی آن ها استادهایی داشته اند که این ها را تربیت کنند و سال ها در مسائل حقوق بین الملل و قوانین بین المللی تجربه دارند و خودشان هم آن را نوشته اند. زبان انگلیسی هم زبان آن هاست. کلمات انگلیسی گاهی معانی خاصی دارد که ما نمی دانیم. مثلا «نیاز عینی» یا «Objective Guarantee» که در مدالیته قبلی هم بود. به هرحال باید متوجه شویم که وقتی کلمه «عینی» می آید در ادامه می گوید که نیاز عینی شما به اورانیوم غنی شده چیست؟ اگر رآکتور دارخوین را مطرح کنیم آن وقت می گوید آن رآکتور که هنوز ساخته نشده پس غنی سازی را تعطیل کن و 5 سال بعد که نیاز داشتی ما حاضریم آن را بدهیم. یعنی بحث بعدی تعطیلی غنی سازی 5 درصد است. آن ها که از اعتقاد خود دست بر نداشته اند. وقتی از غنی سازی 20 درصد به صورت مفت کوتاه آمده ایم و ما به ازای درست نگرفته ایم...تیم قبلی ما به ازاها را تعریف کرده بود. گفت و گو می کرد و می گفت ما 20 درصد را به اندازه نیاز می خواهیم و تولید کننده هم نبودیم و شما ما را مجبور کردید. تولید هم به اندازه نیاز است. حتی 5/3 درصد هم به اندازه نیاز است. وقتی پرونده روی روال عادی باشد و ببینیم که تولید سوخت برای مان هزینه بر است و نمی توانیم آن را اقتصادی کنیم، قطعا ازجایی خریداری می کنیم که کیفیت بهتر داشته باشد و ارزان تر باشد. اما ذخیره استراتژیک را باید نگه داریم تا به نحوی نباشد که در بازار روی قیمت با ما بازی کنند. یا حتی در حوزه تولید سوخت به صورت همکاری با سایر کشورها کار کنیم. مثلا مواد اولیه را بیاوریم و تبدیل کنیم و به کشور مربوط بدهیم. ذخایر ما در حوزه اورانیوم برای رفع نیازهای استراتژیک است. مثل کشوری که خودش نفت ندارد اما تکنولوژی تولید فرآورده های نفتی را دارد و نفت از ایران وارد می کند و بعد از تامین نیازهای خود به ما بنزین می دهد. تولید مشترک در حوزه هسته ای و غنی سازی هم پیشنهاد ما بود. من این موضوع را با آقای کرینکو (رئیس شرکت دولتی «راس اتم» روسیه) هم درمیان گذاشتم.



* چرا روسیه؟

از سوی کشورهای دیگر هم سیگنال هایی داشتیم و حتی مذاکراتی شده بود اما روسیه برای ما مطمئن تر بود چرا که آن ها هم به ما نیاز داشتند و نیاز ما هم تامین می شد. آن ها در تعاملی که داشتند متوجه شده بودند که ما توانمندی ساخت رآکتور را داریم چرا که هرچه گفتیم می سازیم را ساختیم و از این رو آن ها نمی خواستند بازار ایران را از دست بدهند دربازار جهانی هم استقلال رای خود را داشته باشند و ایران برای این موضوع بهترین جا بود.



* سوال من این بود که آیا برای کشورهای دیگر هم در حوزه غنی سازی همان رفتاری که با ایران کردند را انجام دادند؟

نه. چون آن ها باهم شریک اند.



* یعنی مثلا حق غنی سازی ژاپن مطرح شده است؟

ببینید! این موضوع حق اصلا مطرح نمی شود چرا که در چارچوب «ان پی تی» هر کشوری این حق را دارد.



* مسئله این است که برای ایران محدودیت یا شرایط ضمنی تعیین شده است. مثلا نیازهای عملی و ...

بله! برای ما تفاوت دارد. این هم به دلیل همان تفاوت هایی است که گفتم درباره کلمات انگلیسی وجود دارد. مثل همان تعریفی که از «ایران هسته ای» شده است. جناب آقای دکتر ظریف می فرمایند کشور هسته ای یعنی کشوری که سلاح دارد. حرف من این است که آن ها هرچه بخواهند می گویند و تحریف می کنند حتی وقتی اطلاعات درست می دهیم. بنابراین حتی نباید اجازه دهیم که نقشه متروی ما به دست آن ها بیفتد...



* البته براساس توافق ژنواطلاعات مربوط به طرح و نقشه های ایران برای تأسیسات هسته ای باید ارائه شود...

خب این اجرای همان کد 1/3 اصلاحی است. یعنی ما قبول کردیم که آن را بدون مصوبه مجلس اجرا کنیم. به نظرمن این کار خلاف است و دوستانی که شتاب زده رفتند و توافق را امضا کردند و پس از مرگ سهراب از حقوقدانان برای نظردهی راجع به توافق ژنو دعوت می کنند باید زودتر کاری می کردند. ما این پیش بینی ها را زودتر کرده بودیم.



* جلسه ای برای همفکری برگزار نشده بود؟

من اطلاعی ندارم. هیچ خبری بیرون نداده اند. ببینید! من به عنوان یک مدیر هسته ای مثلا وقتی می خواهم در یک جلسه سخنرانی کنم باید یک عقبه کارشناسی پشت سر من باشد. من در دوره مدیریت خود در سازمان این ساز وکار را ایجاد کرده بودم. آقای جلیلی هم از عقبه کارشناسی در همه حوزه ها خوب استفاده کرد تا همه حقوق کشور را در نظر بگیریم. اجازه بدهید من نکته ای را بگویم. گاهی برخی رسانه ها، به خصوص رسانه های طرفدار دولت که از بیان برخی حرف ها ترس دارند بعضی موضوعات را شخصی سازی می کنند. ما البته به همه شخصیت هااحترام می گذاریم اما حرف مان این است که بی خود کسی را قهرمان نکنید که عده ای بخواهند گارد بگیرند. مثلا درباره همین توافق ژنو، هیچکس از توافق هیچ خبری نداشت و قبل این نکته وزیر محترم امورخارجه وارد ایران شود ایشان تبدیل به یک قهرمان ملی شده بود. این سوال وجود داشت که مگر چه اتفاق افتاده است که او یک قهرمان است؟ آیا در مقابل غرب مقتدرانه ایستاده است یا هرچه گفته اند قبول کرده است؟ ما باید بدانیم که چه اتفاقی افتاده تا بعد بفهمیم معنی این قهرمانی چیست. قرار نیست که همه در عمل انجام شده باشند. برادر محترم جناب آقای رئیس جمهور که ادعا دارند دانشگاهیان باید توافق را نقد کنند، خب باید قبلا آن را در اختیار قرار می دادند تا نظر بدهند. صداقت حکم می کرد این قدر تبلیغ نکنیم که هیچ کس نتواند حرف بزند و همه وادار شوند که همراهی کنند. این جو روانی را باید خاتمه بدهیم. یعنی اگر واقعا می خواهیم افکار عمومی و علمای جامعه همراهی کنند باید به موقع احترام بگذاریم به این ها.

در ابتدای دولت دهم مکانی را راه اندازی کردیم که متفکران جامعه به دور از علایق سیاسی خود در آن جا به اظهارنظر بپردازند. اما در شروع دولت یازدهم این مکان تعطیل شد.



* چه مکانی بود؟

در کشور موسسه ای را راه اندازی کرده بودیم که دیگران بیایند و دور یک میز با هم تبادل نظر کنند.



* درباره مسئله هسته ای؟

این موسسه به عنوان هسته ای ایجاد شده بود. چرا این اتاق فکر تعطیل شد.



* مخالفان تفکر شما هم به آن جا می آمدند؟

بله می آمدند. احساس می کردیم که باید حتما از نقد دیگران استفاده کنیم. ما که نباید دنبال این باشیم که جامعه دانشگاهی ما را تایید کند. وقتی رهبر انقلاب بحث کرسی های آزاد اندیشی را مطرح کردند به این معنی نیست که بله قربان گو باشیم. ما باید اجازه بدهیم که کارشناسان به موقع نظر و تحلیل خود را ارائه کنند. این توافق نامه شاید دیگر چندان جای نقد و نظر نداشته باشد که کسی درباره آن نظر بدهد چرا که وزیر خارجه آن را امضا کرده و ما باید آن را امضا کنیم. اشکالی هم ندارد. این 6 ماه می گذرد اما همین 6 ماه فرصتی است که دوستان تجربه پیدا کنند. فکرکردند که شروع دولت را با یک شیرینی خیلی خوب برای مردم داشته باشند که احساس می شود یک مقدار شتاب زده بوده است.



* آقای دکتر! برخی در کشور معتقدند در شرایطی که بن بست در سیاست خارجی رخ داده بود و فشارهای اقتصادی هم زیاد بود این توافق ژنو توانست فشارها را کم کند و روزنه ای را باز کند که بتوانیم تعاملات خود با جهان را افزایش دهیم؟

من این را به این شکل قبول ندارم. می توانیم با الفاظ به شکل دیگری بازی کنیم. مردم ما مردم مقاومی هستند و 2 سال را باید گفت که ریاضت اقتصادی کشیده اند. متخصصان ما هم فرصتی پیدا کرده بودند که توانمندی های داخلی را از بالقوه به بالفعل تبدیل کنند و هم خود را برای جهش های بزرگتری آماده کنند. فشارهایی که دشمن آورد را من در انتخابات 24 خرداد می بینم. یعنی دوستان ما که می فرمایند پیام 24 خرداد را گرفتید یا نه؟ این جمله خیلی جاها گفته شد. مثل آن پیام دوم خرداد. یعنی این افراد به نحوی می خواهند حماسه های مردم را در یک جریان خاص انحصاری کنند. من توصیه می کنم که از دوم خرداد عبرت بگیرید. مراقب باشید که 24 خرداد شما را غره نکند. این اتفاقات همه به مردم تعلق دارد. این روزها روزهایی است که خداوند در آن دخالت می کند و مردم ثبات سیاسی نظام را نشان می دهند. یعنی از این که مردم در انتخابات شرکت می کنند و ثبات کشور را نشان می دهند باید استقبال کنیم و عبرت بگیریم. مردم در مقابل دولت یک اتوبان باز کرده اند. آن هم با وجود تحریم ها و فشارها. من اسم این را بن بست نمی گذارم. ما داشتیم پیشرفت می کردیم...



* اما در حوزه سیاست خارجی و تعاملات با کشورهای دیگر دچار مشکل بودیم...

ما کشور قدرتمندی هستیم و تبدیل به قدرت منطقه ای شدیم در چند سال گذشته. معضلات و نارسایی هایی در داخل کشور داریم اما این ها نباید ما را از اهداف مان غافل کند. استقامت مردم و ثبات سیاسی که 35 سال جمهوری اسلامی حتی در زمان جنگ تحمیلی به جهان نشان داد یک دموکراسی جدید بود. این مقاومت ها و ثبات سیاسی یک اتوبان مقابل دولت گذاشته بود. سوال این است که آیا دولت می خواهد در این اتوبان با صندلی چرخدار حرکت کند یا با یک اتومبیل خوب با سرعت بالا؟ این ها به بضاعت و ظرفیت های خودشان مربوط است. این را باید خودشان نشان دهند. این بضاعت را من در توزیع سبد کالا ندیدم و به شخصه احساس تحقیر کردم. این که رسانه های بیگانه تصاویر مردم نجیب ایران هنگام توزیع سبد کالا را با سخنرانی امام راحل در ابتدای انقلاب به طور همزمان پخش کردند باعث شد اتفاق در شان مردم ایران نباشد. به همین جهت دولت باید همین شعار اعتدال را به خود یادآوری کنند و مثل توافق ژنو شتابزده عمل نکنند. باید اجازه می دادند که متخصصان جامعه درباره آن نظر بدهند. قبل از این که آقای روحانی دولت را تحویل بگیرد من خدمت ایشان رفتم و وضعیت صنعت هسته ای را با جزئیات کامل گزارش کردم. به آقای ظریف هم در دو جلسه جداگانه بحث شد. سوال این است که آن فردی که تعیین شده بود که به آقای ظریف اطلاعات روز را ارائه کند آیا باید یک روز بعد از آغاز دولت روحانی برکنار شود؟ این یعنی اعتدال؟ دولت آقای روحانی همه همکاری ما را قطع کرد و همه کسانی که می توانستند در تفاهمنامه به آن ها کمک کنند را کنار گذاشتند.



* یعنی از آن نیروها استفاده نشد؟

نه اصلا. من درباره خودم صحبت نمی کنم. من معاون آقای احمدی نژاد بودم و چون دوران وی تمام شده قاعدتا کار من هم تمام است و باید بروم اما کسی که تعیین شده بود که به آقای ظریف اطلاعات بدهد و جزئیات را ارائه کند آیا باید برکنار شود؟ به همین جهت من دولت را به اعتدال توصیه می کنم. دولت باید در این گونه موارد تامل کند نه این که مانند یک کشور فاتح در مقابل یک کشور مغلوب رفتار کنیم.



* در حوزه هسته ای چنین اتفاقی افتاد؟

بله. من کاری به تغییر مدیران ندارم. اگر تغییر مدیران از روی اعتدال و منطق باشد نه تنها بد نیست که لازم است اما حرف من این است که وقتی شروع یک کار شتاب زده است نتیجه هم همین می شود. به خصوص در حوزه هسته ای باید با تامل بیشتری عمل می کردیم و اجازه می دادیم آن هایی که در مذاکرات حضور داشته اند می ماندند.

ببینید! اسم من در قطعنامه 1747 شورای امنیت آمده است و اکنون هم اصلا دنبال مسئولیت نیستم و در شرایط فعلی خدارا شکر می کنم که مسئول نیستم که این فتح و پیروزی به نام من تمام شود! اما سوال می کنم که چرا من به عنوان رئیس سازمان انرژی اتمی انتخاب شدم؟ پاسخ من این است که چون ترور شدم به ریاست سازمان انتخاب شدم که ایران بگوید این ترورها اهمیتی ندارد و کار را تغییر نمی دهد. بسیار خب! من سانتریفیوژها را افزایش دادم. در دوره خدمت من رآکتور بوشهر راه اندازی مقدماتی شد. روند امضای قرارداد با روس ها برای نیروگاه های جدید آغاز شده بود. اکنون این پرسش مطرح می شود که ما به ازای تغییر من چه بود؟ یعنی در ازای کنار گذاشتن مدیری که ترور شده است چه ما به ازایی گرفتیم؟ فرض کنیم به خاطر این که نام من در قطعنامه سازمان ملل بود و حساسیت برانگیز است، دولت برای کاهش حساسیت ها قصد داشت من را تعویض کند. حالا این مهم است که این تعویض در قبال چه امتیازی انجام شود. مثلا آیا این تغییر آنقدر مهم نبود که با تعویض بانک مرکزی هم وزن باشد؟ واقعا باید اینقدر شتاب زده کارها انجام می شد؟ ای کاش در قبال این کارها ما به ازاهایی هم می گرفتند...



* شاید بحث «کم سوادی» مطرح بوده است...

درباره این موضوع «کم سوادی» حرف من این است که ما باید احترام رئیس جمهور محترم را حفظ کنیم. روی ایشان فشار زیادی است. هرکس ممکن است جمله ای را بگوید که فعل و فاعل آن جا به جا شود. بالاخره در جملات محاوره ای ممکن است کلمات جا به جا شود. به این برادران بزرگوار هم باید بگوییم شما هم حواستان باشد که چه کلامی می گویید. مثلا این بحث «سرهنگ» و «حقوقدان» که گفته شد جالب نبود. آن روز در آن مناظره انتخاباتی، تصور من این است که صداقت آن ژنرال بیشتر از حقوقدان بود و راحت حرفش را می زد. او سرهنگ نبود، بلکه ژنرال بود. در جامعه ما هم عده زیادی سرهنگ هستند و این که به نظامیان نباید احترام بگذاریم مخصوص جهان سومی هاست که نتیجه القائات غرب است. به همین دلیل بخش هایی از جامعه سیاسی با نظامیان برخورد خوبی ندارند. اما واقعیت این است که اگر همین نظامیان نبودند ما چطور می توانستیم از کشور دفاع کنیم؟ چطور در بحران ها انتظار داریم سرهنگ ها مسئله را حل کنند؟ مثلا در همین برف زمستان در شمال دیدید که «سرهنگ» های ارتش و سپاه به کمک مردم رفتند. این ها ادبیات کسانی است که می خواهند ادای روشنفکری دربیاورند. این درحالی است که در همان غرب این شرایط اصلا وجود ندارد و آن ها به نظامیان خود بسیار احترام می گذارند چون می دانند که ثبات کشورشان توسط همین افراد تامین می شود. این هایی که این حرف ها را علیه نظامیان می زنند مثل این است که هنوز در دوران مصدق زندگی می کنند و ذهن های شان فریز شده است. به این ها باید توصیه کنیم که عوض شوند و فهمی که مردم پیدا کرده اند را بفهمند. این نوع ادبیات ها باید عوض شود به خصوص آن هایی که در راس کشور هستند. این شامل خود من هم می شود و من هم اگر جمله ای گفته ام که باعث آزرده خاطری شده است عذرخواهی می کنم.



* اگر اجازه بدهید به بحث توافق ژنو بازگردیم با این سوال که آیا در کشور رآکتورهایی داریم که نیاز به اورانیوم با غنای بین 5 تا 20 درصد داشته باشند؟

ببینید! در اصفهان رآکتور مینیاتوری داریم که مصرف آن 90 درصد است. این البته باید طبق مقررات آژانس به رآکتور زیر 20 درصد تبدیل شود که این اواخر گفته شد باید به 5/12 درصد برسد. پس باید سوخت 5/12 درصد هم داشته باشیم. مثلا می توان بخشی از سوخت 20 درصد را با رقیق کردن به 5/12 درصد برسانیم. برخی رآکتورهایی که با سوخت طبیعی (اورانیوم با غنای 7/0 درصد)کار می کنند باید به حدود یک تا 5/1 درصد برسند که باید برای این کار اورانیوم غنی شده به آن ها اضافه کرد.



* یعنی اگر فرض کنیم در گام پایانی هم همین شرایط باشد و ما نتوانیم بیش از 5 درصد غنی سازی انجام دهیم آیا نیازهای کشور بر طرف می شود؟

نیاز ما به 5/12 درصد آنقدر زیاد نیست. می توانیم آن را تامین کنیم. باید طراحی جدیدی انجام شود که طبق نظارت آژانس انجام شود. شاید حتی آژانس بپذیرد که آن را تامین کند. این موضوع برای ما اقتصادی نیست. وقتی هم چیزی برای ما اقتصادی نیست نباید سراغ آن برویم. درباره 20 درصد هم همین طور بود. این اورانیوم تولید شد چون نیاز بیماران کشور به رادیو داروها باید تامین شود و غربی ها این ماده را به ما ندادند. بنابراین حتی اگر گران تر تولید شود بازهم باید آن را تولید کنیم. نکته ای که وجود دارد این است که درباره تولید 20 درصد می توانستیم با طرف مقابل تعامل کنیم. اما این مهم است که به جای آن چه چیز به دست می آوریم. قبلا می گفتند که در ازای توقف 20 درصد آن ها حاضرند رآکتور تهران را آپگرید کنند و به کشورها بگویند که به ما رادیو ایزوتوپ بفروشند. وقتی این موضوع را آقای جلیلی به من گفت من پاسخ دادم که رآکتور تهران توسط ایرانی ها آپگرید می شود و اگر می خواهند رآکتورهای آن ها را هم آپگرید می کنیم. رادیو ایزوتوپ را هم تولید می کنیم و کشورهایی هستند که این مواد را به ما بفروشند و نیازی به این کار نیست. به همین دلیل تصور می کنم آن چه ما در توافق ژنو پذیرفته ایم تعهد بسیار زیادی است و می توانستیم در ازای هر خط آن امتیازاتی بگیریم. مثلا تحریم بانک مرکزی یا تحریم های نفتی و ... .



* الان سوخت رآکتور بوشهر توسط روس ها تامین می شود. این قرارداد تا چه زمانی برقرار است؟

تا 10 سال آن ها تعهد به تامین سوخت دارند. روس ها هم طبق آن تعهد کارها را انجام می دهند.برای رآکتورهای بعدی هم باید قرارداد ببندیم. حتی کارها و اقدامات برای رآکتورهای بعدی انجام شده بود و در سال 92 می توانستیم کلنگ زنی کنیم. این که گفته می شود در سال 93 کلنگ زنی خواهد شد به نظر من نوعی اقدام ژورنالیستی است چرا که همه چیز آماده بود. برنامه هم این بود که یک رآکتور به طور کامل توسط روس ها ساخته شود و به ایران تحویل شود. این پروژه حدود 5-6 سال زمان می برد و 4-5 میلیارد دلار هزینه دارد.



* وقتی در توافق ژنو آمده است که غنی سازی باید براساس نیازهای عملی ایران باشد، آیا اگر طرف مقابل ادعا کند که چون سوخت رآکتور بوشهر توسط روس ها تامین می شود و برای 20 درصد هم که ذخیره وجود دارد، ممکن است که کلا به توقف غنی سازی برسیم؟

بله امکان دارد.آن ها ممکن است بگویند فعلا تعطیل کنید چون نیاز عملی ندارید. حرف من این است که وقتی سوخت می خواهد تولید شود چندسال زمان می برد. راه اندازی مجدد کارخانه زمان می برد. غربی ها با سیاست تعطیلی غنی سازی ایران و تعطیلی رآکتور اراک و کارخانه آب سنگین و بعد تعطیلی کارخانه سوخت اصفهان پیش می روند. این خط آن هاست . هرچند برخی برادران ما می گویند که این ها آرزوهای آن هاست اما حرف این است که تا این جا آرزوهای آن ها برآورده شده است.

اجازه بدهید من به نکته فنی اشاره کنم. در 3 روز اول دولت یازدهم زمزمه هایی آغاز شد که راه اندازی رآکتور اراک به تاخیر افتاده است. درحالی که برنامه این بود که در پایان سال 92 این رآکتور با سوخت مجازی راه اندازی شود. هرچند برای 3 تا 6 ماه تاخیر برنامه ریزی شده بود اما در نهایت تصمیم ما این بود که زمان پایانی برای اسفند 92 تنظیم شود. مدیریت هم به گونه ای بود که نیروهای ذخیره آماده باشند تا تکمیل رآکتور اراک تسریع شود. دلیلش هم این بود که دشمن ابتکار عمل را به دست نگیرد و مثلا با موشک یا بمب افکن آن جا را هدف قرار ندهد. به همین دلیل دقت فراوانی در جابه جایی تجهیزات و نیروی انسانی داشتیم تا آسیبی وارد نشود. بنابراین دوستان ما در این تفاهم ژنو می توانستند برای این که این شک ایجاد نشود که ما قبول کردیم رآکتور اراک تعطیل شود، به طرف مقابل بقبولانند که رآکتور را با سوخت مجازی راه اندازی کنیم. در سوخت مجازی هم می دانید که همه مجتمع های سوخت آماده هستند اما به جای اورانیوم از سرب استفاده می شود تا کارایی، دما، سازگاری، ایمنی و ... تجهیزات تست شود. در سوخت مجازی به جای آب سنگین هم آب سبک استفاده می شود. این کار درباره نیروگاه بوشهر هم انجام شده بود. خوشبختانه همه چیز هم برای سوخت گذاری مجازی آماده بود و حدود 86 درصد تجهیزات هم نصب شده بود. تجهیزات جانبی هم در حال نصب شدن بود و ماموران آژانس هم آمده بودند و به دنبال جانمایی دوربین های خود بودند.حتی نقشه به روز شده هم به آژانس تحویل شده بود. اما در این شرایط وقتی براساس توافق ژنو جلوی نصب تجهیزات گرفته می شود، افراد متخصص متوجه می شوند در این رآکتور هیچ فعالیت هسته ای نبوده است که حساسیت برانگیز باشد. یعنی می توانستیم در این 6 ماه یا 6 ماه بعدی هم بدون سوخت هسته ای رآکتور اراک را فعال کنیم. در پاورقی توافق ژنو هم درباره اراک آمده است که سوخت هم نباید در اصفهان تولید شود. وقتی آن سوخت تولید نشود یعنی حداقل این روند یک سال به تاخیر می افتد. اما الان چه خبر است؟ ابتدا که دوستان ما می گفتند که رآکتور با قدرت ادامه پیدا می کند. اما حالا حرف ها از این است که این رآکتور به رآکتور آب سبک تبدیل شود. این حرف یعنی حدود5 سال تغییر کاربری، تغییر طراحی، تجهیزات و ...ضمن این که چه دلیلی دارد ما در اراک رآکتور آب سبک داشته باشیم؟ اگر این اتفاق هم بیفتد کارخانه تولید آب سنگین که جنب رآکتور قرار دارد از موضوعیت می افتد. این روندی که می بینیم همان روندی است که اگر اشتباه نکنم در گزارش 113 صفحه ای توسط آمریکا آمده است که چطور باید این رآکتور آب سنگین به رآکتور آب سبک تبدیل شود. که از زبان برخی مسئولان ما هم این زمزمه شنیده می شود. بنابراین لازم است که مسئولان مذاکره کننده قبل از این که پای میز مذاکره بنشینند تکلیف و موضع خود را با این مسائل روشن و شفاف کنند. اگر قرار است بروند و بازهم قهرمان برگردند ما هم بدانیم که درباره چه قراراست حرف بزنندو اگر قرار است از دستاوردهای ما محافظت شود و مثلا 20 درصد ادامه پیدا کند من خودم با یک لوح تقدیر بزرگتر از لوح های قبلی به استقبال آن ها در فرودگاه بروم!



* درباره این موضوع آب سنگین کشورهای دیگر چطور شفاف سازی می کنند؟

کاربرد آب سنگین که فقط در رآکتور نیست. ما در حوزه های دارویی برای نیازهای کشور قبلا این محصولات را وارد می کردیم اما اکنون این توانایی را داریم که آن را خودمان تولید کنیم. کل ایزوتوپ های پایدار صنعت پزشکی را می توانیم تولید کنیم.



* به هرحال این موضوع شفاف سازی و نظارت بر رآکتورهای آب سنگین در دنیا چطور حل شده است؟

در کشورهای دیگر هم این رآکتور را دارند. پلوتونیوم را هم تبدیل به بمب می کنند! هند، کره شمالی و... .



* یعنی سازوکاری برای نظارت وجود ندارد؟

سازوکاری که هست سازوکارقدرت است. یعنی اگر ایران این توانایی را داشته باشد بازهم قرار نیست آن را به سلاح تبدیل کند. کسانی هم که داشتند نتوانستند از آن علیه ایران و انقلاب اسلامی استفاده کنند. فرمول انقلاب ما با سایر فرمول ها متفاوت است. ما هم حتی نیاز به کلاشنیکف هم نداریم. سلاح برای انقلاب ایران اقتدار نمی آورد و اصلا هم دنبال آن خواهند رفت. اما تصور می کنیم که دیگرانی که از سلاح هسته ای استفاده کرده اند، هنوز هم آن سلاح را دارند و از آن بازهم استفاده خواهند کرد. بنابراین ما باید این آمادگی را داشته باشیم که درمقابل آن ها از خودمان دفاع کنیم. یا مثلا اگر دو کشور دارای بمب هسته ای باهم دعوا کردند و سلاح اتمی استفاده کردند ما باید آمادگی تکنولوژیکی برای مقابله با تاثیرات آن ناشی از ریزش های اتمی راداشته باشیم. بنابراین باید این تکنولوژی را بشناسیم.



* در توافق ژنو ما درباره بازفرآوری تعهد کردیم که این مرحله را نداشته باشیم؟

ما هرگز این مرحله را نداشتیم.



* این مرحله به چه معناست؟

این به آن معناست که سوخت کارکرده در رآکتور را در کشور بتوانیم باز کنیم و پلوتونیوم آن را جداسازی کنیم. البته حساسیت هم روی پلوتونیوم است که البته فقط نظامی نیست و در رآکتورهای نسل آینده کاربرد دارد. در حوزه صنعتی پزشکی هم بسیار کاربرد دارد. این کار بسیار ارزش دارد. مثلا درباره سوخت رآکتور بوشهر روسیه سوخت را باید برگرداند به کشور خود و در آن جا جداسازی کند. برای رآکتور اراک چون خودمان سوخت تولید می کردیم می توانستیم با این مرحله رادیوایزوتوپ ها را جدا کنیم.



* سوال من از این بابت بود که چون ما اعلام کرده بودیم که چرخه سوخت و غنی سازی خط قرمز ماست آیا نداشتن این مرحله این چرخه را ناقص نمی کند؟

به نظر من در این مرحله نباید درباره بازیافت صحبت کنیم. اما درآینده می تواند حقوق نسل های آینده را مخدوش کند. بنابراین چیزی که این حقوق را ضایع کند را نباید بپذیریم اما در شرایط فعلی نباید ما به بازیافت یا حتی «PIE» بپردازیم تا وقتی که مسائل ما با آژانس حل شود.



* برداشت شما از احتمال اجرای قطعنامه های شورای امنیت بر اساس توافق ژنو چیست؟ فکر می کنید باید در نهایت آن ها را اجرا کنیم؟

به هرحال آن ها قطعنامه ها را لازم الاجرا می دانند. ما هم می توانیم این قطعنامه ها را منوط به اجرای قطعنامه های مربوط به رژیم صهیونیستی کنیم. البته می شود حدودی را برای سازمان های بین المللی حفظ کرد البته به این شرط که آن ها تعهد بدهند که از این قطعنامه ها علیه ایران صادر نخواهد شد. عبارت «پایان رضایت بخش» هم که درباره این قطعنامه ها در توافق ژنو آمده است قابل تفسیر است. باید بفهمیم این رضایت بخش به چه معناست.



* اگرنکته خاصی مدنظر است به عنوان حرف پایانی بفرمایید.

من نکته ای هم دارم که البته باید بعدا به آن بپردازیم و آن هم درباره رآکتورهای جدید است. تصور می کنم که در بودجه 94-93 باید برای این رآکتورها فکری بشود. نگاه ما باید این باشد که در 10 سال آینده رآکتورهای قدرت بسازیم و صادر کنیم. سوال این است که دولت فعلی آن را دنبال می کند یا نه؟
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

گزارش ویژه
[External Link Removed for Guests]
راهبرد وزارت خارجه آغاز غیر رسمی مذاکرات حقوق بشری با غرب است.


تصویر

علی شاهدیان، ایران هسته ای- رسانه های داخلی از قول عباس عراقچی نوشته اند که محمد جواد ظریف در مذاکرات اخیر در وین از کاترین اشتون بابت ملاقاتش با جمعی از فتنه گران در تهران توضیح خواسته است.

برخی منابع غربی حتی ادعا کردند که ظریف شام کاری خود با اشتون را که قرار بود یک شب قبل از مذاکرات برگزار شود به همین سبب لغو کرده است.

مایکل مان سخنگوی کاترین اشتون هم که در هفته گذشته چند بار تاکید کرده بود دیدار اشتون با فتنه گران با وزارت خارجه ایران هماهنگ شده بود، به یکباره سخنان خود را تغییر داده و گفته است اینگونه دیدارهای اشتون معمولا با وزارت خانه های خارجه هماهنگ نمی شود!

تحلیلگران می گویند همه این موارد نشان دهنده آغاز نوعی تلاش از سوی وزارت خارجه برای توجیه رفتار خود و گریز از پذیرش مسئولیت اقدامات خویش است.

دیدار اشتون با فتنه گران اعتراض های فراوانی را در داخل ایران برانگیخت و تقریبا همه مقام های دولتی از پذیش مسئولیت آن طفره رفتند.

با این حال، مقام های وزارت اطلاعات این موضوع را در مجلس روشن کردند که از پیش از قصد اشتون برای دیدار با فتنه گران مطلع بوده و نسبت به آن به وزارت خارجه هشدار هم داده بودند.

برخی منابع در تهران می گویند سخنان مقام های وزارت خارجه را در این باره که به این اقدام اعتراض کرده اند چندان نباید جدی گرفت چرا که به نظر می رسد راهبرد وزارت خارجه آغاز غیر رسمی مذاکرات حقوق بشری با غرب، ایجاد دسترسی برای غربی ها به جریان فتنه و در عین حال تلاش برای توجیه این موضوع در داخل به روش های مختلف بدون متوقف کردن این پروژه در عمل است.

برخی منابع غربی در هفته گذشته گفته اند اروپایی ها مایلند مذاکره درباره موضوع حقوق بشر در ایران را درون مذاکرات هسته ای آغاز کنند.

به نظر می رسد رفتار سازشکارانه دولت حسن روحانی موجب شده غرب دچار این توهم شود که می تواند امتیاز گیری از ایران را از موضوع هسته ای فراتر برده و به پرونده هایی مانند حقوق بشر هم بکشاند.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

ارزیابی راهبردی در انتهای سال 1392
[External Link Removed for Guests]
مهم ترین خطای سیاست خارجی دولت این است که دائما حال تایید محاسبات راهبردی امریکا درباره ایران است.


تصویر

مهدی محمدی، وطن امروز- سال 1392 را در حالی به پایان می بریم که سوگمندانه باید گفت حاکمیت خط سازش بر دولت در حال تغییر دادن محاسبات دشمن به ضرر ملت ایران است و اگر نبود اینکه غربی ها به خوبی می دانند در ایران تصمیم های نهایی جای دیگری گرفته می شود، بیم آن می رفت که این تفکر کشور را دچار مشکلاتی بسیار حاد و حتی علاج ناپذیر کند.

قبل از هر چیز تذکر این نکته لازم است که دولت روحانی خیلی زودتر از آنچه تصور می رفت قدم در همان راهی گذاشت که احمدی نژاد پیموده بود و روحانی خود را میراث دارد شکست آن می دانست. از تلاش برای تعریف یک فرآیند اجباری سازش با فشار افکار عمومی برای نظام بگیرید تا هتک و طعن و طرد منتقدان و خود را چون اشراف فوق عقول عوام و خواص پنداشتن، ویژگی هایی است که روحانی و احمدی نژاد در آن مشترک بوده اند و دلیلی ندارد که اگر این خلق و خوی خاص احمدی نژاد را به زیر کشید، روحانی را بالا ببرد!

دولت حسن روحانی تصور می کند قادر خواهد بود ماه و ها و بلکه سال ها با استناد به آنچه «کارنامه احمدی نژاد» می خواند در موضع طلبکار بنشیند و مطمئن باشد که مردم ناتوانی وی در اداره امور کشور را علی الدوام به حساب میراثی خواهند نوشت که از دولت قبل برده است.

بدتر از آن دولت تصور می کند چون مردم از آنچه پوپولیسم احمدی نژادی خوانده می شد رویگردان شده اند پس مشکلی با دولت شبه خوانسالار و اشرافی وی نخواهند داشت و دیکتاتوری اشراف را به پوپولیسم عوام ترجیح می دهند. صرف نظر از اینکه این پرسش که این خط کشی ها واقعا تا چه حد واقعی است و مردم تا چه حد با همین مفاهیمی فکر می کنند که مثلا در ذهن آقای سریع القلم جولان می دهد، این نوع تفکر نشان دهنده آن است که دولت دو مسئله اصلی را در نیافته است.

مسئله نخست این است که احمدی نژاد را قبل از هر چیر غوغاپیشگی او گرفتار کرد. رفتار او بویژه در دو سال آخر به گونه ای بود که عموم مردم به این نتیجه گیری رسیده بودند که ظاهرا وی گرفتن گریبان این و آن نفعی و در تداوم آن رسالتی برای خود می بیند که دیگران از دیدن آن عاجزند و همین آنها را به این جمع بندی رساند که حداقلی از آرامش و ثبات که ضامن حفظ وحدت ملی (و در نتیجه به طمع نیفتادن دشمن) و روشن شدن موتور اقتصاد ملی است در دولت وی ایجاد نخواهد شد. احمدی نژاد مردم را به این باور رساند که تصویر درست از وی تصویر یک ایدئولوگ -گلادیاتور است نه رییس جمهوری که می تواند مشکل گشا، تکیه گاه و محل آرامش آنها باشد. حالا به رفتار و روحیه دولت آقای روحانی نگاه کنید. آقای روحانی هم در حال نزدیک شدن به تیمی است که در سابقه و کارنامه آنها جز درآوردن ادای اپوزیسیون درون حاکمیت و تلاش برای به آشوب کشیدن جامعه با هدف امتیاز گیری از نظام و زد و بند با طرف خارجی علیه منافع کشور به زحمت می توان چیز دیگری یافت. اکنون آقای روحانی اصرار می کند که نظام ارزشی خود را به جامعه تحمیل کند و در راس فهرست تغییراتی هم که مدنظر دارد این است که لفظ فتنه برای همیشه به فراموشی سپرده شود. چرا؟ نه برای اینکه زمان رافت رسیده است بلکه از این رو که ظاهرا آقای رییس جمهور می خواهد روش جذب فته گران در دولت را تسریع کند و لذا بیمناک است که حفظ پارادایم ارزشی سال 88 کار آن را دشوار کند. گرایش به چپ برای حسن روحانی حاصلی جز آنکه خوش بینی ها را زایل کند و او را با کسانی هم سرنوشت نماید که مردم آنها را به عنوان انکار کنندگان آرامش و اخلال کنندگان در معیشت خود می شناسند، نخواهد داشت اما قرینه ای نیست که آقای روحانی توان مقاومت در مقابل موج مطالبات، فشارها و روحایت چپ روانه را داشته باشد؛ و حداقل در حوزه های سیاست خارجی و فرهنگ قرائنی داریم که قصه کاملا برعکس است و شیخ حسن عملا به اردوگاه چپ پیوسته است.

دومین مسئله که باید آن را به یاد آقای روحانی آورد این است که احمدی نژاد قربانی بی توجهی به مفهومی بسیار مهم به نام اقتصاد روزمره شد. در ماه های واپشین دولت دهم مسئله مردم این نبود که احمدی نژاد نمی تواند گرانی از هم گسیخته را مهار کند یا از کنترل قیمت ارز ناتوان است. اتفاقا همه می گفتند که دیده ایم اگر بخواهد می تواند. نقطه سقوط احمدی نژاد آنجا بود که مردم به این جمع بندی رسیدند که او اقتصاد را گروگان گرفته تا مسائل دیگرش را با نظام حل کند و در این تسلسل بی پایان لجاجت ممکن است به این زودی ها نوبت به سر و سامان دادن به زندگی آنها نرسد یا اگر هم رسید دیگر دیر شده باشد. اقتصاد تعیین کننده ترین پارامتری بود که به انتخابات 92 شکل داد. حسن روحانی اما از همان روز نخست سعی کرد این موضوع را وارونه جلوه بدهد و ماهیت سیاسی- فرهنگی انتخابات 92 را بر ماهیت اقتصادی آن ترجیح بدهد.به همین دلیل هم بود که حل مشکلات اقتصادی را به سیاست خارجی و مذاکرات هسته ای گره زد، تمرکز خود را بر کمرنگ کردن مفاهیم ارزشی در حوزه فرهنگ، هنر و حقوق (با استناد منشور حقوق شهروندی) قرار داد. این دولت حتی پس از آنکه تحت فشار اجتماعی مجبور به اجرای یک پروژه بزرگ اقتصادی شد، آن را به گونه ای اجرا کرد که احتمالا تا سال ها به عنوان سمبلی از ناکارآمدی در یادها باقی خواهد ماند. بنابراین اگر در مورد احمدی نژاد حرف فقط این بود که نمی خواهد وضع را درست کند، درباره روحانی سخن این است که اگر بخواهد هم ظاهرا –لااقل با تیم فعلی- نمی تواند. این مسئله ای است که دولت فعلا آن را چندان جدی نگرفته است اما می توان حدس زد از ابتدای سال آینده یعنی زمانی که بار بزرگ هدفمندی روی شانه های دولت قرار گیرد دیگر راه فراری از آن باقی نماند و مسئله خود را تمام قد در مقابل نشان بدهد و آن وقت دیگر راه گریزی باقی نماند.

در سیاست خارجی نیز کم و بیش همین روند در پیش گرفته شده است. چند روز قبل دیداری با یکی از کارگزاران ارشد سیاست خارجی دولت دست داد و در آنجا گفتم که مهم ترین خطای سیاست خارجی دولت روحانی که مصادیق آن از مذاکرات هسته ای بسیار فراتر می رود این است که دائما و عمدا و به طور سیستماتیک در حال تایید محاسبات راهبردی امریکا درباره ایران هستند.

امریکا اینگونه محاسبه کرده است که مردم و دولت در ایران مشکلات اقتصادی را ناشی از تحریم می دانند. رفتار دولت هم همین را می گوید. امریکایی ها اینگونه محاسبه کرده اند که کسانی در ایران عقیده دارند با حل موضوع هسته ای مسئله تحریم ها حل خواهد شد، دولت آقای روحانی هم در این ماه حرفی جز این نزده و عملا هم طوری رفتار کرده که امریکا حس کند دولت روحانی هم همین جمع بندی را دارد. امریکایی ها تصور می کنند تهدید به فشار بیشتر دولت را دولت ایران را به سمت امتیاز گیری بیشتر سوق خواهد داد، دولت هم می گوید که باید مذاکرات به نتیجه برسد چون کشور توان تحمل تحریم جدید را ندارد. امریکایی ها می گویند برای موثر شدن دیپلماسی باید تهدید نظامی را معتبر کرد دولت هم می گوید در صورت تهدید نظامی امریکا کاری از ما ساخته نیست.

واقعا با این وضع باید انتظار چه نتیجه ای را داشت. آیا منطقی است از امریکایی ها توقع داشته باشیم رفتار راهبردی خود را تغییر بدهند، عاقل تر شوند و مطالبات خود از ایران را کم کنند در حالی که دولت ما به آنها می گویند تا به حال هر فکری کرده اید درست بوده است؟ کدام طرف عاقلی استراتژی را که فکر می کند جواب داده کنار می گذارد؟

دقیقا به همین دلایل است که به نظر می رسد دولت روحانی به سمت شرایطی بغرنج حرکت می کند. شاید چاره ای هم نباشد. تنها چیزی که باید از آن مراقبت کرد این است که روزی که روشن خواهد شد این مسیر اشتباه بوده چه میزان توان برای بازگشت به مسیر درست و چقدر ابزار و قدرت چانه زنی در مقابل دشمن باقی مانده است؟
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

ارزیابی راهبردی
[External Link Removed for Guests]
اگرراه حلی وجود داشته باشد، راه آن «مدیریت محاسبات» طرف مقابل است.


تصویر

مهدی محمدی، خبرگزاری تسنیم- مذاکرات ایران و گروه 1+5 درباره توافق جامع به آرامی و بدون سرو صدا در حال پیشرفت است و کمبود شدید اطلاعات عرضه شده به افکار عمومی داوری درباره محتوا و روند آن را دشوار کرده است.

آخرین دور از این مذاکرات هفته آخر اسفند در وین برگزار شد و پس از پایان آن دو طرف به بیان چند جمله ساده اکتفا کردند:

اول- مذاکرات جدی و محتوایی است و به موضوعاتی مانند اراک، غنی سازی، تحریم ها و همکاری های صلح آمیز اختصاص دارد.

دوم- دو طرف اراده جدی برای رسیدن به یک توافق دارند ولی به دلیل اختلافات جدی بویژه در موضوع غنی سازی، فاصله دو طرف از هم بسیار زیاد و در نتیجه رسیدن به یک توافق سخت خواهد بود.

این جملات چیز زیادی درباره محتوای مذاکرات به ما نمی گوید ولی حاوی «تحلیل های روندی» مهمی است. صرف نظر از اینکه اکنون درون مذاکرات چه می گذرد و نقاط اصلی اختلاف کجاست، مهم است که تا می توانیم از سطح جزئیات مذاکراتی فراتر رفته و روند کار را تحلیل کنیم. وضعیت فعلی مذاکرات محصول روندهایی است که در چند ماه گذشته شکل گرفته و به تدریج تثبیت شده است. این روند ها در واقع توصیف کننده راهبرد مذاکراتی هر یک دو طرف و مهم تر از آن، علامتی است از اینکه احتمالا تحقق هر سناریو در آینده چقدر است.

مهم ترین روند این است که دو طرف در حال آزمودن اهداف و اراده یکدیگر هستند. ظاهرا باور هر دو طرف این است که طرف مقابل مایل به حفظ ظرف مذاکرات به هر قیمت و به نتیجه رساندن آن در یک زمان کوتاه است و در مقابل هرگونه فشار داخلی که خواهان به هم خوردن وضعیت فعلی باشد مقاومت خواهد کرد. به عبارت دیگر، اکنون هر کدام از طرفین تصور می کند طرف مقابل به مذاکرات و به نتیجه گیری از مذاکرات نیاز دارد. تهدید مهم برای ایران در اینجا این است که امریکایی ها به این جمع بندی برسند که برای ایران اصل توافق مهم تر از محتوای توافق است و هیچ شرایط مفروضی وجود ندارد که تحت آن شرایط ایران قید مذاکره و توافق را بزند. علائمی وجود دارد که دولت امریکا تصور می کند ترس دولت ایران از اعمال تحریم های جدید و نیاز آن به رفع تحریم ها چنان است که نهایتا هیچ پیشنهادی را آنقدر بد نخواهد دانست که میز بازی را به هم بزند. علاوه بر این، محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران پیش از این گفته است که عقیده دارد هدف اصلی ارتقاء روابط با غرب است و مسئله هسته ای مانعی بزرگ بر سر راه این مسئله است. معنای این جمله در واقع چیزی غیر از این نیست که ظریف ارزش چندانی برای برنامه هسته ای قائل نیست و بنابراین درباره ما به ازاهایی که خواهان آن است سخت نخواهد گرفت. برخی تحلیلگران دست راستی در امریکا مانند مایکل سینک رییس موسسه واشینگتن در هفته های گذشته، بر اساس همین دلایل، این ایده را مطرح کرده اند که ایران راهی جز توافق ندارد و حال که چنین است امریکا باید از فرصت استفاده کند و تا می تواند بر درخواست های خود بیفزاید.

متاسفانه این روندی است که دولت ایران خود بیشترین نقش را در شکل دهی به آن داشته است. دولت در ماه های گذشته ابراز حسن نیت مذاکراتی را با اعلان نیاز به مذاکره و توافق اشتباه گرفته و امریکایی ها را درباره میزان سرسختی یا آسان گیری خود دچار اشتباه محاسبه کرده است. دولت درایران خود بهتر از هر کس می داند که از دید تصمیم گیران اصلی در کشور هر توافقی یک توافق خوب نیست و همین توافق ژنو هم چندان آبرومندانه ارزیابی نمی شود. وضعیت اکنون به گونه ای است که عمدتا تصور می شود یک توافق نهایی که دارای حداقل های مدنظر ایران باشد تقریبا دست نیافتنی است و امریکایی ها نه تنها قصد ندارند خود را با خط قرمزهای حداقلی ترسیم شده از سوی ایران تطبیق بدهند بلکه بیشتر در پی آنند که با تهدید به اعمال تحریم های سنگین تر در صورت شکست مذاکرات خطوط قرمز ایران را تعدیل کرده و عقب ببرند.

یک سوال متدولوژیک از تیم مذاکره کننده ایرانی این است که در حالی که می دانیم نظام حقوق قرمزی دارد که از آن کوتاه نخواهد آمد و در حالی که این را هم می دانیم که طرف غربی بنا دارد با گروگان گرفتن نیاز اغراق شده دولت به رفع تحریم ها دائما، خط قرمزهای خود را پر رنگ تر کرده و درخواست های اضافی روی میز بگذارد؛ تاکید بر اینکه «روند فعلی حتما به نتیجه خواهد رسید» (جمله عباس عراقچی در حین مذاکرات) چه ضرورت، فایده یا اهمیتی دارد؟ تیم ایرانی تصور می کند صرفا از طریق مذاکره قادر به حل مسئله خواهد بود در حالی که اگر هم راه حلی وجود داشته باشد، راه آن «مدیریت محاسبات» طرف مقابل است.

اگر امریکایی ها اینگونه محاسبه کنند که برنامه هسته ای برای وزیر خارجه و دولت ایران چندان با ارزش نیست و پیش پای ارتقاء روابط با غرب قابل قربانی کردن است، یا اگر اینطور فکر کنند که برای تیم ایرانی لغو تحریم ها مهم تر از حفظ حقوق هسته ای ایران است یا اگر اینطور تصور کنند که ایران گزینه ای جز توافق کردن ندارد، آن وقت حتی همین اهداف یعنی لغو تحریم، ارتقاء روابط و نتیجه بخشی مذاکرات هم محقق نخواهد شد.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3805
تاریخ عضویت: شنبه 7 شهریور 1388, 3:26 am
محل اقامت: جمهوری اسلامی ایران
سپاس‌های ارسالی: 4180 بار
سپاس‌های دریافتی: 22794 بار
تماس:

Re: اخبار پیرامون پرونده فعالیت صلح آمیز هسته ای ایران

پست توسط Sami 1993 »

[External Link Removed for Guests]

[External Link Removed for Guests]
دولت امریکا قصد دارد صدور ویزا برای حمید ابوطالبی به عنوان سفیر جدید ایران در سازمان ملل را به تعویق بیندازد.


تصویر

حامد علوی، ایران هسته ای- آنطور که برخی منابع امریکایی گفته اند دولت امریکا قصد دارد صدور ویزا برای حمید ابوطالبی به عنوان سفیر جدید ایران در سازمان ملل را به تعویق بیندازد.

چندی پیش اعلا م شد ابوطالبی که اکنون معاون سیاسی دفتر رییس جمهور است به جای محمد خزایی به عنوان نماینده جدید ایران در سازمان ملل به نیویورک خواهد رفت.

این در حالی است که وب سایت المانیتور به نقل از منابع خود در ایران گفته است ابوطالبی یک اصلاح طلب واقعی و منتقد سیاست های نظام جمهوری اسلامی است!

کارشناسان عقیده دارند رفتار دولت امریکا در این باره پاسخی به اعتماد بیش از دولت حسن روحانی به باراک اوباما و تیم اوست.

مرور تحولات حدود 9 ماه گذشته نشان می دهد به موازات افزایش اظهارات مثبت و حاکی از اعتماد مقام های دولتی در ایران نسبت به امریکا، رفتار دولت امریکا درباره ایران خصمانه تر، تحقیرآمیزتر و زیاده خواهانه تر شده است.

یک کارشناس ارشد امور راهبردی روز چهارشنبه 13 فروردین در این باره به «ایران هسته ای» گفت: «اکنون این ارزیابی وجود دارد که حتی مذاکرات محرمانه با امریکا در مسقط هم به نفع ایران تمام نشده است. امریکایی ها حسن نیت را به معنای نیازمندی و اضطرار ایران تفسیر کرده اند و رفتارهای آنها روز به روز غیر قابل تحمل ترمی شود».

دولت امریکا در ماه های گذشته تحریم های ضد ایرانی را خود را حداقل 3 بار تشدید کرده است؛ این در حالی است که مطابق توافق ژنو میان ایران و 1+5 چنین اقدامی ممنوع بوده است.

علاوه براین مقام های دولتی در امریکا مکررا ایران را تهدید به استفاده از حمله نظامی کرده اند.

وندی شرمن مذاکره ارشد امریکا در سنای این کشور با اشاره تلویحی به ایران گفت که فریبکاری بخشی از DNA انسان هاست.

برخی ارزیابی ها حکایت از آن دارد که امریکا به این جمع بندی رسیده است که دولت حسن روحانی روند آغاز شده با امریکا به هیچ قیمتی ترک نخواهد کرد و بنابراین می توانند حتی درباره موضوعاتی بسیار کوچک و پیش پا افتاده نیز دست به رفتارهای تحقیر آمیزکننده زده و از ایران امتیاز بخواهند.

کارشناسان پیش از این هشدار داده بودند که رویه مسالمت جویی افراطی دولت در مقابل امریکا هم درخواست های امریکا از ایران را بیشتر خواهد کرد و هم امتیازهایی را که بناست ایران در یک معامله احتمالی دریافت کند به حداقل مقدار ممکن کاهش می دهد.

مقام های دولت حسن روحانی تا امروز با این توجیه که علت این اقدامات از سوی دولت امریکا ساکت کردن منتقدان داخلی است، عموما در مقابل اظهارات و اقدامات توهین آمیز آنها سکوت کرده اند.
آخرین ويرايش توسط 1 on Sami 1993, ويرايش شده در 0.
ارسال پست

بازگشت به “اخبار و حوادث”