»»» مناسبتهاي مذهبي «««

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار و حوادث روز به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: MOHAMMAD_ASEMOONI, MASTER, شوراي نظارت

ارسال پست
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

»»» مناسبتهاي مذهبي «««

پست توسط Mohsen1001 »

سلام خدمت دوستان عزيز :)

در اين تاپيک قصد دارم مناسبتهاي مذهبي رو در همان روز با کمي توضيحات در مورد ان مناسبت ، اعلام کنم :D

اميدوارم که مورد استفاده قرار بگيره :-o
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2732
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه 5 مرداد 1385, 10:34 pm
سپاس‌های ارسالی: 12804 بار
سپاس‌های دریافتی: 4580 بار

پست توسط كيارش »

Mohsen1001, كار خوبي است :smile: :smile: مرسي :)
 [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]  این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود,    
  [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر    
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

 روز بيست و يکم از ماه مبارک رمضان  

مصادف با شهادت مظلومانه مولايمان حضرت اميرالمونين علي عليه السلام.
درضمن امشب دومين شب قدر هم هست.

 تصویر
 


مختصري در مورد مولايمان



على عليه السلام فرزند كعبه

علامه ابن صباغ مالكى گويد: على عليه السلام در مكه مشرفه در داخل بيت الحرام (كعبه) در روز جمعه، سيزدهم ماه خدا يعنى ماه رجب سال سى‏ام عام الفيل به دنيا آمد. و پيش از او هيچكس در كعبه متولد نشد، و اين فضيلتى است كه خداوند به جهت بزرگداشت و بالا بردن مقام و اظهار كرامت او مخصوص حضرتش گردانيده است. ( الفصول المهمة، ص 30)


كيفيت ولادت اميرالمونين (عليه السلام)


كيفيت ولادت حضرت على همانند اوصاف و شمائلش بى نظير بوده، و در تاريخ بشريت كسى همانند او ديده نشده است!

"فاطمه بنت اسد" ـ مادر گرامى امام علي ‌ـ در حالى كه مانند ساير مردم، خانه‏ كعبه را طواف مى‏نمود درد زايمان وى را فرا گرفت و در ميان زائران خانه خدا در حالى كه به شدت متاثر بود مناجاتى با صاحب كعبه كرد و گفت:

پروردگارا! من به تو و به تمام پيامبران و سفيران آسمانى و كتاب‏هاى آنان ايمان دارم، تو مى‏دانى كه من به " خليل الله" ـ حضرت ابراهيم ـ ايمان داشته، و آئينش را با جان و دل مى‏پذيرم، تو را به بنيانگذار بيت، و عظمت كعبه، و به احترام اين مولود عزيزى كه در شكم دارم، و او پيوسته با من انس گرفته و تكلم مى‏نمايد، اين ولادت را برايم آسان گردان.

دعاى فاطمه مستجاب شد. ناگاه تماشاگران مشاهده كردند كه خانه خدا از سوى جنوب شرقى (باب مستجار) باز شد، و فاطمه وارد كعبه گشت، و ديوار باز شده آن بهم پيوست، و تا سه روز در شريفترين مكان گيتى مهمان خدا شد، و نوزاد خود را به كمك ماموران الهى و حوريان بهشتى به دنيا آورد. مردم تماشاگر، اين قضيه شگفت انگيز را دهان به دهان به گوش مردم مكه رساندند، و جمعيت انبوهى دور كعبه گرد آمده و منتظر نتيجه آن بودند، و حتى متصديان و كليد داران كعبه هر چه تلاش كردند، نتوانستند در كعبه را باز كنند، و لذا جمعيت فراوانى از رفتن به خانه و كار و كسب خود بازمانده، و با شوق و ولع شديد مى‏خواستند با ميهمان كعبه ديدار كنند.

سه روز از اين جريان تاريخى گذشت ولى هنوز خبرى از آن به دست نيامد، روز چهارم ناگاه ديوار كعبه از همان مكانى كه قبلاً باز شده بود، دوباره باز شد، و در حالى كه چشمان مردم خيره شده بود "فاطمه بنت اسد" ـ مادر گرامى امير المؤمنين ـ با حالتى شادان و خوشحال از كعبه خارج گشت. مردم تماشاگر ديدند فاطمه مولودى را به بغل گرفته كه نور در چهره‏اش متجلى است، آنگاه خطاب به حاضران فرمودند:

اى مردم! خداوند از ميان زنان مخلوقاتش مرا برگزيد، و مرا بر زنان ممتاز گذشته برترى داد، اگر"آسيه" به طور مخفى خدا را پرستش كرد... و اگر"مريم" در هنگام زايمانش از درخت‏ خشكيده رطب چيد، خداوند مرا بر آنان و تمام زنان عالميان در گذشته مقدم داشت، زيرا من فرزندم را در خانه ‏خدا به دنيا آوردم!! و سه روز در آنجا مهمان خدا بودم! و از ميوه‏هاى بهشتى و طعام مخصوص الهى پذيرايى مى‏گشتم!! و هنگام خروجم از كعبه خطاب رسيد: « اى فاطمه! نام مولود كعبه را "على" بگذار،و من"على اعلى" هستم، من فرزندت را از قدرتم آفريدم، او در بالاى اين كعبه اذان مى‏گويد، و بت‏ها را از آنجا پاك مى‏كند، او پيشواى اين امت ‏بعد از حبيب من‏«محمد صلى الله عليه و آله‏»است، خوشا به حال كسى كه او را دوست داشته و يارى‏اش نمايد، واى بر كسى كه وى را نافرمانى نموده و حقش را تباه سازد... ( الخرائج و الجرائح، ج 1 ،ص 171 ـ مدينة المعاجز، ص 5 ـ بحار الانوار، ج 35 ، ص 18، ح 14 و ص 36 ح 37 ـ الغدير، ج 6 ، ص 22)

لازم به توضيح است كه جريان ولادت امير المؤمنين در داخل كعبه را، مرحوم علامه امينى از دهها كتاب معتبر اهل سنت نقل نموده كه به بخشى از آنها اشاره مى‏گردد: مروج الذهب، مسعودي، ج 2 ، ص 2ـ تذكرة الخواص الامه، ابن جوزى، ص 7 ـ الفصول المهمة، ص 14 ـ سيره حلبى، ج 1 ص 150 ـ شرح الشفا، ج 1، ص 151 ـ مطالب السؤل، ص 11ـ نزهة المجالس، ج 2 ، ص 204)

مولود كعبه بعد از ولادت

"فاطمه بنت اسد" چون ازكعبه با فرزند عزيزش خارج گشت، نخست پدرش حضرت ابوطالب از آنان استقبال نموده، و ميوه دلش را در آغوش گرفت، مولود كعبه در همان لحظات آغاز زندگى‏اش خطاب به پدر ارجمندش گفت: "السلام عليك يا ابتاه و رحمة الله و بركاته"، و ابوطالب نيز جواب سلام على را داده و او را مورد نوازش قرار داد.

سپس پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وارد خانه ابوطالب شد، و على را در آغوش كشيد، و چون چشمان على به چهره مبارك رسول خدا افتاد، به حركت آمده و تبسم كرد، و با چهره‏اى خندان گفت: "السلام عليك يا رسول الله و رحمة الله و بركاته"، و آنگاه به دستور رسول اكرم صلى الله عليه و آله شروع به خواندن كتابهاى آسمانى كرد، و از صحف آدم و نوح و ابراهيم آغاز نمود و آياتى را از زبور و تورات و انجيل قرائت كرد، و در پايان از اول سوره "مؤمنون" تا آيه دهم را با آهنگ زيبا تلاوت فرمود، و بدين طريق عظمت‏خود را به جهان انسانيت نشان داد، و رسول اكرم صلى الله عليه و آله را خوشحال و خشنود ساخت (بحار الانوار، ج 35 ، ص 22 و 37 ـ منتهى الآمال، ص 142 ـ شجره طوبى، ص 219)

تا جايى كه پيامبر خدا(ص) در مورد على عليه السلام فرمودند: " لقد ولد لنا الليلة مولود يفتح الله علينا به ابوابا كثيرة من النعمة و الرحمة" يعني همانا خداوند متعال براى ما در اين ايام فرزندى عطا فرمودند كه در سايه او درهاى زيادى از نعمت و رحمت الهى به روى ما گشوده مى‏گردد. (شرح ابن ابى الحديد ج 4 ص 15 )

على تربيت يافته خدا و رسول

به اعتقاد شيعه و پيروان مكتب بحق ولايت، على امير المؤمنين و يازده فرزند گراميش به ترتيب جانشين بلا فصل رسول خدا(ص) و خليفه الهى در عالم خلقت مى‏باشند، و موظفند علاوه بر حفظ دين و ساير وظايف مهم ديگر، رهبرى و تربيت صحيح توده‏هاى مردم را بر عهده گيرند، بنا بر اين تربيت‏خود آنان بايد از طريق خدا و منبع وحى صورت گيرد، و با آداب الهى و تربيت پيامبر بزرگ اسلام(ص) متخلق و مؤدب گردند. در اين زمينه روايت شده كه پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمودند: من تربيت يافته خدا، و على تربيت يافته من است. (مكارم الاخلاق، ص 17 )

يعنى رسول خدا بطور مستقيم با آداب الهى تربيت مى‏گردد، و امير المؤمنين على عليه السلام نيز با همان آداب خداوندى، منتهى از طريق پيامبر عزيز اسلام تربيت مى‏شود.


رأفت و مهرباني على عليه السلام

على عليه السلام مظهر محبت و عاطفه بود، او رنج ميكشيد و كار ميكرد و سر انجام مزد كار خود را صرف بيچارگان و درماندگان مى‏نمود.

وي براى نيازمندان و ستمكشان پناهگاه بزرگى بود. او پدر يتيمان و فرياد رس بيوه زنان و دستگير درماندگان و ياور ضعيفان بود. در زمان خلافت‏ خود شبها از خانه بيرون ميآمد و در تاريكى شب خرما و نان براى مساكين و بيوه زنان مى‏برد و بصورت مرد نا شناس از در خانه آنها آذوقه و پول ميداد بدون اينكه كسى بشناسد كه اين مرد خير و نوع پرور كيست؟

على عليه السلام هر كجا يتيمى ميديد مانند پدرى مهربان دست نوازش بسر او ميكشيد و برايش خوراك و پوشاك ميداد.

على عليه السلام پيش از آنكه امام عادل براى ديگران باشد و درباره ديگران به عدل رفتار كند، خود شخصا موجودى متعادل و متوازن بود. كمالات انسانيت را با هم جمع كرده بود. هم انديشه‏اى عميق و دور رس داشت و هم عواطفى رقيق و سرشار. كمال جسم و كمال روح را توام داشت. شب، هنگام عبادت از ما سوى مى‏بريد و روز در متن اجتماع فعاليت مى‏كرد. روزها چشم انسانها مواسات و از خود گذشتگى‏هاى او را مى‏ديد و گوشهايشان پند و اندرزها و گفتارهاى حكيمانه‏اش را مى‏شنيد، و شب چشم ستارگان اشكهاى عابدانه‏اش را مى‏ديد و گوش آسمان مناجاتهاى عاشقانه‏اش را مى‏شنيد. هم مفتى بود و هم حكيم، هم عارف بود و هم رهبر اجتماعى، هم زاهد بود و هم سرباز، هم قاضى بود و هم كارگر، هم خطيب بود و هم نويسنده. بالاخره به تمام معنى يك انسان كامل بود با همه زيبايي هايش.

( استاد شهيد مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، جلد 16 ، صفحه 215 )



ماجراي شهادت على عليه السلام


آخرين نمازِ اولين نمازگزار

آن شب - شب نوزدهم ماه رمضان - مكرر از اتاق بيرون مي‌آمد و به آسمان مي‌نگريست؛ باز مي‌گشت و با خود مي‌گفت: «به خدا قسم اين همان شبي است كه مرا وعده شهادت در آن داده‌اند.» پس موعد عزيمت كه رسيد، آهنگ رفتن كرد. ام كلثوم (س) كه ميزبان حضرتش بود و از اين رفتار پدر، مضطرب و نگران، مانع از رفتن علي عليه السلام شد و از ايشان درخواست كرد تا شخص ديگري را به جاي خود براي اقامه نماز به مسجد بفرستد، اما آن حضرت امتناع كرد و فرمود: « از قضاي الهي نمي‌توان گريخت.» پس گام در ركاب قضاي الهي نهاد و به راه افتاد.

زمين بر آن بود كه آهنگ حركت خود را به گام‌هاي علي عليه السلام متصل كند. چشم‌هاي ناسوتيان در تمناي ماندن، تند آب اشك ساز كردند و لاهوتيان، دست تمنا بر كنگره عرش ساييدند و ام كلثوم (س)، درمانده از همه چيز و همه جا، خون جگر بدرقه راه علي عليه السلام كرد. در بين راه چند مرغابي به حضرت نزديك و گويي مانع از رفتن ايشان شدند، اما شهادت علي عليه السلام، گويي بي بازگشت‌ترين قضاي الهي در آن ليلة القدر خدايي بود. اين رفتن ديگر بازگشتي نداشت و علي عليه السلام ديگر طاقت ماندن! چون خواست از در خانه خارج شود، قلاب در، چنگ در كمربند او انداخت و اين آخرين حربه زمينيان براي بازداشتن علي عليه السلام از رفتن بود. علي عليه السلام از در كه گذشت، زمينيان ديگر از او دست شستند. و علي عليه السلام كسي نبود كه از شهادت بگذرد كه ساليان سال است به انتظار چنين شبي نشسته... كمربند خود را محكم بست و خطاب به خويش فرمود: «اي علي! كمربندت را محكم ببند و براي مرگ آماده شو.»

كوچه‌ها را يكي پس از ديگري جا مي‌گذاشت تا اين كه به مسجد رسيد. ابتدا چند ركعت نماز گزارد و چون فجر دميد، بر بام مسجد رفت و آخرين اذان خود را در آن شهر پر از حيله و نيرنگ، ارزاني زمينيان نمود و اين آخرين اذاني بود كه علي عليه السلام بر ماذنه مسجد كوفه فرياد زد!

آن شب تمام اهالي كوفه نواي دلنشين اذان علي عليه السلام را شنيدند. يتيمان در خواب فرو رفته كه خواب پدر مي‌ديدند، با شنيدن صداي علي عليه السلام ، از خواب برخاستند و چون دريافتند علي عليه‌السلام بيدار است، احساس آرامش و امنيت كردند و غم بي‌پدري از چشمان خواب آلودشان رخت بر بست. آري اين بانگ اذان علي عليه السلام است؛ پدر يتيمان كوفه همو كه تمام يتيمان كوفه، لذت نشستن بر زانويش را تجربه كرده و از دست پر كرمش نان و خرما خورده‌اند و در آغوش پدرانه‌اش جا خوش كرده‌اند.

... و علي عليه السلام براي اقامه نماز به داخل مسجد آمد ... خفتگان را بيدار كرد؛ آن ملعون، ابن ملجم، بيدار بود ولي به روي شكم دراز كشيده و خود را به خواب زده بود و شمشيري در زير جامه‌اش پنهان داشت، حضرت به او فرمود: «برخيز كه وقت نماز است و اين چنين (به روي شكم) نخواب كه خواب شيطان است؛ بر دست راست بخواب كه خواب مومنان است و يا به طرف چپ بخواب كه خواب حكيمان است و يا به پشت بخواب كه خواب پيامبران (ع) است... قصدي در خاطر داري كه نزديك است آسمان‌ها از سنگيني آن فرو ريزند و اگر بخواهم مي‌توانم خبر دهم كه در زير جامه‌ات چه پنهان كرده‌اي... .» پس به جانب محراب رفت؛ در محراب ايستاد و به نماز مشغول شد.

ابن ملجم مضطرب و نگران بود ... علي عليه السلام به آرامي تكبير گفت و به ركوع رفت... ابن ملجم كه در كنار ستوني به كمين ايستاده بود، چون بيد به خود مي‌لرزيد ... علي عليه السلام سر از ركوع برداشت و به سجده رفت ... قلب كثيف ابن ملجم به شدت مي‌تپيد ... علي عليه السلام سر از سجده برداشت ... ابن ملجم دويد ... شمشيرش را بالا برد تا فرود آورد، ولي شمشيرش به سقف محراب گير كرد. باز قصد فرود آوردن شمشير را نمود، شمشير را فرود آورد و فرق علي عليه السلام تا سجده‌گاه شكافته شد و فرياد علي عليه السلام، فرياد در گلو مانده علي (ع) برخاست: «بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله، فزت و رب الكعبه.»و جبرييل، عزادار و مويه كنان در ميان زمين و آسمان بانگ برداشت:

سوگند به خدا پايه‌هاي هدايت ويران شد و نشانه‌هاي تقوا از بين رفت و ريسمان محكم از هم گسست. پسر عموي پيامبر كشته شد، جانشين برگزيده كشته شد، علي مرتضي توسط نگون بخت‌ترين انسان‌ها كشته شد.


و اما شبهاي قدر...


فضايل شب قدر

بي‌ترديد شب قدر از شب‌هاي با عظمت و با اهميت سال است و دليل فضيلت اين شب بر ساير شب‌ها به اعتبار اموري است كه در اين شب محقق مي‌شود.

- شب آمرزش گناهان: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله در تفسير سوره «قدر» فرمودند: «هر كس شب قدر را احيا بدارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامي گناهانش آمرزيده مي‌شود.»

- قلب رمضان: امام صادق عليه السلام فرمودند: «از كتاب خدا استفاده مي‌شود كه شماره ماه‌هاي سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماه‌ها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان ليلة القدر است.»

- بهتر از هزار ماه: در فرهنگ غني اسلام، همه چيز را با معيارهاي الهي مي‌سنجند و بر همين اساس قرآن در مورد اين شب مي‌فرمايد: «ليلة القدر خير من الف شهر» در دعاي 44 صحيفه سجاديه نيز مي‌خوانيم: «(عبادت و بندگي در) شبي از شب‌هاي آن را بر (عبادت در) شب‌هاي هزار ماه قرار داد (چون خيرات و بركات و سودهاي ديني و دنيوي در آن است ) و آن را شب قدر ناميد.»

- نزول قرآن در اين شب: طبق روايات موجود، مجموع قرآن در شب قدر نازل شده است. اين نزول دفعي و يكباره قرآن است اما نزول تدريجي و تفصيلي قرآن طي بيست و سه سال دوران نبوت پيامبر گرامي به صورت الفاظ نازل شده است.

از ديگر فضايل اين شب نامگذاري يكي از سوره‌هاي قرآن به نام «قدر» است و اين خود گوياي فضيلت و اهميت اين شب است. اين شب، شب مباركي است زيرا خدا مي‌فرمايد: و قرآن كه بهترين خيرات و بركات است در اين شب مبارك نازل شده است. (دخان /3)

نزول ملائكه و روح در شب قدر نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. چنان كه امام باقر عليه السلام نيز فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبيل نماز و زكات و انواع كارهاي خوب بهتر است از عمل در هزار ماهي كه در آن شب قدر نباشد.» شب قدر سراسر خير و سلامت است و از هر امر ناپسندي به دور است و اين خود نيز نشان شرافت آن بر هزار ماه است.

حضرت مهدي(عج)، صاحب شب قدر

بنا بر روايات و ظاهر آيات سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خدا لي الله عليه و آله نيست و فرشتگان در شب قدر مقدرات يك سال را نزد «ولي مطلق زمان » مي‌آورند و بر او عرضه مي‌كنند. اين واقعيت از روز نخستين خلقت بوده است و تا قيامت هم ادامه دارد.

از سويي نيز بنابر روايات زمين از نخستين روز خلقت تا آخر فناي دنيا بي‌حجت نخواهد بود چنان كه امام علي عليه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالي هست، در اين شب امور همه سال (و تقديرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده مي‌شود، پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله نيز اين شب صاحباني دارد.»

حجت خدا در زمين در زمان حاضر وجود مقدس و مبارك حضرت مهدي(عج) است و اوست كه حجت خدا و وصي اوصيا و خليفه رسول خدا و معصوم از هر گناه و پليدي است و لذا صاحب شب قدر است.


***در اخر عرض کنم که در اين شبهاي عزيز فقط براي تعجيل در ظهور فرج مولايمان مهدي فاطمه حضرت وليعصر عجل الله تعالي فرجه الشريف دعا فرماييد که از هر دعايي بهتر است :-o


[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

منبع :
[External Link Removed for Guests]

**التماس دعا**
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1790
تاریخ عضویت: یک‌شنبه 6 فروردین 1385, 3:49 pm
سپاس‌های ارسالی: 8 بار
سپاس‌های دریافتی: 257 بار

پست توسط Saeid12345 »

تاپيک خوب است. :D


يا علي (ع) از خداوند بخا تا منو به راه راست هدايت کند. :o
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1045
تاریخ عضویت: شنبه 31 تیر 1385, 12:05 pm
محل اقامت: بزقوش?؟قافلانکوه
سپاس‌های ارسالی: 2945 بار
سپاس‌های دریافتی: 2310 بار

عيد فطر(توضيحات)

پست توسط achachi98 »

عيد فطر (توضيحات)


مسلمانان روزه دار كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مي ‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين، حضرت على (عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند كه:

اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مي ‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مأيوس و نااميد مي ‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن، به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مي‏شود اين است كه فرشته ‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا ميدهند و ميگويند:

«هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.»

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: «عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند و نيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، برآوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمي‏برند.»

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مي ‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مي‏شود، انسان افطار مي كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مي ‏شود.



نماز عید فطر


وقت نماز عيد فطر از اول آفتاب روز عيد است تا ظهر. در عيد فطر مستحب است بعد از بلند شدن آفتاب افطار كنند و زكات فطره را هم بدهند و بعد از آن نماز عيد را بخوانند.

نماز عيد فطر دو ركعت است كه در ركعت اول بعد از خواندن حمد و سوره بايد پنج تكبير بگويد، و بعد از هر تكبير يك قنوت بخواند و بعد از قنوت پنجم تكبيرى بگويد و به ركوع رود و دو سجده بجا آورد و برخيزد، و در ركعت دوم چهار مرتبه تكبير بگويد و بعد از هر تكبير قنوت بخواند و تكبير پنجم را بگويد و به ركوع رود و بعد از ركوع دو سجده كند و تشهد بخواند و نماز را سلام دهد.
در قنوت نماز عيد هر دعا و ذكرى بخوانند كافى است، ولى بهتر است‏ اين دعا را به قصد اميد ثواب بخوانند:
"اللهم اهل الكبرياء و العظمة و اهل الجود و الجبروت و اهل العفو و الرحمة و اهل التقوى و المغفرة اسالك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سالك به عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون".

نماز عيد سوره مخصوصى ندارد، ولى بهتر است كه در ركعت اول آن سوره "شمس" و در ركعت دوم سوره "غاشيه" را بخوانند، يا در ركعت اول سوره "سبح اسم" و در ركعت دوم سوره "شمس" را بخوانند.

مستحب است در نماز عيد بر زمين سجده كنند و در حال گفتن تكبيرها دستها را بلند كنند و نماز را بلند بخوانند.

بعد از نماز مغرب و عشاى شب عيد فطر و بعد از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و نيز بعد از نماز عيد فطر مستحب است اين تكبيرها را بگويند:

"الله اكبر الله اكبر لا اله الا الله و الله اكبر الله اكبر و لله الحمد الله اكبر على ما هدانا".
[External Link Removed for Guests]

Atlantis اگر اومدی به من pm بده منتظرتمتصویر
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 1796
تاریخ عضویت: شنبه 25 شهریور 1385, 4:18 pm
سپاس‌های ارسالی: 35 بار
سپاس‌های دریافتی: 215 بار
تماس:

پست توسط Karim1504 »

sahar2006, جان

متشکرم از این مطلبی که قرار دادی :razz: :razz: :razz: :)
نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی. اگر از خودت تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت...
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1045
تاریخ عضویت: شنبه 31 تیر 1385, 12:05 pm
محل اقامت: بزقوش?؟قافلانکوه
سپاس‌های ارسالی: 2945 بار
سپاس‌های دریافتی: 2310 بار

پست توسط achachi98 »

KARIM, خواهش مي کنم اميدوارم همه خوششون بياد
[External Link Removed for Guests]

Atlantis اگر اومدی به من pm بده منتظرتمتصویر
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 1468
تاریخ عضویت: شنبه 6 اسفند 1384, 9:30 pm
محل اقامت: تهران. شهرک اکباتان
سپاس‌های ارسالی: 4 بار
سپاس‌های دریافتی: 186 بار

پست توسط ARMIN »

سلام
من هم به تمام دوستان عيد سعيد فطر را تبريک مي گويم.
اميدوارم طاعت و عبادت تمام روزه داران قبول درگاه خداوند قرار گرفته باشد. :D
Don't play games with the ones who love you
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

سلام

  شوال سالروز تخريب حرم ائمه بقيع عليهم السلام بر تمام شيعيان تسليت  


»» بقيع ، بغض شيعه در گلوي تاريخ ««

هر شيفته‌اي كه دل به مدينه روانه مي‌كند، بر غربت قبرستان بقيع ناله مي‌كند.
تربت مطهر چهار امام معصوم ـ عليهم السلام ـ تنها با سنگ‌چين‌هايي نمايان است كه زائر آن اجازه زيارت ندارد و بايد به دل گريه كند.
بقيع سند مظلوميت هميشگي شيعه است و بررسي و آگاهي از پيشينه آن ضروري است تا گوشه‌اي از جايگاه تاريخي و اجتماعي پيشوايان شيعيان را نمايان سازد.



مختصري از اين واقعه :

واقعه تأسف بار تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم السلام) در هشتم شوّال سال 1343 ه.ق به دست فرقه وهابيّت به وقوع پيوست.

تا آن زمان بر روي قبر ائمه عليهم‌السلام و ساير بزرگان اسلام كه در مدينه مدفون بودند گنبدها و بناهايي قرار داشت. ائمه بقيع عليهم السلام در بقعه بزرگي كه به‏ طور هشت ضلعي ساخته شده بود و اندرون و گنبد آن سفيدكاري شده بود مدفون بودند. پس از تسلط وهابيان بر مدينه‌ آن‌ها ضمن تخريب و از بين‌بردن آثاري كه بر روي قبور قرار داشت، مسلمانان را نيز از فيض زيارت بارگاه آن بزرگوار محروم ساختند. از جمله قبوري كه در جريان اين واقعه تأسف ‌بار ويران شد بارگاه امام حسن مجتبي، امام سجاد، امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم‌السلام بود.

اين حركت وحشيانه وهابيان جهان اسلام به ويژه ايرانيان را به شدت متاثر كرد و اعتراضات شديد آنان را در پي داشت. علاوه بر ويراني قبور ائمه شيعه، مزار حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر بزرگوار پيامبر اسلام – صلي‌الله عليه و آله و سلم – عباس عموي پيامبر و اسماعيل از فرزندام امام جعفر صادق عليه‌السلام نيز به طور كامل ويران شد. وهابيان از حدود 200 سال پيش به وجود آمدند و بسياري از مسايل دين اسلام را منكر شدند. به عقيده آنها هر كس كه وهابي نباشد مشرك محسوب مي‌شود و بر اين اساس جان و مال و ناموسش مباح است.(لعنة الله عليهم اجمعين)


قبل از تخريب

تصویر
تصویر


بعد از تخريب


تصویر



براي اطلاعات بيشتر از اين واقعه به [External Link Removed for Guests] مراجعه کنيد.

منابع :
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

**التماس دعا**
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

 »»» روز اول ذي القعدة ، ميلاد با سعادت حضرت فاطمة معصومة سلام الله عليها بر تمام شيعيان مبارک باد ««« 
 
تصویر 

مختصري از زندگي آن حضرت :


نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (سلام الله عليها) با حضرت رضا (عليه السلام) از يك مادر هستند.


ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (عليه السلام) قرارگرفت.

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (عليه السلام) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند.

يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (سلام الله عليها) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(سلام الله عليها) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (عليهم السلام) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد.

بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت معصومه (سلام الله عليها) را نيز مسموم كردند.

به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (سلام الله عليها)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود.
پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود:
مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است.
 
تصویر 


بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند.
سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد. آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود.

سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .

منبع :
[External Link Removed for Guests]

**التماس دعا**
آخرین ويرايش توسط 1 on Mohsen1001, ويرايش شده در 0.
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

 »» روز يازدهم ماه ذي القعدة مصادف با ولادت با سعادت حضرت امام رضا عليه السلام بر تمام شيعيان مبارک باد ««

تصویر 


  اى از زندگانى امام رضا عليه  


زادگاه
هشتمين پيشواى شيعيان امام على بن موسى الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.


كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلى


لقبها
رضا، صابر، زكى ، ولى ، فاضل، وفى ، صديق، رضى ، سراج الله، نورالهدى ، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفو الملك، كافى الخلق، رب السرير و رئاب التدبير.


مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اختصاص اين لقب گفته اند: «او از آن روى رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودى پيامبر خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده: از آن روى كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سرانجام، گفته شده است: از آن روى او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»


مادر امام
در روايتهاى مختلفى كه به ما رسيده است نامها و كنيه ها و لقبهاى ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براى مادر آن حضرت آورده اند.


زادروز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاى (148، 151 و 153 ق)
و در روزهاى جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذى القعده


روز شهادت
وفات آن حضرت را نيز به سالهاى (202، 203 و 206 ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148 ق) يعنى همان سال وفات امام صادق عليه السّلام بوده است؛ چنان كه مفيد، كلينى ، كفعمى ، شهيد، طبرسى ، صدوق، ابن زهره، مسعودى ، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزى و كسانى ديگر اين نظر را برگزيده اند.
درباره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال (203 ق) است.
بنابراين روايت، عمر آن حضرت پنجاه و پنج سال مى شود كه بيست و پنج سال آن را در كنار پدر خويش سپرى كرده و بيست سال ديگر امامت شيعيان را برعهده داشته است.
اين بيست سال مصادف است با دوره پايانى خلافت هارون عباسى ، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايى ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سرانجام دوره اى از خلافت مأمون.


فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براى او ذكر كرده اند، امّا چنان كه علاّمه مجلسى مى گويد: «اكثر، تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.»
به دسيسه مأمون و با سمّ او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در سمت قبله قبه هارونى سراى حميد بن قحطبه طايى به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناى شيفتگان است.

منبع : [External Link Removed for Guests]

**التماس دعا**
Commander
Commander
پست: 3324
تاریخ عضویت: چهارشنبه 3 اسفند 1384, 2:15 am
سپاس‌های ارسالی: 941 بار
سپاس‌های دریافتی: 1474 بار
تماس:

پست توسط Mohsen1001 »

 »» 29 ماه ذي القعدة مصادف با سالروز شهادت حضرت جواد الائمه عليه السلام بر تمام شيعيان تسليت باد ««

تصویر 

سيماى جواد الائمه در يك نگاه

امام محمدبن على عليهماالسلام جوادالائمه نهمين امام از خاندان اهل‌بيت عليهم السلام است. القابى كه براى آن امام برشمرده‏اند و هر يك گوياى بُعدى از شخصيت آسمانى حضرت است، عبارت‏اند از: «مختار، مرتضى، متوكل، متقى، زكى، تقى، منتجب، مرتضى، قانع، جواد، عالم ربانى، منتجب المرتضى و... .»

مشهورترين لقب امام، «جواد» است. شيخ صدوق نيز مى‏نويسد: به محمدبن على الثانى، تقى گفته شد؛ چون براي خدا تقوا پيشه كرد و زمانى كه مامون شبانه با حالتى مست وارد شد و او را با شمشير زد و گمان كرد حضرت را كشته است، خداوند او را نگه داشت.

كنيه‏هاى حضرت نيز عبارت‏اند از: ابو جعفر ثانى (كنيه جدش امام باقر عليه السلام) و ابو على .

چهره‏اى سفيد و اندامى متوسط داشتند و نقش انگشترشان به نقل طبرى «العزة لله‏» مانند انگشتر پيامبر صلى الله عليه و آله بود.

مادر حضرت، سبيكه نوبيه بود. به نقل شيخ مفيد فرزندان حضرت «على الهادى عليه السلام، موسى، فاطمه، امامه‏» بودند و طبرسى از دختران به «حكيمه، خديجه، ام كلثوم‏» اشاره مى‏كند و مى‏گويد: برخى تنها از فاطمه و امامه ياد كرده‏اند.

شيخ طوسى روز دهم رجب را سال تولد وى مى‏داند و به نقل طبرسى آن امام در عصر معتصم به شهادت رسيد. در اين هنگام، 25 سال و 2 ماه و 18 روز از دوران حيات امام مى‏گذشت.

مرحوم كلينى مى‏نويسد:

«محمدبن على عليهماالسلام در حالى كه 25 سال و سه ماه و دوازده روز از عمرش مى‏گذشت، در روز سه شنبه، سال 220 ه . ق شهيد شد و بعد از پدر ده سال (منهاى بيست روز) زندگى كرد.»

ايشان با محمد امين بن هارون تا سال 198 ه . ق (قبل از امامت) معاصر بود. از آن پس با مامون بن هارون (از 198 تا 218 قبل از امامت و 218 تا 203 در زمان امامت) هم عصر بود و سرانجام با معتصم عباسى از 17 رجب يا شعبان 218 ه . ق تا لحظه شهادت، ذى قعده 220 ه . ق معاصر بود.


رنج‌هاى امام جواد عليه السلام

امام جواد عليه السلام از همان آغاز امامت ‏با سيل رنج‌ها رويارو بود؛ مشكلاتى كه گاه از سوى حاكمان، زمانى از طرف كارگزاران و منسوبين به طاغوت‌ها و گاهى از سوى جاهلان، متعصبان، گروه‌هاى انحرافى و ... ايجاد مى‏شد.

شكستن حريم امامت

محمدبن ريان مى‏گويد: مامون به هر حيله‏اى متوسل مى‏شد تا بر امام نفوذ كند، اما ممكن نمى‏شد، تا اين كه اين فرصت هنگام ازدواج دخترش با امام به دست آمد .

وقتى مى‏خواست دخترش، ام فضل را به خانه امام جواد عليه السلام بفرستد، دويست دختر از زيباترين كنيزكان خود را طلبيد و به هر يك جامى كه داخل آن گوهرى بود، داد تا وقتى در جايگاه نشست، از او استقبال كنند، اما حضرت به هيچ يك توجهى نكرد. در آنجا مردى بود كه مخارق ناميده مى‏شد و صاحب صدا و عود و ضرب بود و ريشى دراز داشت. مامون او را طلبيد. در گفتگوى مامون و مخارق، مخارق گفت: اگر به چيزى از امور دنيا مشغول باشد، من براى مقصود شما كفايت مى‏كنم. آن گاه رو به روى امام نشست، مانند الاغ عرعرى كرد و وقتى توجه همه را جلب نمود، شروع به نواختن كرد. امام دقايقى بى توجهى كرد و ناگهان سر برداشت و فرمود: «اتق الله يا ذا العثون؛ اى ريش دراز از خدا بپرهيز.» مخارق چنان از فرياد امام وحشت كرد كه ساز و عود از دستش افتاد و تا لحظه مرگ دستش فلج ماند.
وقتى مامون از دليل آن حالت پرسيد، گفت: از وقتى ابوجعفر بر سرم فرياد كشيد، وحشتى مرا فرا گرفت كه هرگز از جانم بيرون نمى‏رود.



توطئه قتل به اتهام خروج

معتصم تعدادى از وزرايش را فرا خواند و گفت: بر عليه محمد بن على بن موسى عليهم السلام نزد من شهادت دروغ دهيد و بنويسيد كه مى‏خواهد خروج كند. آن گاه امام را خواست و گفت: تو عليه من توطئه كرده‏اى! امام فرمود: «والله ما فعلت ‏شيئا من ذلك؛ به خدا سوگند! من چنين كارى نكرده‏ام.»

مامون بر وجود شاهدان پاى فشرد. امام هم دستش را بلند كرد و عرض كرد: «اللهم ان كانوا كذبوا على فخذهم؛ خدايا اگر بر من دروغ بسته‏اند، آنها را بگير.» در آن لحظه ايوان لرزيد و هر يك از اطرافيان معتصم كه بر مى‏خاست، بر زمين مى‏افتاد. معتصم عرض كرد: «يا ابن رسول الله! انى تائب مما فعلت فادع ربك ان يسكنه؛ اى پسر رسول خدا! از آنچه كردم، توبه نمودم. از پروردگارت بخواه كه آن را آرام سازد.» اين بار امام دست ‏بلند كرد و عرض كرد: «اللهم سكنه و انك تعلم انهم اعداؤك و اعدائى؛ خدايا! آرامش ساز و تو مى‏دانى كه آنها دشمنان تو و من هستند.» در پى اين دعا آرامش به ايوان بازگشت.

سرانجام ان امام بزرگوار را مسموم و به شهادت رساندند...

منابع :
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “اخبار و حوادث”