خلبانان پناهنده شوروی به غرب

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: abdolmahdi, Java, Shahbaz, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1432
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۶, ۳:۱۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 595 بار
سپاس‌های دریافتی: 10288 بار

خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط abdolmahdi »

سلام علیکم
 
چگونه یک خلبان فراری شوروی ژاپن را به منازعه بین ابرقدرتها کشاند ؟
 
با ورود غیرمنتظره یک جنگنده MiG-25 Foxbat تمام اسرار روسها به یکباره فروریخت
 
 
[External Link Removed for Guests]
 
در روز ششم سپتامبر سال 1976 یک فروند جنگنده شوروی از نوع MiG-25P در حالیکه نشان هنگ 513 شکاری را بر بدنه خود داشت به سرعت در یک فرودگاه غیرنظامی ژاپن فرود آمد . جت فوق سری شوروی با دقت از کنار یک فروند بوئینگ 727 گذشت و بر روی باند فرود آمد و چتر سرعت شکن آن باز شد . یک چرخ آن ترکید و هواپیما با صدای بلندی سر خورد و از مسیر اصلی خود در انتهای باند یک مایلی خارج شد . سرانجام ، جنگنده فاکس بت پس از طی حدود 800 متر در جاده خاکی و شکستن دوآنتن رادیو در سر راه خود ، متوقف شد .    
 
خلبان روس پیدایش شد و با سلاح کمری اش دو گلوله اخطار به سمت رانندگان فضول خودروهائی که در اتوبان مجاور در حال دید زدن او بودند شلیک نمود. تعداد دیگری از ژاپنی ها که تماشاگر این صحنه بودند با دوربین هایشان از این صحنه فیلمبرداری نموده اما از ترس اقدام احتمالی بعدی خلبان فیلم ها را از دوربین ها درآورده و بر زمین انداختند.
 
در این فاصله ، تعدادی از مقامات فرودگاه برای دیدن خلبان جمع شده بودند . خلبان سلاح خود را تحویل داد و به زبان روسی گفت : من یک ستوان درنیروی دفاع هوائی شوروی هستم و می خواهم به ایالات متحده بروم .!
 
خلبان 29 ساله ، ویکتور ایوانویچ بلنکو ، هواپیمائی را که تحت شدیدترین تدابیر امنیتی شوروی قرار داشت به دست غربی ها داد . علاوه بر آن او ناتوانی ژاپن را برای دفاع از حریم هوائی خودشان را بر ضد هواگردهای در حال پروازدر ارتفاع پایین باثبات رسانده و دولت ژاپن را نیز به میان منازعه و کشمکش بین ابرقدرتها کشانده بود. تا قبل از این ژاپن هرگز به صورت مستقیم درگیر غلاف و خنجر سیاسی درجریان جنگ سرد قرار نگرفته بود اما فرار بلنکو به آنها درسی بسیار ضروری برای مدیریت بحران آموخت .
 
ویکتور بلنکو در میان بهترین نیروهای دفاع هوائی شوروی قرار داشت که می شد در میان آنها بود. خلبان از میان خانواده ای در طبقه کارگری با پیشینه سیاسی قابل قبولی رشد کرده بود . او نمونه ای از موفقیت در شوروی به شمار می رفت که برایش مزایای زیادی داشت ... مزایائی که اکثریت طبقه کارگر هرگز نمی توانست آنها را تجربه کند. یک روزنامه نگار به نام جان بارون او را اینچنین توصیف می کند : باهوش ، جسور ، پرهیجان و سرکش . 
 
حتی با آنکه بلنکو جزو طبقه نخبه گان شوروی به حساب می آمد ، اما خوشحال نبود. او در مصاحبه ای در سال 1996 می گوید : اگر آمریکا خیلی بد است پس چگونه انسان به کره ماه می فرستد و او را بر می گرداند ؟  اگر آمریکا خیلی بد است پس چگونه آنها بهترین جنگنده های دنیا را می سازند ؟ اگر به زودی ایالات متحده دچار فروپاشی خواهد شد پس چگونه آنها بیشترین تعداد برندگاه جوایز نوبل را در مقایسه با جامعه پیشرفته کمونیستی به خود اختصاص داده اند ؟ (*)
 
او که همسرش نیز از او درخواست طلاق کرده و او را از فرزند سه ساله اش جدا ساخته بود دیگر میلی به زندگی در اتحاد جماهیر شوروی نداشت و  تصمیم گرفت تا به ایالات متحده بگریزد . اما مشکل این بود  چگونه ؟
 
[External Link Removed for Guests]
 
جنگنده MiG-25 بلنکو به خودی خود نمی توانست تا ایالات متحده پرواز کند. پایگاه او در منطقه ولادی وستوک در شرق دور روسیه واقع شده بود بنابراین تنها یک راه باقیمانده بود. جزیره هوکایدو در شمال ژاپن تنها 400 مایل با او فاصله داشت . در بهترین شرایط – یعنی پرواز با سرعت 0.85 ماخ در مسیر مستقیم و در ارتفاع 30 هزار متری – جنگنده فاکس بت می توانست سوخت کافی برای طی کردن مسافت 700 مایل را در اختیار داشته باشد . اما بلنکو اگر می خواست نقشه خود را اجراء کند ، می بایست در زیر دید رادارهای شوروی پرواز کند ، یعنی در ارتفاع کمتر از 100 پا.
 
پس از یکماه انتظار ، بلنکو فرصت مناسب را یافت . او برای انجام یک تمرین عادی بر فراز منطقه چگویفکا و با داشتن مخزن پر از سوخت و یک نقشه در سرش از پایگاه خود به هوا برخاست . خلبان ناراضی شوروی با یک فشار به دسته گاز خود را از دسته پروازی جدا کرد و با سرعت و در ارتفاع پائین برفراز منطقه تایگا اقدام به پرواز نمود. پس از دو دقیقه جنگل ها جای خود را به دریای ژاپن داد .
 
بلنگو قبل از سوار شدن به هواپیمایش هوای خوبی را برای مسیر خود پیش بینی کرده بود. اما در میانه راه هوا به سرعت تغییر کرد . او در طول مسیر پرواز به سمت فرودگاه چیتوسه خود را در میان ابرهای متراکم که مسیرش را پوشانده بود یافت . فرودگاه چیتوسه – تنها پایگاه هوائی موجود (ژاپن) در نقشه های منسوخ روس ها بود که قبل از فرار در مورد آن مشورت کرده بود. او با یک مداد بر روی دفترچه ای میزان سوخت باقیمانده خود را محاسبه کرده بود . این احتمال وجود داشت که هواپیمایش توسط ژاپنی ها و یا روس ها سرنگون شود در این صورت همه چیز برای هیچ چیز به هدر می رفت .
 
نقطه کور در ارتفاع پائین
او انتظار واکنش ژاپنی ها را داشت . پس از آنکه او به اندازه کافی وارد محدوده شناسائی پدافند هوائی ژاپن شد ، خودش را به ارتفاعات بالاتر کشاند ، سرعت خود را نیز کاهش داد تا خود را برای خدمه پدافند موشکی ژاپن کم خطر نشان دهد . او فکر کرد همین که به هواپیماهای فانتوم F-4EJ ژاپنی اجازه دهد تا به او برسند و او را به سلامت همراهی کنند کافی است . اما نه پدافند موشکی در کار بود و نه فانتومی .
 
در آن زمان ، ژاپن 28 سایت راداری دور تا دور کشور داشت که توانستند فاکس بت بلنکو را در ساعت 1311 دقیقه یعنی 21 دقیقه پس از آنکه او چگویفکا را ترک کرده بود شناسائی کنند. ایستگاه مراقبت آژانس دفاعی ژاپن در منطقه اوکوشیری یک هواپیمای ناشناس را در فاصله 111 مایلی غرب هوکایدو در حالیکه در ارتفاع 20 هزار پائی و با سرعت 500 مایل بر ساعت پرواز می کرد را شناسائی نمود. کنترلر های ترافیک هوائی ژاپن اقدام به اجرای پروتکل های جاری درمورد هواپیماهای ناشناس نمودند. آنها با رادیو جنگنده MiG-25 به زبان روسی و انگلیسی تماس گرفتند اما رادیوی MiG ظاهرا توسط خدمه زمینی روس بر روی فرکانس داخلی گردان پروازی بسته شده بود. بلنکو نه می توانست اخطارها را دریافت کند و نه می توانست به آنها پاسخی بدهد.
 
در ساعت 1320 دقیقه دو فروند فانتوم از پایگاه هوائی چیتوسه اسکرامبل شدند. در ساعت 1326 دقیقه هنگامیکه دو فروند رهگیر به موقعیت خود نزدیک می شدند ، بلنکو به 1800 پا کاهش ارتفاع داد تا از پوشش ابرهای متراکم خارج شود. این کاهش ارتفاع او را از دید رادارهای ژاپنی مستقر اوکوشیری ، توبتسو ، اومیانتو و کامو خارج ساخت . یکبار دیگر و فقط برای یک لحظه جنگنده میگ در رادارهای ژاپنی پدیدار شد .  
 
[External Link Removed for Guests]
بلنکو دقیقا لحظاتی قبل از فرود بر فراز فرودگاه هاکوداته 

بلنکو در ساعت 1357 دقیقه در فرودگاه هاکوداته فرود آمد. یک خلبان MiG-25 به تنهائی توانسته بود برای مدت 45 دقیقه سامانه های پدافند هوائی ژاپن را مغلوب سازد . این یک رسوائی برای سازمانی بود که وظیفه حفاظت از ژاپن را درمقابل هواپیماهای نظامی بیگانه بر عهده داشت .
 
آژانس دفاعی ژاپن ناتوانی نظامیان در ردیابی و رهگیری بلنکو را در آب و هوای نامساعد سرزنش نمود اما پذیرفت که تجهیزات آنها نیز برای این منظور نامناسب بوده است . سازمان دفاعی ژاپن فاقد توانائی پیش اخطار در ارتفاع پائین بوده و فانتوم ها نیز فاقد رادارهای نگاه به پائین / شلیک به پائین بوده اند. یک رادار استاندارد که روی زمین مستقر شده ، مقادیر زیادی از خرده امواج و نویز که از زمین منعکس می شوند را دریافت میکند. این نویزها هر شیء که در ارتفاع پائین پرواز می کند را از اسکن رادار در ارتفاعات بالاتر مخفی می سازد . اما یک سامانه راداری مختص نگاه به پائین / شلیک به پائین این نویزها را فیلتر می کند و به رهگیرها اجازه می دهد تا از بالا اینگونه هواگردها را در ارتفاع پائین ردیابی و با آنها درگیر شوند.
 
به لطف شوک وارده ناشی از ورود بلنکو ، توکیو خرید 13 سامانه E-2C Hawkeye که از سالها قبل برنامه آن را داشت تسریع و تمام این سامانه ها تا سال 1979 تحویل شدند. سازمان دفاعی ژاپن نخستین گروه پیش اخطار را نیز در سال 1983 تاسیس نمود. این گروه دقیقا به موقع توانست قابلیت ژاپن در مواجهه با آخرین تهدید یعنی ورود بمب افکن مافوق صوت هسته ای توپولف Tu-22M تقویت نماید . نیروی هوائی ژاپن در حال طی مراحل خرید سامانه نگاه به پائین / شلیک به پائین در قالب جنگنده F-15J بود که در سال 1981 در این نیرو وارد خدمت شده بود. سازمان دفاعی ژاپن جنگنده F-15 را به عنوان برنده رقابت در مناقصه موسوم به F-X در سال 1976 برگزیده بود و توکیو برای خرید 187 فروند از این جنگنده های تر وفرز برنامه ریزی کرده بود. به صورت مکمل ، آژانس دفاعی ژاپن در سال 1989 فانتوم های بهینه سازی شده F-4EJ  مجهز به همان رادار پالس داپلر وستینگهاوس APG-66  مورد استفاده در جنگنده های F-16 بود ، را معرفی نمود.
 
به عبارت دیگر ، شوک نظامی ناشی از فرار بلنکو تنها منحصر به آنچه که به نظر می رسید نبود. علاوه بر ضرورت ایجاد تغییر در وضعیت پدافند هوائی ژاپن ، به سادگی تمام تصمیمات جاری و متداول را نیز منجمد نمود. اما در عین حال کمک نمود تا چرائی ضرورت وجود سامانه های پدافندی آشکار گردد.  
 
با وجود تجربه تلخ ناشی از ناکامی در رهگیری بلنکو ، ضرورت افزایش سالانه بودجه دفاعی ژاپن آشکار گردید که این امر تا به امروز ادامه دارد. اما فرار بلنکو معنائی بیش از مفاهیم نظامی داشت . توکیو اکنون خود را در مواجهه با یک (خلبان ) فراری و یک غنیمت فن آوری خارجی یافته بود.
 
واکنش اولیه
بلنکو نخستین پناهنده به ژاپن در دوران جنگ سرد بود. ژاپن فاقد هرگونه توانائی نیروی اطلاعاتی خارجی بود و هیچگونه تجربه ای نیز برای کارکردن با چنین افرادی نداشت . این مورد درباره فرودگاهی که بلنکو در آن فرود آمد از دو جهت مصداق داشت . با نشستن میگ بر زمین ، کنترل ترافیک هوائی فرودگاه هاکوداته مقامات پلیس هوکایدو را در جریان امر قرار داد . پلیس هیچگونه صلاحیت قانونی در مورد تخلفات هوائی نداشت به همین دلیل پلیس به فرودگاه اطلاع داد که می بایست نیروی پدافند هوائی را در جریان بگذارید . بلنکو در یک محدوده اداری خاکستری فرود آمده بود.  
 
[External Link Removed for Guests]
جنگنده بلنکو در انتهای باند فرودگاه متوقف شده است 
 
پلیس 10 دقیقه پس از فرود میگ از راه رسید . آنها بلافاصله فرودگاه را بستند تا نه فقط مانع حضور تماشا چیان شوند ، بلکه توانائی و صلاحیت خود را در چنین رویدادهائی با کنار گذاشتن نیروی هوائی محک زدند. مقامات پلیس بلنکو را به اتهام "" نقض حریم هوائی ژاپن ، فرود غیر عادی ، خسارت به تجهیزات فرودگاه ، فرود غیر قانونی و نیز در اختیار داشتن سلاح گرم غیر مجاز "" بازداشت نمود. بلنکو تحت نظر پلیس در یک هتل نزدیک قرار گرفت و جت روسی هم تا زمان انجام بررسی ها پوشانده شد . بازداشت بلنکو به دولت ژاپن این فرصت را داد تا بداند چگونه باید این موضوع را مدیریت کند. تاکئو میکی نخست وزیر ژاپن خیلی زود از سوی ابرقدرتها تحت فشار قرار گرفت .  
 
روس ها تقریبا بلافاصله با دولت ژاپن تماس گرفتند و خواهان ملاقات فوری با بلنکو و بازگرداندن هرچه سریعتر او به همراه جت شدند . هیچکس نمی دانست که واکنش روسها چه خواهد بود اما بیم بزرگی وجود داشت که ممکن است دستگاه جاسوسی شوروی اقدام به خرابکاری و انهدام جنگنده میگ کند قبل از آنکه غربی ها بتوانند به اسرار آن دست یابند. هنگ 28 پیاده نظام بدون هیچگونه پشتوانه سیاسی برای تقویت نیروها فراخوانده شده و برای درگیری احتمالی آمادگی داشت . این مناقشه به بهای از دست دادن شغل هیدئو میوشی رئیس ستاد نیروی زمینی ارتش ژاپن تمام شد . مناطق شمالی ژاپن و نیروهای هوائی و دریائی نیز درصد آمادگی خود را در اطراف هوکایدو افزایش دادند .  

اگرچه ژاپنی ها از این موضوع اطلاع نداشتند ، اما بعدها گزارشات متعددی بدست آمد که حاکی از کارگذاری مواد منفجره توسط روس ها در حساس ترین سامانه های جنگنده فاکس بت بود. اما اگرچه هیچگونه انفجاری نه همان شب و نه حتی شبهای بعد اتفاق نیفتاد با این وجود هنوز تنش و استرس هم در توکیو و هم در هوکایدو وجود داشت .
 
رسیدگی به موضوع بلنکو
در روز 7 سپتامبر ، پلیس بلنکو را به توکیو فرستاد تا با مقامات سفارت آمریکا دیدار کند. آمریکائی ها آمادگی داشتند تا او را همان روز بعد به ایالات متحده بفرستند اما دولت ژاپن در تنگنای موضوعات پیچیده قانونی – سیاسی گرفتار شده بود. در همان حال روس ها به صورت کاملا شفاف برای توکیو روشن ساختند که جنگنده MiG-25   مایملک شوروی است و آنها خواهان بازگشت هواپیما به صورت سالم و دست نخورده هستند. وزیر امور خارجه ژاپن نیز پاسخ داد که بلنکو اقدامی مجرمانه انجام داده و هواپیمای جت هم بعنوان سندی در تحقیقات مربوط به این جرم شناخته می شود. اما این بهانه تا زمانی پابرجا شناخته می شد که بلنکو هنوز در توقیف مقامات ژاپن قرار داشت .
 
اما پلیس محلی اکنون طعم (شیرین ) کنترل یک رخداد را چشیده بود. حتی هنگامیکه مقامات رسمی دفاعی ژاپن و همتاهای آمریکائی شان بسیار مشتاق بودند تا جنگنده فوق سری شوروی را مورد بررسی قرار دهند ، پلیس اجازه دستیابی به آنها نداد . جنگ صلاحیت ها در راه بود و هیچکس هم از این موضوع خوشحال نبود. در تلگرامی که از سوی توماس شو اسمیت به هنری کیسینجر وزیر امور خارجه وقت امریکا ارسال گردید به وزارت خارجه اطلاع داده شد که ژاپن نمی تواند تا قبل از 9 سپتامبر بلنکو را به آنها تحویل دهد . طرف ژاپنی هم به شو اسمیت گفته بود که ایالات متحده احتمالا وقت کافی را برای تجزیه و تحلیل هواپیما را نیز در اختیار نخواهد داشت .
 
 شو اسمیت معتقد بود که ژاپن خود را در یک حصار گرفتار کرده است . به نظر او : آنطور که اکنون به نظر می رسد ، ما باید فشار زیادی به ژاپن بیاوریم تا به ما اجازه دسترسی مناسب و کافی به این هواپیما را بدهد . او نوشت : اما احساس می کنیم که این فشار نباید برداشته شود تا زمانیکه بلنکو ژاپن را ترک نماید . عزیمت بلنکو تنها راهی است که ما می توانیم برای قطع ارتباطی که ژاپنی ها بوجود آورده اند به آن فکر کنیم .
 
در روز 9 سپتامبر توکیو به مقامات روس اجازه داد تا با بلنکو ملاقات نمایند هر چند خلبان پناهنده علاقه ای به دیدار با هیچکس از سوی اتحاد جماهیر شوروی نداشت . روس ها به اعضای هیئت مذاکره کننده خود با ژاپن روشن ساختند که مقامات سفارت ( شوروی در ژاپن ) بدون هیچگونه محدودیتی می توانند با هر مقام ذیصلاحی در سطح ملی ژاپن مذاکره کنند. آنها گفتند می خواهند مطمئن شوند که بلنکو همچنان اراده و اختیار خود را حفظ کرده است . اما آنچه که روس ها واقعا می خواستند این بود که بلنکو را قانع کنند تا دهانش را ببندد و به خانه برگردد . 
 
روس ها عصبانی بازگشتند و بلنکو همچنان در مورد پناهندگی خود مصر بود. جان بارون در مقاله ای نوشت : درون دفتر KGB در توکیو غوغائی برپا شده بود. عوامل اطلاعاتی شوروی داستانهائی را درروزنامه های ژاپنی و بیگانه نشر می دادند و یک داستان جعلی با محتوی " خواهش همسر بلنکو برای بازگشت به خانه و نجات خانواده از این اندوه تسلی ناپذیر" نیز توسط KGB طراحی و از طریق خبرگزاری آسوشیتد پرس به روزنامه های بزرگ آمریکائی منتقل گردید .
 
 
[External Link Removed for Guests]
همسر و مادر بلنکو در یک کنفرانس تلویزیونی در مسکو . جزئیات تصویر در بالای آن به انگلیسی نوشته شده است .
 
خبرگزاری رسمی شوروی – تاس گزارش داد که بلنکو مواد مخدر مصرف نموده است . یک گوینده دیگر از کرملین گفت که بلنکو مسیر خود را گم کرده بود و هنگامیکه با کمبود سوخت مواجه شده بود این داستان پیش آمد و او چاره ای به جز فرود در ژاپن نداشت . شرمساری این واقعیت - که افسر نظامی شوروی با میل خودش قدام به ربودن محرمانه ترین جنگنده شوروی نموده بود – فراتر از تحمل کرملین بود. برای پذیرش آنکه بلنکو با میل خودش پناهنده شده می بایست هر گونه موفقیت شوروی در مورد موضوع بلنکو انکار می شد . به همین دلیل بود که روس ها حتی از ژاپن درخواست استرداد بلنکو برای تعقیب و پیگرد قانونی در شوروی را مطرح نساختند . آنها نمی توانستند بپذیرند که او اشتباه کرده است .  
 
ملاقات بلنکو و هیئت مذاکره کننده روس تاثیر اندکی بر کاهش تنش ها داشت و ژاپنی ها با وجود شانس کمی که برای پوشش صورت بلنکو – که از سوی مسکو و با فشار آمریکا نیز توام بود - بعمل آوردند ، سرانجام اوا را به سفارت آمریکا تحویل دادند و آنها نیز به سرعت او را برای گذراندن یک دوره بازپرسی پنج ماهه به آمریکا فرستادند.   
 
پاداش اطلاعاتی
با خروج بلنکو از ژاپن ، اکنون آژانس دفاعی صلاحیت آن را یافته بود تا کنترل فاکس بت را بدست گرفته و برای کسب اسرار آن ، هواپیما را اوراق نماید . تا قبل از فرار بلنکو ، غرب اطلاعات ناچیزی در مورد مشخصات MiG-25 در اختیار داشت . منابع اطلاعاتی غربی تصور می کردند که فاکس بت یک جنگنده ویژه نبردهای هوا به هواست . این تصور سبب شد تا کارشناسان هراسان نظامی آمریکائی به فکر برنامه یک جنگنده برتری هوائی موسوم به  F-X بیفتند که در نهایت منجر به تولید F-15 گردید .  
 
اما در حقیقت فاکس بت ماموریتی کاملا متفاوت داشت . این جنگنده پاسخ مستقیم روس ها به هواپیمای شناسائی بلند پرواز موسوم به U-2 بود که دائما برفراز خاک اتحاد جماهیر شوروی پرواز می نمود و نیز واکنشی به افزایش دائمی سرعت بمب افکن ها و هواپیماهای جاسوسی آمریکائی به شمار می رفت . از این رو شرکت میکویان گورویچ فاکس بت را طراحی نمود تا با آن یک هدف با الویت بالا یعنی هواپیمای جاسوسی SR-71 Blackbird – سریعترین هواپیما در جهان را شکار نماید.
 
[External Link Removed for Guests]
 
در سال 1973 ، رابرت سی منز فرمانده نیروی هوائی ایالات متحده ، MiG-25 Foxbat را " احتمالا بهترین رهگیردر حال تولید در جهان امروز  " توصیف نمود . اما در واقع هواپیما چیزی بین مشخصه های میان محدودیتهای فن آوری شوروی و منابع اقتصادی آن به شمار می رفت . کارکنان در خطوط تولید ( فاکس بت ) هنوز بیشتر قطعات را با دست مونتاژ می کردند و در ساخت بیشتر اجزای هواپیما از آلیاژ کروم و نیکل استفاده شده بود. این سبب می شد تا هواپیما در ارتفاعات بالا تاب بردارد . طراحان MiG-25 ، نا توان از مقابله با مقاومت حرارتی ناشی از استخوانبندی تیتانیوم ، از لوله های وکیوم (خلاء) بر روی سامانه های پیشرفته ترانزیستوری استفاده می کردند که سبب مقاومت هواپیما در برابر حرارت بالا می شد و نگهداری آن هم ارزانتر بود .
 
اما منابع اطلاعی آمریکائی برای مدتهای طولانی بر این باور بودند که بدنه ای از جنس تیتانیوم دارد . این باور موجب شد تا ایالات متحده تصور کند که وزن هواپیما 25 درصد سبکتر و برد عملیاتی آن نیز به مراتب بیشتر باشد . بالهای بزرگ فاکس بت تحلیلگران را متقاعد کرده بود که آنها با یک جنگنده فوق چابک مواجه اند که با وجود آن بالها می تواند برغم جثه بزرگ و سنگین خود در اوج آسمان باقی بماند . همچنین MiG-25  همانند جنگنده های ژاپنی فاقد رادار نگاه به پائین / شلیک به پائین بود . این نقص سبب می شد تا این جنگنده بر ضد هواپیماهائی که در ارتفاع پائین پرواز می کنند کارآئی نداشته باشد در حالیکه فاکس بت در مورد جنگنده های دیگر بخاطر ویژگی های پروازی خود در ارتفاع بالا جای تقدیر داشت .   
 
به همین دلیل اشتیاق واشنگتن به نگاه به درون جنگنده بلنکو جای تعجبی نداشت . پس از آنکه آژانس دفاعی ژاپن اختیار هواپیما را بدست گرفت ، از ایالات متحده درخواست کمک نمود. در روز 25 سپتامبر ، ارتش ژاپن هواپیما را در قطعات کوچکتر بسته بندی کرده بود و یک فروند هواپیمای ترابری C-5 Galaxy نیروی هوائی آمریکا نیز قطعات را به پایگاه هوائی هیاکوری در نزدیکی توکیو انتقال داد . با ادامه بیم از اقدامات تلافی جویانه احتمالی روس ها ، آژانس دفاعی ژاپن یک فروند جنگنده فانتوم را مامور اسکورت هواپیمای حمل و نقل نمود.
 
یک تیم 200 نفره بازرسی ژاپنی با حضور ناظران آمریکائی با دقت اجزای جت را مورد بررسی قرار می دادند. یگان ویژه بررسی فن آوری های خارجی در نیروی هوائی آمریکا در اقدامی فراتر از نظارت صرف ، این شانس را یافت تا رادار کنترل آتش جدید و نیز موتورهای تومانسکیR-15  جنگنده MiG را مورد آزمایش قرار دهد . ژاپنی ها نسبت به فعالیت های KGB برای جلوگیری از انجام پروازهای آزمایشی مشکوک بودند.
اما در مدت یکماه ، تیم ژاپنی توانسته بود تا نادرستی بیشتر تصورات دستگاه های اطلاعاتی آمریکا در مورد این جنگنده را اثبات نماید . در روز 22 اکتبر 1976 ، توکیو جت جنگنده را با کشتی به روسیه بازگرداند . این جنگنده که به صورت قطعات جدا از هم درآمده بود یک بار دیگر و با سلیقه درون صندوق های مخصوص بارگیری شده بود. ژاپنی ها با با پر روئی یک صورتحساب 40هزار دلاری را نیز برای پوشش هزینه های ارسال کالا و خسارات ناشی از فرود بلنکو را فرستادند . این آخرین سیلی به صورت شوروی ها بود اما نشان هم داد که ژاپنی ها تا چه حد از این رخداد درس گرفته اند .   
 
[External Link Removed for Guests]
 
[External Link Removed for Guests]
بلنکو در حال انتقال توسط ماموران آژانس امنیت ملی ژاپن 
 
 
  • متن کامل این مصاحبه طولانی قبلا به طور کامل ترجمه شده و متعاقبا در ادامه همین پست در اختیار دوستان قرار خواهد گرفت .
 
 
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.
Major II
Major II
پست: 91
تاریخ عضویت: جمعه ۲ تیر ۱۳۸۵, ۱۱:۰۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 42 بار
سپاس‌های دریافتی: 192 بار

خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط Mohammad.Javad »

و سوالاتی که همچنان بی پاسخ است.
سرنوشت خلبان ؟
اقدام روس‌ها ؟
اقدام تبلیغاتی آمریکا ؟
 یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است :-(
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1746
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹, ۹:۱۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3425 بار
سپاس‌های دریافتی: 5852 بار

Re: خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط shafagh »

با عرض سلام و عرض تشكر از اين مقاله خوب تاريخي

به احتمال زياد فرار خلبان شوروي سابق به ژاپن يك برنامه خود محور و شخصي از جانب خلبان مذبور نبوده است بلكه با ديدارهاي قبلي پنهان جاسوسان امريكا با وي در خاك شوروي صورت گرفته است. به احتمالي كه بلنكو از سال ها قبل توسط ان جاسوسان با مقامات امريكايي در ارتباط بوده و در واقع از همان سال ها مخ او را زده بودند تا بعدا بتوانند با چنين نقشه اي يكي از مهمترين و جديدترين هواپيماهاي شوروي را خارج كرده و به چنگ بياورند. ختي انتخاب ژاپن هم بعنوان محل فرود بعد از فرار كار خود بلنكو نبوده بلكه از قبل ها توسط امريكايي ها برنامه ريزي شده بوده. 

از طرفي نه تنها امريكا فرماندهي اين عمليات فرار را بعهده داشته بلكه از زمان جدا شدن هواپيما از اسكادرانش و حركت به سمت ژاپن لحظه به لحظه بر خروج هواپيما از شوروي تا رسيدن بخاك ژاپن قضيه را رصد و دنبال ميكرده است و به احتمال زياد انواعي از هواپيماهاي جنگنده امريكايي بعنوان بخشي از راهنماي كمكي هم حوالي ژاپن در پرواز بوده اند.

اين قضيه از انجا قوت ميگيرد كه عملا نيروي هاي پدافندي دفاعي زميني و هوايي ژاپن كاملا دي اكتيو و منفعل بوده اند و اين كه عدم اطلاع از ورود هواپيماي شوروي به خاك ژاپن را به نقص سيستم هاي راداري زميني و هواپيماهاي اف 4 نسبت ميدهند يك داستان ساختگي است!  مقامات ژاپن در جريان امر ورود هواپيما قرار گرفته بوده اند و در  واقع تحت فرماندهي پايگاه ها و فرماندهان امريكايي عمل ميكرده اند و الا چطور كشوري كه تمام فوت و فن و مرزها و امورات ان دست امريكايي هاست و پايگاه هاي امريكا در ان قرار دارد داراي يك سيستم راداري ناقص و ضعيف باشد؟! مخالفت اوليه ژاپن هم در ممانعت امريكايي ها در دستيابي به هواپيما يك جنگ زرگري براي منحرف كردن حساسيت ها و تنش هاي سياسي بوده است. 

بهرحال واقعيت بنظر ميرسد كه همين طور باشد و  امريكا خلبان شوروي را از سال ها قبل توسط عوامل جاسوس خود در خاك شوروي سابق خريده باشد و او را براي انجام بموقع چنين اقدامي اماده كرده و آموزش داده باشد. بالاخره انكه ژاپن كه بدون اجازه امريكا اب هم نمي خورد در جريان امر فرار بلنكو و اوردن هواپيما به ژاپن بوده است و بعدا هم امريكايي ها هم ژاپني ها و هم خود بلنكو با هماهنگي هم چنين داستان و نمايشي را مبني بر بي خبري و يك فرار شخصي  ساخته و اجرا كرده اند. حتي حرف هاي بعدي خلبان هم در سال هاي بعد در مورد امريكا كاملا ساختگي و تصنعي است و براي فريب و پوشاندن دخالت امريكا در اين قضيه بوده است 

اگر آمریکا خیلی بد است پس چگونه انسان به کره ماه می فرستد و او را بر می گرداند ؟  اگر آمریکا خیلی بد است پس چگونه آنها بهترین جنگنده های دنیا را می سازند ؟ اگر به زودی ایالات متحده دچار فروپاشی خواهد شد پس چگونه آنها بیشترین تعداد برندگاه جوایز نوبل را در مقایسه با جامعه پیشرفته کمونیستی به خود اختصاص داده اند ؟ (*)

اين حرف ها نه تنها بهم مربوط نيست و  فريب دهنده است بلكه نشان ميدهد كه بلنكو بعدها و بدون سر وصدا جزء نيروهاي امريكايي در امده و در دستگاه هاي انها جا و مكان مخصوص بخود يافته است و تنها يك پناهنده سياسي نبوده است ( سحنان پرت و پلا و بي ربطي  مثل اينكه اگر امريكا بد است چرا انسان به كره ماه مي فرستد؟! و همچنين جمله هاي بعدي)

خلاصه انكه بلنكو از سال ها قبل هنگام حضور در شوروي بخدمت امريكا در امده بوده و جريان فرار و خارج كردن هواپيما و محل فرود ان در ژاپن همگي نقشه از پيش طراحي شده امريكايي ها بوده است.
آخرین ويرايش توسط 1 on shafagh, ويرايش شده در 0.
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 60
تاریخ عضویت: شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۵, ۱:۴۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 207 بار
سپاس‌های دریافتی: 199 بار

Re: خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط h.irani »

با سلام
با تشكر از مقاله جالب شما ، خواهشمند است در ادامه به ماجراي فرار سروان ژويف با ميگ 29 به تركيه هم بپردازيد. روايتي هم از فرار يك سوخو 9 به آبادان شنيده ام كه در صورتيكه از آن هم اطلاعاتي داريد ممنون خواهم شد كه نشر دهيد.
با تشكر
مرگ بر روی پاها بهتر از زندگی بر روی زانوان است
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1432
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۶, ۳:۱۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 595 بار
سپاس‌های دریافتی: 10288 بار

Re: خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط abdolmahdi »

Mohammad.Javad نوشته شده: سه‌شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸, ۶:۵۸ ب.ظ و سوالاتی که همچنان بی پاسخ است.
سرنوشت خلبان ؟
اقدام روس‌ها ؟
اقدام تبلیغاتی آمریکا ؟

سلام علیکم
انشاالله با قرار دادن متن مصاحبه با بلنکو در ادامه همین تایپیک لااقل پاسخ سئوال اول و تا حدودی دو سئوال دیگر خود را خواهید یافت. :razz:  
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1432
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۶, ۳:۱۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 595 بار
سپاس‌های دریافتی: 10288 بار

Re: خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط abdolmahdi »

h.irani نوشته شده: چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۸, ۱۲:۲۱ ب.ظ با سلام
با تشكر از مقاله جالب شما ، خواهشمند است در ادامه به ماجراي فرار سروان ژويف با ميگ 29 به تركيه هم بپردازيد. روايتي هم از فرار يك سوخو 9 به آبادان شنيده ام كه در صورتيكه از آن هم اطلاعاتي داريد ممنون خواهم شد كه نشر دهيد.
با تشكر

مقاله مربوط به این خلبان هم ترجمه و آماده شده که انشاالله آن هم به نوبت در اختیار دوستان قرار خواهد گرفت .  :razz:
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1432
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۶, ۳:۱۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 595 بار
سپاس‌های دریافتی: 10288 بار

Re: خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط abdolmahdi »

سلام علیکم و رحمه ا... 
 
مصاحبه با ستوان ویکتور بلنکو خلبان Mig-25 پناهنده به غرب
 
 
[External Link Removed for Guests]
جنگنده بلنکو در واپسین مترهای انتهای باند فرودگاه هاکوداته متوقف شد


سئوال – هنگامیکه شما در روسیه یک خلبان جنگنده بودید ، قطعا زندگی بهتری نسبت به یک کارگر عمومی داشتید . چه چیزی شما را بر آن داشت تا روسیه را ترک کنید در حالیکه واقعا نمی دانستید اوضاع در ایالات متحده چگونه است ؟
 
بلنکو – در آن زمان ماشین تبلیغاتی شوروی کشور شما را مانند یک اجتماع فاسد و پوسیده که به زودی متلاشی خواهد شد معرفی کرده بود . نه حقوق بشری و نه چیزهای دیگر . اما من سئوالاتی در ذهن داشتم .
 
 
سئوال - چه چیزی شما را به سئوال می کشاند ؟
 
بلنکو – من انسانی بسیار عملگرا هستم ، و بر مبنای منطق و اصول فنی توجیه می شوم . من دوست دارم در طبیعت بکر و سرکش با یک چاقوی ارتشی سوئیسی و یک قوطی کبریت تنها باشم تا اینکه اثاثیه زیادی داشته باشم و در میان جمعیت انبوه زندگی کنم . هنگامی که شما در کنار تجهیزات پیچیده قرار بگیرید ، یا باید آنقدر صادق باشید که کارتان را به درستی انجام دهید و لذت ببرید و یا خطا کنید و بمیرید . شما نمی توانید برای زنده ماندن ایدئولوژی داشته باشید و یا مثل قانون گذاران آمریکائی باشید که خودشان را از هر وضعیتی خارج می دانند. از این رو من سیستم شوروی را با استفاده از دانش فنی خودم زیر سئوال بردم . من گفتم ، بسیار خوب آمریکا خیلی بد است پس چطور می توانند آدم به کره ماه بفرستند و او را سالم برگردانند ؟ ( روسها تنها می توانستند در یک مسیر بدون بازگشت آدم به کره ماه بفرستند ) . اگر آمریکائی ها خیلی بد هستند پس چگونه می توانند می توانند بهترین جنگنده های دنیا را بسازند ؟ اگر آمریکا در حال فروپاشی است پس چگونه آنها بیشترین جوایز نوبل را در مقایسه با جامعه در حال پیشرفت کمونیستی کسب می کنند ؟ در آن زمان من نمی توانستم همه این سئوالات را از کسی بپرسم . اگر این سئوالات را در آن موقع می پرسیدم ( دراواخر دهه 1960 ) سرو کارم به تیمارستان می کشید . بنابراین شخصا به این نتیجه رسیدم که ایالات متحده آنقدرها هم بد نیست . البته در آن زمان من تصویر واضحی از جامعه امریکا نداشتم . موقعی که وارد ایالات متحده شدم مانند کسی که از کره دیگری آمده رفتارمی کردم . من خودم را در موقعیتهای خیلی خنده داری قرار می دادم . آمریکائی ها به من می خندیدند . رفتار من حتی بدتر از کمدین سریال های تلویزیونی بود . (1)   
 
 
سئوال - مثلا چه کارهائی را انجام می دادی ؟
 
بلنکو – برای مثال اولین بازدید من از یک سوپر مارکت آمریکائی ، تحت نظر CIA بود. من فکر می کردم آن سوپر مارکت ساختگی است . من باور نمی کردم که آن سوپر مارکت واقعی باشد. من فکر می کردم که خب ... من مهمانی غیرعادی هستم و آنها هم احتمالا همه را به زور آنجا جمع کرده اند. آن سوپر مارکت مکانی بود عالی و بزرگ و مملو از جنس و هیچ صف طولانی هم وجود نداشت ! شما در روسیه به صف های طولانی عادت داشتید . اما بعدها هنگامی که فهمیدم سوپرمارکت ها واقعا وجود دارند واقعا از جستجو برای محصولات جدید لذت می بردم . می توانستم هر روز خرید کنم ، یک چیز جدید ، و نحوه استفاده از آن را تمرین کنم . در روسیه آن زمان ( وحتی امروزه ) به سختی میتوان غذای کنسرو شده با کیفیت خوب را یافت . اما من هر روز می توانم کنسروهای جدید با غذاهای متفاوتی را بخرم . یکبار یک کنسرو را برای نهارم خریدم و آن را با سیب زمینی ، سیر و پیاز طبخ کردم که واقعا خوشمزه بود. صبح روز بعد دوستم از من پرسید : ویکتور گربه خریدی ؟ آن کنسرو در واقع غذای گربه بود بر پایه گوشت جوجه . اما خیلی خوشمزه بود ! این کنسرو حتی از غذاهای کنسرو شده برای مردم در روسیه امروز هم خوشمزه تر بود. من این را تجربه کرده ام . سال گذشته من چهار نفر میهمان از روسیه برای انجام پروژه های تجاری داشتم و همه آنها را متعجب ساختم . من یک لقمه کوچک نان را گرفتم و توی آن pâté که یک نوع غذای گربه است را ریختم و آنها هم خوردند و خوششان هم آمد . البته به شرطی که کسی طعم غذای گربه آمریکائی را نشناخته باشد . این بسیار غذای مطمئن و خوشمزه است و بعضی اوقات حتی از غذای انسانی هم بهتر است آن هم بدلیل جامعه انسانی (آمریکاست ) . 
 
من یک بسته Freedom که تصویر زن زیبایی بر روی آن نقش بسته بود خردیدم . ( منظور ایشان لوازم بهداشتی ویژه خانم هاست ) . آن را با خودم به آپارتمان آوردم و بازش کردم و سعی کردم تا بفهمم آن چیست ؟ با خودم فکر کردم خب احتمالا این یک نوع وسیله پاک کننده برای آشپزخانه است که به خانم های آمریکائی این آزادی را می دهد تا آشپزخانه خود را تمیز کرده و همه چیز را جذب کنند. چون حتی تا به امروز زن های روس چنین وسیله ای را نمی شناسند.(!)
 
 
سئوال - پس آنها از چه چیزی استفاده می کنند ؟
 
بلنکو – خب همان کاری را می کنند که زنان آمریکائی در دهه 1920 انجام می دادند. این فاصله بین دو جامعه را نشان می دهد. من در جریان آشنائی ام با فرهنگ آمریکائی به استفاده از نمونه ها در زندگی روزانه اهمیت می دادم . من در جریان همگونی با فرهنگ آمریکائی ماجراهای خنده آور زیادی داشتم . شما میتوانید در این مورد یک کتاب بنویسید یا فیلمی بسازید و نامش را هم بگذارید Top-Gunski in America . ( تاپ گان روس در آمریکا ) .  من می دانم روسها امروزه چگونه زندگی می کنند ، و از زمانی که در اینجا زندگی می کنم هرگز از کمکهای دولتی استفاده نکرده ام بر خلاف آنچه که بسیاری از امریکائیان برای برخورداری از این کمک ها انجام می دهند.  
 
 
سئوال - چه مدت برای فرار برنامه ریزی می کردید ؟ چگونه آن را اجراء کردید ؟
 
بلنکو – از منظر تکمیل افکار و تصمیم قطعی برای فرار نمی توانم زمان دقیقی را تعیین کنم . من این تصمیم را بر اساس نارضایتی خودم از آن کشور اتخاذ کردم . من بهترین تلاش هایم را بکار بستم . من یکی از بهترین خلبانان شکاری آنها بودم . زمانی که جوان بودم با عقاید سوسیالیستی و کمونیستی بزرگ شدم که این عقاید بسیار جذاب و خوش آب و رنگ بودند چرا که آنها وعده اشتغال کامل ، تحصیل رایگان ، خدمات درمانی رایگان ، بازنشستگی با مزایای خوب ، مراقبت رایگان کودکان و خیلی چیزهای دیگر را می دادند . اما بعدها فهمیدم که این عقاید فقط شمار کمی از کمونیست های خاص را شامل می شود و بقیه مردم اساسا برده هستند. من به این نتیجه رسیدم که نمی توانم سیستم را تغییر دهم . سیستم کمونیستی بسیار بزرگ بود و من نمی توانستم آن را تغییر دهم و حتی به عنوان یک انسان معمولی قادر نبودم در آن حضور داشته باشم . برای من بهترین چیز این بود که خودم را از آن سیستم برهانم . من یک خلبان شکاری بودم و اجرای تصمیم به فرار برایم کاری نداشت . اما اگر یک خلبان شکاری نبودم ، باید راهی برای فرار از آن اردوگاه کار اجباری می یافتم . حتی امروز با وجود تمام شعارها و فضای باز بوجود آمده ، آن کشور هنوز هم جامعه ای بسته به شمار می رود.
 
این مرا بر آن داشت تا ایده کلی اجرای این نقشه در ذهن بپرورانم اما تصمیم نهائی را تقریبا یک ماه پیش از اجرای نقشه فرار گرفتم و زمانی هم که تصمیم قطعی شد ، احساس خیلی خوبی نسبت به خودم پیدا کردم ! احساس می کردم که بر روی ابرها در حال پرواز هستم . احساس آزادی می کردم . اما برای اجرای نقشه به لحاظ فنی لازم بود تا هوای خوبی در ژاپن و نیز 100% سوخت را در اختیار داشته باشم . در اختیار داشتن این دو عامل به صورت همزمان یک ماه به طول انجامید. در طول ماه مورد نظر من وظایف خود را به نحو احسن انجام می دادم تا جائی که فرماندهان ارشد من آماده بودند تا درخواست من را اجابت کنند. اما در ششم سپتامبر 1976 دیگر همه چیز سرجای خودش قرار داشت . در ضمن ، من هواپیما را ندزدیدم . من با استفاده از اختیارات خودم نقشه پروازم را در آسمان کمی تغییر دادم .
 
سئوال - چرا شما در میان همه کشورها آمریکا را انتخاب کردید ؟
 
بلنکو : ما در دبیرستان تاریخ ایالات متحده را خوانده بودیم . من آمریکا را کشور مهاجرین می دانستم و از طرفی من یک نتیجه گیری تحلیلی از پیشرفتها در آن کشور داشتم . من به این نتیجه رسیدم که آمریکا هنوز هم بهترین کشور در دنیاست . اگرچه در آن هنوز تصویر واضحی از آمریکا در اختیار نداشتم .
 
سئوال - پس از ورود شما ( به آمریکا ) درک چه چیزی برایتان از همه دشوارتر بود ؟
 
بلنکو – پس از ورود من ، سخت ترین چیز درک آزادی در انتخاب بود. زمانی که شما در یک جامعه بسته زندگی می کنید و دولت تصمیم می گیرد کجا زندگی کنید ، برای زندگی چه کاری باید انجام دهید و حتی کجا بمیرید ، در آنصورت درک آزادی در انتخاب بسیار دشوار خواهد بود.  کسانی که سالهای زیادی را در ایالات متحده در زندان گذرانده اند پس از آزادی دوران سختی خواهند داشت . اما هنگامیکه من آزادی انتخاب را در آمریکا کشف کردم ، امروز این برایم بهترین بخش زندگی ام به شمار می رود.        
 
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
کارشناسان ژاپنی در حال دمونتاژ و بررسی فنی جنگنده MIG-25 هستند
 
سئوال - از آن موقع به چه کاری مشغول بوده اید ؟
 
بلنکو – من بعنوان مشاور آژانس های دولتی مشغول بکار شدم و از گردش و اکتشاف در ایالات متحده واقعا لذت بردم . من با شرکت های مختلف هوا فضائی در اینجا سر و کار داشتم . آنچه که من کشف کردم این بود که بزرگترین ارزش من برای غربی ها نه جنگنده MiG-25 بلکه ذهن روسی من بود. دانشمندان و طراحان آمریکائی و روس با یکدیگر برابرند اما روس ها کاستی ها بزرگی دارند . روسها برای انتقال دستاوردهای خود به خطوط تولید یا فرآیندی که مردم بتوانند به صورت عملی از منافع آنها بهره مند شوند تجهیز نشده اند. در روسیه دانشمندان باهوش و با استعدادی وجود دارد که اکتشافات را خلق می کنند اما دستاوردهای آنها در در قفسه ها بایگانی می شوند . در سال 1990 آقای گورباچف در جریان ملاقات و معرفی خود به دانشمندان روس چنین نکته ای را متذکر شد . بنابراین از دیدگاه تجهیزات محرمانه ، من هیچ چیزی را با خود لو نداده ام چرا که آمریکائی خودشان همه چیز را در باره جنگنده  MiG-25 می دانستند. (2) از نظر فن آوری ، آمریکائی ها دو دهه از روسها جلوتر هستند.
سئوال – آیا این بخاطر برچسب سرخ نیست ؟ آیا هرکس مجاز است هر تصمیمی که بخواهد بگیرد ؟
 
بلنکو – تنها بخاطر برچسب سرخ نیست . دانشمندان در ساختار دولتی دارای انگیزه لازم برای اتنقال دستاوردهای علمی خود به استفاده عمومی و عملی نیستند. به همین دلیل نتایج تحقیقات آنها برای مدتهای طولانی در قفسه ها خاک می خورد . در ضمن ، فن آوری انتقال نوری رادیوئی که آمریکائیها آن را در بمب افکن های F-117 و B-2 بکار برده اند در اصل از دانشمندان روسی گرفته شده است . یک مهندس شاغل در یک کارخانه آمریکائی پس از مطالعه یک صفحه پی به این نکته برد و گفت : هی ، ما میتوانیم با این کار جدیدی را انجام دهیم. در سایر حوزه ها هم روس ها از دستاوردهای خود برای استفاده عملی توسط مردم کاری انجام نداده اند. در همان زمان آمریکائی ها می توانستند به آنها کمک کنند. جامعه آمریکائی همواره در حال جستجوی بهترین و سریعترین راه برای استفاده عمومی از برخی اختراعات هستند.  من در مورد یک همکاری دوستانه و این که چگونه این کار به روس ها کمک می کند صحبت می کنم . ما می دانیم که در صنعت هوافضا روسها بدنه های خیلی خوبی برای هواپیماها می سازند . در حال حاضر روسها هواپیماهای کوچک برای پروازهای کوتاه مسافری در اختیار ندارند . ما با استفاده از بدنه های خوب روسی و موتورها و سامانه های ناوبری خوب آمریکائی نه فقط به روسها ، بلکه به تمام کشورهای دنیا که هواپیماهای کوچک برای پروازهای کوتاه را در اختیار ندارند می توانیم کمک کنیم و هواپیماهای خیلی خوبی راتولید کنیم و انحصار بازار را بدست بگیریم .   
 
به همان سرعت که آزادی انتخاب را بدست آوردم توانستم کارهای متفاوتی را انجام دهم . من خانه خودم را به اشتباه بنا کردم اما همه چیز را از اول شروع کردم . من تعداد کمی کارگر ساختمانی را استخدام کردم و به آنها گفتم : نگاه کنید ، من هم مثل شما دارم کار می کنم . من خیلی چیزها را آموختم و اکنون با شرکایم در حال تاسیس یک شرکت هستیم . من دوست دارم کارها را با دست های خودم انجام دهم . کار بر روی زمین مثل یک تکه کیک می ماند . ورزش ماهیگیری تجاری ، یک کار بزرگ اقتصادی است و من در آلاسکا در بخشی از این کار مشغول فعالیت هستم .
 
 سئوال - چه صحبت و توصیه ای برای شنوندگان انجام می دهید ؟
 
بلنکو -  من اصولا در چهار گروه صحبت می کنم ، در زمینه تجارت ، نظامی ، سیاسی و آموزشی . من صحبت هایم را بر اساس شنوندگانم نتظیم می کنم . بغرنج ترین شنوندگان من دانش آموزان دبیرستانی هستند. اگر شما بتوانید این مستمعین را برای مدت یکساعت و نیم روی نیمکت هایشان نگه دارید ، شما در حال صحبت تجاری هستید . و من این کار را انجام می دهم . برای دانش آموزان دبیرستانی ، تصاویر اسلاید از زندگی دانش آموزان دبیرستانی در روسیه امروز نمایش می دهم . برایشان اسلایدهائی از یک روز زندگی در یک روستا در سیبری شامل تمام کارهای عادی و روزمره شان را نمایش می دهم . این برای من یک چالش است و در همان زمان تمام مهارت های حرفه ای من را روی لبه تیزی قرار می دهد. برای گروه های تجاری من مثل یک پل بین روسیه و ایالات متحده رفتار می کنم . در روسیه امروز فرصت های تجاری زیادی وجود دارد و تعداد زیادی از سرمایه گذاران ارشد آمریکائی سعی می کنند تا کارهائی را انجام دهند. از آنجا که من هر دو طرف را می شناسم ، به هر دوی آنها کمک می کنم . برای مثال ، من چهار نفر را از مسکو برای انجام 5 پروژه مختلف به اینجا دعوت کردم . روس ها خیلی فقیر ولی پر تکبر بودند ، ولی سرانجام توانستم آنها را متقاعد کنم که برایشان بهتر است که به آمریکا بیایند. اگر آنها به آمریکا بیایند به مراتب تولیدات بیشتر و ارزانتری خواهند داشت تا اینکه آمریکائی ها به روسیه بروند. من در خلال یک هفته تفریحات زیادی با آن گروه روسی داشتم . من احساس می کردم که 4 کودک را در دست دارم . رفتارشان دقیقا مانند رفتار ویکتور ( خودم ) در 20 سال قبل بود. من آنها را به سوپر مارکت بردم ، به فروشگاه مال بردم یک محله فقیر ، یک محله متوسط و یک محله ثروتمند را به آنها نشان دادم . برای گروه های نظامی من تحولات نظامی روسیه و تجربه آنها را در افغانستان و جمهوری چچن بیان می کنم . برای گروه های سیاسی توضیح می دهم که چگونه باید از ( بوریس ) یلتسین حمایت کرد و یلتسین کیست ؟ مارمولک رنگارنگ دیگری از کرملین .   
 
سئوال - آیا راجع به او زیاد فکر نمی کنید ؟
 
بلنکو – نه او فقط یک سمبل است و اگر همین فردا بمیرد چیزی تغییر نخواهد کرد . شما باید به آنها به عنوان یک سیستم نگاه کنید و من اطلاعات دقیقی از آن سیستم دارم .
 
سئوال - چه تفریحاتی دارید ؟
 
بلنکو – در این کشور کارهای زیادی برای تفریح کردن وجود دارد . من مرد گشت و گذار هستم . من برای مدت 16 سال با ژنرال چاک یاگر پیاده روی و ماهیگیری کردم که اغلب دو هفته زمان می برد.
 
[External Link Removed for Guests]
بلنکو ( نفر اول از چپ) در حال بازگشت از یک پرواز با جنگنده آمریکائی F-5 
 
سئوال - شما جایزه گولدن ترات ( قزل آلای طلایی ) را دریافت کردید ؟
 
بلنکو – بله گولدن ترات . شما می دانید که کالیفورنیا یک ایالت بسیار پر جمعیت است اما در همان ایالت شما می توانید حیات وحش واقعی را بیابید ... هوای پاک ، آب تمیز . البته سه روز و نیم طول می کشد تا با پای پیاده به آنجا برسید . در کنار کالیفورنیا ایالت های بسیار زیبای دیگری هم در آمریکا وجود دارد . من نمی توانم درک کنم که چطور بعضی از آمریکائیها دوست دارند تعطیلاتشان را در سوئیس یا ایتالیا یا اروپا بگذرانند . عده زیادی از آنها هنوز پارک Yellowstone یا پارک Glacier را ندیده اند. اما این انتخاب آنهاست ، من هم انتخاب خودم را دارم . من پس از دریافت پاسپورت آمریکائی ، از 68 کشور مختلف دیدن کرده ام .
 
موقعی که شهروند آمریکائی با پاسپورت شدم ، به دور دنیا سفر کردم . نخستین سفر من در واقع یک سفر تجاری با نیروی هوائی آمریکا بود . من به انگلیس رفتم . موقعی که به آمریکا آمدم انگلیسی صحبت نمی کردم و آنگلیسی را به زبان آمریکائی آموختم . هنگامیکه به انگلیس رفتیم فکر می کردم اصل انگلیسی در انگلیس است . اما پس از ورود ، انگلیسی بسیار عجیبی به گوشم خورد . این انگلیسی بریتانیائی بود. من زمان بسیار سختی را برای فهمیدن صحبتهای آنها سپری کردم . اما بریتانیائی ها انگلیسی صحبت می کنند. آداب و رسوم همان است اما گاوهای انگلیسی به جای شیر چای می دهند. ضمن آنکه آنها در جهت خلاف رانندگی می کنند ! و شراب را به صورت گرم مصرف می کنند . این خنده دار است . اما من متوجه شدم که بر خلاف تجربه ام در آمریکا ، هنگامیکه ( در انگلیس ) بعنوان یک غریبه وارد میخانه می شوی از تو استقبال گرمی نمی شود. بعدها در این مورد به دوستانم در ایالت وایومینگ گلایه کردم . آنها گفتند : ویکتور بریتانیائی ها کاوبوی ها را دوست دارند. من گفتم : واقعا ؟ در سفر بعد با خود یک کلاه کاوبوی و یک چکمه کاوبوی داشتم . من توی میخانه ها آنها را می پوشیدم . آنها با شگفتی من را نگاه می کردند . شما کاوبوی هستید ؟ من گفتم : Yup . کلمات من خیلی محدود بود : Yup and Nope . ولی متوجه شدم که آنها با کاوبوی های آمریکائی با احترام برخورد می کنند. بنابراین من به دوستانم توصیه کردم که در سفر به انگلیس کلاه و چکمه کاوبوی برتن کنند و مانند یک کاوبوی رفتار کنند. کاوبوی های آمریکایی به تمام دنیا تعلق دارند !
 
به هر حال تفریحات زیادی در آمریکا وجود دارد . کارهائی را انجام می دهم که دوست دارم ، ماهیگیری ، شکار ، سفر . من در تمام 50 ایالت آمریکا دوستانی دارم در واقع من در تمام 50 ایالت جا و مکان دارم . و این یعنی آنکه من نیازی به صرف هزینه برای هتل ها ندارم . حتی در کالیفورنیای شمالی ، ژنرال چاک یاگر به من دستور داده : ویکتور موقعی که در این شهر هستی به خانه من بیا . این افتخار بزرگی است برای من که در خانه یک قهرمان واقعی آمریکائی سکونت کنم . من با جک ویلر بر روی تور سفر دور دنیا کار می کنم . همانطور که گفتم در آمریکا تفریحات زیادی وجود دارد و من کسانی را که بر روی بالش بزرگ در مقابل تلویزیون نشسته و گله و شکایت می کنند را اصلا درک نمی کنم.  
 
سئوال - پس از آنکه شما موفق به فرار شدید دولت روسیه در مورد شما چه گفت ؟
 
بلنکو – در آن زمان افکار عمومی بر این بود که من چندین دهه قبل کشته شده ام . مرگ من در تابستان سال جاری ( سال 1996 ) در یک روزنامه در شهر سنت پطرزبورگ تائید شده بود .
 
سئوال – اوه واقعا ! آنها هنوز راجع به شما فکر می کردند ؟
 
بلنکو – اوه بله ، آن هم توسط یکی از افسران بلند پایه نظامی که در مورد فعالیت های سازمان های جاسوسی خارجی در روسیه مطرح شده بود. آنها 10 آژانس را گرفته بودند که اکثر آنها از آلمان بودند. موقعی که من آن مقاله را خواندم ، به زبان روسی بود و نتیجه گیری من این بود که تا هنگامی که افرادی مثل ژنرال الکساندر رودیونوف داریم هرگز روابط خوبی با مردم روسیه نخواهیم داشت . او بخشی از همان سیستم است به همین دلیل ما باید یک دهه دیگر هم صبر کنیم تا او بازنشسته شود یا بمیرد . 
 
سئوال - او در این مقاله گفته بود که شما مرده اید ؟
 
بلنکو - آه بله . آنها تائید کرده بودند که من در یک حادثه رانندگی کشته شده ام. من این مقاله را قاب کرده اما . موقعی که کتاب من بیرون آمد می خواهم نامش رابگذارم : مردی که مرده صحبت می کند !
 
سئوال - آنها گفتند که شما در روسیه مرده اید یا در آمریکا ؟
 
بلنکو - در آمریکا
 
سئوال - پس مردم می دانستند شما با یک جت گریخته اید ؟
 
بلنکو – اوه بله . اما آنچه که سیستم حاکم انجام داد انتشار شایعه ای بود مبنی بر اینکه من در یک سانحه تصادف اتومبیل کشته شده ام که طرح و اجرای آن را خودشان انجام داده بودند. 
 
سئوال - تا دیگران را بترسانند .
 
بلنکو – بله و این احساس را تلقین کند که خیلی مقتدر و مهم هستند.
 
[External Link Removed for Guests]
جنگنده MiG-25  بلنکو در حال انتقال از فرودگاه هاکوداته 
 
سئوال - از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی آیا فکر کرده ای که آنها تو را بخشیده اند یا اصلا دیگر برایشان اهمیتی نداری ؟
 
بلنکو – خب ، در حال حاضر نمی دانم . به این موضوع اهمیتی نمی دهم چون من یک شهروند ایالات متحده هستم . اگر من قوانین شوروی را نقض کرده ام ، دیگر چنین کشوری وجود ندارد . من از وضعیت فعلی آنها اطلاعی ندارم اما یک چیز را می دانم ... آنها بسیار درگیر تحقیقات از خودشان هستند و دیگر اطاقی ندارند تا برای نگرانی در مورد من تخصیص دهند . این برای من اهمیتی ندارد .
 
در ضمن ، در امور تجاری ام با شهرهای سنت پطرزبورگ ، مسکو و سیبری در ارتباط هستم و هنگام برقراری ارتباط با افراد ، از نام اصلی خودم استفاده نمی کنم . من اسم مستعار استفاده می کنم بنابراین آنها هرگز برایم خطری نخواهند داشت . وظیفه من هم این است که فرصت های بین دو کشور را برای انجام تجارتی متفاوت را واقعا عملی سازم . من علاقه ای به ایدئولوژی ندارم . من می دانم که نمی توانم تمام آن مارمولک های رنگارنگ کرملین که تنها نامشان عوض شده را تغییر دهم . آنها هم خواهند مرد . اما ما این فرصت را داریم تا کارهائی را انجام دهیم که برای هر دو کشور منافعی را خواهد داشت .
 
سئوال – آیا بهبودی در وضعیت زندگی مردم در روسیه رخ داده است ؟
 
بلنکو – اوضاع حتی از سال 1976 هم بدتر شده است .
 
سئوال – چرا ؟
 
بلنکو – چون سیستم قدیم هنوز نمرده است . افراد هنوز هم نمی توانند مالک چیزی برای خود باشند. اکنون دوره بسیار دشوار انتقال است . هنوز هم نمی توانید سیستم قدیم را بازنشسته کنید یا به او بگوئید بمیر . دیگر هم اعضای قدیمی نظامی یا  KGB خودشان را رفیق نمی نامند بلکه یکدیگر را gospoda که عنوانی بدنام مربوط به دوران پس از انقلاب کمونیستی است می نامند. مردم بخاطر همین کلمه به گولاگ ( اردوگاه کار اجباری ) می رفتند . الان آنها دوباره خود را gospoda صدا می زنند . این لقبی است به معنای ارباب یا خان . اما پاسخ سئوال شما : زندگی مردم بدتر شده چرا که آنها در حال گذر از این دوره هستند . آنها دارند زیان می بینند . من آنها را با کسی مقایسه می کنم که در این زندان متولد شده ، رشد کرده ، بالغ شده و پیر شده است . اما اکنون که درها باز شده آن شخص می ترسد که به بیرون برود چون ( تصور می کند ) در آنجا هیچ سرپناه ، برنامه زمانی و حتی غذا وجود ندارد . این بهترین مقایسه ای است که من می توانم بیاورم .
 
سئوال – آیا در آنجا هنوز هم به صورت رسمی دروغ می گویند؟
 
بلنکو – آنجا فضا بازتر شده است . من روزنامه های آنها را می خوانم . کمتر دروغ می گویند اما هنوز هم افراد قدیمی اگر فرصتی بیابند تا کاری بر ضد آمریکا انجام دهند ، حتما این کار را می کنند. (4)
 
 
توضیحات :
  1. منظور ایشان سریال تلویزیونی "Mork and Mindy" بود که از سال 1978 تا سال 1982 در آمریکا پخش می شد.
  2. به نظر می رسد که بلنکو درحال توجیه فرار خود است . با توجه به سلسله مقالاتی که قبلا در مورد جنگنده Mig-25 مظالعه فرمودید این نکته کاملا محرز است که اطلاعات مربوط به جنگنده مذکور تا چه حد برای غربی ها مهم و با ارزش بود هر چند که آنها در ارزیابی های خود در موردآن جنگنده قدری اغراق کرده بودند. 
  3. این مصاحبه در سال 1995 و توسط کارن ریداستورم صورت گرفته است .
 
[External Link Removed for Guests]
دفترچه شناسائی بلنکو در نیروی هوائی شوروی 
 
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1432
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۶, ۳:۱۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 595 بار
سپاس‌های دریافتی: 10288 بار

Re: خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط abdolmahdi »

سلام علیکم و رحمه ا...
 
الکساندر میخائیلوویچ زویف Alexander Mikhailovich Zuyev 
 
[External Link Removed for Guests]
 
او یک سروان خلبان در نیروی هوائی شوروی سابق بود که در روز 20 مه سال 1989 با یک جنگنده [External Link Removed for Guests] به کشور ترکیه ( ترابوزان) گریخت . زویف در سن 25 سالگی با دختر رئیس ستاد یکی از لشگرهای نیروی هوائی ازدواج نمود و پس از آن به دلیل مهارتهای پروازی بالا به مدرسه ویژه تربیت خلبانان آزمایشگر در آختوبینسک معرفی شد اما نتوانست در آزمون های ورودی برگزیده شود. او از رد شدن خود بسیار خشمگین شد و با از بروز مشکلاتی در زندگی خود پس از ازدواج و نیز بروز برخی تردیدهای شخصی نسبت به سیستم حکومتی شوروی در نهایت تصمیم گرفت تا به ایالات متحده آمریکا بگریزد .

خلبان مجروح MIG-29 شوروی به ترکیه گریخت .
به تاریخ 21 مه 1989
زویف یک خلبان شکاری جمعی هنگ باکو مستقردر پایگاه هوائی تسخاکایا در نزدیکی شهر باتومی در گرجستان واقع در ساحل شمالی دریای سیاه بود . زویف قبل از اجرای نقشه فرار ، یک کیک بزرگ پخت و تعداد زیادی قرص خواب آور را در کره بکار رفته در کیک حل نمود. او به دوستانش گفت که خانمش باردار شده و فرزند پسری در راه دارد . سپس اعضای یگان خود را دعوت کرد تا جشن بگیرند . در جریان این مراسم زویف خودش شخصا به هر کدام از دوستانش یک برش از کیک را داد به جز 4 نفر : فرمانده یگان که در حال آماده سازی یک نقشه پروازی بود ، دو مکانیک در حال کشیک و یکی دیگر از اعضای گروه که به نظر می رسید در پایگاه دیگری مشغول خدمت باشد .
[External Link Removed for Guests]
هنگامیکه در اثر تاثیر قرص ها همه به خواب رفتند ، زویف خطوط تلفن را قطع کرد و به طرف هواپیمایش رفت . اما دو نگهبان به او اجازه نزدیک شدن به هواپیما را نمی دادند . او بازگشت و منتظر تعویض شیفت شد . شیفت دوم ناقص بود چون یکی از نگهبانان به مقر گردان رفته بود. پس از آنکه او رفت ، زویف به هواپیما نزدیک شد و به مکانیک اطلاع داد که نفر جایگزین او تاخیر دارد و خود زویف به جای او آمده است . مکانیک که از بابت تاخیر بوجود آمده ناراحت بود با خوشحالی سلاحش را به زویف سپرد و خودش راهش را کشید و رفت .    
 
مکانیک دیگر که با مراجعه به مقر گردان همه را به خواب رفته دیده بود متوجه شد که مشکلی پیش آمده است . او به طرف هواپیما بازگشت و با زویف مواجه شد . زویف تلاش کرد تا مکانیک مسلح را خلع سلاح نماید اما موفق نشد و خودش از ناحیه بازوی راست مورد اصابت قرار گرفت و مجروح شد . هواپیماها آماده بودند و زویف بدرون یکی از آنها جهید . پس از برخاست زویف قصد داشت تا هواپیماهای دیگر را روی زمین با موشک مورد اصابت قرار دهد تا نتوانند او را تعقیب کنند . اما موفق نشد چون فراموش کرده بود که یکی از دو قفل تسلیحات هواپیما را بردارد .
 
منابع روس می گویند : یک خلبان سعی کرد با هواپیمایش به تعقیب زویف بپردازد اما هنوز تحت تاثیر قرص های خواب آور قرار داشت و نتوانست پرواز کند . خلبان دیگر هم که به تعقیب او پرداخته بود از رهگیری اش باز ماند .
 
[External Link Removed for Guests]
ترکیه ، آنکارا ، ماه مه 1989 . خلبان فراری شوروی پس از انجام عمل جراحی بر روی بازوی راست 
 
خلبان 28 ساله روس پس از پرواز 110 مایلی از پایگاه هوائی تاسخاکایا در نزدیکی باتومی مرکز گرجستان در هنگام فرود درخواست انتقال به بیمارستان را نمود . او از ناحیه بازوی راست مجروح و در بیمارستان دانشگاه ترابوزان بستری و تحت درمان قرار گرفت . مدیر بیمارستان گفت : او خیلی مضطرب نیست اما نمی خندد . من فکر می کنم او کمی ترسیده باشد . زویف به پزشک معالج خود گفته بود که او قصد داشته تا با دو خلبان دیگر از شوروی بگریزد اما هنگامیکه آنها از یک ماموریت آموزشی بازگشته بودند آن دو نفر نظرشان تغییر کرده بود. سروان زویف نیز قصد داشت تا با همان هواپیمائی که تمرینات خود را با آن انجام می داد نقشه خود را اجراء نماید ، اما به جای آن با یک جنگنده MIG-29 که بر روی آن روکش برزنتی کشیده شده و در ابتدای باند قرار داشت پرواز نمود.
 
برآیند
زویف پس از ورود به حریم هوائی ترکیه از برج مراقبت درخواست مجوز فرود نموده بود اما برج ترابوزان این اجازه را به او نداد و از او خواست تا برگردد . اما زویف بر زمین نشست . پس از فرود ، هواپیمای زویف که یکی از پیشرفته ترین جنگنده های شوروی محسوب می گردید و کاملا هم مسلح بوده توقیف و یک قبضه سلاح کمری نیز در کابین خلبان یافت گردید . هنوز تکه هایی از برزنت روکش هواپیما بر روی بدنه دیده می شد و بر روی بال چپ هم آثار گلوله دیده می شد که حاکی از شلیک به طرف هواپیما بر روی باند فرودگاه بود . جنگنده MIG-29  تکیه گاه اصلی سامانه های پدافند هوائی شوروی است . این جنگنده در دهه 1980 معرفی شد و مجهز به جدیدترین تجهیزات الکترونیکی شوروی است . مقامات آمریکائی می گویند که بدنه این هواپیما از آلیاژ فلزی خاصی است که احتمال دیده شدن آن را توسط رادار کاهش می دهد . (1) این مقامات می گویند پرواز این هواپیما به ترکیه توسط سروان زویف به لحاظ اطلاعاتی بسیار مهم است چرا که این هواپیما حداقل به چهار فروند از آخرین موشک های هوا به هوای ساخت شوروی هم مجهز بوده است .
 
 اولین جملاتی که زویف در پایگاه هوائی ترکیه بر زبان آورد این بود :  Finally, I - an American!  . او بخاطر جراحتش تحت عمل جراحی قرار گرفت . به او اجازه پناهندگی به آمریکا داده شد و در شهر سان دیگو در ایالت کالیفورنیا ساکن شد و یک دفتر مشاوره افتتاح نمود. او کتابی با نام  فالکروم : یک خلبان تاپ گان از امپراطوری شوروی گریخت ، نوشت (2). البته او در ترکیه با اتهام هواپیما ربائی مواجه شد اما این اتهام بدلایل سیاسی نادیده گرفته شد .
 
[External Link Removed for Guests]
گواهی خلبانی پرواز با جنگنده نسل چهارم صادره به تاریخ آگوست سال 1985 که پس از نخستین پرواز برای الکساندر زویف صادر گردیده است

وزارت امور خارجه شوروی وکان ورال سفیر ترکیه در مسکو را احضار و درخواست نمود تا هواپیما و خلبان آن فورا بازگردانده شوند.  مسکو همان روز شنبه یک هواپیما و خدمه آن را آماده نمود تا هواپیما را بازگردانند مقامات ترکیه به سرعت با درخواست شوروی برای بازگرداند هواپیمای MiG-29 موافقت کردند . بلافاصله یک هواپیمای شوروی به همراه تکنسین ها و یک خلبان فردای همان روز وارد آنکارا شد اما ورود آن به ترابوزان با تاخیر مواجه شد چون کنترلرهای زمینی اجازه فرود در همان روز را به هواپیما ندادند. بعداز ظهر روز بعد روس ها اجازه یافتند تا با اسکورت جنگنده های نیروی هوائی ترکیه هواپیما را انتقال دهند . حدود 36 ساعت پس از فرود ، هواپیما به شوروی بازگردانده شد .
سخنگوی دولت ترکیه تاکید کرد که آنکارا امیدوار است که روابط خوب خود را با اتحاد جماهیر شوروی حفظ نماید . دولت ما امروز با حضور هئیت روس در ترابوزان و بازگرداندن هواپیما به شوروی موافقت کرده است .
 
دریادار ویلیام کرو دبیر ستاد ارتش آمریکا تلفنی از نصیب ترومتای رئیس ستاد ارتش ترکیه درخواست نمود تا اجازه دهد آمریکائی ها از نزدیک نگاهی به جنگنده MiG-29 شوروی بیاندازند . دریادار کرو تنها سه ساعت زمان خواست تا یک هیئت آمریکائی از آلمان غربی به ترکیه آمده و هواپیما را بررسی نمایند. به آمریکا هرگز چنین اجازه ای داده نشد .  
 
تمام آن هفت نفری که کیک مسموم او را خوردند دچار بیهوشی شده  و همگی در بیمارستان بستری شدند اما سرانجام همه بهبود یافتند. یک نویسنده پرکار هوائی به نام  Yefim Gordon در کتاب خود بنام Mikoyan MiG-29 که در سال 2007 چاپ شد به تندی زویف را مورد نقد و بررسی قرار داد و در درجه اول او را بدلیل عدم رعایت دیسیپلین سرزنش نمود و نیز تبرئه بی شرمانه افسران مافوق زویف را نیز به باد انتقاد گرفت . گوردون معتقد است این همان نکته ای است که زویف را بر آن داشت تا شوروی را ترک نماید . (3)
 
[External Link Removed for Guests]
الکساندر زویف ( سمت راست ) در حال مذاکره با بوریس اورلوف سرخلبان آزمایشگر جنگنده MiG-29 - سال 1985
زندگی در آمریکا
زویف پس از ورود به آمریکا اقدام به تاسیس یک شرکت مشاوره ای نمود و با نیروی هوائی ایالات متحده همکاری هائی داشت . به نظر می رسد که خلبانان آمریکائی در جریان جنگ خلیج فارس در سال 1991 و در مواجهه با جنگنده های MiG-29  عراقی از تاکتیک ها و تجربیات زویف برای مقابله با این جنگنده استفاده کرده باشند . در سوم ژانویه سال 1993 زویف از علت موفقیت پرواز یک فروند هواپیمای مسافربری کره جنوبی به شماره 007 بر فراز منطقه کامچاتکا بدون آنکه رهگیری و سرنگون شود پرده برداشت . در واقع تمام رادارهای هشدار دهنده شوروی مستقر در منطقه کامچاتکا 10 روز قبل بدلیل طوفان های قطبی از کار افتاده بودند.
 
سقوط و مرگ
زویف در روز 10 ژوئن سال 2001 به همراه یک هوانورد به نام جری وارن در سانحه سقوط هواپیمای Yak-52  کشته شدند . خبرگزاری آسوشیتد پرس در سال 2001 گزارش داد ، هر دو قربانی سقوط هواپیمای Yak-52 شناسائی شدند . یکی از این دو الکساندر زویف سروان خلبان سابق 40 ساله نیروی هوائی شوروی بود که با جنگنده MiG-29 به غرب گریخت و خلبان دوم مایک وارن 50 ساله بود . هواپیمای این دو به خطوط انتقال قدرت در نزدیکی فرودگاه برخورد نمود. هواپیمای Yak-52  با گیر افتادن در کابل های فشار قوی به سرعت در حدود 1200 پا به سمت چپ خود چرخید و سپس سقوط نمود. 
 
[External Link Removed for Guests]

توضیحات :
  1. البته مستحضر هستید که این مقاله مربوط به سال 1989 بوده و در آن زمان جنگنده MiG-29 واقعا برای غرب ناشناخته بود.
2- عنوان اصلی کتاب زویف چنین است : Fulcrum: A Top Gun Pilot's Escape from the Soviet Empire ([External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]).
 
3- موضوع فرار خلبان زویف را به خاطر دارم . در آن زمان گفته شده بود که زویف برای آنکه به دام پدافند هوائی شوروی نیفتد ، در طول مسیر چندین بار ارتفاع خود را کم و زیاد نموده بود تا بتواند از شبکه پیچیده راداری بگریزد. همچنین ترکیه اجازه بازرسی هواپیما را به غربی ها نداده بود و هواپیما را هم خیلی زود به شوروی بازگرداند .
 
[External Link Removed for Guests]
الکساندر زویف در ملاقات با دوتن از خلبانان آمریکائی که در جریان عملیات طوفان صحرا در سال 1991 موفق به سرنگونی جنگنده MiG-29 (عراقی) شده بودند 
[External Link Removed for Guests]
مراسم استقبال از الکساندر زویف بر عرشه ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن که پس از فرود با یک جنگنده F-14 از سوی گردان F-14 Aardvarks برایش تدارک دیده شده بود . سال 1991
 
[External Link Removed for Guests]
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 1746
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۴ شهریور ۱۳۸۹, ۹:۱۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3425 بار
سپاس‌های دریافتی: 5852 بار

Re: خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط shafagh »

با عرض سلام

من اينترنت را براي يافتن عكس   Jerry Michael Warren دومين خلباني كه ادعا شده در سقوط هواپيماي   Yak-52  همراه زويف بوده سرچ كردم اما نه كوچكترين تصويري و مشخصاتي از وي بدست امد و نه تصويري واضح و قابل استناد از محل سقوط ان هواپيما وجود داشت. در يكي دو مقاله هم خواندم كه مسئولين هوانوردي امريكايي اعلان كرده اند كه علت سقوط هواپيماي مذكور نا معلوم بوده و در بعض ديگر گفته شده بود كه قدرت موتور هواپيما نرمال بوده و وضعيت هوا نيز نرمال بوده است. البته علت نقص مد نظر من نبود بلكه جاي تعجب است كه هيچ توضيحات كافي همراه با تصوير در مورد شخص دومي كه همراه زويف بوده و حتي خود زويف و همچنين لاشه هواپيما كه در اصل يك هواپيماي ساده قديمي تك موتوره است وجود ندارد. از طرفي در يك مقاله خواندم كه زويف علاوه بر نيروي هوايي امريكا با CIA هم همكاري داشته است. 

      
هواپيماي ياك 52

[External Link Removed for Guests]


خلاصه انكه قضيه مرموز  و سايه دار است و حتي ممكن است يا شمايل يك داستان جعلي را داشته و يا اگر واقعا زويف در چنان حادثه اي از بين رفته خلباني امريكايي همراه او نبوده است. لذا معتقدم بايد توضيحات مستند بيشتري در اين زمينه وجود داشته باشد و همچنين اگر ممكن باشد در مورد صحت اين نكات تحقيق شود.
Junior Poster
Junior Poster
پست: 117
تاریخ عضویت: جمعه ۲۲ دی ۱۳۸۵, ۲:۱۲ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 108 بار
سپاس‌های دریافتی: 197 بار

Re: خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط ali2914 »

یادمه چند سال پیش مقاله ای در این مورد دیدم و اینکه موقع فرار 2 تا نگهبان هواپیما را با سلاح می کشه .در این مقاله فقط به تیراندازی و زخمی شدن زویف اشاره کرده و به صورت مبهم از قضیه گذشته. احتمالا سعی کرده نکته تلخ این ماجرا را بیان نکنه تا قهرمان پردازی کنه.
Novice Poster
Novice Poster
پست: 62
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۵, ۱۱:۲۶ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5 بار
سپاس‌های دریافتی: 83 بار

Re: خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط reza128128 »

بطور کلی فرار از کشور خود و پناهنده شدن بیشتر بخاطر کسب امکانات مالی و رفاهی است. و چندان نمی توان روی ارزیابی این افراد حساب کرد چون همین الان با تجربه شخصی خودم که مدتها در مسکو ساکن بودم اکثریت مردم افسوس زمان شوروی را می خوردند. البته منظورم از این نوشتار تائید حکومت شوروی نیست بلکه فقط خواستم دوستان به ارزیابی همه جانبه موضوعات و پدیده ها توجه کنند.
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1432
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۶, ۳:۱۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 595 بار
سپاس‌های دریافتی: 10288 بار

Re: خلبانان پناهنده شوروی به غرب

پست توسط abdolmahdi »

reza128128 نوشته شده: سه‌شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۸, ۱۱:۲۸ ب.ظ بطور کلی فرار از کشور خود و پناهنده شدن بیشتر بخاطر کسب امکانات مالی و رفاهی است. و چندان نمی توان روی ارزیابی این افراد حساب کرد چون همین الان با تجربه شخصی خودم که مدتها در مسکو ساکن بودم اکثریت مردم افسوس زمان شوروی را می خوردند. البته منظورم از این نوشتار تائید حکومت شوروی نیست بلکه فقط خواستم دوستان به ارزیابی همه جانبه موضوعات و پدیده ها توجه کنند.

سلام علیکم
فرمایش جنابعالی مخصوصا در مورد دو خلبان مورد بحث ما صادق است .  :razz:
اگر ديدار با مرگ حق است ، چه بهتر كه اين ديدار در ميدان جنگ باشد.
ارسال پست

بازگشت به “اخبار نظامي”