كلاه و كيف را از روي صندلي اتومبيل برداشت و پياده شد، و همچنان كه يونيفرم خود را مرتب ميكرد با عجله به سمت در ورودي ساختمان «عمليات» حركت نمود، و بي اعتنا به احترام نظامي نگهبانان، وارد راهرو شد. فاصلهي بيش از چهل كليومتري منطقهي «زكريا» تا ستاد فرماندهي ارتش در «تلآويو» را با شتاب زيادي طينموده بود.
قدم به درون «اتاق وضعيت» مركز فرماندهي و كنترل نهاد. نشست اضطراري فرماندهان ارتش شروع شده بود، و فرماندهي نيروي زميني، بر روي نقشهاي ديجيتالي از جنوب لبنان، در صفحهي بزرگ نمايشگر اتاق وضعيت، در حال توضيح واقعه بود.
وزير دفاع كه عميقاً سرگرم شيندن حرفهاي ژنرال نيروي زميني بود، متوجه ورود او گرديد و با تكان دادن سر خود، پاسخ سلام نظامي او را داد. او نيز با چشم، در مقابل صندليهاي خالي، در اطراف ميز بيضي اتاق وضعيت، عنوان و نشان خود را جستجو كرد و آن را با فاصلهي سه صندلي از جايگاه وزير دفاع پيدا كرد: ژنرال «بنيامين شالوم، فرماندهي موشكي».
آرام به سمت جايگاه خود رفت، بر روي صندلي لميد و به نقاطي كه فرماندهي نيروي زميني در نقشه نشان ميداد خيره شد.
ژنرال نيروي زميني، سعي داشت وخامت اوضاع را تشريح كند:
- برآورد ما، از واكنش چريكهاي حزباللّه از نظر زماني و همچنين توان مواجهه، متفاوت بود: «اونها ابتدا با راكتهاي «كاتيوشا» به يك پايگاه ما در جبههي شمالي حمله كردند. سپس در ساعت 9:05 امروز، در درگيري با نيروهاي پيادهي ما، دو سرباز را اسير نموده و با خود بردند.
پس از اين اتفاق، ما واكنش سختي نشان داديم، و ضمن گلولهباران جنوب لبنان توسط يكانهاي توپخانه، واحدهاي زرهي ما از مرز عبور كردند تا قبل از آنكه سربازان اسير شده، از منطقهي جنوب لبنان به مناطق نامعلوم منتقل شوند، آنها را آزاد كنند. در پيشروي تانكهاي ما، متأسفانه يك دستگاه تانك «مركاوا» توسط چريكهاي حزباللّه، منهدم شد، كه ...
پرتز - وزير دفاع - : چطور؟ ... چطور منهدم شد!؟
- آقاي وزير، ما هنوز نميدانيم چگونه تانك مركاوا منهدم شده است ...
پرتز كلافه شد: ... يعني چه؟ چطور نمي دانيد!؟
- دسترسي به محل انهدام آن تاكنون امكانپذير نشده، اما احتمالهاي مختلف مطرح هستند، شايد چريكهاي حزباللّه از موشكهاي ضد زره «تاو» آمريكايي، «ماليوتكا» يا «اس پي گوت» روسي، «كبراي» آلماني يا حتي «ميلان» ايتاليايي استفاده كردهاند، نميدانيم، شايد بر روي مين رفته باشد ...
- ادامه بدهيد.
- در هر حالت، آنچه مهم است، چگونگي نزديكشدن اين چريكها به تانك «مركاوا» كه از سيستمهاي ردياب حرارتي بدن موجودات زنده برخوردار است، و يا چگونگي انهدام اين تانك از راه دور مطرح است. نگراني من اين است كه شايد جمهوري اسلامي ايران سيستمهاي پيچيدهي ناشناختهاي در اختيار حزباللّه لبنان قرار داده باشد كه در اين صورت موازنهي تكنيكي و تاكتيكي صحنه ميان ارتش ما و نيروي حزباللّه را به هم بزند.
ژنرال بنيامين شالوم، كه تا اين لحظه، تصاوير تانك پيشرفتهي مركاوا را بر صفحه نمايشگر بزرگ اتاق وضعيت به دقت مشاهده ميكرد و از هيبت آن در غرور غوطهور بود، با شنيدن اين حرف ژنرال، سرش را از تأسف به زير انداخت، و در ذهن خود، فرماندهي نيروي زميني را تمسخر كرد: مردك بيعرضه، از عهدهي برخورد با چند نفر چريك برنميآيد، بيجهت پاي قدرتهاي ديگر را به ميان ميآورد.
پرتز پرسيد: ... مثلاً چه جور سيستمي؟
- آقاي وزير، هنوز نميدانيم، اما بالاخره بايد چيزي باشد.
عميد پرتز كه قانع نشده بود، موضوع ديگر را پرسيد: تلفات نيروهاي پياده در اين درگيري باور كردني نيست، آيا اجساد كشتهها را توانستيد منتقل كنيد؟
- پس از انهدام تانك مركاوا، درگيري ادامه پيدا كرد كه در آخر، هفت سرباز ما كشته و يازده نفر نيز مجروح شدند. ما توانستهايم سه جسد از كشتهها و همچنين همه مجروحان را به عقب بياوريم. چهار جسد نيز در منطقهي درگيري باقي مانده است، كه اميدواريم بتوانيم با پيشروي نيروها، آنها را منتقل كنيم.
پرتز، كه پز هر نوع حرفهاي از او متصّور است، به غير از وزارت بر نيروهاي مسلح، بدون حوصله، حرفهاي فرماندهي نيروي زميني را خاتمه داد و تدابير دولت را ابلاغ كرد:
- در ده روز گذشته، به بهانهي به اسارت درآمدن سرجوخه گلعاد شليط، به دست فلسطينيها در نوار غزه، استراتژي عملياتي ما، حمله به زير ساختهاي عمومي فلسطين بودهاست. اگر بتوانيم با تخريب تأسيسات زيربنايي آنان، مانند پلها، جادهها، نيروگاههاي برق، بيمارستانها، و ... مردم فلسطين را كلافه كنيم، ناكارآمدي دولت حماس را به نمايش گذاردهايم. دولت فلسطين هيچ منبع درآمدي ندارد: كشورهاي غربي كه هيچ كمكي به آن نكردهاند، دولتهاي عربي و كشورهاي مسلمان هم تنها شعار كمك مالي به فلسطينيان را مطرح كردهاند. در نتيجه دولت اسماعيل هنيه مجبور ميشود همين مقدار منابع مالي محدود خود را صرف بازسازي زيرساختهاي منهدمشده نمايد. برآورد اين است كه اگر درآمد دولت فلسطين و كمكهاي مالي احتمالي از ساير كشورها به آن، فرضاً 100 دلار باشد، بايد 10 برابر آن، يعني 1000 دلار به زيرساختهايشان خسارت وارد كنيم، تا دولت حماس فلج شود.
همين استراتژي عملياتي، براي حزباللّه لبنان نيز تجويز شدهاست؛ نظر نخستوزير «المرت» اين است، هزينهي حزباللّه را در مقاومت بايد بالا ببريم. اگر تأسيسات زيربنايي لبنان را ويران كنيم، مردم لبنان خسته ميشوند، و از حزباللّه فاصله ميگيرند. در آن صورت زمينه براي خلع سلاح و نابودي جريان مقاومت اسلامي لبنان فراهم ميشود.
تأكيد ميكنم، ما به خواستهي حزباللّه در آزادي اسراي لبناني و فلسطيني در ازاي آزادي دو سربازي، كه امروز اسير شدهاند، عمل نميكنيم. لذا ضمن اعلام آمادهباش بدون مدت براي همهي نيروهاي مسلح اسرائيل، دستور عملياتي هر يك از نيروها، به قرار زير است:
1- فرماندهي نيروي زميني - 6000 نيروي ذخيره فراخوان ميشوند و در اختيار نيروي زميني قرار ميگيرند. شما، با واحدهاي توپخانه، گلولهباران مستمر نوار غزه در فلسطين، و جنوب لبنان را اجرا نماييد.
2- فرماندهي نيروي هوايي - بمباران زيرساختهاي سراسر لبنان به عهدهي شماست: از توان تمام پرندههاي كفير - اف4 - اف15 - اف16 و ... ، بهره بگيريد. بمبارانها بدون وقفه، با آهنگ زماني مشخص، حداقل در هر 24 ساعت يكصد سورتي پرواز.
3- فرماندهي نيروي دريايي - كنترل سواحل لبنان و سوريه، و آبهاي بينالمللي حد فاصل ميان تركيه، قبرس، سوريه و لبنان، به عهدهي شماست. عمليات كنتراباند را صورت دهيد و از ورود و خروج هر شناور به سواحل لبنان جلوگيري كنيد، مگر كشتيهاي كشورهاي دوست ما.
دستورات عملياتي بيانشده، از اين لحظه، يعني ساعت 11:34 چهارشنبه 12 جولاي 2006 لازمالاجراست. موفق باشيد.
همه برخاستند و مصمم براي انجام وظيفه، يكي پس از ديگري اتاق وضعيت «مركز فرماندهي و كنترل» عمليات ارتش را ترك كردند. آخرين نفر، ژنرال شالوم، آرام برخاست، كلاه و كيفاش را برداشت، از اتاق خارج شد. يكان او غير از آمادهباش، هيچ مأموريت ابلاغي ديگري نداشت. به راننده گفت: به ستاد فرماندهي موشكي بر ميگرديم.
از تلآويو خارج شدند و به سوي شرق روانه گرديدند.
[External Link Removed for Guests]