استراتژی قورباغه؛ پاشنه آشيل يک استراتژی

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: abdolmahdi, Java, Shahbaz, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2732
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۵ مرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۳۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 12804 بار
سپاس‌های دریافتی: 4580 بار

استراتژی قورباغه؛ پاشنه آشيل يک استراتژی

پست توسط كيارش »

استراتژی قورباغه؛ پاشنه آشيل يک استراتژی



تصویر
نویسنده: دکتر حسن عباسی



مجله آمريكائي «تايم» در روز ۲ بهمن ۸۴ در مقاله اي به قلم «شانون» از جهت گيري استراتژيك غرب در مورد ايران پرده برداشته است. در مقاله شانون، از منظر ديپلمات هاي آمريكائي و اروپائي، استراتژي جديد! غرب بيان شده است: استراتژي قورباغه .
استراتژي قورباغه، يكي از استراتژي هاي كلاسيك است كه در ادامه روند بازي استراتژي ها، به عنوان آخرين دكترين غرب عليه جمهوري اسلامي ايران اتخاذ شده است.اتخاذ استراتژي قورباغه، در شرايطي است كه از زمان مطرح ساختن محور شرارت از سوي بوش رئيس جمهور آمريكا در زمستان ۱۳۸۰ تاكنون، سه دكترين آمريكائي - هويج و چماق (Carrot and Stick) ، پليس خوب پليس بد (Good Cop Bad Cop) ، مكانيسم ماشه (Trigger Mechanism) - و يك دكترين ايراني - جربزه مرغ (Chicken Strategy) - بازي استراتژي ها در صحنه كشمكش غرب بر سر پرونده هسته اي با ايران را رقم زده اند و اكنون پس از ناكارآمدي و شكست دكترين هاي قبلي، غرب رويكرد متفاوتي را با يك استراتژي كلاسيك آغاز نموده است.
استراتژي قورباغه چيست؟
فرانسوي ها، در الگوي غذائي خود، براي طبخ قورباغه، روش متفاوتي دارند: آنها قورباغه را كباب نمي كنند، بلكه آن را در ديگ مملو از آب سرد قرار داده، و آن ديگ را روي آتش قرار مي دهند. قورباغه، موجودي دوزيست و خونسرد است، و بدن آن روشي متفاوت براي گرم كردن خود ندارد. اين موجود، اگر يكباره به درون ديگ پر از آب جوش پرتاب شود، متوجه گرما شده و واكنش نشان مي دهد. اما زماني كه درون ديگ آب سرد قرار داده مي شود و آب درون ديگ به مرور به نقطه جوش مي رسد؛ او خيلي دير متوجه اين تغيير دماي اطراف خود شده و بدين ترتيب زنده زنده، آب پز مي شود.
دليل اين مسأله اين است كه قورباغه فاقد «حساسه»هاي لازم به هنگام دريافت تغييرات دمائي اطراف، مبتني بر خط قرمز بقاء خود مي باشد: در واقع ساختار بدن قورباغه بگونه اي است كه نمي تواند خط قرمز دمائي بقاء خود را تنظيم نمايد.
بدن آن، آرام آرام خود را با تغييرات مثبت - گرمائي - دماي اطراف خود بگونه اي منطبق مي كند كه دماي درون و بيرون هماهنگ گردد؛ اما براي اين انطباق، خط قرمز و آستانه تحمل ندارد: منفعلانه، مدام به اين انطباق دماي درون بدن خود با بيرون ادامه مي دهد، تا اينكه زنده زنده، با تسليم خود به اين روند «انطباق» بپزد.
به نوشته شانون، ديپلمات هاي آمريكا - انگليس - فرانسه و آلمان، براي تحقق استراتژي قورباغه، سه گام اوّل را مشخص نموده اند:
۱- وارد آوردن فشار به ايران، براي اينكه به فعاليت هاي اتمي خود به صورت داوطلبانه خاتمه دهد.
۲- در صورت مصالحه ناپذيري ايران، پس از ۲ تا ۳ ماه، اين كشورها بايد يك پيشنهاد قوي به شوراي امنيت ارائه كنند.
۳- و در گام سوم، گفتگو براي دريافت مجوز بلوكه حساب هاي دولت ايران، و سپس زمينه سازي براي مراحل بعدي.
در اين ميان، «رايس» ، مأمور شده است كه روسيه و چين را براي استراتژي قورباغه هماهنگ و همراه سازد. با وجود اينكه شانون در معرفي و تبيين محورهاي استراتژي قورباغه، آن را از سوي ديپلماتهاي غربي، استراتژي نوين مي خواند، اما استراتژي قورباغه از عصر بوش پدر در مورد ايران دنبال مي شود. پس از بوش پدر، با روي كار آمدن دموكرات ها، «بيل كلينتون» دكترين مهار دوجانبه ايران و عراق را در دستور كار خود قرار داد، كه گام نخستين استراتژي قورباغه محسوب مي شد.
در سال ۱۳۷۶ «ال گور» معاون اول بيل كلينتون، در يك جلسه داخلي در پاسخ به پرسش چيستي طرح نهائي مشترك دموكرات ها و جمهوري خواهان در آمريكا عليه ايران، اذعان نمود: ايران را اسكوئيز (Squeez) مي كنيم: ايران را چنان در آغوش مي فشاريم تا از فرط محبّت نابود گردد. البتّه اينگونه نشد. ايران آن را خنثي نمود و تاكنون غرب تنها به «محاصره» نظامي - اقتصادي دست يافته است و محاصره با در آغوش گرفتن دو مقوله متفاوت است.
در تحليل اتخاذ - يا طرح مجدد - دكترين قورباغه عليه ايران چند نكته وجود دارد:
الف- اتخاذ دكترين قورباغه عليه ايران، به معني شكست - يا كنارنهادن - دكترين شوك و بهت (Shock and Awe) است. دكترين شوك و بهت از مطرح ترين استراتژيهاي غرب در تحقق پروژه اصلاحات در خاورميانه بزرگ است و يكي از سناريوهاي احتمالي و رزرو ( ذخيره ) عليه ايران محسوب مي گردد.
با پذيرش استراتژي قورباغه، بايد اذعان نمود كه غرب دكترين شوك و بهت را در مورد ايران كنار نهاده است - و يا شايد براي فريب استراتژيكي، به كنار نهادن آن تظاهر مي كند.
با احتساب ناكارآمدي دكترين شوك و بهت عليه ايران، شمار دكترين هاي ناكارآمد آمريكا عليه جمهوري اسلامي در طول سه سال اخير، به چهار دكترين - هويج و چماق، پليس خوب پليس بد، مكانيسم ماشه، و دكترين شوك و بهت - مي رسد.
ب- اتخاذ استراتژي عليه هر كشور ديگري، در خلاء صورت نمي گيرد، از اين رو بايد واقعيت هاي صحنه را در نظر داشت؛ لذا هر استراتژي در سياست بين الملل، مستلزم در نظر گرفتن هر دو سوي مناقشه است. در اتخاذ استراتژي قورباغه، غرب يكسوي اين مناقشه است و ايران، ديگر بازيگر صحنه است.
ملاحظات اساسي غرب در اتخاذ اين استراتژي چه بوده است و با چه شناختي از درون ايران اين استراتژي را اخذ كرده اند؟
استراتژي قورباغه، زماني اخذ مي شود كه كشور هدف در تنظيم آستانه تحمل خود ضعف حس لامسه و «دمايش» نسبت به محيط پيراموني و جهاني داشته باشد.
تصور بيودكترين غرب از انطباق شرايط ايران با موجود رشد نيافته اي - از حيث آستانه تحمل دمايش - همچون قورباغه، قياس مع الفارق است. حس لامسه ملّي براي سنجش دمايش، نيازمند سنسور (حساسه)هايي است.
پرسش اوّل اين است كه اين سنسورها چيستند؟
پاسخ در اين است كه اين سنسورها، ۷۰ ميليون سلّول مردمي هستند كه در ۲۷ سال گذشته ميزان الحراره اقدامات ملّي در واكنش به دشمني هاي غرب بوده اند.
پرسش دوم اينكه اين سنسورها چه چيزي را بايستي دريافت كنند؟
پاسخ اينكه اين سنسورها بايد دماي محيط جهاني اطراف ايران را دريافت كرده و سپس نسبت به آن واكنش صورت دهند.
رصد موارد كوتاه و بلندمدت در صحنه بين الملل، براي تبيين وضعيت دماي محيط اطراف جمهوري اسلامي، حكايت از ارزيابي غير واقعي غرب براي اتخاذ استراتژي مزبور دارد:
۱- فلسطين اشغالي: در انتخابات اخير، مردم فلسطين به حماس اقبال نموده و بي توجهي آنان به تهديد و تطميع آمريكا و رژيم صهيونيستي در اين خصوص، حكايت از شكست «نقشه راه» دارد. اين در حالي است كه شارون همچنان در اغماست.
۲- عراق اشغالي: شوك انتخابات عراق و پيروزي شيعيان، در محيط شبه دموكراسي خونين اين كشور، در سايه يك دولت خاكستري و نيمه مخفي با ۵۰۰۰ نفر «راسپوتين - مأمور» در درون سفارت آمريكا در بغداد. اين در حالي است كه با گذشت يك هزار روز از اشغال عراق، رقم عمليات چريكي اجرا شده در اين كشور از مرز ۶۰۰۰ عمليات گذشت، كه با احتساب ۱۰۰۰ عمليات چريكي در افغانستان در اين مدت، مي توان آن را نشانه آسيب پذيري جدي ماشين نظامي آمريكا و انگليس دانست.
۳- آمريكاي لاتين: در زير گوش ايالات متحده و در محدوده سرزميني دكترين «جيمز مونروئه» ، فيدل كاسترو تكثير مي شود؛ ونزوئلاي چاوز و بوليوي مورالس، فرزندان معنوي كوباي كاسترو هستند در حالي كه آمريكا مرگ او را انتظار مي كشد. دموكراسي هرچه خالص تر و انتخابات هرچه دموكرات تر، زيان غرب از آن بيشتر.
۴- كره شمالي: در روز جمعه ۷ بهمن ۸۴ اين كشور اعلام كرد تا زمان رفع كامل تحريم ها، هر نوع مذاكره را با آمريكا قطع مي كند. اين موضوع، به معني شكست دكترين قورباغه - كه از قضا، پس از مطرح شدن محور شرارت در زمستان ،۱۳۸۰ اين استراتژي براي مقابله با كره شمالي اتخاذ شد - ارزيابي مي شود.
۵- سوريه: اتخاذ دكترين شوك و بهت عليه سوريه، كه با شوك حاصل از ترور مشكوك «رفيق حريري» آغاز شد، هنوز براي غرب دستاورد چشمگيري نداشته است و اگر مقاومت سوريه ادامه يابد، قطعاً اين دكترين شكست خواهد خورد.
۶- هند و پاكستان: اين دو كشور همچنان براي انتقال خط لوله گاز ايران به هند با آمريكا در كشمكش هستند.
۷- اروپا:
- بحران انرژي: با پيدايش بحران انتقال گاز روسيه به اروپا، گرجستان، اتريش، مجارستان، بلغارستان، و ... اعلام نمودند كه در صدد ايجاد و بهره گيري از خط لوله گاز ايران به اروپا هستند. وابستگي به ايران در جهان روزافزون است.
- بحران اجتماعي: فقر، تبعيض و خشونت در غرب همچون دمل چركي سر باز نموده است. اغتشاشات خياباني فرانسه، كه در طول ۲۴ روز ناآرامي، ۱۰۲۰۰ خودروي سوخته بر دامن دولتمردان اين كشور نهاد، نشان از برملاشدن شكاف عظيم اجتماعي موجود در اروپا دارد.
- بحران اخلاقي: كه با تهديد علني اتمي جهان غير غربي، توسط «ژاك شيراك» ، با اعلام دكترين جديد انهدام سريع هسته اي فرانسه، نمايان شد.
۸- غرب:
- وابستگي روزافزون غرب به انرژي.
- گسترش روزافزون نظامي گري در غرب.
- كاهش مستمر مقبوليت و مشروعيت بوش و بلر در آمريكا و انگليس.
- شكست پروژه انقلاب هاي مخملي و رنگارنگ: شكست انقلاب سبز (زيتون) در لبنان و انقلاب صورتي در ايران.
- تنگناي غرب در برملا شدن پروژه قتل عام يهوديان در جنگ جهاني دوم توسط مسيحيان آلمان يا يكي از ايدئولوژي هاي برآمده از مدرنيته - ايدئولوژي نازيسم.
۹- جمهوري اسلامي ايران: شوك حاصل از انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري در ايران كه برخلاف علايق و پيش بيني هاي غرب بود.
۱۰- كشف و دريافت «بلوف كبود» در سياست آمريكا. واقعيت دريافتي اين است كه آمريكا وقتي خود را قادر به انجام عملي ببيند، تمامي معادلات و قوانين بين المللي را ناديده گرفته و به اقدام دست مي زند. نمونه بارز آن اشغال غير قانوني عراق است كه بدون هماهنگي با شوراي امنيت سازمان ملل صورت پذيرفت. لذا فشار آمريكا بر آژانس بين المللي انرژي اتمي، به منظور پرونده سازي براي ايران و ارجاع آن به شوراي امنيت سازمان ملل، در جهت گرفتن مجوز محاصره اقتصادي، تحريم نفتي و يا حتي مجوز اقدام نظامي عليه ايران، بيشتر يك ترفند رواني - ديپلماتيك است.
۱۱- وضعيت بغرنج انرژي به گونه اي است كه اقتصاد جهاني به شيوه هاي مختلف، عدم تحمل خود از ارتقاء چندصد دلاري قيمت نفت در صورت بروز هر نوع وضعيت حادّ اقتصادي يا نظامي ميان آمريكا و ايران را اعلام نموده است.
ج- اما پاسخ ايران به استراتژي قورباغه چه مي تواند باشد؟ ساده ترين راه، حمله به استراتژي حريف است:
۱- دكترين قورباغه، همچون دكترين هاي قبلي غرب عليه ايران، يك استراتژي توهين آميز است. با پاي فشاري بر «چيكن استراتژي» مي توان بر روش عزتمند موازنه استراتژي ها تأكيد و تكيه نمود.
۲- صرفنظر از قابليت هاي ممتاز «چيكن استراتژي»، در تعامل و تبديل استراتژي غرب، مي توان استراتژي كلاسيك «ققنوس» را جايگزين استراتژي قورباغه نمود. در اين خصوص، طراحي دكترين «بيني نمرود» براي استراتژي «گلستان آتش ابراهيم» خنثي كننده استراتژي قورباغه خواهد بود.
۳- در نهايت، آنچه كمتر در نزد اصحاب رسانه ها و افكار عمومي مورد توجه واقع شده است، مسأله خنثي سازي، ناكارآمدي و بي اثري دسته اي از دكترين هاي شناخته شده و معتبر از سوي غرب در تقابل با ايران است. وضعيت ناكامي و تنگناي استراتژيست هاي آمريكائي، براي طراحي يك استراتژي كارآمد و مؤثر در برابر ايران، براي اوّلين بار عجز دستگاه هاي تصميم سازي و مراكز تحقيقات استراتژيك غرب را هويدا ساخته است.



[External Link Removed for Guests]
 [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]  این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود,    
  [FONT=lucida grande, tahoma, verdana, arial, sans-serif]ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو تقصیر    
ارسال پست

بازگشت به “اخبار نظامي”