‌بزرگترین عملیات آبی و خاکی نبرد نورماندی

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: abdolmahdi, Java, Shahbaz, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1929
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۹, ۹:۰۱ ب.ظ
محل اقامت: IRAN
سپاس‌های ارسالی: 2144 بار
سپاس‌های دریافتی: 7631 بار
تماس:

‌بزرگترین عملیات آبی و خاکی نبرد نورماندی

پست توسط HORLIKAN »

پس از آنکه در دسامبر ۱۹۴۱ ارتش سرخ پیشروى آلمانها را در ۳۵ کیلومترى مسکو متوقف کرد استالین بلافاصله از انگلیس و آمریکا (که تازه وارد جنگ با آلمان شده بود) درخواست گشودن جبهه دوم را کرد. اما در اوت ۱۹۴۲ چرچیل و روزولت با شکست عملیات «دیپ» دریافتند توان دفاعى آلمان بالاتر از آن است که به آنها اجازه ورود به غرب اروپا را بدهد.
در این عملیات، ۶۰ درصد از ۷ هزار چترباز و نیروى کماندو که در ساحل این شهر فرانسوى پیاده شدند جان خود را از دست دادند، آنها حتى نتوانستند چند ساعت هم بندر مذکور را تحت اشغال خود نگاه دارند.
در سرتاسر سال ۱۹۴۳ و نیمه اول سال ۱۹۴۴ على رغم درخواستهاى استالین، متفقین از ورود به غرب اروپا خوددارى کردند چرا که این کار را اقدامى پرتلفات مى دانستنداما سرانجام هنگامى که پى بردند آلمان دیگر توان مقاومت در برابر ارتش سرخ را ندارند و ممکن است ارتش سرخ اروپاى غربى را در نبود «متفقین انگلوساکسون» ببلعد تصمیم گرفتند تا در غرب فرانسه نیرو پیاده کنند. حال آنکه در این مدت آلمانها با به کارگیرى ۱۳ میلیون متر مکعب بتون، ۱‎/۲ میلیون تن فولاد و ۱۷۵ هزار کارگر عظیم ترین دژ اروپا بعد از ماژینو را در سواحل مانش (جنوب انگلیس و شمال غرب فرانسه) ایجاد کرده اند.
همه چیز به ۲۴ ساعت اول بستگى دارد
در اصول اولیه نظامى براى گذر از رود یا فرود در ساحل یک چیز بیشترین اهمیت را دارد یا مى توان گفت در واقع تنها یک چیز اهمیت دارد، «سرپل».
اگر «سرپل» در ساحل و یا ساحل مقابل رودخانه تسخیر شود و مهاجمان بتوانند در برابر پاتکهاى دشمن آن را نگاه دارند، نیروى تقویتى قادر به پیاده شدن در ساحل خواهند بود در غیر این صورت امکان ندارد بتوان از رود یا ساحلى گذشت.
در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ آیزنهاور فرمانده کل قواى متفقین در اروپا احتیاج به ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار سرباز از جان گذشته داشت، این مردان باید با حمله به دژهاى آلمانها در ساحل آنها را تسخیر کرده و در برابر حملات متعدد آنها مقاومت مى کردند.
آغاز بزرگ ترین عملیات آبى - خاکى جهان
در ۶ ژوئن ساعت ۶‎/۵ صبح ۵۷ هزار تفنگدار و چترباز آمریکایى متعلق به لشکرهاى معروف یکم، ۸۲ ، ۱۰۱ و ۷۵ هزار انگلیسى متعلق به سپاه مونتگومرى و لشکر ششم در حالى که بزرگ ترین «پشتیبانى دریایى و هوایى» تاریخ را در اختیار داشتند با گلایدر، کشتى هاى نفربر و قایق در نرماندى پیاده شدند در حالى که ۱۴ هزار و ۶۰۰ هواپیما و ۶۷۰۰ کشتى آنها را همراهى مى کرد در برابر این نیروى جهنمى آلمان تنها ۴۰ کشتى، ۳۴ زیر دریایى و ۳۵۰ هواپیما در اختیار داشت.
نبرد، بسیار بى رحمانه آغاز شد، کشتى ها و هواپیماهاى متفقین ساحل را زیر آتش شدید گرفتند و بسیارى از واحدهاى آلمانها را در جا منهدم کردند، حال آنکه از مدافعان کارى ساخته نبود. هیچ کس تاکنون این تعداد ابزار جنگى را به صورت تجمعى ندیده بود اما آلمانها ضربه خود را هنگام پیاده شدن نیروهاى آبى - خاکى فرود آوردند. بسیارى از سربازان آمریکایى حتى فرصت رسیدن به ساحل را نیافتند چرا که مسلسلهاى آلمانى و تک تیراندازان نیروهاى آمریکایى و انگلیسى را درون قایقهاى آبى - خاکى به هلاکت مى رساندند.
هنگامى که پلها گشوده شد و سربازان پا بر روى ساحل «اوماها» (در شمال غرب فرانسه) گذاشتند تازه پى بردند سرسخت ترین مردان ارتش آلمان که به تازگى از جبهه روسیه به غرب اعزام شده بودند چه اندازه در مقاومت جدى هستند. در همان ابتداى کار قواى آمریکایى در نوار ساحلى زمین گیر شد اما قواى کانادایى - انگلیسى با سرسختى توانست زمین تصرف شده را نگاه دارد و عقب نرود. در این عملیات که با نام روز دى یا (D-Day) معروف شد، آلمانها عقب نشینى نمى کردند یا کشته مى شدند و یا اینکه سد راه متفقین مى شدند. هر جا که مقاومت آنها شدید بود متفقین با دستگاه «پرتاب شعله» آنها را در سنگرها مى سوزاندند. متفقین فرصتى نداشتند، اگر آنها ظرف ۲۴ ساعت به سر پلى مهم دست نمى یافتند و ترتیب ورود ۸۶ لشکرى را که در دریا منتظر نتیجه عملیات آنها بودند را نمى دادند، لشکرهاى زرهى ژنرال رومل (که اکنون فرمانده دفاع شمال غرب فرانسه بود) آنها را به دریا ریخته و زیر دریایى هاى آلمانها نیز که اکنون مشغول گرفتن قربانى از بین کشتى هاى عظیم نفربر و تانک بر بودند ضربات خود را افزایش مى دادند. سرسختى طرفین به دلیل اهمال هیتلر در اعزام نیرو به سوى واحدهاى مدافع در نهایت به زیان آلمانها تمام شد و آنها با تحمل حدود ۹ هزار کشته عقب نشستند در حالى که آمریکایى ها، کانادایى ها و انگلیسى ها نیز متحمل ۱۵ هزار کشته شده بودند.
در پایان روز اول حمله متفقین نوار ساحلى به طول ۳۰ کیلومتر و عمق ۱۰ کیلومتر را تصرف کرده بودند. در واقع آلمانها هنوز خیال مى کردند که حمله اصلى متفقین در چند کیلومتر جنوبى تر خواهد بود. همین اشتباه آنها باعث شد تا کمکهاى ضرورى به مدافعان هرگز نرسد و لشکرهاى زرهى آلمان زمانى وارد نبرد شوند که متفقین ظرف ۱۰ روز ۹۵ هزار تانک و زرهپوش (ارقام صحیح است!) را در ساحل پیاده کنند. رهبران انگلیس و فرانسه اکنون ۶۱۹ هزار سرباز را به فرمان آیزنهاور و مونتگومرى درآورده بودند و از آنها تنها یک چیز را مى خواستند؛ آزادسازى فرانسه.
اگرچه آلمانها به صورت پراکنده مقاومتهاى دلاورانه اى از خود نشان مى دادند اما بمبارانهاى عظیم هوایى در کنار حملات جبهه مقاومت فرانسه سبب شد تا کمک به آنها با تأخیر ۳ هفته اى برسد.
نتیجه نبرد
نبرد نرماندى در نهایت براى آمریکا و انگلیس بیش از ۵۰ هزار کشته دربرداشت اما مقدمه اى شد براى ورود ۲ میلیون سرباز، ۵۰۰ هزار تانک و زرهپوش و نفربر و ۳ میلیون تن ساز و برگ نظامى. اکنون دیگر مسلم بود که آلمان هرگز قادر به پیروزى در جنگ نیست چرا که در جبهه شرق نیز ۱۰ میلیون سرباز روس با سرعت در حال عقب راندن آلمانها بودند.
در عملیات نرماندى باز هم دخالت هاى بى مورد هیتلر موجب شد تا آلمانها چند روز حیاتى را از دست بدهند و نتوانند مانع رخنه متفقین شوند. کمتر از یک ماه بعد یعنى در اوت ۱۹۴۴ پاریس سقوط کرد و ۹ ماه بعد آلمان تسلیم شد.
جنگ ۸۶: نبرد آردن
متفقین پس از آنکه در اوت ۱۹۴۴ پاریس را آزاد کردند با سرعت در شمال اروپا وغرب پخش شده و با آزاد کردن بلژیک و فرانسه از راین گذشته و خاک اصلى آلمان را مورد تهدید قرار دادند. در این زمان پس از شکست متفقین در عملیات هوابرد ماه قبل، هیتلر طرح ضد حمله بزرگى را تدارک دید که طى آن آلمانها با عبور از راین قواى متفقین را در هلند دچار مشکل کرده و به دو نیم مى کردند. هدف دیگر این طرح اشغال منطقه باستونى و دستیابى به مخازن سوخت آمریکایى ها بود. براساس این طرح ۲ لشکر زرهپوش اس اس با گرفتن این مخازن همزمان هم مشکل سوخت تانکهاى آلمانى را (که اکنون به دلیل نبود سوخت بدون استفاده بودند) حل مى کرد و هم تانکها و نفربرهاى آمریکایى را تا ماهها به دلیل نداشتن سوخت زمین گیر مى کرد.
مخالفت ستاد ارتش آلمان
فون روندشتت فرمانده کل قواى آلمان در غرب با این حمله از همان ابتدا مخالف بود چرا که معتقد بود از این نیروهاى مهاجم باید براى اقدامات مهم ترى استفاده کرد. ستاد ارتش آلمان نیز این حمله را نوعى خودکشى مى دانست چرا که معتقد بود آمریکا و انگلیس در حال حاضر آن قدر تانک، سرباز و توپ در اختیار دارند که هر حمله اى به این واحدها در نطفه خفه خواهد شد.
اما هیتلر این نکات را قبول نکرد و بر این استراتژى تأکید داشت که «بهترین دفاع حمله است». هیتلر على رغم مخالفان خود در نهایت در ۱۶ دسامبر حمله به خط دفاعى آمریکا در آردن و رن علیا را آغاز کرد.
بازوان ارتش آلمان در این نبرد سرنوشت ساز را ارتش ششم زرهى آلمان و واحدهاى ورزیده اس اس تشکیل مى دادند. اس اس ها در حقیقت قواى ذخیره استراتژیک هیتلر محسوب مى شدند و وى از آنها تنها براى نبردهاى سرنوشت ساز استفاده مى کرد.
پیشروى اولیه
در این نبرد هیتلر مانند قمار باز بزرگى تمام هستى خود را بر صفحه بازى ریخت. هزاران تانک آلمانى در پناه آتش ۲۰۰۰ هواپیماى بمب افکن حمله را آغاز کردند. آمریکایى ها که اصلاً انتظار چنین ضدحمله اى را از ارتش شکست خورده آلمان نداشتند کاملاً غافلگیر شده و خطوط دفاعى آنها شکافته شد، آلمانها از آردن گذشته و به شهر باستونى در ۱۵۰ کیلومترى بروکسل (پایتخت بلژیک) رسیدند.
سقوط باستونى به معناى در خطر افتادن بلژیک «تازه رها شده» نیز بود. بنابراین لشکر ۱۰۱ هوابرد آمریکا با ۱۵ هزار چترباز براى دفاع از شهر محاصره شده توسط قواى آلمانها انتخاب شد.
ورود ژنرال پاتون
آیزنهاور فرمانده قواى آمریکا بلافاصله به مارشال زرهى پاتون دستور دارد به هر قیمت مانع ورود قواى زرهى آلمان به باستونى شود. این در حالى بود که لشکرهاى زرهى آمریکا حداقل یک هفته با شهر مذکور فاصله داشتند.
بنابراین اس اس ها مدت کمى وقت داشتند تا چتربازان معروف لشکر ۱۰۱ را شکست دهند (لشکر ۱۰۱ هوابرد آمریکا هنوز هم واحد پیشرو آمریکا در نبردهاى قرن ۲۱ است). اس اس ها در پناه تانکهاى خود با قدرت تمام خانه به خانه در باستونى پیش رفتند اما از بخت بد سر و کار آنها با مشتى سرباز معمولى نبود بلکه با رنجرهاى آمریکایى طرف بودند که راه ماندن و مردن را انتخاب کرده بودند.
در نبردهاى مذکور کار به جنگ سرنیزه و استفاده از کارد و سایر سلاحهاى سبک نیز رسید اما على رغم کشته شدن ۴ هزار تفنگدار آمریکایى آنها اسلحه را زمین نگذاشتند. این در حالى بود که به فرماندهان لشکرهاى اس اس خبر رسید قواى پاتون در راه است.
نمایش ستون هاى فولادین
آمریکا در نبرد با دشمنانش چندان نیاز به «شجاعت سربازان» نداشت چرا که هر کجا حریف را مقاوم مى دید با بسیج انبوهى تانک، هواپیما و کشتى آنها را در هم مى کوبید.
ژنرال پاتون نیز در ۲۶ دسامبر با استفاده از دهها هزار تانک و زرهپوش (برخى منابع واحدهاى موتوریزه وى و تانکهایش را تا ۱۳۰ هزار دستگاه نیز ذکر کردند) اکنون به پاى بلندى هاى آردن رسیده بود و تانکهاى شرمن در مصاف با تانکهاى پانزر آلمانى با برخوردارى از برترى وحشتناک عددى آنها را از سر راه کنار مى راندند. فرمانده واحدهاى اس اس که نیروهاى وى در حال نبرد تن به تن در شهر بودند متوجه شد که ارتش ششم زرهى آلمان قادر به مقابله با ستونهاى فولادین پاتون نیست و عقب نشسته است و براى آنها تنها راه جنگیدن و یا تسلیم مانده است. اس اس ها «جنگیدن و مردن» را انتخاب کردند و تقریباً از واحدهاى مذکور کسى زنده نماند، باقى مانده زرهپوشها و تانکهاى آلمانى نیز به شرق راین و داخل خاک آلمان عقب نشینى کردند.
نتیجه نبرد
نبرد آردن را مى توان آخرین تحرک آلمان براى عقب انداختن «سرنوشت محتوم شکست» دانست. اما شکست آردن سبب شد تا آلمان بهترین سربازانش را براى حمله بیهوده از دست بدهد و نه تنها موفق به دسترسى به منابع سوخت متفقین نشود بلکه باقیمانده سوخت تانکهایش را نیز بر سر این حمله بگذارد تا آنجا که ژنرال «مانتوفل» جانشین فرمانده قواى آلمان در جبهه غرب، علل فروپاشى ارتش آلمان در ماههاى آخر جنگ را انجام همین عملیات غیر منطقى مى داند.
این شکست سبب شد تا آمریکایى ها در ۷ مارس ۱۹۴۵ (۳ ماه بعد) از رود رن گذشته و ۵۰ روز بعد در برلن باشند. آرنهایم یا آردن آخرین میخها بر تابوت جاه طلبى هاى هیتلر بودند.
البته نباید از یاد برد که سربازان آلمانى نیز در این نبرد بسیار دلیرانه جنگیدند و آنگونه که به آنها اطلاع داده شده بود قرار بود آنها تنها «پیشقراول» باشند اما بعد حتى به آنها گلوله هم نرسید
بزرگ ترين گناه ترس است .

امام علي (عليه السلام)

________________________



 
 
ارسال پست

بازگشت به “اخبار نظامي”