جنگ جهانی یا نبرد نهایی آخرالزمان

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: abdolmahdi, Java, Shahbaz, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1929
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۹, ۹:۰۱ ب.ظ
محل اقامت: IRAN
سپاس‌های ارسالی: 2144 بار
سپاس‌های دریافتی: 7631 بار
تماس:

جنگ جهانی یا نبرد نهایی آخرالزمان

پست توسط HORLIKAN »

جنگ جهانی یا نبرد نهایی آخرالزمان

نیمه اول قرن بیستم در حالی که همه جای جهان متاثر از تفکر و فرهنگ غرب بود و نظامهای اجتماعی - سیاسی تحت تاثیر اندیشه های روشنفکری و ماسونی قرار داشت; وقوع دو جنگ جهانی برای غرب این امکان را فراهم کرد تا همه کشورها را به مت یکپارچگی و اتحاد جهانی سوق دهد و زمینه جهانی سازی فراهم شود .

از حدود سال 1960م . مفهوم جهانی سازی (Globalization) به تدریج وارد محافل علمی شد و در حوزه مباحث علوم انسانی قرار گرفت و نظریه پردازان غرب در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در سطح بین المللی بدان پرداختند و بر مبنای آن استراتژی طرح کردند .

اگر به سالشمار تحولات جهانی که به نوعی بر شالوده تفکر جهانی سازی استوار است نگاه کنیم درمی یابیم که تحولات امروز جهان نیز که توسط غرب رقم می خورد به نوعی در راستای تحقق و توسعه نظریه و مفهوم جهانی سازی است .

در سال 1945م . اواخر جنگ جهانی دوم، پس از فاجعه انفجار بمب اتمی در ژاپن توسط امریکا سازمان ملل متحد تاسیس و سه سال بعد (1948م). اعلامیه جهانی حقوق بشر منتشر شد تا بتوانند به وسیله آن و سازمانهای تابعه اش نظام سیاسی جهان و روابط بین المللی را سر و سامان بخشند .

در سال 1965م . نظریه «دهکده جهانی » مارشال مک لوهان انتشار یافت و در سال 1978م . نظریه «موج سوم » الوین تافلر عنوان شد و در سال 1994م . فرانسیس فوکویاما مشاور فرهنگی کاخ سفید نظام فرهنگی - سیاسی لیبرال دمکرات را به عنوان غایت و پایان تاریخ مطرح کرد .

در بعد اقتصادی نیز ادغام بازارهای مالی و گسترش روزافزون سازمانها و اتحادیه های اقتصاد منطقه ای; مانند آسه آن و اکو، اتحاد پولی کشورهای اروپائی (یورو)، ادغام شرکتهای صنعتی و تجاری بزرگ دنیا و بالاخره تاسیس سازمان تجارت جهانی (W T O) و صندوق بین المللی پول و نظارت بر جریانهای مالی دنیا از جمله اقداماتی در جهت جهانی سازی بود .

اما از آنجا که غرب بدون بسط و توسعه فرهنگ لیبرالی، توفیق چندانی برای رسیدن به اهداف خود و جهانی کردن پیدا نمی کرد و با توجه به اینکه در نیمه دوم قرن بیستم جریانهای مخالف فرهنگی و رویکرد به معنویت و دیانت رو به رشد نهاده بود; خصوصا در میان ملل مسلمان که بارزترین آن وقوع انقلاب مردم ایران در سال 1979م . بود .

در سال 1996م . نظریه «برخورد تمدنها» توسط ساموئل هانتینگتون مطرح شد . چرا که غرب خود را رفته رفته مواجه با جریان نوظهوری می دید که در تقابل با اساس و بنیانش قرار داشت و از آن به عنوان «بنیادگرائی » نام می برد و دستگاههای تبلیغاتی غرب از قبیل سینما به انواع مختلف، سعی در مخرب و غیر ارزشی جلوه دادن این رویکرد و پیروان این جنبشها داشت . در بسیاری از فیلمهایی که توسط شرکتهای وابسته یهودی ساخته شده اند مثل «مومیائی » یا اخیرا «ارباب حلقه ها» ، مردم و تمدنشان توسط نیروهایی شیطانی و شرور با چهره های مخوف که در زمان و تاریخ گذشته خود صاحب قدرت بودند مورد تهاجم قرار می گیرد تا دوباره قدرت گرفته و مردم را به بردگی بکشانند و مستبدانه حکومت کنند .

البته آنها به تبلیغات در این سطح هم بسنده نکردند و به اجرای پروژه هایی غیر واقعی مثل تشکیل گروه طالبان و حوادث 11 سپتامبر پرداختند تا جهانیان نظاره کنند آنچه را که داعیه دارش بودند و بیش از پیش نسبت به وجود رفاه و امنیتی که در سایه فرهنگ لیبرالی و نظام دمکراسی دارند احساس خطر نمایند و توجیهی برای برنامه و پروژه های آینده داشته باشند .

لذا اگر جهانی سازی و پذیرفتن قوانین و چارچوبهای بین المللی در ابعاد مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هر چه سریع تر عملی شود و دمکراسی لیبرالی مطابق الگوی فرهنگ غرب پذیرفته شود; جاده برای مقابله با هرگونه جنبش و حرکت مخالف غرب هموار خواهد شد; چنانچه جورج بوش (پدر) گفته بود:

نظم نوین جهانی، آرمانی بزرگ است که ملتهای مختلف در سایه آن گردهم می آیند تا به اهداف جهانی بشریت «صلح، امنیت، آزادی و حکومت قانون دست یابند ... و تنها ایالات متحده امریکا، موقعیت اخلاقی و امکان حمایت از آن را دارد (1) .

متفکران غرب می دانند که رویکرد و رجوع به دیانت - که ذاتا با فرهنگ غرب در تضاد است - در آینده ای نزدیک منجر به یک رویاروئی فرهنگی خواهد شد . هانتینگتون در مصاحبه ای با اشپیگل گفته بود:

یک شخص می تواند نیمه فرانسوی و نیمه عرب باشد; یعنی دو رگه باشد، اما انسان نمی تواند همزمان هم کاتولیک و هم مسلمان باشد . در اینجاست که نقش مذهب به عنوان عاملی برای نزدیک کردن انسانهای همکیش به یکدیگر و متمایز ساختن آنها از پیروان مذاهب دیگر روشن می شود . بر همین اساس بنیادگراهای مسلمان، مسیحی و هندو هر روز با اقبال بیشتری روبرو می شوند ... من اعتقاد راسخ دارم که در آینده سیاست جهانی دیگر از روی ایدئولوژیهای رقیب یا دولتهای ملی و یا بلوکهای اقتصادی تعیین نخواهد شد . بلکه این کار را فرهنگهای متخاصم برعهده خواهند گرفت (2) .

پس جای تعجب نیست که امریکا و متحدان غربی او برای انجام اصلاحات نوین در جهان اسلام، به منطقه خاورمیانه لشکرکشی کنند، چرا که آنها قبل از آن که زمان و ابتکار طرح را از دست بدهند می بایست خود را برای رویاروئی بزرگ آماده کنند که این آمادگی بیانگر هوشیاری متفکران غرب و جامعه یهودی حاکم بر نظام اقتصادی و فرهنگی غرب است که هدف و بقای خود را در استمرار حیات فرهنگی غرب می بیند .

و جای تاسف است که کشورهای اسلامی از تحولات اخیر غافل مانده و نتوانسته اند تحلیلی مناسب وضع موجود ارائه دهند و آمادگی لازم را پیدا کنند و همواره علت حضور متحدان غرب را در منطقه تنها انگیزه های اقتصادی و تسلط بر منابع مادی مطرح کرده اند; در حالیکه در کلام و سخنان امام خمینی (ره)، رسیدن به این آینده پیش بینی می شد و ما از آن غافل بودیم .

ایشان می فرمایند:

انقلاب اسلامی ایران، با تایید خداوند منان در سطح جهان در حال گسترش است و ان شاءالله با گسترش آن قدرتهای شیطانی به انزوا کشیده خواهند شد و حکومت مستضعفان برپا و زمینه برای حکومت جهانی مهدی آخرالزمان (ع) مهیا خواهد شد .

می شد پیش بینی کرد که دیر یا زود غرب با تمام قوا برای ادامه بقای فرهنگی خود وارد عمل شود و به قول برخی از اندیشمندان جنگ صلیبی دیگری را در منطقه به راه اندازد که برخی جنگ جهانی سوم را قریب الوقوع می دانند و برخی نبرد بزرگی را در آینده ای نزدیک خبر می دهند که در منابع و کتب عهد قدیم و جدید و منابع اسلامی از آن به عنوان نبرد نهائی و مقدمه ظهور منجی و مسیح یاد کرده اند (نبردهای آرمگدون یا نبرد قرقیسیا) .

لذا درک عمیق و معرفت نسبت به وضعیت موجود و آنچه در پیش روی داریم و در منابع شیعی به عنوان فتنه های آخرالزمان معرفی شده اند برای همه ما ضروری است تا ان شاءالله بتوانیم خود و جامعه خود را به سلامت از پرتگاه فتنه ها نجات دهیم و در زمره منتظران حقیقی و زمینه سازان ظهور قرار گیریم، چرا که از پیامبراکرم نقل است:

فرا رسیدن ظهور بر آسمانیان و زمینیان پوشیده است و جز به ناگهان برشما نیاید (3) .

پی نوشتها:

1 . به نقل از جرج بوش (پدر) در روزنامه لوس آنجلس تایمز 18 فوریه 1991 .

2 . مجله اشپیگل، شماره 48 .

3 . الصدوق، محمدبن علی بن الحسین، کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 372 .


پدیدآورنده: سعید سام کن
بزرگ ترين گناه ترس است .

امام علي (عليه السلام)

________________________



 
 
ارسال پست

بازگشت به “اخبار نظامي”