اسرائیل و احتمال وقوع جنگ در سال 2010

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: abdolmahdi, Java, Shahbaz, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1929
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۹, ۹:۰۱ ب.ظ
محل اقامت: IRAN
سپاس‌های ارسالی: 2144 بار
سپاس‌های دریافتی: 7631 بار
تماس:

اسرائیل و احتمال وقوع جنگ در سال 2010

پست توسط HORLIKAN »

پیش بینی استراتژیک شماره 23 مركز مطالعات الزيتونه ـ مه 2010

اخیرا در منطقه خاورمیانه بارها صحبت از این شده است که احتمال حمله "اسرائیل" و وقوع جنگ تازه ای در منطقه وجود دارد که ایران یا سوریه یا لبنان یا نوار غزه را هدف قرار خواهد داد و حتی دامنه آن گسترده تر و به جنگ فراگیری تبدیل می شود. این تحلیل ها از آنجا آب می خورد که اسرائیل بر بلف های خود درباره جنگ افزوده است و ایران و سوریه را به مسلح ساختن مقاومت در لبنان و غزه و اخلال در موازنه قوی در منطقه متهم می کند و علاوه بر آن کشورهای مختلف چه با کلام و چه از طریق مانورهای گسترده نظامی اقدام به "قدرت نمایی" می کنند.

اما بررسی موشکافانه اوضاع کنونی منطقه حاکی از آن است که احتمال وقوع جنگ فراگیر در منطقه زیاد منطقی نیست و نیز احتمال حمله نظامی اسرائیل به ایران، سوریه و لبنان ضعیف است و در اینجا می ماند احتمال حمله به نوار غزه که امکان آن را بیشتر می دانند؛ زیرا آرامش کنونی در نوار غزه و در کنار آن بن بستی که در روند مذاکرات ایجاد شده است و همچین صحبت از بازگشت به مذاکرات به طور غیر مستقیم به میان آمده است، فرصتی را برای اسرائیل فراهم ساخته است تا منافع خود را تقویت و موجودیت اش را تثبیت کند،.همچنین پیش بینی شده است که آرامش کنونی همچنان برقرار باشد و با وجود ادامه آمادگی‌ها برای جنگ اتفاقات غیر منتظره ای رخ ندهد.

مقدمه:

علاوه بر اینکه طبیعت رژیم صهیونیستی اساسا بر مبدأ زور بنا شده است و اسرائیل عقیده دارد که نیاز دائمی به این قدرت دارد و هر گونه شکستی موجودیت آن را به خطر می اندازد، حفظ برتری نظامی و در اختیار داشتن توان بازدارنده بخش اجتناب ناپذیر دكترين امنیت ملی اسرائیل محسوب می شود.

بر اساس همین تفکر، اسرائیل همیشه خود را برای جنگیدن آماده نگاه می دارد و در سناریویی بدتر اینکه معتقد است برای مقابله با هر گونه خطر استراتژیکی و پیش از بیشتر شدن این خطر باید اقدام به حملات پیشگیرانه بکند.

اسرائیل پس از تجاوز ژوئیه 2006 و سپس تجاوز به غزه در اواخر 2008 و ابتدای سال 2009 شکست سختی متحمل شد و وجهه آن در عملیات های بازدارنده آسیب دید و در سایه ادامه برنامه هسته ای ایران و رشد توان مقاومت در لبنان و فلسطین، محافل سیاسی و نظامی اسرائیل برای دفع این خطرات احساس نیاز کردند و رژيم صهيونيستی بر آمادگی خود برای جنگ افزود و همزمان با آن تهدید کرد که به تنهایی یا گروهی علیه این کشورها وارد جنگ می شود تا از این طریق نگرانی بروز جنگ فراگیر منطقه ای را که نمی توان میزان و نتایج آن را ارزیابی کرد، افزایش دهد.

قدرت نمایی

اخیرا شاهد افزایش قدرت نمایی طرفین بوده ایم، طرف اسرائیلی اقدام به سلسله مانورهای نظامی موسوم به " نقطه جهش 4" کرده است و در آن در زمینه مقابله با جنگ فراگیری که از سوی ایران، سوریه، لبنان و غزه انجام می شود و حملات موشكی‌ به جبهه داخلی و نیز حملات شهادت طلبانه كه در کرانه باختری برنامه ریزی می شوند، تمرین می کند. اسرائیل علاوه بر آن اقدام به حفر تونل هایی در جولان و آموزش نیروهای نظامی در آن و افزایش فعالیت های اطلاعاتی در منطقه و مانورهای مهم و افزایش زرادخانه اسلحه با توان عملیاتی بالا و ساخت آمریکا و غیره کرده است. در کنار تهدیدات مکرر اسرائیل در زمینه حمله به ایران، سوریه، لبنان و غزه مقامات سیاسی و نظامی اسرائیل نیز به هدف ایجاد بهانه زبان به تهدید این کشورها گشودند که در آخرین اتهام خود، سوریه را به تجهیز حزب الله با موشک های اسکاد و ایجاد اختلال در "موازنه دقیق" قوا در منطقه متهم کردند.

از سوی دیگر، ایران به مانورهای نظامی خود در آب های خلیج فارس و تنگه هرمز ادامه می دهد که پس از مانور "پیامبر اعظم 5" که در اواخر آوریل گذشته انجام داد در مه جاری نیز اقدام به مانور "ولایت 89" کرد که بنابر اظهارات دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهور اسلامی ایران 250 هزار کیلومتر مربع را پوشش می‌دهد و همزمان با آن احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیز اعلام کرده است که "هیچ كسی جرأت حمله به ایران را ندارد".

در لبنان حزب الله به بازسازی توان نظامی و موشکی خود برای مقابله با تجاوز احتمالی اسرائیل می پردازد و سیدحسن نصرالله دبیر کل حزب الله تأکید کرده است که مقاوت در حال حاضر از زمان تجاوز ژوئیه 20006 قوی تر شده است و در صورت حمله اسرائیل به تأسیسات زیر بنایی لبنان، به تأسیسات زیر بنایی اسرائیل حمله می کنیم و نیز بر معادله "تل آویو در مقابل بيروت" اشاره و تهدید کرد که هر یک از نواحی جنوب بیروت هدف قرار گیرد، تأسیسات تل آویو بمباران خواهد شد.

سوریه نیز در سال های اخیر به ویژه پس از جنگ ژوئیه 2006 توان نظامی خود را بالا برده و بر آمادگی خود برای جنگ در دو زمینه افزوده است: 1ـ برخورداری از توان موشکی میان برد و دور برد که می تواند با استفاده از آن عمق اسرائیل را هدف بگیرد،2ـ تربیت نیروی ویژه متکی بر روش "جنگ چریکی" که دارای انعطاف پذیری میدانی بالایی است و می تواند با هر گونه حمله زمینی مقابله کند.

از سوی دیگر، هشدار به اسرائیل از زبان ولید المعلم وزیر امور خارجه سوریه بسیار هوشمندانه و مقتدرانه بود بدین مضمون که هر گونه حمله "اسرائیل" به سوریه به جنگی فراگیر تبدیل خواهد شد و به شهرهای اسرائیلی نیز کشیده می شود.

همچنین در فوریه گذشته نشست سه جانبه ای متشکل از رؤسای جمهور ایران و سوریه به اضافه دبیر کل حزب الله در دمشق تشکیل شد که هدف از برگزاری آن تأکید بر پیمان منعقد شده بین طرف های مخالف اسرائیل بود که در آن پیمان، آشکارا هشدار داده بودند که هرگونه تجاوز به هر یک از این کشورها به مثابه تجاوز به همه آنهاست.

در نوار غزه نیز حماس موفق شد حاکمیت خود را بر اين منطقه تثبیت کند و توان نظامی خود را از طریق آموزش مبارزان و افزایش تعداد آنها، همچنین بالا بردن توان موشکی خود بهبود ببخشد و با وارد کردن سلاح قدرت دفاعی خود را افزایش دهد.



عوامل مؤثر در تصمیم‌گيری برای شروع جنگ

1ـ عامل داخلی:

اسرائیل هنگامی که دید، توان بازدارندگی آن پس از شکست در تجاوزات ژوئیه 2006 و تجاوز به نوار غزه در سال های 2008ـ 2009 به شدت متزلزل و وجهه ارتش آن در برابر نيروهای مقاومت و جبهه داخلی خدشه دار شده است و این شکست ها در روحیه عموم اسرائیلی ها هم تأثیر گذاشته بود، احساس کرد که باید به ترمیم دوباره این قدرت و بازیابی وجهه ارتش اقدام کند.

علاوه بر اینها محاسبات سود و زیان نیز مطرح است، از یک سو محاسباتی مربوط به روند سازش و منافعی که اسرائیل می تواند با ملزم ساختن تشکیلات خودگردان برای سرکوبی مقاومت در کرانه باختری و افزایش مدت زمان مذاکرات به منظور دستیابی به فرصتی برای تثبیت موجودیت خود از طریق یهودی سازی قدس و توسعه شهرک سازی و بهره گیری از اختلاف فلسطینیان به عنوان اهرم فشار کسب کند و از سوی دیگر ،محاسباتی نیز در زمینه دستاوردهای اختمالی از افزایش حملات نظامی علیه مقاومت در نوار غزه مطرح است ؛ به ویژه در سایه آرامشی که در حال حاضر در این جبهه پس از تجاوز اخیر اسرائیل به نوار غزه حاکم شد و اسرائیل توانست بدون دادن هیچ گونه امتیازی به طرف مقابل این آرامش را بر آن تحمیل کند، اما با این وجود "خطر " مقاومت در نوار غزه همچنان باقی است و می تواند توان نظامی خود را باز یابد و بر توانمندی هایش بیفزاید.

همچنین از عوامل داخلی می توان به مسئله تضمین قطعی نتایج جنگ اشاره کرد که اسرائیل ضرورت می بیند که اطمینان حاصل کند آیا جنگی که تصمیم به آغاز آن گرفته است به نفعش خواهد بود و آیا می تواند از برتری نظامی به عنوان پیروزی سیاسی زودهنگام بهره ببرد و سود حاصل از این جنگ از میزان خسارت هایی که در میدان نبرد و جبهه داخلی و نیز در رسانه ها و وجهه خارجی اش متحمل می شود و نیز پیامدهای جنگ و پیگردهای قانونی "اسرائیل" و رهبران نظامی آن بالاتر می رود.


2. ادامه تهدید خارجی

تأکید ایران بر ادامه برنامه هسته ای و نیز تداوم تجدید قوا از سوی نیروهای مقاومت در لبنان و غزه عوامل سیاسی هستند که "اسرائیل" را وادار می کند به هدف پیشگیری از خطر پیش از زیاد شدن آن به جنگ روی آورد. اسرائیل برنامه هسته ای ایران را در رأس لیست خطرهای استراتژیک نسبت به خود قرار داده و به آن به دیده تهدیدی برای وجود خود می نگرد. دولت کنونی اسرائیل و در رأس آن بنیامین نتانیاهو معتقد است که در روابط خود با ایالت متحده آمریکا باید بر این مسئله پافشاری کند.

از سوی دیگر، نهادهای امنیتی، نظامی و سیاسی در اسرائیل بر این باورند تجدید قوای حزب الله و حماس خطرناک و به مثابه "بمب ساعتی" است که باید قبل از دست رفتن فرصت آنرا خنثی کرد.

اما از جانب سوریه، هم پیمانی این کشور با ایران و پشتیبانی آن از نیروهای مقاومت در لبنان و فلسطین باعث شده است که از دیدگاه اسرائیل خطر محسوب شود. همچنين "اسرائیل" می کوشد که با هدف قرار دادن سوریه از اتحاد بيشتر این کشور با ایران جلوگیری کند، و به عمق نیروهای مقاومت ضربه بزند؛ زیرا بی طرفی سوریه جایگاه ایرانی را تضعیف می کند و به نیروهای مقاومت در لبنان و فلسطین آسیب می رساند و مانع ارتباط آنها با ایران می شود.



3. واکنش های احتمالی

"اسرائیل" از واکنش کشور یا کشورهایی که در جنگ آنها را هدف قرار می دهد به علاوه از واکنش های منطقه ای ای و بین المللی در این جنگ بیم دارد.

این واکنش ها با توجه به جبهه ای که جنگ در آن صورت می گیرد، متفاوت خواهد بود و انتظار می رود کم ترین واکنش ها علیه اسرائیل از سوی غزه صورت گیرد، زیرا در حملات و تجاوزات گذشته نیز این معادله برقرار بوده است و اسرائیل دست به تخریب یک جانبه زده است. اسرائیل می تواند زیان های مادی و جانی فراوانی را در غزه به بار آورد، اما مقاومت قادر نخواهد بود که جبهه داخلی اسرائیل را به شکل جدی تهدید کند، البته در صورت حمله زمینی انتظار می رود که در مقایسه با جبهه های دیگر تعداد بسیاز کمی از سربازان اسرائیلی آسیب ببینند. اما بیم از واکنش های احتمالی ملی و جهانی به ویژه در صورت کشته شدن تعداد بیشماری از شهروندان فلسطینی وجود دارد، کما اینکه مقاومت مثال زدنی حماس و گروه های مقاومت و شکست اسرائیل در تجاوز به نوار غزه در اواخر سال 2008 و اوایل 2009 اسرائیلی ها را مجبور ساخت که پیش از انجام هر حمله "بی نتیجه ای" بیشتر فکر کنند.

در صورت کشیده شدن جنگ به جبهه ایران و جبهه شمالی (سوریه و لبنان) بیم آن می رود که نتایج ویرانگری به دنبال داشته باشد و معادله " تخریب متقابل" برقرار گردد به ویژه که همه این کشورها صاحب توان نظامی بالایی هستند و می توانند عمق اسرائیل را تهدید کنند، اگرچه توان تخریبی همه یکسان نیست ( حزب الله کمترین و ایران بیشترین توان را در اختیار دارد) اما می تواند خساراتی غیر قابل تصور را به جبهه داخلی اسرائیل و زیر بنای آن وارد کند. علاوه بر اینها نتیجه نشست سه جانبه دمشق اين احتمال را به وجود آورده است که اعلام جنگ نسبت به هر یک از جبهه های ایران، سوریه و لبنان واکنش همه آنها را به دنبال داشته باشد که این امر سبب بروز جنگ فراگیری خواهد شد که "اسرائیل" دوست ندارد این اتفاق بیفتند یا توانایی برخورد با آن را ندارد.





4. وضعیت آمریکا در منطقه

این عامل نقش تعیین کننده ای در زمینه تصمیم حمله یا ضربه نظامی به ویژه به ایران خواهد داشت و در صورت عدم موافقت آمریکا توان اسرائیل برای تحرک محدود خواهد شد. بنابر سناریوی بدتر احتمال زیادی وجود دارد که اگر اسرائیل به ایران حمله کند، آمریکا نیز به عنوان هم پیمان اسرائیل وارد میدان شود و متعاقباً واکنش ایران موجب خواهد شد که نیروهای آمریکایی برای حمایت از اسرائیل در خلیج فارس مستقر شوند. ایران تصریح کرده است که در صورتی که هر یک از کشورهای منطقه در حمله به ایران مورد استفاده قرار گیرد ایران به آن کشور حمله خواهد کرد و این یعنی بر افروخته شدن شعله جنگ در تمام منطقه.



5ـ آماده کردن میدان عملیات

این امر مستلزم ایجاد شرایط، انگیزه و توجیهات مناسب جنگ و نیز آماده سازی فضای منطقه و جهان از نظر سیاسی و رسانه ای برای وقوع جنگ و کسب حمایت لازم آمریکا برای هر گونه حرکتی این چنینی است. علاوه بر اینها اسرائیل می کوشد که از طریق اصطکاک های نظامی یا حملات گزینشی یا پیشگیرانه یا واکنش سریع علیه هر گونه عملیات نظامی مقاومت تدریجا بر جنگ دامن زند.



سناریوهای احتمالی

1. جنگ فراگیر

این سناریو بر حمله فراگیر"اسرائیل" به جبهه های ایران، سوریه، لبنان و غزه یا بر حمله همزمان در چند جبهه استوار است که ممکن است بقیه کشورها هم همزمان با اسرائیل وارد جنگ شوند.

بعید است که اسرائیل به ایران حمله کند؛ زیرا می داند که نمی تواند به تنهایی نتایج خوبی از این جنگ به دست آورد، لذا لازم است که آمریکا در آن مشارکت کند، اما با توجه به وضعیت آمریکا در افغانستان و عراق احتمال وقوع جنگ تازه ای وجود ندارد که اگر این اتفاق بیفتد و جنگ تمام منطقه را فرا می گیرد، از آنجایی که منابع نفتی اکثر کشورهای جهان در این منطقه تأمین می شود که آمریکا نیز جزئی از آن است، جنگ نتیجه خوبی به بار نمی آورد.

علاوه بر اینها نمی توان میزان واکنش ایران در قبال این جنگ را پیش بینی کرد، اما این کشور قادر است که عمق شهرها و شهرک های اسرائیلی را هدف قرار دهد و نیز احتمال دارد که پای بقیه کشورها نیز به این جنگ کشیده شود و این یعنی جبهه داخلی اسرائیل با خطری روبرو می گردد که آمادگی تحمل آن را ندارد.

اما جنگ فراگیر علیه سوریه و لبنان نیز نتایجی در بر نخواهد داشت و ویرانی زیادی را برای جبهه داخلی اسرائیل به بار خواهد آورد و خسارتی که از هر کدام از این دو کشور بر اسرائیل وارد می می آورد، به ویژه در صورت مداخله ایران به موجب تفاهم نامه نشست دمشق کم نخواهد بود، همچنین جنگ این چنینی بی ثباتی را در سوریه و لبنان ایجاد خواهد کرد که ممکن است مرزهای شمالی اسرائیل را نیز بی ثبات کند و آرامشی را که در حال حاضر در این مرزها برقرار است، برهم زند و به بقیه کشورهای منطقه نیز کشیده شود.

در زمینه غزه نیز با توجه به اینکه اسرائیل تمایلی ندارد که 5/1 میلیون فلسطینی را بار دیگر تحت اشغال مستقیم خود درآورد، بعید است که دوباره دست به اشغال کامل نوار غزه بزند؛ زیرا این اقدام تبعات و مشکلاتی را در پی خواهد داشت و اسرائیل را مجبور خواهد کرد که بهای حملات نظامی و ریخته شدن خون فلسطینیان و تشکیل "سیاهه خون"ی که دامن اسرائیل را خواهد گرفت و وجهه جهانی اش را خدشه خواهد کرد، بپردازد.



2ـ ضربات محدود

بر اساس این سناریو اسرائیل برای پرهیز از واکنش گسترده که به جنگ فراگیر منجر می شود، اقدام به حمله به اهداف معینی از یک یا چند کشور به شکل محدود و گزینشی می کند. در صورتی که اسرائیل بخواهد به حمله نظامی علیه کشوری دست بزند، این سناریو از همه سناریوهای های حمله یا یورش های همه گیر قابل قبول تر است.

انجام حملات محدود به جبهه ایرانی با توجه به کثرت اهداف، دوری و استحکامش بی نتیجه خواهد بود، گفتنی است این گونه حملات تأثیری بر برنامه هسته ای ایران نخواهد گذاشت و تنها ممکن است که موجب تأخیر در این برنامه ها شود، در عوض ماهیت پاسخ ایران در قبال اقدامات این چنینی ناشناخته است و ارزیابی میزان خسارت وارده را دشوار خواهد کرد.

لازم به ذکر است در این سناریو مشاركت گسترده آمريكا با هدف وارد آوردن خسارت‌های هنگفت به ایران است (که بر اساس برخی ارزیابی ها طی مدت زمان کوتاه ده هزار حمله نظامی به نقاط مختلف صورت خواهد گرفت) که ایران جنگ زده قادر نخواهد بود که توان نظامی و زیر بنای ویران شده خود را برای واکنش تجهیز کند.

در مورد سوریه انتظار نمی رود که اقدام به حملات نظامی محدود این کشور را از ایران و نیروهای مقاومت دور کند بلکه باعث تحکیم جایگاه آن در محور کشورهای مخالف خواهد شد بعلاوه در این گونه عملیات منافعی به دست نخواهد آمد.

اما در لبنان بعید است که عملیات نظامی محدود مقاومت را از پای درآورد، از درس هایی که اسرائیل در ژوئیه 2006 گرفته است و از اظهارات بعدی مقامات اسرائیلی که هشدار دادند مسئولیت کامل هر گونه عملیات حزب الله به پای دولت لبنان نوشته می شود یعنی هر گونه عملیات نظامی به جبهه لبنانی باید همه لبنان را فرا گیرد و گرنه تأثیر محدودی خواهد داشت علاوه بر اینها احتمال حمله نظامی محدود اسرائیل ضد لبنان در مرزهای پایینی صورت می گیرد و در صورت موفقیت، حزب الله تهدید خود را در زمینه گرفتن انتقام خون عماد مغنیه عملی خواهد کرد.

اما غزه که در بین کشورهای مخالف به مثابه "نقطه ضعيف" است، انتظار می رود که برای هر گونه عملیات اسرائیلی در سال 2010 مناسب باشد، اما آرامش کنونی حاکم بر نوار غزه در سایه عملیات اختناقی که از طریق محاصره و استفاده اسرائیل از بن بست موجود روند سازش و اختلافات بین فلسطینیان به منظور تثبیت موجودیت خود در این سرزمین به وجود آمده است، پذیرش احتمالات این سناریو را کم تر می کند، اما در صورت آغاز شلیک موشک از غزه یا اجرای عملیات شهادت طلبانه ضد اهداف اسرائیل احتمال وقوع این حملات بیشتر می شود.



3ـ ادامه آرامش شکننده

با توجه به این سناریو آرامش کنونی که در جبهه های مختلف همراه با استمرار قدرت نمایی نظامی و مانورها و آماده سازی این جبهه ها برای جنگ برقرار است، ممکن است با کوچکترین تحرکی از بین برود و آغاز شلیک موشک ها از نوار غزه، یا انجام عملیات از سوی مقاومت در فلسطین یا لبنان علیه اسرائیل، این رژیم را وادار به واکنش در برابر این عملیات ها کند.

موافقان این سناریو معتقدند که تهدیدات کنونی اسرائیل جزو جنگ روانی محسوب می شود که به منظور تحت فشار قرار دادن ایران و بقیه کشورهای مخالف و نیز جلوگیری از هر گونه اندیشه حزب الله و حماس در اجرای تهدیدهای خود در زمینه گرفتن انتقام ترور دو تن از فرماندهان که موساد را متهم به دست داشتن در آن ترور ها دانسته اند، صورت می گیرد.

این سناریو در وضعیت کنونی قابل قبول تر است، و همزمان با آن تنش و نگرانی همچنان بر منطقه حکمفرماست در عین حال باید در نظر داشت که هر گونه اتفاقی، منطقه را به میدان جنگ تازه اسرائیل تبدیل می کند.



نتیجه گیری و توصیه ها

*لزوم پایان دادن به اختلافات فلسطینی و تحقق منافع ملی که این امر خط مقدم دفاع از نوار غزه علیه هر گونه تجاوز احتمالی اسرائیل محسوب می شود.

*لزوم شکستن محاصره تحمیل شده بر نوار غزه و پایان دادن به درد و رنج های ساکنان آن، رفع انزوای سیاسی که به نوبه خود بر استقامت نوار غزه می افزاید و احتمال تجاوز اسرائیل را از آن دور می کند.

*همکاری امنیتی با اسرائیل و مبارزه با مقاومت در کرانه باختری پوششی برای اسرائیل به منظور تنها گذاشتن غزه و در مقابل توقف این همکاری ها به نوعی حمایت از نوار غزه محسوب می شود و به منافع ملی فلسطین خدمت می کند.

* لازم است که همه کشورهای مخالف در منطقه بدانند که نابودی مقاومت در غزه یا لبنان سرآغاز نابودی بقیه کشورهاست، از این رو مصلحت نیست که هیچکدام از آنها اجازه سقوط هیچ نیروی مقاومتی را بدهند.

* ضرورت دارد که کشورهای عربی و اسلامی (به ویژه ایران و ترکیه ) موضع هوشمندانه و واحدی را علیه هر گونه تجاوز اسرائیل و آمریکا به هر کدام از کشورهای منطقه اتخاذ و تأکید کنند که دولت های متجاوز اجازه ندارند که از خاک این کشورها برای حمله استفاده کنند.


مرکز پژوهش و مشاوره "الزیتونة" 25/5/2010

منبع: مركز اطلاع‌رسانی فلسطين
بزرگ ترين گناه ترس است .

امام علي (عليه السلام)

________________________



 
 
ارسال پست

بازگشت به “اخبار نظامي”