آيا بازسازي 11 سپتامبر امكان دارد؟

در اين بخش مي‌توانيد در مورد اخبار نظامي منتشر شده به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: abdolmahdi, Java, Shahbaz, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain I
Captain I
نمایه کاربر
پست: 1929
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۹, ۹:۰۱ ب.ظ
محل اقامت: IRAN
سپاس‌های ارسالی: 2144 بار
سپاس‌های دریافتی: 7631 بار
تماس:

آيا بازسازي 11 سپتامبر امكان دارد؟

پست توسط HORLIKAN »

سعدالله زارعي

ديروز سالگرد «ماجرا»ي 11سپتامبر بود، در نهمين سالگرد ماجرا و در حاليكه بيش از 80درصد شهروندان ايالات متحده نيز، دستگاههاي اطلاعاتي و امنيتي آمريكا را طراح و مجري عمليات حمله به برج هاي دوقلو- در محله منهتن نيويورك- و چند نقطه ديگر از اين شهر مي دانند، دولت آمريكا به يك كليساي آمريكايي ماموريت داد تا با حمله به حساسترين و مشترك ترين نقطه اعتقادي مسلمين، ماجرا را با همان تفسير پنتاگون و سيا بازپروري كرده و به «خبر اول دنيا» تبديل نمايد.

نقش آفريني دولت آمريكا در «ماجرا»ي ياد شده، بديهي تر از آن است كه نياز به استدلال داشته باشد همانگونه كه اشاره شد امروز شهروندان آمريكا كه زير بمباران تبليغات دروغ پيرامون اين موضوع قرار دارند، نقش آفريني مسلمين و حتي گروه بدنام «القاعده» را رد مي كنند و به اين باور رسيده اند كه 11سپتامبر يك پروژه داخلي بوده است. جالب اين است كه عليرغم اعمال ممنوعيت تحقيق در اين مورد، در داخل آمريكا چندين جلد كتاب و ميليونها مقاله به چاپ رسيده و در همه آنها به «داخلي بودن» پروژه تاكيد شده است. كتاب «دروغ بزرگ» اولين كتابي بود كه توسط يك محقق صاحب نام فرانسوي- تيري ميسان- در سال 2002 قبل از اولين سالگرد ماجرا به چاپ رسيد و البته به قيمت اخراج اين استاد از دانشگاه تمام شد! جالب تر اينكه 46 روز پيش از وقوع ماجرا، يك راديوي محلي در شهر آستين- ايالت تگزاس- از ماجرايي كه 6 هفته بعد اتفاق افتاد با ذكر جزئيات و اينكه قرار است به كجاها حمله شود و انگشت اتهام به سمت چه كساني برود دقيقا پرده برداري كرد. در آن برنامه «الكس جونز» گفته بود اين ماجرا منشأ حمله به خاورميانه و بطور خاص افغانستان و عراق مي شود.

شايد بتوان گفت كه ماجراي 11سپتامبر مهمترين پروژه امنيتي غرب بعد از جنگ دوم جهاني است و تاثيرات ميداني آن از فروپاشي بلوك شرق مهمتر است. 11سپتامبر تاكنون چندين جنگ را در خاورميانه درپي داشته است، حكومت هايي را تا لبه سقوط برده و ادبيات خاصي را بر جهان حاكم كرده است اين نظريه كه «امنيت آمريكا، امنيت جهان و هر نوع رخداد امنيتي عليه آمريكا، رخدادي امنيتي عليه جهان است» طي 9 سال گذشته فضاي گفت وگوهاي رسمي و ديپلماتيك را به «اشغال» درآورده است. ماجراي جسارت ابلهانه به قرآن كريم در سالگرد ماجراي 11سپتامبر براي حفظ اين ادبيات در فضاي رسمي و ديپلماتيك و يكپارچه سازي موضع غرب در مقابل مسلمين طراحي گرديده است. در خصوص اين موضوع نكات زير قابل تامل است:

1- كاملا واضح بود كه آمريكايي ها توان به آتش كشيدن قرآن- به صورت رسمي- و پذيرش مسئوليت و عواقب ناشي از آن را نداشته و ندارند. پس واقعا قرار نبود قرآني سوزانده شود- هرچند قلوب رهبران آمريكايي و سران جريانات پشت صحنه مديريت آمريكا مملو از كينه و حقد نسبت به قرآن كريم است- سؤال اين است كه چرا از آن با جديت حرف زده شد؟ در واقع دستگاه سياسي آمريكا كه با پا پس كشيدن افكار عمومي- حتي در درون ايالات متحده- مواجه گرديده است با صحنه سازي و بردن انگشت اشاره به سمت مقدس ترين كتاب آسماني- كه مورد احترام پيروان واقعي همه اديان و ساير خردمندان كه پيرو دين هم نيستند، مي باشد- دنبال اين بودند كه مسلمانان را به واكنش هايي بكشانند و با براه انداختن جوي خون در بسياري از كشورهاي اسلامي، در نهايت نوعي جبهه بندي ميان غرب و مسلمين به وجود آورند به گونه اي كه كشورهاي غربي به علاوه آن دسته از كشورهاي شرقي كه اكثريت جمعيت آنان پيرو آئين هاي كنفسيوس، بودا و... هستند خود را در جبهه اي ببينند كه پرچم آن دست خود آمريكايي هاست. سؤال بعدي اين است كه پس چرا دو روز قبل از روز موعود مقامات رسمي آمريكا- از رئيس جمهور تا سخنگوي كاخ سفيد- نسبت به موضع كليساي فلوريدا موضع منفي گرفتند و آن كشيش فاسد، اعلام كرد كه «به دليل هشدارهايي كه دريافت كرديم بايد در تصميم خود تجديدنظر كنيم»؟ اگر به متن اظهارات اوباما، هيلاري كلينتون، سخنگوي كاخ سفيد و نظامياني نظير پترائوس مراجعه كنيد، در مي يابيد كه هيچكدام از آنان از حرمت و حريم كتاب مقدس مسلمانان حرف نزدند و هيچكدام رأي كليساي ياد شده را محكوم نكردند. همه به عواقب اين حكم در خاورميانه اشاره كردند و اينكه اجراي آن جان آمريكايي ها را در مناطق اسلامي به خطر مي اندازد! راز مطلب اين است كه هنوز بسياري از كشورهاي غربي با جنگ افروزي آمريكا عليه مسلمانان موافق نيستند و لذا در اكثر موارد حاضر به همراهي با آمريكا نمي باشند همين عامل سبب فروپاشي ائتلاف هاي امنيتي غرب شده است و اين نگراني بزرگ آمريكاست. مقامات طراح آمريكا تلاش مي كنند تا در يك برنامه پلكاني، جهان غرب را به مقابله با مسلمين سوق دهند و لذا ناچارند در شرايطي كه هنوز اين آمادگي در اروپا، روسيه، چين، ژاپن و... وجود ندارد از سياست «دو گام به جلو يك گام به عقب» استفاده نمايند. اگر خاطرتان باشد در آغاز ماجراي 11سپتامبر، جرج بوش از «جنگ صليبي» سخن گفت و چند روز بعد -ظاهرا- حرف خود را پس گرفت و گفت در مورد آنچه اظهار داشته سوءتفاهم صورت گرفته است.

2-آمريكايي ها با پيش كشيدن بحث جسارت به مقدس ترين كتاب آسماني خواستند به مسلمين و رهبران كشورهاي اسلامي- بخصوص رهبران بلوك مقاومت- بگويند عدم همكاري جهان اسلام با آمريكا كار را به بالاترين سطح برخورد مي كشاند آن موقع ديگر بزرگترين مقدسات هم از هجوم غرب در امان نيستند چه رسد به دماء مسلمين. آمريكايي ها در اين گام بحث را از متهم كردن گروهي از مسلمانان به متهم كردن خود اسلام و در نتيجه همه مسلمانان تسري داده اند- هر چند از اول هم معلوم بود كه آنان با اساس اسلام و همه مسلمانان مسئله دارند- كندن پوسته قبلي و خارج كردن مسئله اصلي از غلاف فريبنده- اين كه ما با اسلام مشكل نداريم با تندروي اسلامي مشكل داريم- نشان دهنده آن است كه ماجرا مطابق نقشه پيش نرفته و كار به بن بست رسيده است. حال آمريكايي ها با بالا بردن سطح مطلب مي خواهند توجه طرف مقابل خود را به مهم بودن موضوعي كه او آن را به چيزي نگرفته است، جلب نمايند. در واقع آمريكايي ها به همراه سه كشور آلمان، فرانسه و انگليس از مسلمانان و دولت هاي آنان مي خواهند كه خود تكليف جنبش هاي اسلام گرا و دولت هاي حامي اين جنبش ها را مشخص كنند تا كار به هتك قرآن و وقوع جنگ صليبي عليه جهان اسلام منجر نگردد. در واقع غرب دارد اعتراف مي كند كه تقسيم جهان اسلام به دو بخش محافظه كار و راديكال نه تنها به انزواي جريان اسلام گرايي در خاورميانه و حوزه هاي پيراموني آن منجر نشده بلكه هر روز به گسترش حوزه نفوذ كشورهايي نظير ايران و جنبش هايي نظير حزب الله و حماس در اين منطقه و فراتر از آن انجاميده است. آمريكايي ها با خيز به سوي قرآن مي خواهند مسلمين را در مقابل جريان اسلام گرا قرار دهند يعني در واقع اينجا قرآن به گروگان گرفته مي شود تا مانع پياده شدن پيام هاي تحول ساز آن گردند. اما آيا اين شدني است؟ پاسخ قرآن اين است: «يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره ولوكره الكافرون» (آيه 8 سوره صف)

3- ماجراي كليساي فلوريدا يك تك حادثه نبود. همزمان با آن صدراعظم آلمان در يك برنامه رسمي و در جلو دوربين هاي تلويزيوني به شخص كاريكاتوريست دانماركي كه به پيامبر اسلام جسارت كرده بود، جايزه داد و اهانت هاي وي را مصداق استفاده از آزادي، بيان دانست! همزمان با اين دو اقدام، «سازمان بازي هاي اينترنتي آمريكا» كه مورد حمايت رسمي مالي، اطلاعاتي و سياسي دولت آمريكاست يك بازي رسانه اي را روانه بازار كرد كه شعار آن اين بود: «مسجد را خراب كن، مسلمان را بكش»! در اين بازي كاربر اينترنتي بايد به هر شهري كه وارد مي شود مساجد، قرآن، افراد داراي محاسن، مشايخ و علماي ديني را از بين ببرد تا به دنيايي امن و داراي رفاه دست پيدا كند. در اين بازي بطور سمبليك به لبنان، سوريه، ايران و عربستان حمله مي شود و با شكست اين كشورها و كشته شدن مردم آن خاورميانه امن مي شود! دو سال پيش هم همين موسسه آمريكايي يك بازي رايانه اي ساخت كه در آن سرباز آمريكايي - كاربر اينترنتي - بعد از شليك موشك به مساجد، پاره كردن قرآن و كشتن پيروان همه مذاهب اسلامي به بن لادن دست مي يابد و با كشتن او جهان امن مي شود!

مجموعه اين قضايا بيش از آنكه از وقوع جنگ هايي در آينده خبر دهند از شكست غرب در فضاي واقعي و توسل به فضاي مجازي براي جبران شكست در فضاي واقعي، حكايت مي كنند.


شما ببينيد آمريكا براي آنكه 11 سپتامبر را به نقطه عزيمت برخورد با مسلمانان و مقدمه اي براي از ميان برداشتن مقاومت اسلامي تبديل كند تاكنون بيش از 40 ميليون مقاله، خبر، گزارش، تحليل، تصوير، مصاحبه و ... را توليد كرده و به روي بستر اينترنت فرستاده است، حالا نتيجه همه اين تقلاها اين است كه افكار عمومي غرب در تحليل ماجراي 11 سپتامبر، مقامات آمريكا را به عنوان طراحان و مجريان نشان مي دهند اين يعني شكست سنگين آمريكا در همراه سازي افكار عمومي و در معناي بزرگتر يعني شكست اين نظريه كه: «هركس رسانه هاي پرقدرت را در اختيار داشته باشد، قادر است به افكار عمومي شكل دهد و هركس به افكار عمومي شكل دهد قادر است بر جهان حكومت كند». يك خبر كه توسط رسانه هاي آمريكايي منتشر گرديد، بيان گر آن است كه بعد از چندين سال فعاليت شديد رسانه اي عليه ايران تنها 11 درصد از مردم در خاورميانه، ايران را يك تهديد امنيتي ارزيابي كرده اند و حال آنكه رقم كساني كه آمريكا را تهديد امنيتي مي دانند به مرز 80 درصد نزديك شده است. نظرسنجي اخير موسسه آمريكايي زاگبي در 6 كشور مصر، اردن، عربستان، امارات، لبنان و مراكش كه فلينت لورت - مشاور پيشين امنيت ملي كاخ سفيد - آن را فاش كرد بيانگر آن است كه 88 و 77 درصد از شهروندان اين شش كشور عرب به ترتيب رژيم صهيونيستي و آمريكا را «بزرگترين تهديد براي جهان» مي دانند و تنها 10 درصد از آنان ايران را يك منبع تهديد ارزيابي كرده اند. جالب اين است كه 77 درصد از مردم اين كشورها تلاش براي دست يافتن به بمب اتمي را حق ايران دانسته اند با اين وصف مي توان حدس زد كه بالاي 95 درصد شهروندان مسلمان در منازعه اتمي غرب با ايران، از حق ايران حمايت مي نمايند اين راز تبليغات منفي غرب عليه قرآن و پيامبر اعظم است و از قضا طرح موضوع حمله قريب الوقوع نظامي به ايران يا سوزاندن قرآن بيش از آنكه از جرات آنان حكايت كند از هراس و ياس آنان خبر مي دهد.


منبع:رجا نيوز
بزرگ ترين گناه ترس است .

امام علي (عليه السلام)

________________________



 
 
ارسال پست

بازگشت به “اخبار نظامي”