صفحه 10 از 10

Re: من الان چجوریم؟

ارسال شده: یک‌شنبه ۷ مهر ۱۳۹۲, ۳:۱۲ ب.ظ
توسط FREE MAN
یه دوستی دارم همیشه بهم میگه اگه من مُردم روی قبرم بنویسید اینجا قبر کسیه که یه چیزی توی زندگیش گم کرده بود ولی خودش نمی دونست چی گم کرده .تمام عمرش رو دنبال اون گشت ولی آخر نفهمید چی گم کرده و داره دنبال چی میگرده فقط گشت و گشت و گشت...
من الان اینطوریم ... :sad:

Re: من الان چجوریم؟

ارسال شده: دوشنبه ۸ مهر ۱۳۹۲, ۵:۵۵ ق.ظ
توسط مدافعان حرم
تو شهری که من زندگی میکنم اخلاق هایی که نمی پسندم زیاده ، یکیش اینه که وقتی میری مغازه به یارو میگی آقا فلان چیز رو میخوام ، وقتی برات میاره میگه : ((چیز دیگه نمی خواید ؟)) . یا مثلا بعضی جاهاش وقتی با یارو میگی این چنده میگه : (( 500 تومن )) ( و عدد 500 رو با یه لحن سخیفی میگه که انگار هیچ چی نیست و به شما القا بشه که خیلی ارزونه ). یا وقتی به فروشنده میگی فلان چیز رو میخوام ( مثلا شامپو ) ، میگه ((چند تا ؟)) کم مونده برم نمایشگاه ماشین بگم : ((آقا سمند مدل 92 دارید ؟)) و طرف بگه : (( چند تا ؟ ))
من با اینکه با شنیدن این جملات میخوره تو ذوقم و یه مقدار اندکی عصبی میشم ولی چیزی نمیگم ! تا اینکه دیشب برای اولین بار به این خزعبلات فروشنده یه جوابی دادم . رفتم گردو بخرم ، به یارو میگم : (( یک کیلو گردو میخواستم )) ، طرف گفت : (( فقط یک کیلو ؟ )) ، منم قاطی کردم و محترمانه گفتم : (( خوب چقدر ببرم ؟ )) . یارو که انتظار شنیدن جوابای این شکلی رو نداشت ، خلاصه بحث رو عوض کرد . ترکش های اخلاقی دیگه ای هم هست که سوهان روح بنده است و از زندگی تو این شهر :sad: ، اینجوری ام ولی به احترام یه بنده خدایی و یه سری مصلحت های دیگه مجبورم همین جا زندگی کنم . تصویر

Re: من الان چجوریم؟

ارسال شده: سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۲, ۱۲:۰۳ ق.ظ
توسط hani1459
hani1459 نوشته شده:خرابه خرابم داغونم بعضی لحظات فکرای بدی به سرم میزنه نا امیدم میترسم کاری دست خودم بدم که هم تو این دنیا هم تو اون دنیا پشیمون بشم از 24 ساعتم 20 ساعت تو اینترنته تا از دنیای واقعی فرار کنم امیدم فقط به توئه فقط تو پس دستم رو بگیر تا قدرت اینو پیدا کنم تا مسیر زندگیم رو تغییر بدم از این دنیا متنفرم به امید دنیایی بهتر که وعده دادی و فقط به امر تو زندگی میکنم پس دستم رو بگیر و مسیر درست رو بهم نشون بده امیدم به توئه ای خدا
(این چیزیه که الان بهش فکر میکنم فقط چون کسی رو ندارم که بتونم بهش بگم اینجا تایپ کردم امیدوارم ازم خورده نگیرید)


من الان خیلی خوشحالم و ممنونم از خدای مهربون خودم
دقیقا سال گذشته پست بالا رو گذاشتم وضعیتم خراب بود اما نا امید نشدم و بزرگترین حرکت زندگیم رو انجام دادم و مسیر زندگیم رو عوض کردم و هر روز به خاطر این مسئله شکرگزار خدای خوب و مهربون خودم هستم چون این قدرت رو بهم داد تا مسیر زندگیم رو عوض کنم قتی برمیگردم به عقب متعجب میشم که چطور و چگونه به اینجا رسیدم راستش هنوز باورم نمیشه !

Re: من الان چجوریم؟

ارسال شده: سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۲, ۱۲:۱۷ ق.ظ
توسط shahab313
hani1459 نوشته شده:
hani1459 نوشته شده:خرابه خرابم داغونم بعضی لحظات فکرای بدی به سرم میزنه نا امیدم میترسم کاری دست خودم بدم که هم تو این دنیا هم تو اون دنیا پشیمون بشم از 24 ساعتم 20 ساعت تو اینترنته تا از دنیای واقعی فرار کنم امیدم فقط به توئه فقط تو پس دستم رو بگیر تا قدرت اینو پیدا کنم تا مسیر زندگیم رو تغییر بدم از این دنیا متنفرم به امید دنیایی بهتر که وعده دادی و فقط به امر تو زندگی میکنم پس دستم رو بگیر و مسیر درست رو بهم نشون بده امیدم به توئه ای خدا
(این چیزیه که الان بهش فکر میکنم فقط چون کسی رو ندارم که بتونم بهش بگم اینجا تایپ کردم امیدوارم ازم خورده نگیرید)


من الان خیلی خوشحالم و ممنونم از خدای مهربون خودم
دقیقا سال گذشته پست بالا رو گذاشتم وضعیتم خراب بود اما نا امید نشدم و بزرگترین حرکت زندگیم رو انجام دادم و مسیر زندگیم رو عوض کردم و هر روز به خاطر این مسئله شکرگزار خدای خوب و مهربون خودم هستم چون این قدرت رو بهم داد تا مسیر زندگیم رو عوض کنم قتی برمیگردم به عقب متعجب میشم که چطور و چگونه به اینجا رسیدم راستش هنوز باورم نمیشه !


شکر خدا برزگترین در عین حال کوچک ترین والبته زیباترین کاری که بنده در ازای نعمت های خداوند انجام بده و قربون خدا برم با تنها با این عمل بشر که وجب عقلی هم داره در نعمت های دیگه رو به رویه بنده باز میکنه
دوست عزیزم تبریک میگم واسه موقیت جدیدتون وصد البته واسه شکر نعمتون و هزاران مرتبه واسه نشر این موضوع که دل منه سنگدل رو هم نرم کرد

Re: من الان چجوریم؟

ارسال شده: دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۲, ۹:۰۴ ب.ظ
توسط shapooor
گاهی وقتا آدم از زندگی اونقد سیر میشه که تمام آرزوهاش واسش تبدیل به مشکل میشن

احساس میکنه دیگه هیچ چیز به اندازه آرزو هاش واسش مهم نبوده ونیست و زندگیش روبعد مردن آرزوهاش پوچ میبینه

گاهی وقتا آدم انقد از همه چیز سیر میشه که گاهی حتی نمیتونه خودشم تحمل کنه

گاهی وقتا واقعا گریه کم میاره....!!هه

گاهی وقتا وقت نداری گریه کنی

گاهی وقتا بی اختیار مردن را زممه میکنی

گاهی وفتا آدم شوق زندگی نداره

گاهی وقتا آدم آرزو میکنه ای کاش قبرمو بزرگ بکنن چون مخوام آرزوهامو با خود به گور ببرم

گاهی وقتا آدم احساس میکنه که هیچ حسی نداره!!!

گاهی وقتا ادم آرزو میکنه که این گاهی وقتا نبود!!!!!

گاهی وقتا.......... شما بگین من دیگه نمیتونم........

خستم به خدا خستم

Re: من الان چجوریم؟

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۲, ۳:۲۰ ب.ظ
توسط Ali$amir
shapooor جان :razz: دلت بدجور گرفته ها...

منم زیاد این حس بهم دست میده ولی بنظرم همون وقت که به این شدت حالمون بهم ریخته هست خدارو گم کردیم.
این جملات اینجور مواقع من رو آروم میکنه:
ملاصدرا می گوید :razz: واقعاً چه زیبا گفته: :razz:
خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان ؛ اما به قدر فهم تو کوچک می شود
و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده می شود و به قدر ایمان تو کارگشا می شود
یتیمان را پدر می شود و مادر ؛ محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود ؛ ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود ؛ در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود ؛ پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را...
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها ...
چنین کنید تا ببینید چگونه بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند
مگر از زندگی چه می خواهید که در خداوندی خدا یافت نمی شود؟؟...

Re: من الان چجوریم؟

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۲, ۶:۵۱ ب.ظ
توسط mahshid-banoo
يه كار مناسب پيدا ميشه،
بخاطرش دو سه ماه وقت ميزاري و دوره و كارآموزي ميگذروني، حالا قراره تعهد نامه امضا كني...
١- تا ٥ سال براشون كار كني
٢- اين مطالب رو جاي ديگه اي اموزش ندي
همراه يه چك ٩ ميليون توماني به عنوان ضامن!
حقوق= ٥ درصد كل كار!!!

بعد از كلي چانه زدن شد ٣ سال كار و سفته ٦ ميليوني اما با همون ٥ درصد!
و اگر امضا نكنيم بايد ٥٠٠ هزار تومان پول دوره + ٢ ميليون هزينه كارآموزي رو بپردازيم!!

شرايط و هزينه هايي كه قبلش حرفي ازشون نبود...!
:|