ارسال شده: پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۶, ۲:۵۱ ب.ظ
majidjon13
اين اطلاعات رو از [External Link Removed for Guests] سايت پيدا کردم، برام جالبه که صهيونيستها چه زيرکانه با جايگزين کردن چند کلمه، چطور معاني رو جعل ميکنند
دليل رد شدن منابع صهيونيست که کاملا مشخص هست، گروه جعلي که تاريخ رو به صورت فيزيکي جعل ميکنند، وضعيت تاريخ نويسيشان که ديگه مشخصه، رژيمي ازبن جعلي و شيطاني که زير عباي دين آسماني يهود، کثافت کاريهاي خودشون رو پنهان ميکنند و از هر نوع اعمال حيواني هم پروايي ندارند،
دليل اينکه منابع اسلامي مورد قبول هستند، اينه که اين رژيم پست همه جا ريشه دوانده و حتي به کتابي که مثلا بايد راهنماي اونها باشه هم رحم نميکنند و هر از چند سال، متون عبري اون رو به دلخواه خود ترجمه ميکنند (همون طور که ميدونيد زبان عبري که زمان حضرت موسي استفاده داشته کاملا با زبان رايج فعلي که به نام عبري معرف هست متفاوته) و به خورد همکيشان خود ميدهند، هرگز به منابعي که کوچکترين رد پايي از رژيم لجن صهيونيستي در اون وجود داشته باشد نه اعتباري وجود داره و نه قابل استناد هست، پس با توجه به نفوذ لابيهاي صهونيستي، حتي منابع اروپايي و لاتين هم قابل استناد نيست
=====================================
سرزمين فلسطين در برهه ای از تاريخ نيز به "سرزمين کنعان" يا "کنعان" ناميده شده است. اين نام در گزارشهای فرمانده نظامی پادشاه "ماری" آمده است و به روشنی در مسأله "آدريمی" (پادشاه لالاح) و تپه عطشانه در نيمه های قرن 15 پيش از ميلاد وجود دارد. برای نمونه در منابع ميخی از دوره "توزی" که تقريبا در همان دوره بوده است، اين نام بکار رفته است. اين عبارت شباهت زيادی با عبارت مذکور در بالا دارد. علاوه بر آن با عبارتی که در نامه های "تل العمارنه" آمده است، بسيار شبيه است.
دکتر فيليپ در کتاب خود به نام تاريخ سوريه و لبنان و فلسطين آورده است، نام کنعان در ابتدا به ساحل و غرب فلسطين اطلاق می شد. اين نام سپس برای فلسطين امروزی و بخش زيادی از سرزمين سوريه اطلاق گرديد.
پروفسور روبنسون نيز ( در کتاب خود به نام تاريخ "اسرائيل") می گويد، نام کنعان در برخی مواقع به عنوان لفظی عام بکار می رفته است و ساکنان فلسطين را از مدتها پيش به ديگران می شناساند. احتمال می رود اين نام شامل فينيقيها نيز باشد. همچنين نام فلسطين با تمام الفاظ و گويشهای آن همان کنعان است و اين کلمه همچنان در ميان همه رايج است.
هنگامی که فلسطينيان در سال 1185 ق. م. ـ که به گفته برخی محققان از خويشاوندان کنعانيان بودند ـ وارد بخش جنوبی اين سرزمين شدند، نام اين سرزمين به فلسطين مشهور شد. نام فلسطينيان در تعدادی از منابع مصری بويژه کتيبه ها (سنگ نوشته ها) در شهر "هابو" که از زمان رامسس سوم باقی مانده آمده است. مصريها در اين نوشته ها، آنان را به نام پيست (pist) ناميده اند.
نام فلسطين در منابع آشوريها نيز در دو لفظ نزديک به هم آمده است. اصل کلمه فلسطين "فلستينا" است که در نوشته های به جا مانده از ايام اددنيراری سوم (800 ق. م.) پادشاه آشوريان ديده شده است. اين پادشاه می گويد، نيروهای وی در سال پنجم حکومتش فلستو را تسخير کرده و ساکنان آن را به دادن جزيه مجبور ساخته اند. در سال 734ق. م. نيز پادشاه آشوريان که تگلات بيلاسر سوم نام داشت، سرزمين فلستيا را هدف حمله خود قرار داد.
به هر حال از نوشته های مختلف در اين زمينه چنين بر می آيد که مقصود ازاين اصطلاح "ساحل فلسطين" يا سرزمين فلسطين که در بين سينا در جنوب و دشت اردن در شرق قرار دارد، بوده است.... اين لفظ را ابتدا برای منطقه ساحلی بکار برده شده است. لفظی که هرودت مورخ مشهور يونان (484 تا 425 ق. م.) از آن استفاده کرده است بر اساس لغت آرامی آن يعنی "پالستاين" بوده است. ما احيانا مشاهده می کنيم که او از اين نام برای بخش جنوبی سوريه و يا سوريه و فلسطين در مجاورت فينيقيه و حتی تا مرزهای مصر نيز استفاده کرده است.
بسياری از مورخان بزرگی که از هرودت پيروی می کردند، از اين نام استفاده کرده اند که از جمله آنها می توان به "استرابو"، "ديو دوروس"، "بطلميوس" و "بلينی" اشاره کرد. با مرور زمان نام پالستين بر مناطق سوريه و فلسطين اطلاق گرديد. نام فلسطين در عهد روميان به تمامی مناطق مقدس اطلاق می شد. امپراتور سباستين اين نام را بر روی سکه های خود که پس از خشم گرفتن بر يهوديان در سال 70 ميلادی ضرب کرده بود، حک کرد و به اين ترتيب به آن رسميت بخشيد. بيزانسی ها اين نام را از روميها گرفتند و کلمه عربی فلسطين از نام پالستين اخذ گرديد.
در طی جمع آوری اسامی فلسطين در طول تاريخ کهن برای ما به صورت کامل آشکار می گردد که فلسطينيان از يک و نيم ميليون سال پيش تاکنون در اين سرزمين زندگی کرده و صاحب آن بوده اند و اين وضعيت در طول تاريخ تا به امروز تغييری پيدا نکرده است. همه دلايل بيانگر آن است که قديمی ترين مالک بر روی زمين فلسطينيان بوده اند. در مقابل اين مسأله تنها يک دليل از تورات (تحريف شده) وجود دارد ـ نمی توان به آن استناد کرد زيرا شبهات بسياری بر درستی آن وارد است و اکتشافات باستانی ضعف و خيالی بودن و نادرستی بهانه های تاريخی آن را نشان می دهد ـ اين مسأله بسياری را بر آن داشته است که در نوشته های تاريخی خود در مورد فلسطين تجديد نظر کرده و به علم باستان شناسی اهميت بيشتری در ترسيم نقشه های مربوط به اين مسأله اختصاص دهند.
===========================================
هاجرت كنعاني ها از تبار كنعان بن سام بـن نـوح عليه السلام مي باشند. اين گروه در حـد فاصل هزاره هاي سوم و چهارم پيش از ميلاد از جزيره العرب همجوار فلسطين به اين منطقه مهاجرت كردند . اين گروه ساكنان اصلي فلسطين محسوب مي شوند و سرزمين فلسطين به واسطه نام آنها ”ارض كنعان” لقب گرفت . كنعاني ها با قومي كه قبلا درآنجا ساكن بودند، درهم آميختند و اين ديار را آباد كردند و ساكنان اصلي آن شدند و در سرتاسر فلسطين از جمله در صحراي نقب و غور اردن استقرار يافتند، گرچه به خاطر كشاورزي، دامپروري و تجـارت سكونت دردشت ها را ترجيح مي دادند. كنعانيها تمدن پيشرفته اي را پي ريزي كردند و قريب به 200 شهر از جمله تمامي شهرهاي معروف و قدس و نابلس را بنا كردند . تاريخ نگاران صهيونيست و غربي سعي كردند بنا به سياست استعماري، تاريخ كنعانيها را مخدوش و وارونه جلوه دهند . نام كنعان بر عربيت آنان دلالت دارد ومشابه نام قبايل قحطان، عدنان، غسان است. كنعانيها از اقوام باستاني عرب به شمار مي روند. حتي عهد عتيق تورات، فلسطين را ”سـرزمين كنعان” ناميده است. در قرن سيزدهم پيش از ميلاد قبايل جنگجويي از جزيره كرت و درياي اژه وارد فلسطين شدند كه نام اصلـي آنـان ” Pelest ” بود .
هيرودت، پدر تاريخ يونان نخستين كسي بود كه نام فلسطين را براي آنان برگزيد. پلست ها نام خود را بر اين ديار نهاده و تا به امروز به همين اسم يعني ”فلسطين” ناميده مي شود . پلست ها، دشت ساحلي از غزه تا حيفا را تصرف كردند. آنها همچنين شهرهاي كنعاني نظير عسقلان، غزه و اسدود و غيره را به تصرف خود درآوردند و بدين ترتيب فلسطيني ها با ساكنان اصلي يعني كنعاني ها پيوند خانوادگي برقرار كردند و به تعبيري در جامعه كنعاني ها هضم شدند به طوري كه فرهنگ نوشتاري و گفتاري كنعاني جايگزين زبان فلسطيني شد و تا آستانه ملت واحدي پيش رفتند. فلسطيني ها جذب آيين كنعاني شدند و الهه آنها (دايگون، بعل و عشتار) را مي پرستيدند .
اين اطلاعات رو از [External Link Removed for Guests] سايت پيدا کردم، برام جالبه که صهيونيستها چه زيرکانه با جايگزين کردن چند کلمه، چطور معاني رو جعل ميکنند
دليل رد شدن منابع صهيونيست که کاملا مشخص هست، گروه جعلي که تاريخ رو به صورت فيزيکي جعل ميکنند، وضعيت تاريخ نويسيشان که ديگه مشخصه، رژيمي ازبن جعلي و شيطاني که زير عباي دين آسماني يهود، کثافت کاريهاي خودشون رو پنهان ميکنند و از هر نوع اعمال حيواني هم پروايي ندارند،
دليل اينکه منابع اسلامي مورد قبول هستند، اينه که اين رژيم پست همه جا ريشه دوانده و حتي به کتابي که مثلا بايد راهنماي اونها باشه هم رحم نميکنند و هر از چند سال، متون عبري اون رو به دلخواه خود ترجمه ميکنند (همون طور که ميدونيد زبان عبري که زمان حضرت موسي استفاده داشته کاملا با زبان رايج فعلي که به نام عبري معرف هست متفاوته) و به خورد همکيشان خود ميدهند، هرگز به منابعي که کوچکترين رد پايي از رژيم لجن صهيونيستي در اون وجود داشته باشد نه اعتباري وجود داره و نه قابل استناد هست، پس با توجه به نفوذ لابيهاي صهونيستي، حتي منابع اروپايي و لاتين هم قابل استناد نيست
=====================================
سرزمين فلسطين در برهه ای از تاريخ نيز به "سرزمين کنعان" يا "کنعان" ناميده شده است. اين نام در گزارشهای فرمانده نظامی پادشاه "ماری" آمده است و به روشنی در مسأله "آدريمی" (پادشاه لالاح) و تپه عطشانه در نيمه های قرن 15 پيش از ميلاد وجود دارد. برای نمونه در منابع ميخی از دوره "توزی" که تقريبا در همان دوره بوده است، اين نام بکار رفته است. اين عبارت شباهت زيادی با عبارت مذکور در بالا دارد. علاوه بر آن با عبارتی که در نامه های "تل العمارنه" آمده است، بسيار شبيه است.
دکتر فيليپ در کتاب خود به نام تاريخ سوريه و لبنان و فلسطين آورده است، نام کنعان در ابتدا به ساحل و غرب فلسطين اطلاق می شد. اين نام سپس برای فلسطين امروزی و بخش زيادی از سرزمين سوريه اطلاق گرديد.
پروفسور روبنسون نيز ( در کتاب خود به نام تاريخ "اسرائيل") می گويد، نام کنعان در برخی مواقع به عنوان لفظی عام بکار می رفته است و ساکنان فلسطين را از مدتها پيش به ديگران می شناساند. احتمال می رود اين نام شامل فينيقيها نيز باشد. همچنين نام فلسطين با تمام الفاظ و گويشهای آن همان کنعان است و اين کلمه همچنان در ميان همه رايج است.
هنگامی که فلسطينيان در سال 1185 ق. م. ـ که به گفته برخی محققان از خويشاوندان کنعانيان بودند ـ وارد بخش جنوبی اين سرزمين شدند، نام اين سرزمين به فلسطين مشهور شد. نام فلسطينيان در تعدادی از منابع مصری بويژه کتيبه ها (سنگ نوشته ها) در شهر "هابو" که از زمان رامسس سوم باقی مانده آمده است. مصريها در اين نوشته ها، آنان را به نام پيست (pist) ناميده اند.
نام فلسطين در منابع آشوريها نيز در دو لفظ نزديک به هم آمده است. اصل کلمه فلسطين "فلستينا" است که در نوشته های به جا مانده از ايام اددنيراری سوم (800 ق. م.) پادشاه آشوريان ديده شده است. اين پادشاه می گويد، نيروهای وی در سال پنجم حکومتش فلستو را تسخير کرده و ساکنان آن را به دادن جزيه مجبور ساخته اند. در سال 734ق. م. نيز پادشاه آشوريان که تگلات بيلاسر سوم نام داشت، سرزمين فلستيا را هدف حمله خود قرار داد.
به هر حال از نوشته های مختلف در اين زمينه چنين بر می آيد که مقصود ازاين اصطلاح "ساحل فلسطين" يا سرزمين فلسطين که در بين سينا در جنوب و دشت اردن در شرق قرار دارد، بوده است.... اين لفظ را ابتدا برای منطقه ساحلی بکار برده شده است. لفظی که هرودت مورخ مشهور يونان (484 تا 425 ق. م.) از آن استفاده کرده است بر اساس لغت آرامی آن يعنی "پالستاين" بوده است. ما احيانا مشاهده می کنيم که او از اين نام برای بخش جنوبی سوريه و يا سوريه و فلسطين در مجاورت فينيقيه و حتی تا مرزهای مصر نيز استفاده کرده است.
بسياری از مورخان بزرگی که از هرودت پيروی می کردند، از اين نام استفاده کرده اند که از جمله آنها می توان به "استرابو"، "ديو دوروس"، "بطلميوس" و "بلينی" اشاره کرد. با مرور زمان نام پالستين بر مناطق سوريه و فلسطين اطلاق گرديد. نام فلسطين در عهد روميان به تمامی مناطق مقدس اطلاق می شد. امپراتور سباستين اين نام را بر روی سکه های خود که پس از خشم گرفتن بر يهوديان در سال 70 ميلادی ضرب کرده بود، حک کرد و به اين ترتيب به آن رسميت بخشيد. بيزانسی ها اين نام را از روميها گرفتند و کلمه عربی فلسطين از نام پالستين اخذ گرديد.
در طی جمع آوری اسامی فلسطين در طول تاريخ کهن برای ما به صورت کامل آشکار می گردد که فلسطينيان از يک و نيم ميليون سال پيش تاکنون در اين سرزمين زندگی کرده و صاحب آن بوده اند و اين وضعيت در طول تاريخ تا به امروز تغييری پيدا نکرده است. همه دلايل بيانگر آن است که قديمی ترين مالک بر روی زمين فلسطينيان بوده اند. در مقابل اين مسأله تنها يک دليل از تورات (تحريف شده) وجود دارد ـ نمی توان به آن استناد کرد زيرا شبهات بسياری بر درستی آن وارد است و اکتشافات باستانی ضعف و خيالی بودن و نادرستی بهانه های تاريخی آن را نشان می دهد ـ اين مسأله بسياری را بر آن داشته است که در نوشته های تاريخی خود در مورد فلسطين تجديد نظر کرده و به علم باستان شناسی اهميت بيشتری در ترسيم نقشه های مربوط به اين مسأله اختصاص دهند.
===========================================
هاجرت كنعاني ها از تبار كنعان بن سام بـن نـوح عليه السلام مي باشند. اين گروه در حـد فاصل هزاره هاي سوم و چهارم پيش از ميلاد از جزيره العرب همجوار فلسطين به اين منطقه مهاجرت كردند . اين گروه ساكنان اصلي فلسطين محسوب مي شوند و سرزمين فلسطين به واسطه نام آنها ”ارض كنعان” لقب گرفت . كنعاني ها با قومي كه قبلا درآنجا ساكن بودند، درهم آميختند و اين ديار را آباد كردند و ساكنان اصلي آن شدند و در سرتاسر فلسطين از جمله در صحراي نقب و غور اردن استقرار يافتند، گرچه به خاطر كشاورزي، دامپروري و تجـارت سكونت دردشت ها را ترجيح مي دادند. كنعانيها تمدن پيشرفته اي را پي ريزي كردند و قريب به 200 شهر از جمله تمامي شهرهاي معروف و قدس و نابلس را بنا كردند . تاريخ نگاران صهيونيست و غربي سعي كردند بنا به سياست استعماري، تاريخ كنعانيها را مخدوش و وارونه جلوه دهند . نام كنعان بر عربيت آنان دلالت دارد ومشابه نام قبايل قحطان، عدنان، غسان است. كنعانيها از اقوام باستاني عرب به شمار مي روند. حتي عهد عتيق تورات، فلسطين را ”سـرزمين كنعان” ناميده است. در قرن سيزدهم پيش از ميلاد قبايل جنگجويي از جزيره كرت و درياي اژه وارد فلسطين شدند كه نام اصلـي آنـان ” Pelest ” بود .
هيرودت، پدر تاريخ يونان نخستين كسي بود كه نام فلسطين را براي آنان برگزيد. پلست ها نام خود را بر اين ديار نهاده و تا به امروز به همين اسم يعني ”فلسطين” ناميده مي شود . پلست ها، دشت ساحلي از غزه تا حيفا را تصرف كردند. آنها همچنين شهرهاي كنعاني نظير عسقلان، غزه و اسدود و غيره را به تصرف خود درآوردند و بدين ترتيب فلسطيني ها با ساكنان اصلي يعني كنعاني ها پيوند خانوادگي برقرار كردند و به تعبيري در جامعه كنعاني ها هضم شدند به طوري كه فرهنگ نوشتاري و گفتاري كنعاني جايگزين زبان فلسطيني شد و تا آستانه ملت واحدي پيش رفتند. فلسطيني ها جذب آيين كنعاني شدند و الهه آنها (دايگون، بعل و عشتار) را مي پرستيدند .