با سلام ;
اين الياس يا واقعا شيطان هست ( يعني شيطان خودش رو به شکل الياس بيچاره در آورده ) و يا همان الياس است که آمده و اين کارهاي عجيب و غريبش هم از روي حکمتي است که خدا ميداند . به هر صورت اين فيلم هاي ايراني اول يک طوري نشان ميدهند ولي بعدا يکدفعه ميفهميم که همه چيز برعکسه . اين هم عجيبه که ما بگيم الياس همان شيطان هست چون بعيد به نظر مياد کارگردان اينقدر زود دست خودش رو رو بکنه .
نظر آخرم اينه که با اينکه همه شواهد ميگن اون شيطانه من ميگم شيطان نيست .
_____________
من فکر ميکنم اولا خداوند ظالم نيست که بخواهد عمدا از قبل کسي را طوري بيافريند که کارهاي بد بکند و يا آنرا براي شکنجه و جهنم خلق کند . خدا خودش کاملا پاک است , پس پاکي را دوست دارد نه زشتي , و کسي را هم زشت خلق نميکند . اين ما هستيم که با قرار گرفتن در معرض يک سري از آزمايشهاي الهي ميزان و درجه روحيه و اراده و کشش به خوب و يا بد خودمان را نشان ميدهيم . هر دو گزينه جلوي ما قرار دارند ( خوب و بد ) , ما هر دو را نگاه کرده و سپس انتخاب ميکنيم و خداوند با اين که کاملا از سرنوشت ما آگاه است ولي در کار ما دخالت نميکند و به ما اختيار و حق انتخاب ميدهد و البته در کنار آن به ما هشدار ميدهد و راه خوب و بد را به ما نشان ميدهد و ميگويد اين خوب و اين بد حالا خودتان انتخاب کنيد .
ما همگي خوبي و بدي و نشانه هاي آنها را ميبينيم ولي يک نفر با ديدن اين نشانه ها تفکر ميکند و به عقل مراجعه ميکند و فقط به خواسته هاي خودش فکر نميکند و حقيقت را آن طوري که هست ميبيند و قبول ميکند . ولي يک نفر ديگر با اين که تمام اين نشانه ها را ديده ولي حاضر نيست حقيقت را قبول کند چون بدي را راحت تر از خوبي ميبيند و حاظر هم نيست ذره اي براي رسيدن به واقعيتها روي اميال و خواسته هاي خودش پا بگذارد و راحتي توام با بدي را به سختي توام با خوبي ترجيح ميدهد .
شما بگوييد کدام يک از ما تا کنون در زندگي هيچ نشاني از خوبي نديده ايم ؟ يا از بدي ؟ اگر تا کنون نشاني از يکي از دو طرف نداشتيم و نديده بوديم شايد ميشد قبول کرد که چون ما فقط يک طرف قضيه را ديده ايم پس فقط به همان عمل ميکنيم و در اينصورت عذر ما شايد پذيرفته بود , ولي ما هر روز در زندگي خود بارها هم خوبي را ديده ايم و ميبينيم و هم بدي . پس هر راهي را انتخاب کنيم با آگاهي انتخاب کرده ايم و خوب و بدش از خودمان است و نبايد گناه خودمان را گردن خدا بيندازيم .
* قابل توجه کسي که نوشته بود انسان از خودش اختيار نداره و همه چيز در حيطه جبر الهيه :
مثلا شما و من اين اختيار را داريم که از همين لحظه خوب و يا بد باشيم ولي اراده نميکنيم . اگر ما الان برويم در خيابان و هزار نفر را بکشيم , جلوي ما گرفته نميشود چون داراي اختيار هستيم . اگر قرار بود انسان موجودي باشد بي اختيار آنوقت بهشت و جهنمي نياز نبود . خداوند تنها در مواردي که خودش گفته و ميخواهد دخالت ميکند , آنهم به نظر من بطور غير مستقيم . خدا در عوض قدرت انتخاب و اختياري که به ما ميدهد خودش به طور غير مستقيم هزاران وسيله و راه براي اينکه ما حتي نتوانيم با اختيار کاري را انجام دهيم دارد .
اگر قرار بود خدا در کارها مستقيم دخالت کند پس از امامان ما عزيز تر چه کسي هست که خدا در کشته شدنشان دخالت نکرد و جلوي قاتلان آنها را نگرفت ؟ پس انسان در زمين داراي اختيار است .
______________
تا آنجا که بنده آگاهي دارم شيطان فرشته نيست چون فرشته ها نميتوانند نا فرماني کنند .

در ضمن اينکه در قرآن به آن لقب احمر داده شده شايد بخاطر اين است که از آتش آفريده شده .
( اگر اشتباه ميکنم لطفا بگيد )
______________
dibas نوشته بود : تا خدا نخواد شما هیچ اختیاری از خودتون نخواهید داشت، نمی دونم متوجه منظورم شدین یا نه؟
اينکه تا خدا نخواد ما هيچ اختياري نداريم درسته ولي خدا براي کسي برنامه نگذاشته که تو بايد اينطور باشي و تو يکي بايد اون طور . و اين دليل نميشه که اگر کسي کاري کرد بگيم حتما خدا خواسته . خدا ميتونه جلوي ما رو بگيره ولي اين کار رو نميکنه تا به خود ما نشون بده و ثابت کنه که چکاره هستيم وگرنه خدا که از همه چيز آگاهه . در ضمن جبر خدا به اون منظور نيست که شما فکر ميکنيد . همه ميدونيم که جبار يکي از اسمهاي خداست . ولي جبر در مورد خدا به اين منظوره که اگر هم در جهان قرار به زورگويي و جباري باشه , خدا از همه کس و همه چيز ميتونه زورگو تر و جبار تر باشه و اين يک کنايه هست نه اينکه ما مستقيم معني کلمه رو به خدا نسبت بديم .
اگر ما بخواهيم اين حرف رو قبول کنيم که نیکی و بدبختی همه از جانبه ذات الهیه و خدا از ازل نامه هر کس را طوري نوشته , پس بايد به عدالت و پاکي خدا شک کنيم و در اين صورت الزاما به صداقت خدا هم بايد شک کنيم و بدين ترتيب بايد همه صفات خدا رو زير سوال ببريم . در اين صورت صفات کسي که از ابتدا بوده و براي هميشه هست را مشتي انسان فاني و محدود ميخواهند منکر شوند .
راستي ماجراي اون شيطان و آدم فقط يک داستان هست و شديدا در مورد صحتش شک دارم . اخه پيامبر خدا مياد با شيطان هم صحبت بشه و خدا هم آخه چنين حرفي ميزنه ؟
_______
m_a_y :
ماجراي اون عارف هم من طوري ديگه شنيدم . ولي اگر هم اين طوري باشه ( که نيست ) , اون عارفي که حاضره به خاطر يک ليوان آب از خدا رو برگردونه خدا هم اون رو ميشناخته و مثلما کاري ميکنه که کسي که چنين ايمان ضعيفي نسبت به خدا داره و خدا را با يک ليوان آب عوض ميکنه با نيت قلبي واقعي اش از دنيا برود و وارد بهشت که مخصوص کساني است که ايمان محکم و قلبي به خدا دارند نشود . پس هيچ ربطي به اين نداره که خدا سرنوشت اون رو از ازل عمدا اون طور قرار داده باشه .

اون بخاطر هوسش اون طور شد و خودش رو با دست خودش توي چاه انداخت .
اون اصلا ايمان قلبي به خدا نداشته و خدا هم اين رو ميدونسته و صبر کرد تا اون اتفاق بيفته تا به اون ثابت بشه که تو اصلا از اول به ما ايمان قلبي نداشتي . و اين همه عبادت تو خالي بوده .
_________