صفحه 2 از 2

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶, ۷:۴۴ ب.ظ
توسط ta.abad
nt جان از رفتن شما هم ناراحت هم خوشحال هستم ناراحت از جهت نبوذتان در انجمن خوشهال از اينکه اين شتري که دم در خونه همه ماها ميشينه :lol: :lol: خودمم باس برم
بهرحال اميدوارم هرچه زودتر پيش ما برگردي.

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶, ۸:۵۹ ب.ظ
توسط grimi
من هم از رفتنت ناراحت شدم سعي كن سربازي بهت خوش بگذره وگرنه بد بخت مي شي(من يك دوست داشتم اين جوري بودو برد :???: )

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۰ آذر ۱۳۸۶, ۱۱:۳۹ ب.ظ
توسط dewdrop
:. nt جان .:

دوست عزیز ، براتون در هر کجای این مرزو بوم که هستید آرزوی موفقیت و سلامتی دارم .

امیدورام این دوران به شما خوش بگذره ....

منتظر بازگشت شما به انجمن هستیم

به امید دیدار :D

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۶, ۳:۲۰ ب.ظ
توسط achachi98
nt, عزيز

ان شالله سربازي براتون دوران سختي نباشه و جاي خوبي آموزش ببينيد .برادر من هم اول دي به سربازي ميره ولي محل آموزش به عجب شير افتاده فکر کنم خيلي از دوستان بدونند اونجا چه جوريه :sad:

ولي از خيليا شنيدم که مي گن سربازي يه دوران ديگست.....ان شاله براتون خوش بگذره :D

در پناه حق :razz:

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۰۱ ب.ظ
توسط MASTER
درود بر شما ...

nt, عزیز بازگشت سبزتون رو به همه ی دوستان شادباش میگم

باور بفرمایید دل همه ی دوستان مخصوصا MASTER براتون خیلی تنگ شده بود ... به خونه خوش اومدی عزیز :razz: :) :D

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۰۲ ب.ظ
توسط nt
سلام خدمت همه کاربران انجمن به خصوص مديران و کاربراني که با نظرات خودشون در اين قسمت من را موردلطف خود قرار دادند مخصوصا achachi98, عزيز چون من بيچاره هم در عجب شير - تبريز در برف و بوران و سختي و مشقت و ........... :lol: :lol: :lol: خدمت کردم و جمعه 3/12/86 بعد از 2 ماه و ... دوري از وطن با هيکلي ضعيف تر از قبل :eek: و کلي شنا و سينه خيز و ...... تو برف :-O و به شهر خود بازگشتم (تازه مثلا فوق ديپلم بودم :? :eek: )و اومدم تا يه سلامي عرض کنم و باز برم ...........

فقط درخواست خاطره نکنيد که اگر بگم همتون :lol: ميکنيد و منم که نمی خوام ناراحت بشید فقط بدونید هر روز = 1 ماه :-?

فقط يه نصيحت برادرانه ++++ هر کسي آموزشي را افتاد عجب شير فرار کنه بهتره :-o ++++ خودتون با اين حرف من عمق فاجعه را حدس بزنيد

ولي خيلي از سايت تبليغ کردم و بيشترين حواسم به انجمن و مهدي و ساسان و فرهاد و ...... بود

خوب من جمعه هم دارم ميرم توپخانه اصفهان براي ادامه ...... اگر کسي اونجاست بگه با هم آشنا بشيم

راستي achachi98, عزيز برادر شما در کدوم يک از گروهان هاي گردان 034 بوده ، حتما بگویید (نامشون را PM کنید :( ) :( :razz: چون من با 120 نفر از 140 نفر اونجا دوست بودم و همه 140 نفر نيز من را بنا به يک دليل که بعدا ميگم ميشناختن )

موفق باشيد. :) :) :razz:

ارسال شده: سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۸۶, ۲:۲۹ ب.ظ
توسط Mehdi2224
nt,

2 ماه بود تموم شد رفت چرا اینقدر ناراحتی . خداتو شکر کن سلامت تموم شد . از این به بعد اموزشاتون مقطعیه و زیاد سخت گیری توش نیست . چشم به هم بزنی تموم میشن . خدمت لحظات خوبی هم داره البته اگر بهشون فکر کنی . میشه در بدترین جای کشور بهترین ساعات رو داشت اگر خودت بخوایی . موفق باشی