شما که اینگونه به گفته های من تاختید و با ذکر چند نمونه از قوانین و امکانات موجود برای کنترل شهروندان در غرب و امریکا گمان کردید که الآن تونستید کلاً تمام اصول منطبق با آزادی و توازن قوا در اروپا و آمریکا رو زیر سوال ببرید؟
دوست عزیز، برای اینکه متوجه بشم که اصلا شما با دید واقعی به دنیا نگاه می کنید یا نه ابتدا یک سوال از شما دارم که مشخص بشه آیا شما به نسبی بودن امور و برتری نسبی وضع حقوق شهروندی و آزادی های مدنی در غرب نسبت به کشورهای همچون کره شمالی و روسیه اذعان دارید یا نه.
آیا به نظر شما وضع آزادی های مدنی و توازن قدرت در غرب و آمریکا یکم، فقط یکم از کره شمالی بهتر نیست؟ نه جون من اینو جواب بده ببینم چطوری دنیا رو می بینید؟
شما چقدر برای بررسی اوضاع کشورهایی مثل چین و کره و روسیه وقت گذاشتید، و چند منبع مستقل را برای این موضوع بررسی کردید؟ مگه برداشت شما از روسیه و چین و کره و سایر کشورها چیزی بیش از مطالبی هست که در رسانه های Mainstream دیدید و شنیدید؟!
آیا به نظر شما وضع آزادی های مدنی و توازن قدرت در غرب و آمریکا یکم، فقط یکم از کره شمالی بهتر نیست؟ نه جون من اینو جواب بده ببینم چطوری دنیا رو می بینید؟
من هرگز نگفتم و نخواهم گفت که غرب و امریکا مدینه فاضله هست و تمام امور در این کشور بصورت انسانی و اخلاقی اداره میشه اما مطمئنم اگه شما کمی حقیقت بین باشید و یا اگر اندکی در اون محیط زندگی کرده باشید خواهید دید که در امور حقوق بشر فاصله بین غرب و کشورهایی چون کره شمالی و چین و ... از زمین تا زیرزمین هست!
کاری به معدود مصداق های سو قصد به حقوق بشر ندارم.
معدود مصداق های سوء قصد به حقوق بشر؟!! احتمالا منظورتون از حقوق بشر چیزهایی در حد آزادی پوشش در محیط های عمومی و مصادیقی از این قبیل هست! شما تصور می کنید حکومت هایی که خودشان با دست خودشان مردمشان را فقط برای القاء حس مخالف نسبت به رقیب می کشند، و چند سال بعد هم با افتخار از آن یاد می کنند، فقط در معدود مواردی نقض حقوق بشر کردند؟!!
وقتی مامور سابق CIA میاد در فاکس نیوز با تعجب میگه تروریستی که انگلستان برای انفجارهای 2005 لندن به عنوان مغز متفکر انفجارها دنبالش هست، چند سال پیش در آمریکا بود، و وقتی می خواستیم دستگیرش کنیم، دولت انگلیس از ما خواست که کاری به کارش نداشته باشیم. وقتی همون فرد در پاکستان دستگیر شد، ولی 48 ساعت بعد با دخالت دولت انگلیس آزاد میشه، یعنی حکومتی که برای توجیح جنگ خودش که فقط به نفع یک گروه محدود سرمایه دار جامعه هست، حاضر میشه مردم خودش را به کشتن بده، این نقض معدود هست؟!! عجب، نمردیم و مفهوم واژه معدود رو هم فهمیدیم.
درسته ممکنه در غرب هزاران قانون برای کنترل زندگی شهروندی وضع شده باشه اما مطمئن باشید که اون قوانین برای کنترل اشخاصی خواهد بود که از آزادی های همه جانبه موجود در اون کشورها سو استفاده میکنند.
در عمل همیشه ممکن هست که یک مامور اف بی آی از این قوانین سو استفاده بکنه و یا بخاطر منافع شخصی به حریم شخصی کسی وارد بشه. اما کلیت ماجرا همراستا و همسوی آزادی های جامعه و برای ادامه روند توازن قوا خواهد بود. در کشوری که حتی دادستانش رو هم مردم انتخاب میکنن امکان داره یک دادستان تخلف کنه اما بصورت کلی سیستم قضایی در جهت خواست مردم حرکت میکنه.
تا به حال واژه double standard به گوشتان خورده؟ double standard در مفهوم ساده یعنی اگر من کاری را کردم، خوب هست؛ اما اگر تو انجام دادی، بد هست! اگر من روی هیروشیما بمب انداختم، برای نجات جهان از ادامه جنگ جهانی هست، اما اگر تو خواستی حتی یک نیروگاه برق اتمی هم بسازی، برای کل جهان خطرناکی. اگر من در دولت خودم مردم سایر کشورها را از کشورشان یا سایر کشورها بدزدم، و ببرم در زندان های خودم، دارم به امنیت جهان لطف می کنم؛ اما اگر تو تروریستی را در کشور خودت هم بازداشت کنی، نقض حقوق بشر کردی! اگر من توی یک کشور ثالث بمب بزارم و مردمش را بکشم، اسمش جنگ با تروریسم هست، ولی تو اگر از کشور خودت هم بخوای دفاع کنی، اصالتا تروریست هستی! یادم میاد همین 2 - 3 سال پیش بود که پلیس عراق در بصره 2 کماندوی انگلیسی را که در حال کار گذاشتن بمب در این شهر بودند، دستگیر کرد، و یک رسوایی بزرگ برای نیروهای انگلیسی رخ داد. جالب هست که انگلیس به جای عذرخوای، نیروهای خودش را فرستاد تا با تخریب دیوار زندان محل نگهداری این کماندوهای حافظ حقوق بشر (!!)، آنها را آزاد کنه!
جالبه که اونها هم ادعاهای شما را تکرار می کنند، ببخشید، باید بگم، شما هم ادعای آنها را تکرار می کنید! مامورابوغریب که بازداشت شده بود، بعد از آزادی در مصاحبه با یک مجله آلمانی می گفت، روزی که ما اون عراقی معروف به ice man را کشتیم (اون طرف رو اسمش را گذاشتن ice man، چون در یکی از تصویرها جسدش با قطعه های یخ پوشیده شده بود که بو نگیره)، رامسفلد خودش در حال بازدید از زندان بود!
از اون طرف رامسفلد برای مردم آمریکا بیانه میخواند که کار این سربازان در ابوغریب با استانداردهای آمریکا مطابقت نداشت، اینها عملا آمریکایی نبودند! به قول معروف، آدم نمیدونه قسم حضرت عباس رو باور کنه، یا دم خروس رو! اسناد منتشر شده توسط CIA در سال 2005 درباره عملیات Galino در اروپا رو قبول کنه، یا ادعای اینکه یک افرادی از چند سازمان اطلاعاتی اروپا و آمریکا سرخود ظرف چند سال چند صد نفر از مردم کشور خودشان را کشتند!
ادعای تصادفی بودن حمله اسرائیل (قرار بود به نام مصر تمام بشه) به کشتی آمریکایی liberty را باور کنیم، یا پیام معروف جانسون رئیس جمهور آمریکا که وقتی وزارت دفاع به ناو های اطراف ناو مربوطه دستور داد که کمک نفرستند، فرمانده یکی از ناو های هواپیمابر مربوطه مستقیم با کاخ سفید تماس گرفت، و درخواست اجازه برای کمک به نام liberty را کرد، پیامی که از رئیس جمهور دریافت کرد، این بود:
I want that damn ship down!
ادعای مباررزه با تروریسم را باور کنیم، یا مصاحبه دیک چینی با شبکه MSNBC که وقتی گزارشگر انتقادات زیادی از دیک چینی و بوش مطرح کرد، با عصبانیت گفت؛ طرح حمله به افغانستان مربوط به زمان کلینتون بود، ما فقط اجرا کننده آن بودیم!
در کشوری که حتی شما آزادی برای دفاع از خودت با مجوز اسلحه حمل کنی ، میتونی بری آموزش خلبانی ببینی و هواپیمای شخصی داشته باشی، میتونی برای خودت امکانات رادیو تلویزیونی داشته باشی و با همفکران خودت جمع بشی و فرقه یا هر گروهی که میخوای راه بندازی(البته تا جایی که مخل امنیت و آسایش دیگران نباشی) به نظر شما آیا لازم نیست که تجهیزات و امکانات متناسب با این همه آزادی در اختیار پلیس باشه تا اگه یکی مثل بن لادن و یا اون دانشجوی کره ای برای امنیت جامعه خطر ایجاد کرد باهاش به سرعت مقابله بشه؟
تجهیزات و امکانات چه ربطی به آزادی داره؟!! البته مثال هایی که شما زدید، ادعای خودتان را نقض میکنه؛ مثلا از آزادی مجوز اسلحه صحبت می کنید، در حالی که یکی از بدترین حوادث تروریستی آمریکا، یعنی کشتار مدرسه کلمباین به خاطر همان مجوز کذایی رخ داد.
از آزادی فرقه ها صحبت میکنید، در حالی که در ماجرای Waco در ایالت تگزاس، بیش از 70 زن و کودک در کمپ دیویدی ها توسط مامورین FBI و ATF کشته شدند. این چیزها در رسانه های مهم شان انعکاس واقعی و درست و حسابی پیدا نمی کنند، و شما هم در کمال خوش خیالی فکر می کنید خبری نیست! برید فیلم های واقعی و مستندی که در اینترنت از ماجرای Waco موجود هست، ببینید، بعد در جاهایی مثل اینجا ابراز فضل کنید.
یا ماجرای شورش های لس آنجلس را پیگیری کنید، ببینید دولت آمریکا برای مقابله با عده ایی که به حکم دادگاه در تبرئه کردن 4 پلیس سفید پوست به خاطر ضرب و شتم یک جوان سیاه پوست اعتراض کردند، چیکار کرد. ظرف 6 روز نزدیک به 90 نفر کشته شدند! توی ایران نیروی ضد شورش پلیس را گفتند نشانه نقض حق بیان هست. توی شهر لس آنجلس که نصف تهران هم نیست، اینها 6 روز حکومت نظامی اعلام کردند! تمام راه های ارتباطی شهر با خارج را مسدود کردند، برق تمام مناطق در حال آشوب را قطع کردند. نیروهای ارتش و گارد ملی تا یک ماه تمام کنترل امور شهر را بر عهده گرفتند.
یا ماجرا ترور مالکوم X و مارتین لوتر کینگ، که الان براش یادبود هم میگیرند! شما برو ببین آیا اسناد از طبقه بندی خارج شده خودشان نمیگه که FBI این افراد را از ترس اینکه ممکن هست جنبش های حافظ حقوق سیاهان قویی در آمریکا شکل بگیرد، ترور کرد؟!
اون آزادی که شما ازش دم می زنید، فقط تا زمانی هست که فرد دنبال س__ک____س و شوی فلان شو من و فیلم فلان بازیگر و رقص فلان رقاصه باشه. اگر کسی بخواد شاخکش تکان بخوره، و با تناقضات موجود در سیستم رو در رو بشه، یا کلا از طرف رسانه های Mainstream بلاک میشه و سعی می کنند وی را فردی دیوانه معرفی کنند؛ یا به نوعی از صفحه روزگار پاک میشه! مگه اینهایی که دم از آزادی می زنند، وقتی احساس خطر کردند، در ماجرای مک کارتیسم سینماگران و هنرمندان آمریکایی را بازداشت نکردند؟! مگه اینها افرادی مثل روژه گارودی رو به خاطر اظهار نظر درباره هلوکاست بازداشت نکردند؟! مگه همین نورمن فینگلشتان یهودی استاد دانشگاه را که تمام اعضاء خانواده اش در هلوکاست کشته شدند، ولی خودش مخالف تصویری هست که این سیستم از هلوکاست ارائه کرده، را دائما براش انواع و اقسام محدودیت ها را ایجاد نمی کنند؟!
فرقشون با کشورهای شرقی در این هست که این کارها اگر اونجا اتفاق بیافته، در رسانه های بین المللی یا مطرح نمیشند، یا کم اهمیت جلوه داده میشند. اما در کشورهای مخالف سیاست های تمدن غرب، اینها بزرگ میشند. همین چند وقت پیش دانشگاه کالیفرنا شلوغ شد، و بیش از صد نفر بازداشت شدند. شما اصلا در سطح رسانه های بین المللی جو رسانه ایی در این مورد دیدید؟! اگر ایران یا چین یا روسیه بود، چی میشد؟!
شما دم از آزادی بیان میزنی، رفیق من که خودش متولد آمریکا هست، و یک شهروند آمریکایی محسوب میشه، و در یکی از دانشگاه های شرق این کشور در حال تحصیل در مقطع دکتری هست، چند وقت پیش از طرف FBI اومدن دنبالش که ازش چند سوال بپرسند! چرا؟ چون چند هفته قبل سفیر اسرائیل که رفته بود به کالیفرنیا، با اعتراض دانشجویان دانشگاه مواجه شد، و بعضی از اون دانشجوها دستگیر شدند. اون رفیق ما هم در یکی از سایت های مربوط به یکی از انجمن های آن دانشگاه، در یک Comment از دانشجویان آن دانشگاه به خاطر ظلم ستیزیشان قدردانی کرده بود!
جالبه که در دوران آقای خاتمی، یکی از نزدیکان بنده که آدم انقلابی هم هست، برای یک موضوعی چند روز بازداشت شده بود، شنیدیم توی رادیو VOA یا BBC (دقیقا خاطرم نیست کدامشان بود)، اسمش را به عنوان آزادیخواهی که توسط رژیم دستگیر شده، اعلام کردند!
بله، در اون سرزمین های مد نظر شما آزادی هست؛ مثلا در سوئیس شما می تونید لخت مادرزاد به برخی مناطق برید، و کسی هم شما را دستگیر نکنه! ولی وقتی بحث تمدن شناسی و انسان شناسی و جریان شناسی و استعمار و کاپیتالیسم و سیاست خارجه، و اسلام و مواردی از این قبیل مطرح میشه، نباید پایت را از گیلیمت درازتر کنی! شما در اقتصاد تابع باش، در علوم انسانی از برخی حوزه ها پرهیز کن، در علوم تجربی و مسائل حیوانی و چیزهایی از این قبیل، هر چقدر خواستی مانور بده! جالبه که بدونید توی همین کشورهای به ظاهر متمدن آزاد، در حوزه های علوم انسانی تا سال ها حتی آوردن اسم اندیشمندان برخی کشورهای هم تبار خودشان مثل آلمان و فرانسه گناه کبیره بود! چون اینها خودشان را نظام پیروز می دانستند، و برای خودشان کسر شان می دونستند که قبول کنند شکست خورده های جنگ مثل آلمان در حوزه هایی مثلی علوم انسانی به عنوان کشورهای پیشرو تر نسبت به آنها تلقی بشند! مثلا تا مدت ها شما در انگلستان خبری از هایدگر و هگل (جدای از مورد قبول بودن یا نبودن اندیشه های آنها توسط ما) نمی شنیدید، و نظریاتشان بلاک می شد.
در کشوری که حتی دادستانش رو هم مردم انتخاب میکنن امکان داره یک دادستان تخلف کنه اما بصورت کلی سیستم قضایی در جهت خواست مردم حرکت میکنه.
کدوم کشور رو میگید، عزیز جان؟ اگر منظور آمریکا هست، دادستان را رئیس جمهور انتخاب میکنه. در ضمن، در اون کشور بالاترین رای متعلق به قضات قانون اساسی هست که از نظر قانونی بالاتر از رئیس جمهور محسوب میشند. این قضات 5 نفر هستند که به صورت مادام العمر منسوب میشند، یعنی تا نمیرند، کسی را نمیشه جای آنها نشاند. اگر هم کدامشان مردند، رئیس جمهور وقت آمریکا میتونه یک قاضی را جایگزین آن فرد کنه.
من پیشنهاد می کنم شما قبل از اینکه زود جو گیر بشید، و داغ کنید؛ وقت بزارید، درباره سیستم حکومت های مختلف، وضعیت اجتماعی و سیاسی اون سیستم، دیدگاه یشان، و واقعیت های موجود درباره آنها مطالعه کنید، بعدش اظهار نظر کنید. حداقلش این هست که آدم وقتی درباره چیزی اطلاع کافی نداره، سکوت اختیار کنه.
ببخشید پرحرفی کردم.
خواهش می کنم؛ اینجا حرف زدن آزاده.