صفحه 2 از 3

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸, ۱:۰۳ ق.ظ
توسط fereshteh blue
[quote=[email]Mil@d[/email]]



راننده ماشین خانمها یعنی مریم که فاز ایدئولوژیکش زده بالا یک مداحی گذاشته در حد گاز اشک آور! و خودش تنها داره فیض میبره!فکر کرده ضبط ماشین رو تنهایی خریده! البته مدتها پیش قبل از اینکه اختیارات خودش رو در زمینه روایات و احادیث به دختر خسته تفویض کنه یک روایت نقل کرده بود که هرکی در دنیا آهنگ گوش بده در روز قیامت سیخ داغ از گوشهای ان فرد عبور میدهند و از سوراخ دماغش بیرون می آورند!اسنادش هم موجوده!


.[/quote]

خوب بايد خدمتتون عرض كنم كه اختيار ماشين با راننده است!تصویر در ضمن من اصلاً اهل اشك و آه و ناله نيستم هر كي مي خواد گريه زاري كنه بايد جاش را بقيه عوض كنه!!!
شكر خدا به لطف آقا ميلاد سندي هم موجود نيست!!!!!!!! توسط جناب مدير سند از بين برده شده! خدا را شكر!تصویر البته تمام اسنادي كه شما ارائه مي ديد فرضي مي باشند و تا به حال كسي موفق به رويت آنها نشده است!!

من يكي از گرسنگي بميرم هم نميام منت كشي!! تصویر آخه مي دونيد بدون منت كشي هم !تصویر

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸, ۲:۰۸ ق.ظ
توسط Mil@d
میلاد، بعد از ماجراهای میم که به ممیم و غیره گسترش دادی الان هم که ماشاالله همینجوری داری طرح توسعه می دی!! یکمم حواست به کنترل جمعیت باشه،
مگه طرف نگفت ایران تا 120 میلیون جمعیت هم جا دارهتصویر
این جمع نیز با مقیاس 1 در 1 میلیون 120 نفر جا داره!نگران منایع هم نباش!خدا داده حساب ذخیره ارزی عین پول تو جیبی ازش در میاریم!

در ضمن این دختر بچه ها چیه دنبالمون راه انداختی، مگه داریم خاله بازی می کنیم؟!! مگه فکر کردی ما هم مثل خارجی ها هستیم، بابا اونا خیلی قوین، خیلی باهوشن، خیلی خیلین، از کل هیکلشون هنر درمیشه، ما رو چه به رقابت با اونا
پروردگارا به آینده یاسر در سنترال رحم عنایت بفرما! کارت تمومه دیگه!

جا دارد تا یک تشکر ویژه از میلاد عزیز داشته باشیم که در این ایام زیبا و نزدیک شدن به سال نو, با قلم روان و طنز نوشته های خود موجب یک دگرگونی و تنوع بسیار جالب در سنترال عزیز شده اند.
کی از اجرای برنامه های تلویزیونی استعفا میدی؟

در ابتدا اختلافاتی بر سر گریم و تغییر کاربری از خلبانی A 380 به رانندگی مینی بوس وجود داشتند که با وساطت و تهدید یک شخص ناشناس متنفی گردید !!
سری بعد از مینی بوس به نقل و انتقال فرغون ارتقا درجه پیدا میکنی!

بنده در همین جا اعلام میکنم که هیچ نسبتی با این شرور خطرناک و دوره گرد ندارم
تایید میشه! در ادامه عکس صحیحت را قرار داده ام!

خوب بايد خدمتتون عرض كنم كه اختيار ماشين با راننده است!
نه راننده ای که صاحب ماشین نباشه!شما بچه ها رو برسون کرایه هم یادت نره!

شكر خدا به لطف آقا ميلاد سندي هم موجود نيست!
چرا عین نوار قلب نوسانی حرف میزنی؟
خوانندگان تازه وارد! اینطوری چیزی دستگیرتون نمیشه از حرفای این!خودم میگم!

حدود یکسال و نیم پیش که من تازه فعالیت جدی ام رو تو سی سی شروع کرده بودم و تقریبا کسی منو نمیشناخت وخیلی ها فکر می کردند من یک بچه 18 ساله ترم یکی هستم که چون بابام پول تغذیه دانشگاهمو نداده قهر کردم اومدم تو سنترال عضو شدم! در یکی از تاریخی ترین تاپیک ها که از آقا مهدی تقاضا می کنم جهت تجدید خاطره از آرشیو بیرونش بیاورند تا اسناد جرم خانم مریم کامل رو شود ایشون روایت کردند که آهنگ گوش کننده ها در قیامت همنشین سیخ داغ و مواد مذاب و و عبوراین مواد از اعضا و جوارج آهنگ گوش کننده میشوند! تا این تاپیک رو دیدم خبر دادم میلاد نگار و مرحوم پارسا و مرحوم علی پسنجر حمله کردیم به تاپیک! اون موقع به علت جو سنگین مردانه سایت... دخترا تو سنترال خیلی کم جرات میکردند پست بدن! من هم پی ام دادم که بچه ها بیاین که خوراک خنده امروز جور شده!چپ و راست ریختیم از مریم خانم منبع خواستیم!این بنده خدا هم گفت اشتباه کردم!دیگه از اینکارا نمیکنم!دیگه کپی پیست چشم بسته نمی کنم!تاپیک داشت به یکی از تاپیک فوق العاده طنز تبدیل میشد و من و بروبچ که تلفنی مرتبط بودیم هماهنگ می کردیم چطوری پست بدیم تا مریم خانم بیشتر تو حچل گیر کنه! 2 ساعت بعد اقا مهدی ترتیب تاپیک رو داد و بساط خنده جمع شد! یک سری دیگه هم یک تاپیکی بود از یک عکس دختر ژاپنی که شبیه عروسک بود! همین مهشید بانو که می بینید!اعتراض کرد که خانم ها حضور دارند شما اقایون بصیرت ندارید ببینید!
خلاصه چند ماه گذشت و من هم مثبت تر شدم و دیگه شیطونی ذیل تاپیک های دخترا رو گذاشتم کنار! همین کاربرایی که می بینید اینقدر راحت باشون دارم شوخی میکنم اکثرا یکی یکبار درگیری با من داشتند! یاسر رو که سر قضیه فلسطین سرویس کردم! یاسر یادته میخواستم اعزامت کنم غزه تصویر آخر سالی یاد خاطرات شیرین قدیمی افتادم! تصویر

به جاش یک کار دیگه کردم!یک مدت آیدی دختر می ساختم می رفتم رفقا رو اذیت میکردم! با یکیشون که همشهری بود قرار گذاشتم و یارو با پرشیا اومد یعنی خانم میلاد رو ببره سفره خانه و شام با هم باشند!چنان قهوه ای شد که فیلمشو هنوز تو گوشیم دارم و یک خاطره شیرین برام شده...این دوست ما الان در اواخر خدمت سربازی اش در جزیره ابوموسی به سر می بره!
=================================
ادامه بازیگران!


Mahdi1944 در شمای ماتریکسی دیگر! برو تو بهر ابهت! مدیر خوش تیپی داریم ها!

[External Link Removed for Guests]

Captain pilot در کودکی


[External Link Removed for Guests]




حسن 2568


[External Link Removed for Guests]

بهروز


[External Link Removed for Guests]



اویس بعد از ناکامی در عشق نگار! به چه میرسد! تصویر گر صبر کنی ز غوره هیچ بخاری بلند نمی شود!


[External Link Removed for Guests]



علیرضا جزغله



[External Link Removed for Guests]



مهدی مهدوی!

[External Link Removed for Guests]



بهروز از این خوشش اومده بود!


[External Link Removed for Guests]


محمد1985 تغییر قیافه می دهد!


[External Link Removed for Guests]

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸, ۲:۱۵ ق.ظ
توسط naghme
درودی گرم و صمیمی و داغ تصویر بعد از مدت ها اندر کار پایان نامه و کاراموزی که فعلاً ادامه داره... تصویر تصویربر دوستان گرامی سنترال تصویر تصویر تصویر تصویر
امیدوارم حال و احوال همه دوستان خوب و خوش و خرم باشه
خلاصه دیگه چه خبرا؟ تصویر

خوب جناب مامور تقسیم غذا ( آقا میلاد ) دستتون درد نکنه از متن های طنز و جالبتون
خلاصه طرح شاد سازی ایجاد کردید ها ( عالیه تصویر البته .... تصویر)
به هر حال براتون آرزوی موفقیت روز افزون دارم به خصوص برای این قلم طنز و تخیل به اصطلاح Multi Media

و اما با اجازه بینندگان اینجانب نیز لازم دونستم وارد میدان تخیلاتم ... شوم و مواردی رو متذکر بشوم تصویر

Mil@d نوشته شده:
محمد 1985 نماینده رسمی آقایون در امور بانوان! بهعنوان سفیر رسمی به جبهه خانمها اعزام میشه تا گزارشی از تحولات منطقهتهیه کنه! محمد میره اونجا و خودشو میزنه به اون راه میگه ها!کی بووود!چیشد! حمله کردن؟

مامور تقسیم غذا هم مامور تقسیم غذاهای قدیم
این مامور جدید ها خیلی تو فرافکنی حرفه ای شدن ها ( باور کن ) تصویر
هر چی مثلث سعی می کنه نه والا نمیشه طرف حرفه ای شده چاره ای نیست



فاطمه میاد به مامورتقسیم غذا یعنی میلاد میگه آقا میلاد ایندفعه رو غذا بدین دفعه بعد دیگهخودمون میریم شکار!میلاد هم که فاز کم محلی گرفته میگه چی !ها !غذامیخوای!باشه حالا فعلا صف رو به هم نزن!ولی بعدش یک تیکه گوشت بهش میده!

مهشید جان حالا تو تابلو نکن
بابا کی گفتهداریم احتکار می کنیم ( حالا اون ها ( کنایه از این گوسفند موسفندها و ...شکار شده توسط ش.ش) رو فعلاً رو نکن به وقتش استفاده داره)
این management ظریف ودقیق وضعیت بالاخره خودمون می دونیم که رهرو آن است که اهسته و پیوسته رود
نه اینکه همون اول همه رو شکار و به نیش کشیده شود و دوم اندر کف و حیران
ما نباشیم کی ..... تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر


فاطمه و مهشید و ستاره و مریم و المیراو صدف هم یک پرادو کش میرن!

اه دقیقاً very good
ماشین یعنی شاسی بلند ( با همین سین بود دیگه تصویر)
عجب تسلطی داری رو جو Wow


ماشین خانمها!
(آقایان سعی کنندبا لحن و گویش و طبیعت خاص دخترانه این قسمت رو بخونند و چند ثانیه دختربشوند تا همذات پنداری بهتری با بحران پیدا کنند!)
حالا پیدا کردید بعدش چی شد..؟؟/ تصویر تصویر


میلادکنار جاده یک خانم تنها می بینه که دنبال ماشین میگرده!بوق میزنه!بیب بیب!خانم نگاه ماشین میکنه می بینه 5 تا پسر جوون توشن این کجا بشینه! یا روباربند یا تو صندوق عقب و یا خودشو با طناب ببنده پشت ماشین تا تهران سگدوو اسکی رو آسفالت!! میلاد رو به چندین کلمه اسمشو نبر مزین میکنه!میلادمیگه بابا ما مسافر کشیم!قصدمون خیر بود!اینقدر بمون اینجا تا خرس بیادبخورت!

بعد میگن کرم از خود درخته بیا اینم از جمله مثال های نقضش... تصویر
خوشم میاد که خانم جماعت کماکان [COLOR=#002060]مأخوذ به حیاء است  تصویر تصویر
خوب به اصطلاح چشمش رو که از دست نداده که ماشین پشتی رو نبینه
اینا صدف جان رصدشون کرده داره بهشون اشاره میکنه که الان کنار براش نگه می داریم ( و قضیه رو بررسی می کنیم )


( فصل سوم سنترال پریزون بریک که به شدت پرماجرا و متفاوت است نیزبه رشته تحریر در آمده است و قبل از سال تحویل اکران می شود!قبل از اکرانسراسری اکرانی خصوصی خواهیم داشت و فیلمنامه به بالاترین قیمت پیشنهادیفروخته خواهد شد!! دم عیدی ما هم خرج زن و بچه و... داریم!از 1 میلیون بهبالا! بشمار 1-بشمار 2-بشمار 3 مشتری نبووووووووووووووووود؟)

حالا آقای میلاد خان چون خیلی اصرار کردید منم با دوستان گرامی سنترال صحبت کردم به عنوان عیدی عید نوروز 89 می پذیریم
ای بابا این همه اصرار نداره شما راحت به نگارش بپردازید همینم کافیه باور کنید.
تصویر تصویر تصویر

.

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸, ۲:۲۴ ق.ظ
توسط Solver
باز از این مباحث مبتذل و غیر انسانی زدی میلاد !

تصویر طبق قوانین ما فیلم های ما نباید صحنه های خشن داشته باشند ...

ضمناً گویا با هم آری ... !

در این قسمت ما پرده از این آواتار خودمان بر میداریم که تهمت های ناروا به ما خاتمه یابد.. :m:a

[External Link Removed for Guests]

ضمناً پاسخ کوبنده ای به شایعات مطرح شده به زودی به اطلاع عموم کاربران ویروس پرور سنترال خواهد رسید :-? پشت سر من حرف میزنید :x

وقتی دادم پارازیت بفرستن رو این تاپیک حالیتون میشود :m:a دیگه با کسی که فشارش بالاست (برق قدرت) شوخی نکنید، خیال کردین ما مثل سامان (الکترونیک) کم فشار هستیم :grin:

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۱۰ ق.ظ
توسط حسن2568
تبريك ميگم ميلاد .روانشناسيت هم خوبه. اون عكس كه براي من انتخاب كردي بدون سبيل بود بهتر بود. :) منو چه به سبيل. :-) اما به هر حال تقريبا زدي به هدف با اين تفاوت كه اون يارو تو عكس خيلي خشن تشريف داره اما من علارغم چهره جدي و ظاهرا خشن و البته عصبي قلبا خيلي نازك دل هستم و خجالتي :o

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸, ۱۱:۲۲ ق.ظ
توسط @lirez@
Mil@d نوشته شده:

علیرضا جزغله



[External Link Removed for Guests]






من مسئول تدارکاتم الان این قیافم و نشون دادی دیگه کسی غذا نمیخوره که همش رو دستم باد میکنهتصویر

راستی منظورت از گوشکوب دماغم بود دیگه؟؟تصویر چنان گوشکوبی خورده که رو صورتم پخش شده

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸, ۱۲:۵۹ ب.ظ
توسط oweiys

اویس بعد از ناکامی در عشق نگار! به چه میرسد! تصویر گر صبر کنی ز غوره هیچ بخاری بلند نمی شود!

[External Link Removed for Guests]



مرد حسابی برداشتی عکس چیز مارو زدی تو نت که چی! حالا به چشم خواهر برادری میگم منظوری ندارم / چشماش آبی یا سبزه!

[HR]

اولش میلاد این پسر سر به زیر بود ....


تصویر



اون سری بزرگ تر شد و کارای عجیبی میکرد ....



تصویر


و حالا این شد که میبینید - در حال لزوندنو نوشتن فرار از زندان نسخه ایرانی!


تصویر

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸, ۱:۴۴ ب.ظ
توسط Mil@d
بعد از مدت ها اندر کار پایان نامه و کاراموزی

درک می کنم!بله! پایان نامه حداقل 270 ماه (معادل 6 دوره 4 ساله تحصیلی لیسانس)کار میبره!
حالا پیدا کردید بعدش چی شد..

هیچی بعدش رفتیم دست به آب!
بعد میگن کرم از خود درخته

تحقیقات دانشمندان رشته کرم شناسی کالج کمبریج این نظریه را رد کرده و نشان می دهد محل در آمدن کرم جاهای دیگری است!
باز از این مباحث مبتذل و غیر انسانی زدی میلاد !

این فیلم کجاش صحنه داشت؟
ضمناً گویا با هم آری ... !

بله! با شما هم آری اونم چه جور آریتصویر
ضمناً پاسخ کوبنده ای به شایعات مطرح شده به زودی به اطلاع عموم کاربران ویروس پرور سنترال خواهد رسید

آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند!
اون عكس كه براي من انتخاب كردي بدون سبيل بود بهتر بود.

وسط جنگل ریش تراش از کجا گیر بیارم سبیلتو بزنم؟
این قیافم و نشون دادی دیگه کسی غذا نمیخوره

دلت میاد! حاجی فیروز سنترال شدی! ارباب خودم سمبورو علیکم!ارباب خودم....
مرد حسابی برداشتی عکس چیز مارو زدی تو نت که چی!

از چیز شما رضایت نامه کتبی دارم!اسنادش هم موجوده!
چشماش آبی یا سبزه!

سبز متالیک!

==================


و اما!

اویس در زندان و افکاری شیطانی!


تصویر



اویس و نگاهی معنا دار به عکاس! میخوای چیکارش کنی!


تصویر

اویس 20 سال بعد در جزیره ادمخوارن! زنی که میخواهد اویس را چلوکباب کند!


تصویر

اویس در 88 سالگی در حال حرکات موزون و بلرزون بیاو وسط!


تصویر

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸, ۳:۱۸ ب.ظ
توسط Takhrib Chi
Mil@d نوشته شده:حرکت به سمت بیرون از منطقه

دیگه وقت رفتن سر میرسه و ماشینهای زندان رو از انبار درمیارن تا حرکت کنند! به باند میلاد و سامان و محمد 1985 و میلاد نگار و یاسر یک لنکروز وی 8 میرسه! فاطمه و مهشید و ستاره و مریم و المیراو صدف هم یک پرادو کش میرن!مهدی و فریبرز و شهریارو رضا 6662 و یاسر و بهروز و دختر خسته و ستاره شب تار و سحر آچاچی 98 و سارا تانکردی و ... و علی پاشا و رامین و علی رضا و بقیه هم یک مینی بوس رو سوار میشن!



.


این عکس مینی بوس ما :

تصویر

یا یک چیزی شبیه این بود، به هر حال هر چیزی بود راحت بود فقط سر و صدای این پسرها
تصویرتصویر
ادم رو یاد اتوبوس های دانشگاه میندازه تصویر

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸, ۴:۵۸ ب.ظ
توسط @lirez@
دختر خسته نوشته شده:




این عکس مینی بوس ما :

تصویر

یا یک چیزی شبیه این بود، به هر حال هر چیزی بود راحت بود فقط سر و صدای این پسرها
تصویرتصویر
ادم رو یاد اتوبوس های دانشگاه میندازه تصویر



خیلی دلتم بخوادتصویر اگه ساندیس به شما دخترها دادم. جیره بندی غذا دسته منه.مسئول تدارکاتم خیره سرم

حاجی فیروزم شدم دیگه؟

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸, ۶:۱۶ ق.ظ
توسط Solver
این فیلم کجاش صحنه داشت؟

در پشت صحنه هاش :zz: خصوصاً چند تا از عوامل زحمتکش اون مشکل دارن آقا ... خودوشن را به حراست معرفی کنند :x

ضمناً پاسخ کوبنده ای به شایعات مطرح شده به زودی به اطلاع عموم کاربران ویروس پرور سنترال خواهد رسید


در این اطلاعیه آمده است:

ما ضمن محکوم کردن این حرکات و ماجرا ها، از عموم کاربران ویروس پرور سنترال و البته جهان :grin: میخواهیم که دست از استفاده آنتی ویروس های کهنه برداشته و نسبت به روز آوری بانک داده نرم افزار ضد ویروس خودشون اقدام کنند. ضمناً از اونجا که کاسپر کار کشور دوست و گاهی برادر روسیه هست بهتره از این استفاده کنید، اما برای اینکه روس ها پر رو نشوند توصیه میشود خریداری نکنید و دستی کرکش کنید ::ss

همچنین در قسمتی از این اطلاعیه در مورد سران این جریان آمده است:

. . . و اما یک توصیه در ارتباط با آن افراد که خودشان میدانند کی هستند، ما هم میدونیم کی هستید :grin: البته کاربران محترم هم به خوبی شما را می شناسن و از توطئه های شما آگاه هستند :-o :-x پس با این ترتیب هیچ خطری وجود ندارد چون اینها شناخته شدند برای همگان و اصلاً نیاز نیست ما توصیه ای کنیم . . . :-O

نهایتاً آمده است:

در پایان مجداداً ما محکوم میکنیم و توصیه هم میکنیم هرچند نیازی به توصیه نیست. :-( اما خوب باید آمادگی در مقابل ایشان را داشت اما خوب نه کاربران هوشیار تر از مامورین ما هستن . . . البته ما هم بیداریم . . . اما خوب کاربران بیدار ترن . . . ما میشناسیمتون . . . :-( . . . دستاتون را نشون بدید تا . . . :grin:

Re: فصل دوم Centralclubs Prison Break...!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸, ۸:۴۳ ق.ظ
توسط Eagle_of_sky
منم از اون دور داشتم همتون رو نگاه میکردم خدا قوت :grin: