,
البته عاجز بودن این مدل تفکرات از پاسخ دادن رو همه بهش عادت کردیم !
چرا شما از پیش قضاوت کردین و باور دارید قرار نیست جوابی بشنوید ...
حفظ فرهنگ ( البته این تعریف شماست از فرهنگ ) و دور موندن از تاثیرات بیرونی خودش برگرفته از یک سیاست نیست که شما افراد رو به سیاست زدگی
نخست شما درست متوجه منظور بنده از مشکلات فرهنگی نشده اید، اتفاقا بنده از اون دسته آدم ها نیستم که خیلی به تهاجم فرهنگی معتقد باشم و اساساً باور نمیکنم مشکلات فرهنگی کشور ما دلیلش ورود یا همان به قول برخی هجوم فرهنگ های بیگانه خواه غرب خواه عرب ها یا دیگران باشد.
اتفاقا ارتباط با دیگر فرهنگ ها را حتی با داشتن آسیب هایشان امری مفید میدانم. به این ترتیب باید روشن تر کنم بنده معتقد هستم که فرهنگ ما نه امروز و دیروز بلکه از چند صد سال پیش تر دارای نقاط ضعفی بوده است که این روزها خودش را نشان داده است.
این یک بحث اجتماعی / فرهنگی است، چرا ؟
چون بنده در هیچ کجا به ساختار حکومت و اثراتش روی فرهنگ اشاره نکرده و این موضوع را فارغ از آن دانستم چه در جمهوری اسلامی، چه در دوره پهلوی و چه پیش تر ... !
همینطور من هیچ کجا این را نسبت به مذاهب و مکاتب مثل اسلام و تشیع یا کمونیست و پان ها ندادم، و موضوع را حتی از مکاتب و مذاهب نیز فارغ میدانم.
بنابراین نظر بنده، وقتی معقوله فرهنگ را این قدر مستقل تحلیل کرده است، هرگز بر گرفته از یک سیاست که شما گفتید نیست.
اما در مقابل از ابتدای مبحث پاسخ دوستان چطور بوده است ؟
یک عده از دوستان که اتفاقاً تفکرات سیاسی بسیار نزدیک به بنده دارند گفتند اقشار مرفه و ... که بنده متذکر شدم به ایشان موضوع را نگاه سیاسی نکنند !
البته اکثرا، در پاسخ جای توهین به بنده یا سعی کردند با نگاهی که من گفتم مطلب را بخوانند یا شاید هم نخواستند وارد بحث بشوند.
برخی دوستان نیز نظرات دیگر دادن که در همگی سیاست زدگی در آن حد بود که مستقیماً مشکل را ساختار حکومت دانسته و در جملات خودشون حتی از مکاتب سیاسی هم نام بردند.
آیا شما این تحلیل از مسئله را شبیه تحلیل بنده که درش نه حرفی از ساختار و نوع حکومت زده شده است و نه مسئله به مکاتب یا مذاهب نسبت داده شده و آن قدر فرهنگ مستقل متصور شده است، یافته اید؟
من ریشه مشکل را فقط این میبینم که برخی هنوز یاد نگرفته ایم شاید از نظرات مخالف ما در سیاست کسی باشد که مثلا در موضوع دیگر یا شاید حتی در یک مسئله خاص از سیاست نظرش صحیح باشد. به همین دلیل تنها منتظر هستیم تا در یک بحث بفهمیم که ریشه تفکرات هر فرد چیست و به حمایت یا مخالفت با اون فرد بپردازیم بدون در نظر داشتن موضوع مورد بحث ...
در مورد سوسیال بودن جامعه ایران و اینکه برخی متصور هستند پول در دست مردم است، علتش ندانستن حجم کل سرمایه کشور است. آن حجم سرمایه که در دست مردم ما است سهم ناچیزی از سرمایه ای که در دست دولت ما است می باشد. جهت اطلاع میتوانید به بازارهای مالی کشور مثل بورس سر بزنید تا بهتر بفهمید منظورم از کل سرمایه چیست و تصورات افراد چقدر با آن چه که جاریست متفاوت است.
ضمناً رشد شرکت های هرمی به صورت واضح دلیلش در برخی کشورها کشف شده و اساساً ربطی به نوع حکومت ندارد، علت قدرتمند تر بودن بازاریاب ها در این کشورها است. شما دقت کنید در کل دنیا به دنبال مدیران فروش ایرانی، یا شرق آسیا هستند، این را که فکر کنم همگی بدانید، اما علتش دقیقاً موفقیت این ملیت ها در توسعه مشاغل درصدی در این کشورها بوده است.
در کشورهای دیگر افراد کمتر به مشاغل درصدی گرفته می شوند چون این توانایی را ندارند و ترجیح میدهند عرضه محصول فارغ از درآمد ایشان باشد پس مشاغل درصدی کمتر وجود دارد و در نتیجه عرضه کمتر خواهد بود. دوستان در همین سنترال بارها مدیران بخش فروش شرکت های زیادی را نام برده اند که ایرانی هستند. البته سهم ایرانی ها بسیار کمتر از شرق آسیایی ها است که البته در شبکه های هرمی نیز همین نسبت وجود داشته و این شرکت ها در شرق آسیا به مراتب رشد بیشتری داشته است.