صفحه 3 از 4

ارسال شده: دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۷, ۹:۰۷ ق.ظ
توسط fereshteh blue
راستي يادم رفت يه چيزي بپرسم حتما اين بيت رو شنيدين
همه مهري ز ناديدن بکاهد اگر ديده نبيند دل نخواهد
پس چطوري که دوستان گفتن شايدعلت اين که هنوز مهر و علاقه اي ( نگفتم عشق ) بعد از سه سال هست دوري از طرف مقابلش باشه ؟!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷, ۱۲:۰۸ ق.ظ
توسط Mohammad 1985
fereshteh blue, من حالا یه مزاح کردم شما چرا ناراحت شدید ! این سوال آخرتون رو من نمی تونم چه جوابی بهش بدم :?

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷, ۷:۰۷ ب.ظ
توسط fereshteh blue
من اصلا ناراحت نشدم اما فکر کردم خداي نکرده شما رو ناراحت کردم

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۷, ۹:۳۶ ب.ظ
توسط negar-sana
صحبت هاي همه‌ي دوستان رو خوندم
به نظر من هم اگه آدم كسي رو دوست داشته باشه هرگز نميتونه فراموشش كنه
اگه 1000 سال هم بگذره اما دلش پيش كسي كه دوسش داره مونده باشه نميتونه فراموشش كنه ...
مخصوصا اگه خود شخص هم نتونه طاقت بياره و همش به جاهايي كه اون ميره سرك بكشه و ...

كلا به نظر من هيچ چيزي فراموش نميشه ... هيچ چيز ...

ولي گاهي لازمه به خاطر فرد مورد علاقه از خيلي چيز ها گذشت ... حتي از با هم بودن ...

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷, ۲:۱۶ ق.ظ
توسط morteza321
fereshteh blue نوشته شده:راستي يادم رفت يه چيزي بپرسم حتما اين بيت رو شنيدين
همه مهري ز ناديدن بکاهد اگر ديده نبيند دل نخواهد
پس چطوري که دوستان گفتن شايدعلت اين که هنوز مهر و علاقه اي ( نگفتم عشق ) بعد از سه سال هست دوري از طرف مقابلش باشه ؟!

منظورم این بود که دوستتون اول فکر کرده خیلی عاشقش شده و اون خیلی ایده آل هست براش و وقتی ازش دور شده این تصور براش مونده و از طریق عقلش نمی تونسته انالیزش کنه و همون انالیز احساسی که اول انجام داده تبدیل به انالیز عقلی شده.
(ادم وقتی یکی رو می بینه اول یه انالیزه احساسی روش انجام می ده. بعد از یه مدتی کم کم عقلش به کار میفته و یه انالیزه عقلی هم انجام می ده. در نهایت نتیجه ی این دوتا تجزیه و تحلیل می شه تصمیم گیری اخر و درست و معقول طرف. حالا بعضی ها هستند اون انالیز احساسی رو که انجام دادند بلافاصله دست به کار میشند که بعد از مدتی که تب و تابشون افتاد و انالیز عقلی انجام دادن متوجه می شند که اشتباه و عجله کردند.)

حالا این دوست شما انالیز احساسیش رو انجام داده و وقتی قرار بوده اون انالیز عقلیش رو انجام بده اون یارو از دسترسش خارج شده.به خاطر همین همون انالیز احساسی جای عقلی رو گرفته و از روی احساس تصمیم گرفته.


:shock: چقدر انالیز انالیز کردم :grin:

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷, ۲:۲۳ ق.ظ
توسط HARD
کسي هم هست که اول طرف رو يه اناليز عقلي کنه؟ :-(

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷, ۲:۳۳ ق.ظ
توسط fereshteh blue
شما به طور کل بنده رو از سلامت دوستم نااميد کردين !
morteza321, عزيز
فکر مي کنم حق با شما باشه
اما يعني مجنون ليلي رو اول آناليز کرد بعد عاشقش شد؟!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷, ۱:۱۵ ب.ظ
توسط morteza321
HARD نوشته شده:کسي هم هست که اول طرف رو يه اناليز عقلي کنه؟ :-(

یکی از دوستام هستش چند وقت یه بار اونکسی که انلیز کرده رو عوض می کنه. حتما دیدین ادمایی رو که دنبال خفه کردن دختر پولدار یا پسر پولدار هستند
یا ادمایی که به خاطر خانواده کسی به دنبالش راه میفتن. این جور ادما اول انالیز عقلی می کنن و بعد یا انالیز احساسی می کنند یا اصلا همونم نمی کنند.

اما يعني مجنون ليلي رو اول آناليز کرد بعد عاشقش شد؟!

خوب همون که اول دیدش و عاشقش شده میشه همون انالیزه احساسی دیگه.منظورم از انالیز همونه که اول که ادم طرف رو می بینه و ازش خوشش میاد. ادم که همینجوری عاشق یکی نمی شه اول طرف رو می بینه و بعد به نظرش خیلی بامزه میاد و بعد خیلی دوست داشتنی بعد خیلی جذاب و .. تا اینکه از نظرش کاملترین ادم میشه. تو اینجور مواقع اگه بهش گفتی اون شخص به دردت نمی خوره به این دلیل منطقی،اصلا تو کتش نمی ره و قبول نمی کنه. مثلا من خودم دیدم ادمی رو که فکر می کرد دختری رو که انتخاب کرده خشگل ترین دختر تو فامیله. بعد میومد از ما میپرسید خیلی خشکله؟ وقتیما می گفتیم نه باورش نمیشد. بعد از مدتی که منصرفش کردیم خودش می گفت چقدرر احمق بودم که می خواستم اینو بگیرمش.

شما هم مطمئن باشید بعد از مدتی دوستتون به طرز فکر خودش می خنده
قبلا هم گفتم تنها واژه ای که به درد اینجور عشقا می خوره واژه ی کیلویی هستش. چون انالیز عقلی انجام نگرفته. دوست شما غیر نرمال نبوده و مثل خیلی های دیگه با احساسش تصمیم می گرفته. حالا شانسش گفته که اون طرف از دسترسش خارج شده.

من خودم یدونه از این عشقا داشتم و حالا همه چیز تموم شده و این تجربه رو کسب کردم که از روی احساسم تصمیم نگیرم، به خاطر همین حالا احساسی که نصبت به دخترای اطرافم داره مثل احساسم به یه مشت گاوه.
البته نمی گم دخترا مثل گاو می مونن برام ولی احساسی نصبت بهشون ندارم.

معمولا ادما بعد از اولین تجربشون سر عقل میاند

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷, ۶:۲۶ ب.ظ
توسط fereshteh blue
morteza321,
من فکر مي کنم شما يک کم درباره ي دختر ها بد قضاوت مي کنين

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷, ۷:۰۹ ب.ظ
توسط HARD
دختر ها بد قضاوت ميکنن ! :::P

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷, ۷:۳۰ ب.ظ
توسط nodet
slm
morteza321عزيز!
شما خيلي قضاوته نادرستي کرديد!
من خودم ،يه دخترم!!
ok
من الان گيروداره يه عشقي در حد جنون يا شايدم فراتر از اون ،هستم!
هدف اصلي من هم از آمدن به اين سايت و ثبت نام در آن هم عشق وافرم به يکي از مديران است! :-o
الانم که دارم خودمو وارده اين مبحث ميکنم ،فقط به خاطره تيترشه!
باور ميکني!
به عقيده ي بنده،پسرا آدماي نمک نشناسي هستند.واسه گفته ي خودم هم ده ها دليله قانع کننده دارم.
من هم اول سر به سره پسرا ميذاشتم،و اصلآ فکر نمي کردم که روزي عاشق بشم!
هميشه از عاشق شدن و وابسته بودن به يکي ديگه،بيزار بودم!
اما چي ميشه کرد ،که الن هم با وجود تمايل شديد نميتونم عشقه طرفو از دلم در بيارم!
دل،خودش يه مسئله ي جدا است که هر چي فرمان بده ناچارآ همه اطاعت ميکنيم!
عشق حقيقي هيچ زمان از ياد نميره،هر چقدر هم بهش فکر نکني! ::ns

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۰ تیر ۱۳۸۷, ۷:۴۶ ب.ظ
توسط HARD
بادا بادا مبارک بادا :-D
کدوم مدير؟ :grin: