شهرام اميري در گفتوگوي ويژه خبري -2ميخواستند من را با سه جاسوس آمريكايي در ايران مبادله كنندخبرگزاري فارس: شهرام اميري گفت: به من گفتند كه اگر اعتراف كني مامور اطلاعاتي ايران هستي ما شما را با 3 جاسوس آمريكايي كه در مرز عراق با ايران دستگير شدهاند، مبادله و از طريق كشور ثالث به كشورت منتقل ميكنيم.
به گزارش خبرنگار سياست خارجي خبرگزاري فارس، شهرام اميري پژوهشگر ايراني در ادامه برنامه گفتوگوي ويژه خبري شنبه شب و در تشريح جزئيات ربوده شدنش توسط نيروهاي آمريكايي اظهار داشت: در بدو ورودم به خاك آمريكا همزمان با طرح سؤالات و شنيدن جوابهاي منفي از سوي من كه نشان داد اطلاعاتي از برنامه صلحآميز هستهاي ايران ندارم، آنها از دستگاههاي دروغ سنج استفاده كرده و سيمهايي را به انگشتان دست، قفسه سينه و سرم وصل كردند كه به يك لپ پاپ متصل بود. از سؤالات ساده شروع كردند و يك مترجم ايراني در آنجا حضور داشت كه گفتوگوهاي ما را ترجمه ميكرد.
وي ادامه داد: به مدت يك هفته من را به دستگاه دروغ سنج متصل كرده و سؤالاتي را كه احساس ميكردند از پاسخ دادن به آنها طفره ميروم، مطرح ميكردند. در نهايت به اين نتيجه رسيدند كه من در اين زمينه اطلاعاتي ندارم.
اين پژوهشگر ايراني اضافه كرد: بعد از اجراي مراحل دروغسنج يك سري تيمهاي روانشناسي با من گفتوگو كردند كه در برخي از اين تيمها روانپزشكان ايراني نيز حضور داشتند. پس از اجراي مراحل دروغ سنج و روانشناسي مطمئن شدند كه من فاقد اطلاعات هستم و عملا به اين نتيجه رسيدند كه اطلاعاتي كه به آنها رسيده درست نبوده و سناريوي اطلاعاتي آنها با شكست مواجه شده است.
وي در پاسخ به اين پرسش كه بعد از گذشت اين مدت از شما چه خواستند؟ اظهار داشت: بعد از سناريوي اطلاعاتي كه موفق نشد، سناريوي ديگري را مطرح كردند. آنها يك سري اسناد و مدارك را به همراه يك لپ تاپ آوردند و از من خواستند با يكي از خبرگزاريهاي آمريكايي مصاحبه كنم. اسناد شامل يك سري پروسههاي توليد سلاح اتمي بود و عناوين موجود در اين اسناد به فرآيند توليد سلاحهاي هستهاي اختصاص داشت كه آمريكا خود سابقه استفاده و توليد آن را در كارنامه دارد.
اميري خاطرنشان كرد: اصرار داشتند كه با يكي از خبرگزاريهاي آمريكايي مصاحبه كنم و بگويم به خواسته خود به آمريكا پناهنده شدهام و ضمن تاييد اين اسناد جعلي، مالكيت آن را به جمهوري اسلامي نسبت دهم.
وي ادامه داد: آنها گفتند اگر مصاحبهاي با يكي از خبرگزاريهاي آمريكا انجام دهيد از لحاظ مالي شما را تامين ميكنيم. در مرحله بعدي خبرگزاري CNN را معرفي و مبلغ 10 ميليون دلار را تعيين كردند.
اميري در خصوص نحوه انتشار اولين نوار ويدئويياش با بيان اينكه دولت آمريكا سناريوهاي مختلفي براي من طراحي و پياده كرد، گفت: بعد از سناريوي سندسازي كه در آن از من ميخواستند مسئوليت لپ تاپ و اسناد را قبول كنم و مالكيت آن را به جمهوري اسلامي نسبت دهم، موضوع تطميع با 10 ميليون دلار را مطرح كردند. در نهايت تهديد كردند كه اگر با ما همكاري لازم را صورت ندهي قادريم شما را به اسرائيل منتقل كنيم.
وي با بيان اينكه دولت آمريكا نميخواست در بحث ربايش مسئوليتي قبول كند و با توجه به قوانين اين كشور اين موضوع براي اين دولت گران تمام ميشد، اظهار داشت: آنها دولت فلسطين اشغالي را با توجه به سابقهاي كه در انجام ترورها و ربايشها دارد، مطرح كردند. گفتند ما تو را به فلسطين اشغالي تحويل ميدهيم و بدترين شكنجهها در مورد شما انجام خواهد شد و هيچ اثري از شما باقي نخواهد ماند. ما از قول شما مسائل را در رسانهها مطرح ميكنيم و به دليل اينكه شما وجود خارجي نداريد، نميتوانيد به ابهامات و مطالب پاسخ دهيد.
اين پژوهشگر ايراني با بيان اينكه دولت جمهوري اسلامي همزمان موضوع ربايش من را به لحاظ بينالمللي دنبال ميكرد، خاطرنشان كرد: در آن زمان برخوردها و رفتارهايي را شاهد بودم كه متوجه شدم پيگيريها و فشارهاي دولت ايران موثر واقع شده و يك سري اسناد را پيدا كرده بودند كه ثابت ميكرد دولت آمريكا در ربايش من دخالت داشته و آن را رسما به دبيركل سازمان ملل ارائه داده بودند.
اميري ادامه داد: من بايد تصميم ميگرفتم كه سرنوشت نامعلوم را انتخاب كنم يا با زمان بازي كرده و از امكانات موجود استفاده كنم. آنها از بحث اطلاعاتي به نتيجه لازم نرسيدند و من متوجه شدم كه حضور من براي آنها بحث تبليغاتي خواهد داشت.
وي در توضيح بيشتر گفت: به اين نتيجه رسيدم كه ميتوانم با آنها بازي اعتمادسازي راه بيندازم و آنها را به همكاري اميدوار كنم و اين اميد همكاري، اين امكان را به من بدهد كه وضعيتم از محبوس بودن در يك پايگاه نظامي كه امكان هيچ تماسي با خارج نداشتم به حبس خانگي تغيير يافته و ارتباط محدود داشته باشم. من با اين ديد و فكر، خط قرمزي را براي سازمان اطلاعاتي آمريكا مطرح كردم و گفتم با توجه به اتفاقاتي كه رخ داده يك خط قرمز براي شما تعريف خواهم كرد و اميدوارم كه شما با توجه به اين انعطافي كه من انجام ميدهم امكانات لازم را در اختيار من قرار دهيد. اعلام كردم كه من فعلا هيچ مصاحبهاي عليه كشورم انجام نميدهم.
اين پژوهشگر ايراني اضافه كرد: حداقل امتيازي كه اين موضوع براي من داشت اين بود كه وضعيتم از حبس نظامي به حبس خانگي تبديل و امكان يافتن روزنه يا وسيله ارتباطي براي من بيشتر ميشد. آنها نيز در مقابل، خط قرمزي براي من تعريف كردند مبني بر اينكه شما در مورد ربايش خود با هيچ كس صحبت نكنيد.
وي ادامه داد: پس از اين مرحله آنها بار ديگر از سيستمهاي راستي آزمايي و دستگاههاي دروغ سنج استفاده كردند كه ببينند اميدي به همكاري با من وجود دارد. من آن مرحله را به خواست خدا و ضعف سيستمهاي اطلاعاتي آنها طي كردم و آنها به نوعي راضي شدند كه وضعيت من را از حبس در سايت نظامي به حبس خانگي تغيير دهند.
اين پژوهش درباره اين سايت نظامي گفت: احتمال ميدهم اين سايت نظامي در اطراف واشنگتن يا در اطراف پنتاگون قرار داشت.
اميري گفت: بعد از اين توافق كه به صورت صوري انجام شد به اين نتيجه رسيدند كه شايد اميدي هست كه در آينده با آنها همكاري رسانهاي داشته باشم. من دنبال اين بودم از چه راهي امكان دارد با كشور، خانواده و دوستان تماس برقرار و درخواست كمك كنم.
اين پژوهشگر ايراني افزود: در اين پروسه 6 ماهه به گونهاي رفتار ميكردم كه آنها فكر ميكردند من يك برنامه ريزي بلندمدت براي حضور در آمريكا دارم. حتي به صورت صوري من را در دانشگاه «نوا» در ايالت ويرجينا ثبتنام كردند. آنها در حال اجراي سناريوي پناهندگي من بودند و با توجه به اينكه دولت جمهوري اسلامي از طريق كانالهاي بينالمللي اين قضيه را دنبال ميكرد و آنها فشار سياسي قضيه من را احساس كرده بودند و بعد از اينكه سناريوي تبليغاتي كه مدنظرشان بود موفق نشد، در مورد سناريوي پناهندگي من كار كردند.
وي در توضيح بيشتر گفت: اسناد و مداركي را به من دادند و بدون درخواست من و بدون تكميل فرمهاي مرسوم اداري، اين كار را صورت دادند. حتي يك گواهينامه رانندگي به من دادند. علاوه بر اين بدون خواست من يك شماره ملي براي من صادر كردند. هدفشان اين بود كه سناريوي پناهندگي من را طبيعي جلوه دهند. اين مدارك به اسم واقعي من بود.
اميري اضافه كرد: سازمان اطلاعاتي ايران موفق شد با من تماس برقرار كند و امكانات لازم را براي تهيه فيلم اول در اختيار من قرار دهند. فيلم اول تهيه شد كه آن زمان من در شهر «توسان» در ايالت آريزونا بودم. بعد از تهيه اين ويدئو و رسيدن آن به دست نيروهاي اطلاعاتي ايران، دولت آمريكا متوجه اين ضربه اطلاعاتي شد. ساعت 2 و نيم شب FBI به همراه سازمان اطلاعاتي آمريكا بدون ارائه هيچگونه مجوزي وارد محلي كه من در آنجا بودم شدند و به من دستبند زدند و من را با صورت كف اتاق خواباندند. فردي كه لباس FBI را به تن داشت اسلحهاش را روي سر من قرار داد و تهديد كرد و گفت شما عليه امنيت ملي آمريكا با سازمان اطلاعاتي كشور متخاصم تماس گرفتهايد.
وي ادامه داد: پس از آن من را بدون هيچ توضيحي از شهر توسان به شهري در ايالت ويرجينا منتقل كردند. هنوز فيلم اول منتشر نشده بود و آنها از اين ميترسيدند كه ايران هر لحظه اين فيلم را منتشر كند و باعث رسوايي آنها شود. از آن زمان فشار رواني به من وارد كردند.
اين پژوهشگر ايراني گفت: در زماني كه سازمان اطلاعاتي كشور (ايران) با من ارتباط برقرار كرده بود توانستم يكسري اسناد و مدارك را به آنها منتقل كنم و ايران مدارك متقني را در دست داشت كه من در داخل خاك آمريكا هستم و هر اتفاقي ميافتاد با توجه به فيلمي كه توسط من تهيه شده بود آمريكاييها بايد پاسخگو بودند.
وي اضافه كرد: به دليل ترسي كه سازمان اطلاعاتي آمريكا از انتشار اين فيلم داشت به اين نتيجه رسيدند كه فيلم دومي را تهيه كنند تا فيلم اول را خنثي كند.
اميري خاطرنشان كرد: بعد از انتقال من از شهر توسان به ايالت ويرجينا، آمريكاييها به دنبال تهيه فيلم دوم بودند و سناريوهاي مختلفي را مطرح كردند. يكي از سناريوها اين بود كه من با اين بيان كه دولت جمهوري اسلامي خانواده من را گروگان گرفته و تحت فشار رواني هستم، مجبور شدهام فيلم اول را تهيه و براي ايران ارسال كنم.
اين پژوهشگر اضافه كرد: آنها گفتند اگر اين قضيه را مطرح كني ما يك كمپين رسانهاي به راه خواهيم انداخت و از شما حمايت خواهيم كرد و به نوعي علاوه بر خنثي كردن نوار اول، يك بار حقوق بشري نيز به اين قضيه بدهند.
اميري ادامه داد: آنها از من خواستند كه در ويدئو دوم اعلام كنم كه خانوادهام تحت فشار هستند كه من زير بار نرفتم. من با سازمان اطلاعاتي كشور تماس داشتم و از سلامت خانوادهام در آن لحظه مطمئن بودم. پس از آن با لطف خدا و سازمان اطلاعاتي كشور موفق شدم تماس تصويري كوتاهي با همسرم داشته باشم.
وي با بيان اينكه اطمينان كامل به نظام جمهوري اسلامي داشتم، اظهار داشت: نظام به من اطمينان داشت كه من پناهنده نشدهام و موضوع ربايش من را با شدت پيگيري ميكرد و اعتماد دو طرفهاي در اين زمينه وجود داشت.
اميري گفت: آنها موضوع ديگري را مطرح كردند مبني بر اينكه به دروغ اعتراف كن كه مامور سازمان اطلاعاتي ايران هستي و همه اتفاقاتي كه در اين مدت رخ داده سناريويي بوده كه از طرف سازمان اطلاعاتي ايران انجام شده است.
اين پژوهشگر ايراني گفت: به من گفتند اگر اعتراف كني كه مامور اطلاعاتي ايران هستي به عنوان يك جاسوس كه در كشور ديگري دستگير شده، ميتوانيم شما را با 3 جاسوسي كه در مرز عراق با ايران دستگير شدهاند مبادله كنيم و اين يك روال عادي بين دستگاههاي اطلاعاتي دنياست و هيچ مشكلي براي شما ايجاد نخواهد شد.
وي يادآور شد: اصطلاحاتي كه آنها به كار بردند مويد اين قضيه بود كه اين 3 نفر جاسوس هستند. به من گفتند بدون هيچ مشكلي ميتوانيم شما را از خاك آمريكا به يك كشور ثالث منتقل و از آن طريق بحث مبادله را به پيش ببريم كه من احساس كردم در اين قضيه يك نيرنگ و شيطنت از طرف سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا وجود دارد. چون دستشان خالي بود و احتمال ميدانند دولت جمهوري اسلامي ويدئو اول را منتشر كند، در موضع ضعف قرار گرفتند و متني را آماده كردند و گفتند كه بر اساس اين متن مصاحبه انجام دهم.
اميري درباره اين متن گفت: در اين متن واقعيت را گفته بودند كه من يك پژوهشگر ساده فيزيك بهداشت هستم و عليه كشورم اقدامي را انجام ندادم و دلم براي خانوادهام تنگ شده است البته دولت آمريكا جملاتي را به اين متن اضافه كرد كه من در اينجا آزاد هستم و براي ادامه تحصيل به آمريكا آمدهام.
وي ادامه داد: من جملات را از روي يك السيدي كه در آن جا قرار داشت ميخواندم. متن اول متن انگليسي بود كه بعد از ضبط نوار به اين نتيجه رسيدند كه تاثيرگذار نيست. در نهايت مجبور شدند متن فارسي تهيه كنند، كه از همان متن انگليسي و كلمه به كلمه آن را ترجمه كردند. به دليل عدم آشنايي آنها با فرهنگ ايراني، سعي نكردند كه از اطلاعاتي استفاده كنند كه با فرهنگ ما تطبيق داشته باشد.
اين پژوهشگر اضافه كرد: باز هم جرات انتشار اين ويدئو را نداشتند زيرا متني كه كه تهيه شده بود فاقد كارايي لازم بود. ايران به سرعت فيلم اول را منتشر كرد و به آنها شوك وارد شد و مجبور شدند ويدئو دومي كه به حالت تصنعي و غير واقعي تهيه شده بود در يوتيوب قرار دهند و آنقدر اين فيلم ضعيف بود كه حتي مسئوليت انتشار آن را قبول نكردند. در حالي كه ايران به صورت رسمي فيلم اول را منتشر و به عنوان سند رسمي و با اصالت مطرح كرد.
اميري ادامه داد: بعد از انتشار ويدئو دوم متوجه شدند بازنده بازي هستند و از طرف ديگر شرايط من كاملا نامعلوم بود و آنها نميتوانستند به صورت منطقي تصميمگيري كنند. من ميترسيدم كه كاري انجام دهند. وضعيت به گونهاي بود كه نشان ميداد كنترل اوضاع كاملا از دستشان خارج شده است.
وي گفت: موفق شدم در تاريخ 24 خرداد 89 در شهر استرلينگ در ايالت ويرجينا از دستشان فرار كنم. سازمان اطلاعاتي آمريكا به مدت 24 ساعت به دنبال من ميگشت و حتي باورشان نميشد كه چنين اتفاقي رخ داده باشد. پس از اين قضيه دفتر حافظ منافع ايران در واشنگتن را تحت نظر قرار داده بودند و من در طول اين مدت 24 ساعته موفق شدم به يك كافي نت مراجعه كنم و ويدئو سوم را كه تير خلاصي به پيكره پوشالي اين سازمان اطلاعاتي وارد ميكرد، تهيه كنم. بعد از گذشت 24 ساعت من را پيدا كردند و ميخواستند من را به FBI تحويل دهند كه گفتم ويدئو سومي تهيه كردهام و براي ايران ارسال شده و هر لحظه امكان انتشار آن وجود دارد. بعد از اين اتفاق به من گفتند كه ميخواهند پرونده اين قضيه را ببندند و من را به ايران باز گردانند. من به آنها اعلام كردم با توجه به اينكه يك شهروند ايراني هستم بايد از لحاظ حقوقي من را به دفتر حافظ منافع ايران در واشنگتن تحويل دهند كه آنها مخالفت كردند.
اميري درباره ويدئو چهارم اظهار داشت: آنها لپ تاپي را در اختيار من قرار دادند و گفتند كه در اين فيلم اين جمله را مطرح كنم كه حالم خوب است و به زودي به كشور برميگردم با اين استدلال كه در صورت انتشار اين ويدئو، ايران فيلم فرار من را منتشر نخواهد كرد و منتظر خواهد ماند تا من به كشور بازگردم. به من گفتند كه ما پروسههاي بازگشت شما به كشورتان را انجام ميدهيم و در اولين فرصت شما را از خاك آمريكا خارج ميكنيم.
اين پژوهشگر ايراني اضافه كرد: اين پروسه يك ماه به طول انجاميد. آنها در اين مدت عنوان ميكردند كه ما از طريق كشورهاي ديگر تلاش ميكنيم شما را به ايران بازگردانيم، منتهي برخي از كشورها با توجه به تبعات سياسي و تبليغات رسانهاي كه نسبت به شما وجود دارد دچار تعلل ميشوند و نميخواهند خودشان را درگير اين مسئله كنند.
وي افزود: هر روز با من جلسهاي مفصل داشتند و اين صحبت را مطرح ميكردند كه اگر برنگردي به هر كشور اروپايي كه مايل هستي، شما را خواهيم فرستاد.
وي تصريح كرد: من از بدو ورود به خاك آمريكا تا زماني كه به دفتر حافظ منافع ايران رفتم كاملا تحت نظارت و كنترل نيروهاي امنيتي آمريكا بودم و هيچ وقت آزاد نبودم. مدارك و مستنداتي نيز در اين زمينه دارم كه اين قضيه را اثبات ميكند. شمارههاي خودروهاي كه نيروهاي امنيتي آمريكا من را با آن جا به جا ميكردند در اختيار دارم و موفق شدم شماره دو خودرو را يادداشت كنم.
اميري اضافه كرد: اگر افرادي كه من را تحت بازداشت قرار دادند جزو سازمان اطلاعاتي آمريكا نيستند دولت آمريكا بايد اين قضيه را بررسي كند چرا كه براي وجهه آمريكا زشت است كه در داخل دولت اين كشور دولت ديگري وجود دارد كه كارهايي انجام ميدهد كه باعث بدنامي دولت آمريكا ميشود. اگر هم اينها سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا هستند، سند محكمي است كه ادعاي دولت آمريكا مبني بر اينكه من در آمريكا آزاد بودم را رد ميكند.
ادامه دارد...
انتهاي پيام/خ
خبرگزاری فارس