صفحه 21 از 32
ارسال شده: شنبه ۲۲ تیر ۱۳۸۷, ۱۲:۳۲ ب.ظ
توسط HARD
عشق یعنی انفجار احساسات
عشق رازي است مقدس.
عشق گاهي رويش برگ است در تنپوش خاک
عشق يعني شب نيايش با خدا
عشق يعني کلام خدا
عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است
عشق افسانه نيست آنكه عشق آفريد
عشق با روح شقايق زيباست.
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید
عشق ساكت است
از گل پرسيدن عشق چيست، گفت:پرپر شدن
عشق جرقه سوزان و سرگردانی است
عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني ...
____________________________________
ارسال شده: جمعه ۲۸ تیر ۱۳۸۷, ۸:۳۱ ب.ظ
توسط Mohammad 1985
عشق چیزیه که هوا و هوس به هیچ وجه درش راهی نداره عشق چیزیه که امروزه خیلیا اونو اشتباه میگیرن عشق چیزیه که میتونه انسان رو نابود کنه حتی اگه به ظاهر زنده باشه میشکه با اینکه بدنت هنوز زندس و داره نفس میکشه عشق چیزیه که میسوزونه در حالی که خاکستری ازت نمی مونه عشق چیزیه که استخوانها رو خورد میکنه در حالی اونها به نظر سالم میان عشق چیزیه که هیچ کس صدای شکستنت رو نمی شنوه عشق چیزیه که بر خلاف کسانی که میگن گرسنگی نکشیدی تا عاشقی یادت بره گرسنگی رو از یادت میبره عشق چیزیه که در کمترین زمان ممکن عقل رو نابود میکنه عشق چیزیه که در کوتاه ترین زمان همه چیز رو عوض میکنه عشق چیزیه که احساس رو به اوج میرسونه آری این عشق است از اسرارآمیزترین آفریده های پروردگار آه دوباره این بغض گلوم رو فشار میده بغضی که ماهاست با من همدمه توی غروب این جمعه غمگین چه غریبانه هوای گریه دارم هر چند که دیگر اشکی ندارم هر چند که دیگر چیزی ندارم هر چند که هستم ولی دیگر وجود ندارم ...
فقط یه عاشق میفهمه من چی میگم ( بازم میگم درد دل سوخته را دل سوخته داند )
غم عشقت بیابون پرورم کرد
هوای بخت بی بال و پروم کرد
بمو گفتی صبوری کن صبوری
صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد
ارسال شده: شنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۷, ۱:۲۹ ق.ظ
توسط M0H@mM@d
عشق یعنی بوسه ی بی شهوت
عشق یعنی نگاه بی هوس
عشق یعنی جان دادن به خاطرش
عشق یعنی طاقت نداشتن در برابر ناراحتیاش
عشق یعنی اونی که واقعا دوستش داری و واسش میمیری
ارسال شده: شنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۷, ۱:۳۱ ق.ظ
توسط M0H@mM@d
عشق يعني استخوان و يک پلاک***سال هاي سالها تنها زير خاک
عشق يعني انتظار منتظر
عشق يعني يعني گريه هاي حيدري
عشق يعني خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا
عشق يعني رگ بريده ي حسين و دستان بريده ي ابا الفضل
ارسال شده: شنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۷, ۲:۴۰ ق.ظ
توسط fereshteh blue
عشق، هر جا رو كند آنجا خوش است.
گر به دريا افكند دريا خوش است.
گر بسوزاند در آتش، دلكش است.
اي خوشا آن دل، كه در اين آتش است.
تا ببيني عشق را آيينهوار
آتشي از جان خاموشت برآر!
هر چه ميخواهي، به دنيا در نگر
دشمني از خود نداري سختتر!
عشق پيروزت كند بر خويشتن
عشق آتش ميزند در ما و من.
عشق را درياب و خود را واگذار
تا بيابي جان نو، خورشيدوار.
عشق هستيزا و روحافزا بود
هر چه فرمان ميدهد زيبا بود.
ارسال شده: چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۱۷ ب.ظ
توسط FREE MAN
ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۰۸ ب.ظ
توسط FREE MAN
رنجر جان سالمي؟؟؟؟؟
ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۸:۳۱ ب.ظ
توسط vesta200
عشق فقط ذوب شدنه و بس .مثل يه شمع . ميدوني يعني چي؟

ارسال شده: دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۴۵ ب.ظ
توسط dr_mehdi57
عشق يعني زندگي را باختن * * * * * چند سالي بي دليل با هر الاغي ساختن
ارسال شده: سهشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷, ۹:۵۸ ق.ظ
توسط renger
سلام.
سالم؟ از نظر جسمي آره ولي عقلي فکر نکنم.
هيچي ديگه سه هفته پيش بعد از اون قضيه يه بار ديگه رفتم مغازشون ولي چيزي نگفتم البته يه خورده سرد برخورد کرد معلوم بود که ناراحت شده خب چيکار ميکردم؟؟؟ اون دي ويدي هايي که دفعه قبل گذاشته بودم بهم داد و گفتم 3 تا ديگه نگاهم کردو گفت الکي نخرين. گفتم الکي؟ گفت نه دي وي دي نخرين دارين الکي ميخرين گفتم واسه شما چه فرقي مينه از اون انکار و از من اصرار. آخرش هم 3 تا دي وي دي داد و خداحافظي کردم داشتم ميرفتم گفتم خانم... بابت رفتارم معذرت ميخوام اون هم اختيار دارين خداحافظ...
از اون روز به بعد ديگه نشد برم مغازشون نه اينکه نخوام موقعيت جور نشد هميشه مغازشون شلوغه يا باباش هست يا اون همکارشون به هر حال نشد. الان حدودا 3 هفته اي ميشه که نميرم.
ميترسم اون فکر کن من پا پس کشيدم يا منصرف شدم. اميدوارم اينطور نباشه.
به نظر شما اگه اون واقعا به من علاقه مند باشه اين مدت که نرفتم نظرش درباره ام عوض ميشه يا فراموشم ميکنه؟؟؟

ارسال شده: سهشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۱۹ ق.ظ
توسط fereshteh blue
سلام
مطمئن باشين اگر دوستون داشته باشه سه هفته که هيچي هيچ وقت فراموشتون نمي کنه اما بايد بهش ثابت کنين ممکن يه وقت فکر کنه شما دوستش نداري
براتون آرزوي موفقيت مي کنم
ارسال شده: سهشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۱۳ ب.ظ
توسط nodet
سلام
دوستان من يه بار در اين تاپيک نظر دادم
من الان يه حس خوبي دارم با يه تجربه ي جديد!
renjer عزيز!
خوش به حالتان که چنين قلب پاکي داريد،آخه ميفهمم چي ميکشيد!
بعضي وقت ها(البته شايد هم هميشه)وقتي به طرف فکر مي کنيد حس ميکنيد که قلبتون الانه که بياد تو دهنتون!
مي فهميد!
بعدشم فکر ميکنيد(البته فقط فکر!)که طرف دوستون نداره و از اين چيزا که سراغ هر کي مياد!
اما چون من دخترم!!ميخوام بگم ذاته دخترا اينطوريه،که وقتي مي بينند يکي بهشون علاقه داره تا مدتي(نه هميشه)خودشون رو مي گيرند!
حالا بماند که طرفتون چقدر مقاومت داره!
اما مطمئنم که الان جوانه عشقتون در دل او افتاده و فردا پس فردا است که تبديل به درخت تنومندي بشه!
توصيه ميکنم به خ.دتون زياد سخت نگيريد ،من ميدونم چون شما شروع کننده ي اين آشنايي هستيد ممکنه وضعيتون با او متفاوت باشه.
شبيه همين مسئله برا من اتفاق افتاده بود که بعد مدتي ديدم طرف صادقانه و خالصانه و بيشتر از اوني که فکرشو کنيد دوسم داره!
طرف منم از اون يک يکدونه هاست!
در ضمن ميتونيد تلفني با اون حرف بزنيد،حتمآ شما قصدتان خير است!
زياد سخت نگيريد انشاا...حل ميشه.
