صفحه 4 از 4

ارسال شده: دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۵, ۱۱:۴۲ ب.ظ
توسط Sardar
1234567 نوشته شده:
Sardar نوشته شده:اي بابا يک اعتراف نامه کوچک بود که خودم الان دلم واسشون مي سوزه که چقدر حالشون رو مي گرفتم :grin: به خدا پشيمونم (الان مي گيد توبه گرگ مرگه :eek: )
یک بخش دیگر از اعتراف نامه دوران راهنمایی:
معلم ها به من اعتماد می کردند و برگه های امتحانی را جهت اصلاح در اختیار من قرار می دادند(حتی برگه خودم را) به خودم 20 می دادم به بقیه هم 0.25 هم اضافه نمی کردم هم که هیچ از بعضی ها عیب الکی هم می گرفتم :sad: :lol: :grin:


اين تازه كوچيكشه؟؟؟؟؟؟ 8)


شنیدی میگن بعضی ها جنبه قدرتمند شدن رو ندارند :-(
من هم از همان تبار بودم :-(
البته پس از حادثه ای کم کم اخلاق و رفتارم عوض شد و خوشبختانه این روال هنوز رو به جلو است :-(

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵, ۱۲:۱۳ ق.ظ
توسط torabi89
ميگم سردار جان شما الان اينجا مديري اين بيجنبه بودن تاثيري روت نزاره !! :grin: :grin: :-)