Frogfoot عزيز به نظر شما ما بايد چه روشي در قبال حکومت هايي مانند شيخ نشين امارات يا سعودي در پيش
بگيريم و حق داريم يا نداريم که حقمان را از 8 سال جنگ و ويراني از عراق بگيريم کما اينکه کشور کوچک و ثروتمندي
مانند کويت با تمام قدرت حقش را از عراق گرفته و مي گيرد.
شما شیوخ حاشیه خلیج فارس را از کی شناختید؟ غیر از این بود که اسم بعضی از آنها را فقط بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران برای اولین بار شنیدید؟! چرا ناگهان بعد از انقلاب مطرح شدند؟ برای اینکه یکدفعه احساس قدرت کردند؟! نه، برای اینکه نوکر کشور دیگه ایی بودند، و اربابشان از آنها خواست که فعال بشند. اگر شما الان کویت می بینی، برای این هست که آمریکا می خواست جاپای خود در منطقه را قوی کند. اگر امارات می بینی، بحرین می بینی، قطر می بینی، همه بخاطر تقویت جاپای آمریکا هستند. شما فکر می کنید اگر آمریکا نبود، امارات حرفی داشت؟ کویت حرفی برای گفتن داشت؟ قطر حرفی برای گفتن داشت؟! خیر، هیچکدام حرفی نداشتند. الان هم ندارند، بلکه مجبورند بخاطر اربابشان پارس کنند. به فرض که شما موفق شدید همه آنها را تار و مار کنید، آیا مشکلات شما حل می شود؟! خیر، چون اینها نوکر کشور دیگری بودند. اگر شما کل همسایگانتان را هم شکست بدهید، باز مشکل شما حل نمی شود، چون دشمن اصلی کشور دیگه ایست! برای همین هم هست که گفته میشه مشکل اصلی ما شیوخ عرب نیستند! شیوخ عرب از یک طرف حکومتشان وابسته به تار عنکبوت است و با کوچکترین تحرک داخلی از هم می پاشند، از یک طرف نوکر دشمنان اصلی ما هستند. شما دنیایی هم که اینها را بکشید ولی به دشمن اصلی توجه نکنید، پیروز نشدید. ولی اگر ریشه دشمن اصلی را خشک کنید، اینها خودشان به پارس کردن می افتند.
يادمه احمدي نجات بعد از يكي از گزارشاي البرادعي گفت كه ديگه پرورنده انرزي اتمي به خوبي تموم!!!!!!شد و ما از اين به بعد به مشكلات جهان بپردازيم!!!وقتي تفكر رييس جمهور مملكت اينه چه انتظاري از رسيدگي اشون به وضع كشور و عزتش و احترامش دارين؟
همينه كه اعراب هم مارو به مسخره ميگيرن...
مشکل شما و دوستانی که اندیشه شما را دارند این هست که فکر می کنید اگر به گوشه ایی بخزید و بگویید ما با کسی کاری نداریم، فقط به فکر آباد کردن مملکت خودمان هستیم، دیگران هم بی خیال شما می شوند، و می روند پی کار خودشان! در حالی که دیگران برای شما برنامه دارند، و شما چه بخواهید چه نخواهید دنبال برنامه هایشان هستند.
به يک سوال اساسي رسيديم که اگر مي خواهيم ابرقدرت شويم ابتدا بايد از مرز هاي سرزميني خود شروع کنيم نه اينکه با تورم نزديک به 30% طبق اعلام رسمي بانک مرکزي -اقتصاد متکي به نفت که در بودجه رسمي 52% سهم هزينه هاي دولت را نفت تشکيل مي دهد.البته بدون متمم بودجه ها که درصد بيشتري از صندوق ذخيره ارزي را مي بلعد.
دوست عزیز، مناقشه در جزئیات کار نیست، بلکه در هدف است. شما آخر هدفتان این است که مثلا ایران مشکل اقتصادی نداشته باشد، مسلح به انواع سلاح های جنگی باشد، مردم ایران در رفاه باشند. با این هدف هم به قول خودتان سعی می کنید که مشکلات داخلی را برطرف کنید. ولی در عمل می بینید که هر وقت تلاشتان به نتیجه گرفتن نزدیک می شود، یک بحران جدید بر علیه شما شروع می شود، یک اتفاق جدید، یک مسئله جدید که تلاش شما را نقش بر آب می کند. چرا؟ چون دشمنی دارید که از هر چیزی برای نابودی شما و توقف شما استفاده می کند. خسته هم نمی شود، با شکست های مختلف هم از رو نمی رود، بلکه بعد از هر شکستی، قوای قوی تری آماده می کند، و اگر از یک راه به بن بست رسید، از راه دیگر وارد می شود. مثل این می ماند که شما بخواهید در ساحل دریا برای خودتان از شن قلعه درست کنید. تمام فکر شما بر روی طرح قلعه و چگونگی ساخت آن است، در حالی که از موج دریا غافلید. سعی می کنید قلعه را بسازید، ولی هر بار موج دریا آن را نابود می کند. از این ماجرا درس نمی گیرید، سعی نمی کنید با موج به مقابله بپردازید، بلکه مدام همان کار سابق را تکرار می کنید، و مدام هم قلعه شما خراب می شود، بعد از بد بودن شن، ناتوانی دستانتان، وضع آب و هوا، و هزار و یک چیز دیگر ایراد می گیرید، ولی باز هم متوجه موج دریا نمی شوید! در حالی که باید می گفتید تا وقتی این موج هست، قلعه من قلعه نمی شود، باید اول برای این چاره اندیشی کنم، بعد به فکر ساخت قلعه باشم!
البته این فقط یک مثال دم دستی بود، در عمل، دشمن ما بسیار زیرک تر از موج دریا ست، و از همه جهت هم حمله می کند.
وقتی فقط روی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تمرکز می کنید، مثل آن است که بخواهید شاخ و برگ یک پیچک را قطع کنید، به امید آنکه دیگر به پای شما نپیچد، در حالی که هر چقدر که این شاخ و برگ را قطع کنید، پیچک شاخ و برگ های بیشتری را ایجاد می کند، غیر از اینکه ریشه پیچک را بسوزانید و برای همیشه از شرش راحت شوید!
این تفکر استراتژیک است که موجب موفقیت می شود. برای همین هم هست که شما می بینید تمام ملت های موفق دنیا اهداف استراتژیک چند ده ساله دارند، و همه پیروزی ها و شکست های خود را با توجه به آن بررسی می کنند. تفاوت این نگاه با نگاه شما در این است که شما می گویید قدم اول را برداریم، بعد درباره هدف صحبت کنیم! در حالی که در این دیدگاه گفته می شود که تا وقتی هدف نهایی مشخص نباشد، قدم برداشتن معنی ندارد، چون هر کس می تواند در هر جهتی قدم بردارد، و مدعی باشد که قدم مثبتی برداشته است! در حالی که قدم مثبت فقط زمانی معنی دارد که هدف نهایی مشخص باشد، و قدم ها هم برای رسیدن به آن هدف نهایی باشد. برای همین هست که مثلا شما می بینید صهیونیسم از چند صد سال قبل یک هدف نهایی برای خود ترسیم می کند، و در طی قرون مختلف با تدبیر به سمت آن می خزد، بطوری که اگر در نیمه دوم قرن بیستم جمهوری اسلامی ظاهر نشده بود، کل جهان را می بلعید. اینها اگر می خواستند با تفکر مقطعی شما پیش بروند، هنوز باید توسری خور مسیحیان می بودند!
من برایتان آیه و حدیث آوردم که بگویم این فقط یک تفکر استراتژیک نیست، بلکه از نظر دینی و مذهبی هم در قبال این هدف مسئولیم. حالا شما هم اگر آیه یا حدیثی دارید که این تفکر را نفی می کند، یا تفکر شما را اولی بر این تفکر می شمارد، می توانید به آن استناد کنید، من از آن استقبال می کنم.
مي دانم که حرف مرا سريع رد ميکنيد چون استنادتان فقط به منابع سانسور شده داخلي ولي در زمان جنگ قضيه ايران کنترا را نبايد از ياد برد...
در زماني که مي گفتيم مرگ بر آمريکا...آمريکا با 408 موشک و قطعات يدکي هواپيما داد.البته احتمالا اين موضع را رد مي کنيد.چون منابع شما فقط داخلي است و از زير تيغ سانسور رد شده اند...
شما که مدعی هستید روی هوا حرف نمی زنید، چطور به این نتیجه رسیدید که منابع من داخلی است؟! برخلاف تصور شما، من هر چند هفته یک بار به روزنامه ها و سایت های خبری ایرانی سر می زنم، ما بقی وقتی که صرف خواندن اخبار می کنم را به اخبار روزنامه های اسرائیل، روزنامه ها و سایت های خبری Main Stream آمریکا، سایت های مستقل خبری غربی، و عربی، و پست های دوستانی مثل شما در انجمن های مختلف فارسی یا اانگلیسی مرتبط با ایران می کنم.
این چیزهایی هم که من به شما گفتم، فقط من بهش نرسیدم، بلکه در غرب هم خیلی ها درباره اش بحث کرده اند، حتی کتاب نوشته اند، و یا سایت هایی برای اطلاع رسانی مردمشان بطور مستقل تشکیل داده اند. یک نمونه معروفش که در ایران هم می توانید آثارش را پیدا کنید، همین خانم Grace Halsell نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی هست که یکی از کتاب های معروفش در این زمینه، با نام Prophecy and Policy در ایران با نام تدارک جنگ بزرگ ترجمه و چاپ شده. یا مثلا همون گرترود بلی که ازش صحبت کردم، در منابع ایرانی (یا بقول شما داخلی) مطلبی ازش پیدا نمی کنید، جز اینکه بخاطر تسلط به زبان فارسی، و علاقه به ادبیات ایران، اشعار حافظ را یک قرن پیش به فارسی ترجمه کرده. متاسفانه یک جریانی در این سالها در ایران شکل گرفته و هر روز تقویت میشه، که فکر میکنه کسانی که صحبت از دین یا نگرش دینی می کنند، افرادی متحجر هستند یا منابع اطلاعاتی شان محدود به چند روزنامه داخلی است، ولی روشنفکران افرادی هستند که یا دم از هایدگر و هگل و کانت و فروید می زنند، یا دم از داریوش و کوروش و ایران عهد عتیق! نه، دوست عزیز، اون ور آب هم که برید، می بینید که با دیدگاه مذهبی برنامه ریزی می کنند، و برای اهداف مذهبی خودشان جنگ ها به راه می اندازند. آنجا هم که برید، می بینید که در حالی که متفکرین ما با فلاسفه عهد دقیانوس خود را مشغول کرده اند، در حال بسط علوم انسانی و نفی برخی از اندیشه های گذشته خود و منطبق کردن آن با واقعیتان موجود هستند. در کشور پیشرفته و بظاهر سکولاریی مثل آمریکا، نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به صراحت در نطق انتخاباتی خود حمله به عراق را ماموریتی از جانب خدا می داند، ولی شما تصور می کنید اینها اندیشه های تاریخ مصرف گذشته است! در همون کشور به ظاهر پیشرفته، رئیس جمهورش ریگان از پشتیبانی از اسرائیل با افتخار یاد می کند و می گوید: از اینکه توانسته قدمی در جهت تسریع ظهور مسیح بردارد، خوشحال است، آن وقت شما اندر خم یک کوچه ایید، و تصور می کنید دنیا با اندیشه هایی مشابه اندیشه های شما پیش می رود! برام جالب هست که حتی خیلی از متفکرین ما که با اندیشه باز به اروپا رفتند و به تحقیق پرداختند، وقتی برگشتند، از اینکه هنوز در ایران به علوم، نظریات، و اندیشه هایی که در اروپا تاریخ مصرفشان گذشته است، بها داده می شود، شوکه شدند!
نيروي هوايي مدرن و قدرتمند نيز بسيار مهم است.چرا خودمان را گول بزنيم در اين زمينه عقب افتاده ايم.اين واقعيتي است.در مصاحبه اي از رفسنجاني در مجله شهروند امروز خواندم که اميدوارم درست نباشد.وي گفت تکيه اصلي ما براي حراست از آسمان ايران هنوز اف 14 ها و وموشک هاي فونيکس است...
يعني چه؟يعني هنوز در 35 سال پيشيم...البته تلاشهاي زحمتکشان صنعت نظامي کشور قابل تقدير است و دست همه شان را مي بوسم...ولي حالا که عربستان و اسراييل در حال تجهيز به پيشرفته ترين جنگنده هاي روز جهان مانند يورو تايفون-اف 35 -اف 22 هستند ما نيز بايد به فکر باشيم...
اولا، اگر به مصاحبه چند ماه پیش شمخانی - که فکر کنم با خبرگزاری فارس بود - توجه کنید، می بینید که صراحتا اعلام کرد که در هنگام تدوین دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران، به این نتیجه رسیدند که نیروی هوایی فعلا نمی تواند نقش موثری در ایران داشته باشد، و حرکت در آن مسیر هم بسیار پر هزینه است، هم با توجه به توان هوایی دشمنان اصلی ایران، مناسب ترین میدان برای ضربه زدن به ایران است. به همین دلیل هم در استراتژی دفاعی جمهوری اسلامی ایران، تاکید بر روی توان بازدارندگی با استفاده از افزایش توان موشکی ست، نه با تاکید بر روی توان هوایی. این یک نکته را گفتم که متوجه باشید در یک مملکت همه خریدها، تولیدات، و غیره با توجه به یک استراتژی مشخص پیش می رود، نه اینکه چون فلان هواپیما قوی هست، پس ما هم داشته باشیم، خوب است! بلکه اول می پرسند، جایگاهش در استراتژی و دکترین ما کجا ست؟! پس تصور شما درباره تجهیز نظامی شاید از دید یک فرد محب مباحث نظامی جالب باشد، ولی از دید یک استراتژیست نظامی، جایگاهی ندارد.
و اما ثانیا، پاکستان را دیدید؟ توان نظامی اش از ما بیشتر است، چه در زمینه هوایی، چه در زمینه موشکی، چه از نظر توان هسته ایی. آمریکا یک گروه از اقوام پاکستانی را متهم به پناه دادن طالبان کرد. در روز مذاکره نماینده آمریکا با پاکستان هم به پاکستان حمله موشکی کرد! یعنی حتی اجازه نداد که مذاکره تمام شود، یا حرمتی برای مذاکره قائل شود. در حالی که حتی کشورهای دشمن هم در زمان مذاکره با هم آتش بس می کنند. آیا توان نظامی و بمب هسته ایی پاکستان توانست کاری برای آن انجام دهد؟ یا توانست موشک های آمریکا را دور کند؟!!
حالا به ایران نگاه کنید، خیلی قبل از پاکستان به این اتهامات و اتهامات بزرگتر از آن محکوم شده بود، دشمنی آمریکا با ایران هم که معرف حضور همه دوستان هست، ولی دریغ از یک تیر هوایی که از طرف آمریکا به آسمان ایران شلیک شده باشد! چرا؟ آیا آن چیزی که آمریکا را از این امر باز می دارد، صرفا چند عدد موشک است؟! یا اینکه عوامل دیگه ایی هستند که وزنه ایران را بدون داشتن بمب اتم، از کشورهای دارای بمب اتم برای آمریکا سنگین تر می کند؟ حتی اگر بخواهیم توان نظامی ایران در حال حاضر را با توان صدام در سال 1991 هم مقایسه کنیم، اگر نگوییم صدام تجهیزات بیشتری داشت، حداقل این دو نیرو با هم قابل مقایسه هستند. ولی آیا دیدید که آمریکا درنگی در حمله به صدام بکند؟! از همین دو مثال ساده می توان نتیجه گرفت که تجهیزات نظامی فقط بخش کوچکی از توان بازدارندگی یک کشور را تشکیل می دهند، هر چند از نظر شما که به جنگ افزار زیاد علاقه دارید، این بخش کوچک خیلی بزرگ به نظر برسد.
من سني ندارم 22 سالم است و لي ادعا نمي کنم به اندازه 50 سيسات مدار حاليم است که دنيا چه خبره...
چرا با پيش کشيدن بحث سن من قصد داريد زدن حرفي که مخالف عقايد شماست به غرور جواني ربط دهيد...
من جسارت نکردم. بلکه چون دیدم شما بدون توجه به سوالاتی که مطرح کردم و شبهاتی که عنوان شد، فقط حرف خودتان را می زنید، انگار نه انگار که مطلبی نوشته شده، گفتم شاید از تعصب - نه غرور - باشد. در هر حال، قصدم توهین نبود.
این رو هم عرض کنم که قصدم هم این نیست که نظر شما را تغییر بدم. قصدم فقط شفاف سازی بود، چون وقتی فردی شبهه ایی وارد میکنه، اگر بهش جواب داده نشده، فرد دیگه ایی که احتمالا در آن زمینه تخصص کمتری داره، ممکن هست همان شبهه را بدون استناد و دلیل کافی بپذیرد، خدای نکرده در تفکراتش مشکل بوجود بیاد.
موفق باشید