Re: نامه سرگشاده جمعی از کاربران سنترال به دیمیتری مدمدوف ..
ارسال شده: سهشنبه ۶ مهر ۱۳۸۹, ۱۲:۱۰ ق.ظ
ببخشید بر طبق چه منبعی شما میگید درخواست های دولت افغانستان توسط ارتش شوروی مورد قبول قرار نگرفت ؟! درسته که روسها خودشون زیاد مایل نبودند اما دیدیم که چندین لشگر برای کمک به ارتش افغانستان فرستاده شد ، در ثانی بجز یک گردان هوابرد که برای جلب توجه نکردن در هنگام ورود از لباس غیرنظامی استفاده کردند بقیه واحدها بصورت یونیفورم دار عازم افغانستان شدند ، کما اینکه برای بنده عجیبه که چجوری میشه یک لشگر مکانیزه با خودروهای نظامی و نفربر ها و تانک ها نقش غیرنظامی داشته باشند !!!
در مورد مسایلی مثل آبخازیا یا اوستیا و قره باغ هم نمیدونم چجوری این مساله ی تقسیمات کشوری بعد از فروپاشی رو به روسها ربط دادید !؟ در زمان بعد از فروپاشی که روسها قدرتی در کشورهای دیگر نداشتند که بخواهند تقسیمات کشوری را مشخص کنند ، بعد از فروپاشی در بسیاری از مناطق این درگیری ها بسبب اختلاف های قومی (مثل مساله ی قره باغ که اهالی آن بیشتر ارمنی بودند اما اقلیت آذری با حمایت ارتش بهتر سازماندهی شده ی آذربایجان کنترل آنرا بدست گرفتند)علت اصلی درگیری بوده ،وگرنه دو کشور میتونستند خودشون این قضیه رو حل کنند ، هرچند روسیه هم حداقل در این مساله دخالت چندانی جز فروش اسلحه به آذربایجان نداشت.
نه من انتظاری از ارتش گرجستان نداشتم ، گرجستان خودش با بی تدبیری رهبرانش وارد جنگی شد که از اول نه از لحاظ حقوق بین المللی نه از لحاظ نظامی برنده ی آن مشخص بود ، البته بتظر من ساکاشویلی در حد توهم روی کمک نظامی و سیاسی آمریکا و ناتو در این جنگ حساب کرده بود که ظاهرا محاسباتش غلط از آب در اومده .
حتی اگر این مقیاس نیروی فرستاده شده فقط تا جولای 1979 توسط ارتش سرخ (4 لشگر و چند گردان) رو با ارتش افغانستان که در همون زمان 11 لشگر (بیشتر لشگرها پیاده نظام بودند) داشت مقایسه کنیم باز هم این مقیاس نیرو از لحاظ سایز بیش از یک سوم ارتش افغانستان بوده که فکر کنم زیاد باشه !
نکته ی جالب حرف شما در بند اولشه ، میشه توضیح بدید که فردی که با ترور رییس جمهور منتخب مردم (از طریق یک انقلاب) و اجرای یک کودتای ضدانقلاب قدرت رو بدست میگیره براساس کدام قانون ، رییس جمهور قانونی است ؟؟
مثالهایی درباره ی حمله ی شوروی به مجارستان یا چکسلواکی مصداق حمله ی نظامی برای اشغال اون کشور به حساب نمیاد چراکه اون کشور جزیی از جمهوری های شوروی و در حقیقت بطور علنی تحت کنترل مسکو بودند و استقرار نیروهای شوروی در این کشورها بر اساس پیمان نظامی ورشو قانونی بوده ، هدف ارتش سرخ هم از اینکار سرکوب جنبشهای ضدکمونیستی در محدوده ی کشورهای شوروی بوده نه اشغال آن (کاری به بحث درست بودن سرکوب این جنبش ها ندارم ، فقط میخواستم ذکر کنم این حمله در حقیقت مساله ای داخلی بوده و طبق قوانین جمهوری های کمونیستی شوروی اشغال نظامی به حساب نمی آمده) منظور من از اشغال نظامی اشغال کشوری خارج از گروه کشورهای شوروی بدست ارتش سرخ بوده . آلبانی هم چون اعتقاد داشت از مفاد پیمان ورشو در این قضیه سرکوب مجارستان سو استفاده شده از پیمان خارج شد.
در مورد بحث S-300 ها هم من متوجه نشدم منظور از متفاوت بودن لانچرها چیه !!؟ بنده میگم نمونه ای از سیستم ایرانی که در رژه ی 29 فروردین نمایش داده شد بجز شاسی کشنده ی سیستم شباهت انکار ناپذیری با اس-300 داره که احتمال ساخت این سیستم بطور مهندسی معکوس شده رو قوت میبخشه همین.
در مورد مسایلی مثل آبخازیا یا اوستیا و قره باغ هم نمیدونم چجوری این مساله ی تقسیمات کشوری بعد از فروپاشی رو به روسها ربط دادید !؟ در زمان بعد از فروپاشی که روسها قدرتی در کشورهای دیگر نداشتند که بخواهند تقسیمات کشوری را مشخص کنند ، بعد از فروپاشی در بسیاری از مناطق این درگیری ها بسبب اختلاف های قومی (مثل مساله ی قره باغ که اهالی آن بیشتر ارمنی بودند اما اقلیت آذری با حمایت ارتش بهتر سازماندهی شده ی آذربایجان کنترل آنرا بدست گرفتند)علت اصلی درگیری بوده ،وگرنه دو کشور میتونستند خودشون این قضیه رو حل کنند ، هرچند روسیه هم حداقل در این مساله دخالت چندانی جز فروش اسلحه به آذربایجان نداشت.
نه من انتظاری از ارتش گرجستان نداشتم ، گرجستان خودش با بی تدبیری رهبرانش وارد جنگی شد که از اول نه از لحاظ حقوق بین المللی نه از لحاظ نظامی برنده ی آن مشخص بود ، البته بتظر من ساکاشویلی در حد توهم روی کمک نظامی و سیاسی آمریکا و ناتو در این جنگ حساب کرده بود که ظاهرا محاسباتش غلط از آب در اومده .
حتی اگر این مقیاس نیروی فرستاده شده فقط تا جولای 1979 توسط ارتش سرخ (4 لشگر و چند گردان) رو با ارتش افغانستان که در همون زمان 11 لشگر (بیشتر لشگرها پیاده نظام بودند) داشت مقایسه کنیم باز هم این مقیاس نیرو از لحاظ سایز بیش از یک سوم ارتش افغانستان بوده که فکر کنم زیاد باشه !
نکته ی جالب حرف شما در بند اولشه ، میشه توضیح بدید که فردی که با ترور رییس جمهور منتخب مردم (از طریق یک انقلاب) و اجرای یک کودتای ضدانقلاب قدرت رو بدست میگیره براساس کدام قانون ، رییس جمهور قانونی است ؟؟
مثالهایی درباره ی حمله ی شوروی به مجارستان یا چکسلواکی مصداق حمله ی نظامی برای اشغال اون کشور به حساب نمیاد چراکه اون کشور جزیی از جمهوری های شوروی و در حقیقت بطور علنی تحت کنترل مسکو بودند و استقرار نیروهای شوروی در این کشورها بر اساس پیمان نظامی ورشو قانونی بوده ، هدف ارتش سرخ هم از اینکار سرکوب جنبشهای ضدکمونیستی در محدوده ی کشورهای شوروی بوده نه اشغال آن (کاری به بحث درست بودن سرکوب این جنبش ها ندارم ، فقط میخواستم ذکر کنم این حمله در حقیقت مساله ای داخلی بوده و طبق قوانین جمهوری های کمونیستی شوروی اشغال نظامی به حساب نمی آمده) منظور من از اشغال نظامی اشغال کشوری خارج از گروه کشورهای شوروی بدست ارتش سرخ بوده . آلبانی هم چون اعتقاد داشت از مفاد پیمان ورشو در این قضیه سرکوب مجارستان سو استفاده شده از پیمان خارج شد.
در مورد بحث S-300 ها هم من متوجه نشدم منظور از متفاوت بودن لانچرها چیه !!؟ بنده میگم نمونه ای از سیستم ایرانی که در رژه ی 29 فروردین نمایش داده شد بجز شاسی کشنده ی سیستم شباهت انکار ناپذیری با اس-300 داره که احتمال ساخت این سیستم بطور مهندسی معکوس شده رو قوت میبخشه همین.