Re: دوست شدن با جنس مخالف خوب یا بد؟؟؟
ارسال شده: شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۱, ۷:۲۱ ب.ظ
کنترل غریزه تعریفی معتدل تر از سرکوب غریزه هست و مطمئن باشید مانور دادن با کلمات اصل قضیه رو عوض نمیکنه .
دوستی با جنس مخالف دارای اهداف و مطالباتی مشخص هست ( عاطفی , جنسی , روانی ... ) . پس دوستی های معمولی که بین زن و مرد شکل میگیره اگر این نوع مطالبات و اهداف درش جایی نداشته باشند یک نوع دوستی اجتماعی هست تا معاشرت با جنس محالف ! و من فکر کنم این نوع دوستی مقصودِِ این بحث نیست .
سئوال مشخص هست, آیا انسان خارج از چارچوب قانونی و مدنی ازدواج حق رابطه ای ( اخلاقا و قانونا قبل از ازدواج ) با مطالبات عاطفی و جنسی داره یا خیر .
نیاز به معاشرت با جنس مخالف طبیعی و مطلوب هست و به نظر من هیچ احساس ترس, گناه و اشتباهی هم نباید به نوجوانان و جوانان القاء و اعمال بشه. اینکه ما بخوایم فقط رابطه ای رو مقبول بدونیم که فقط و فقط به ازدواج ختم بشه هم کاملا غیر منطقی و نا ممکن هست .
اینکه وجود روابط قبل از ازدواج به بهبود وضعیت زناشویی در آینده منجر میشه یا خیر هم بحث دیگریست . ( به نظر من که این رابطه ها باعث سست تر شدن ازدواج ها میشه اما این موضوع رو نمیونیم مستقیما بسط بدیم به ناگوار بودن دوستی با جنس مخالف )
به هر جال اصل قضیه ی ازدواج هم پیروی یک هدف هست : ارضاء غرایز مختلف انسان .
ازدواج صرفا یک وسیله برای رسیدن به مطلوبات انسانی , اخلاقی و اجتماعی هست نه یک هدف عالی. در واقع ازدواج معلول یک علت هست و اون هم وجود امیال جنسی , روانی و ... به جنس مخالف در بشر .
نتیجتا اینکه اگر در این بحث به فکر سرکوب یا کنترل غرایز بشری باشیم در واقع علت تمامی این مطالب رو زیر سئوال بردیم .
از نظر من سرکوب و کنترل غزائز انسانی در شرایطی که میشود چارچوب های قانونی و اخلاقی حفظ بشه کاری بیهوده و با مضراتی زیاد هست .
دوستی با جنس مخالف دارای اهداف و مطالباتی مشخص هست ( عاطفی , جنسی , روانی ... ) . پس دوستی های معمولی که بین زن و مرد شکل میگیره اگر این نوع مطالبات و اهداف درش جایی نداشته باشند یک نوع دوستی اجتماعی هست تا معاشرت با جنس محالف ! و من فکر کنم این نوع دوستی مقصودِِ این بحث نیست .
سئوال مشخص هست, آیا انسان خارج از چارچوب قانونی و مدنی ازدواج حق رابطه ای ( اخلاقا و قانونا قبل از ازدواج ) با مطالبات عاطفی و جنسی داره یا خیر .
نیاز به معاشرت با جنس مخالف طبیعی و مطلوب هست و به نظر من هیچ احساس ترس, گناه و اشتباهی هم نباید به نوجوانان و جوانان القاء و اعمال بشه. اینکه ما بخوایم فقط رابطه ای رو مقبول بدونیم که فقط و فقط به ازدواج ختم بشه هم کاملا غیر منطقی و نا ممکن هست .
اینکه وجود روابط قبل از ازدواج به بهبود وضعیت زناشویی در آینده منجر میشه یا خیر هم بحث دیگریست . ( به نظر من که این رابطه ها باعث سست تر شدن ازدواج ها میشه اما این موضوع رو نمیونیم مستقیما بسط بدیم به ناگوار بودن دوستی با جنس مخالف )
به هر جال اصل قضیه ی ازدواج هم پیروی یک هدف هست : ارضاء غرایز مختلف انسان .
ازدواج صرفا یک وسیله برای رسیدن به مطلوبات انسانی , اخلاقی و اجتماعی هست نه یک هدف عالی. در واقع ازدواج معلول یک علت هست و اون هم وجود امیال جنسی , روانی و ... به جنس مخالف در بشر .
نتیجتا اینکه اگر در این بحث به فکر سرکوب یا کنترل غرایز بشری باشیم در واقع علت تمامی این مطالب رو زیر سئوال بردیم .
از نظر من سرکوب و کنترل غزائز انسانی در شرایطی که میشود چارچوب های قانونی و اخلاقی حفظ بشه کاری بیهوده و با مضراتی زیاد هست .
