به نام خدامدتی است میخواهم عرض کنم که چنین سریال ضعیفی توانایی انعکاس ذره ای از شخصیت بزرگ شهید بابایی راندارد
مصداقش هم اینکه سریال به مقداری صحنه های کلیشه ای عاشقانه و مقداری صحنه های پرازاشکال جنگی محدود شده
وبازیگر نقش شهید هم بسیار مصنوعی و سخیف بازی میکند
به صورت تصادفی دریکی ازمجلات دوخاطره ازان شهید والامقام دیدم که برای مقایسه شخصیت واقعی ایشان و شخصیت تصویری سریال خوب است
1-تبرکدرعملیاتی که به اتفاق شهیدبابایی درجزیره مجنون بودیم مزدوران بعثی اقدام به بمباران شیمییایی کردند.تعدادزیادی ازرزمندگان ما که مورد اصابت بمبهای شیمییایی قرارگرفته بودند دچارضایعات و جراحاتی شدند
به اتفاق ایشان اقدام به تخلیه برادران مجروح به پشت جبهه کردیم .دران حال وهوا دونفرازبرادران بسیجی را دیدیم که داخل گل ولای بودند ولحظات اخر عمر راسپری میکردند
شهیدبابایی درحالی که اشک درچشمانش جمع شده بود یکی ازاین رزمنده های بسیجی رادراغوش گرفت وبوسید.
دستی به سروصورت خود کشید وصلوات فرستاد .من به کارهایشان اعتراض کردم وگفتم:"مگر نمی بینید که اینها شیمییایی شده اند و نباید انها را لمس کرد؟" شهیدبابایی همانطور که مشغول فرستادن صلوات بود به من گفت:"پسرجان!تونمی دانی اینها تبرک هستند.نمی بینی چطور از چهره ابن برادر بسیجی درد میبارد؟خوشا به حالش که شهید شد."
برگرفته از کتاب "سیره شهدای دفاع مقدس 10"
2-خجالتهمراه با شهید عباس بابایی (معاونت عملیات فرماندهی نیروی هوایی ارتش)با یک وانت تویوتا به قرارگاه نیروی زمینی در غرب کشور می رفتیم .به نزدیکی های قرارگاه که رسیدیم درپیچ وخم کوهها درهرقدم دژبانی ایستاده بود.شهیدبابایی به من گفت :ببین این دژبانها برای چه اینجا ایستاده اند.من نزدیک یکی از انها شیشه را پایین کشیدم وپرسیدم :برادر برای چه اینجا ایستاده اید؟
دژبان گفت :گفته اندکه تیمساری به نام بابایی می اید دوساعت است که ایستاده ایم اما هنوز نیامده.
شهیدبابایی باشنیدن این حرف ناراحت شد وگفت:برادر فرمانده ات گفته اینجا بایستید؟
دژبان گفت:اره دیگه تواین افتاب کلی مارا علاف کرده اند ضدانقلاب هم اگه وقت گیربیاورند سرمارا می برند اصلا اینها بی خیالند.
شهید بابایی گفت:برادر.ازقول من به فرمانده ات بگو به فرمانده اش بگوید بابایی امد خجالت کشید وبرگشت.
سپس روبه من کرد و درحالی که عصبانی به نظر میرسید گفت:دوربزن برگردیم
بادیدن این صحنه احساس عجیبی به من دست داد.
نقل از حسن روشن برگرفته از سایت صبح
به کوشش حسین سنگی مجله روزهای زندگی شماره391 صفحه 34البته زحمات دست اندرکاران ساخت سریال ان شاء الله محفوظ و ماجور بماند
ولی در توصیف ابعاد عظیم شخصیت ان شهید بسیار عقیم است
واقعا شخصیت خاطرات منقول درکتاب پرواز تا بی نهایت کجا و شخصیتی که این سریال تصویر می کند کجا؟!!!!!!!اشکال های فنی هم که بماند
مثلا درقسمتهای اول دراتاق فرمانده عکسی نصب شده بود که یگ میگ-29 یوبی در پشت یک فانتوم بود
باتشکر
