ارسال شده: یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۵, ۱۰:۵۸ ب.ظ
این هم مطلبی بسیار مهم و هشداری برای اسرائیل . طبق این مصاحبه حزب الله موشکهای زلزال دو در اختیار داره و میتونه تمام نقاط فلسطین اشغالی رو هدف قرار بده ...
رزمندگان حزبالله از استادان ايراني جلو زدهاند
روايت محتشميپور از شناسنامه حزبالله
۱۲ مرداد ۱۳۸۵
«حزبالله لبنان پیروز جنگ است.»؛ این اظهارات علیاكبر محتشمیپور است كه با قاطعیت بیان میكند؛ كسی كه در كسوت وزیر كشور و سفیر ایران در سوریه برای تشكیل حزبالله لبنان در سالهای گذشته، بسیار زحمت كشید و از جان مایه گذاشت.
محتشمیپور در حال حاضر، دبیركل كنفرانس بینالمللی انتفاضه فلسطین است و همیشه دغدغه نخست او فلسطین و لبنان بوده است. محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز، نقل كرده است كه در جلسات مجمع، وقتی نقل اخبار است و نوبت به او میرسد، همه از محتشمیپور میپرسند: «از لبنان و فلسطین چه خبر».
گفتوگو در دفتر كار او انجام شد. تلویزیون بزرگی در دل دیوار كار گذاشته شده و او پياپي اخبار شبكههای عربی، به ويژه العالم را پیگیری میكند. او میگوید، خیلی با روزنامه میانهای ندارد، براي همين كم روزنامه میخواند و اگر هم تورقی كند، تنها تیترها را میخواند و نه بیشتر.
برای شروع جنگ بين لبنان و اسرائیل دو نظر وجود دارد؛ برخی معتقدند آغاز جنگ، از زمانی بود كه حزبالله، دو اسرائیلی را به اسارت گرفت. برخی دیگر آغاز جنگ را به زمانهای عقبتری میبرند و میگویند، پس از خروج اسرائیل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، همیشه درصدد حمله به لبنان بوده؛ شما كدام تحلیل را قبول دارید؟
آغاز جنگ اسرائیل علیه لبنان به صورت ظاهری و عملی، از چهارشنبه، حدود بيست روز پیش آغاز شد، اما مقدمات آن به گذشته دور برمیگردد.
در واقع، شما نظر دوم را میپذیرید، درست است؟
بله. من گمان میكنم، آمریكا نقش مؤثری در این اقدام اسرائیل داشته است، البته سران و رهبران اسرائیل نیز مایل به این كار بودند.
علل و عوامل این موضوع كه میفرمایید، چیست؟
باید برگردیم به داستان تصویب قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنیت. این قطعنامه، بندهای مختلفی داشت؛ برخی مربوط به سوریه و برخی ديگر نیز مرتبط با لبنان بود. و بند دوم آن، موضوع خلع سلاح حزبالله و گروههای فلسطینی را مطرح كرده است.
آیا ترور رفیق حریری تأثیری داشت؟
این ترور، موضوع را تشدید كرد كه دیدیم منجر به خروج نیروهای سوریه از لبنان شد. بدین ترتیب، بخشی از آن قطعنامه كه مربوط به سوریه بود، كاملا عملی و اجرا شد، اما در زمينه خلع سلاح «مقاومت»، تقریبا بيشتر جریانات سیاسی داخل لبنان با او مخالفت و آن را دخالت بیگانگان در امور داخلی لبنان تلقی كردند. حوادث متعددی نیز رخ داد؛ از جمله استعفای آقای عمر كرامی و آن انتخاباتی كه برگزار شد. تحت فشار آمریكا و غرب در آن انتخابات، آمریكا به خواستههایش رسید و اكثریت پارلمان را به دست آورد. آمریكاییها فكر میكردند با این موفقیت سیاسی در لبنان، میتوانند به ديگر اهداف خود دست يابند؛ از جمله منزوی كردن لبنان و خلع سلاح مقاومت. اما فضای عمومی لبنان و حتی مسیحیان، به گونهای بود كه اجازه چنین كاری را نداد. البته تدبیر و حكمت آقای سیدحسن نصرالله نیز نقش بسیار مؤثری داشت. به هر صورت، باعث شد كه آمریكا و طرفداران اسرائیل در این مرحله شكست بخورند. به همین منظور، مرحله جدیدی را تدارك دیدند و آن جنگ نابرابر نظامی بود. آنان با این كار میخواستند، با فشار آوردن به مردم و احزاب، حمایت آنها از «مقاومت» را بردارند تا سرانجام «مقاومت» را مجبور كنند، به خلع سلاح تن بدهد. براي همين، حجم بالای عملیات جنگی كه در این مدت صورت گرفته، نشان از برنامهریزی درازمدت دارد.
به عبارتی شما معتقدید، شبی كه حزبالله پیشدستی كرد و دو اسرائیلی را به اسارت گرفت، شب آغاز حمله نبوده؟
بله قطعا همينطور است؛ این تصمیم، تصمیم یك ساعت و یك روز نیست. آمادهسازی برای یك مانور، نیاز به چند ماه برنامهریزی دارد، چه برسد به آمادهسازی یك سیستم نظامی برای عملیات واقعی. قطعا آنهایی كه در عملیات نظامی هستند، میدانند كه با تصمیمگیری یكروزه امكانپذیر نیست كه یك عملیات هوایی، زمینی و دریایی را پشتیبانی و تدارك كرد. بنابراین، اسرائیل با هماهنگی آمریكا، اقدام به این كار كرد.
چرا آمریكا به دنبال این جنگ است؟ آیا این صرفا مربوط به فلسطین و لبنان میشود؟
آمریكاییها در اهداف و برنامههای خودشان، شكستهای پيدرپي را خوردهاند كه پاسخگوی افكار عمومی و مردمشان نیستند. چه در افغانستان، چه در عراق، سومالی، سودان و... هیچ دستاورد سیاسی نداشتند. به همین خاطر، زیر سئوال هستند. بوش و حزب جمهوریخواه به همین دلیل زیر فشار است و برای جبران مافات، میخواهد معادله خاورمیانه را به هم بریزد و خاورمیانه جدید را طراحی كند.
در جنگهای گذشته بین اسرائیل و اعراب، مقامات اسرائیلی در كمتر از ده بند به موفقیت میرسیدند، اما در این جنگ، هنوز نتوانستهاند به موفقیت نسبی برسند. آیا اسرائیل ضعیفتر از گذشته شده یا حزبالله بسیار قویتر از ارتش كشورهای عربی است؟
من نه مدعی هستم، حزبالله قویتر از ارتشهای منظم كشورهای عربی در جنگهای گذشته است و نه اسرائیل ضعیف شده. جمال عبدالناصر در سال ۱۹۶۷، جنگی را رهبری میكرد كه از نظر هوایی، زمینی، دریایی، ارتش اعراب خیلی قوی بود. ارتشهای اعراب، بسيار قوی بودند. اسرائیل نیز ضعیف نشده، بلكه قدرت نظامی آن، در سالهای اخیر، بیشتر از همه كشورهای عربی بوده و خود را برای رویارویی با كل خاورمیانه آماده كرده است. حتی با كمك آمریكا، سلاحهای پیشرفتهای را نیز در اختیار گرفته است؛ مثل همین سیستم ضدموشكی هوشمند كه امروز از آنها استفاده میكند.
پس علت این طولانی شدن جنگ چیست؟
حزبالله و مقاومت اسلامی در سیستم جنگهای چریكی و نامنظم، به مرحلهای رسیده كه تاكنون هیچ جنبش و جریان چریكی در دنیا، به آن سطح نرسیده است. فلسطینیها كه زمانی سرآمد نیروهای آزادیبخش در دنیا بودند و در جنگ ۱۹۸۲، بیش از سيهزار چریك فدایی داشتند، نتوانستند در برابر اسرائیل مقاومت كنند، اما الان حزبالله به سطحی رسیده كه هیچ جنبشی به آنجا نرسیده است.
حزبالله مسلح به چه نوع سلاحی است كه توانسته تا این سطح پیشرفت كند؟
مجهز به دو سلاح است؛ یك نوع سلاح ظاهری است كه همین موشكهایی است كه در اختیار دارد.
چه موشكهایی؟
موشكهایی كه استفاده كرده، از كاتیوشا گرفته تا موشكهای زلزالی كه تا آخرین نقطه اسرائیل را میتواند هدف قرار دهد، چراكه مساحت اسرائیل ۲۷ هزار كیلومتر است، عرض آن 1112 كیلومتر و در طول ۲۰۰ كیلومتر است. موشك زلزال ۲ حزبالله، ۲۵۰ كیلومتر برد دارد كه هیچ جایی از فلسطین كه در اشغال اسرائیل است، وجود ندارد كه موشكهای حزبالله به آنجا نرسد.
سلاح دوم كه گفتید حزبالله در اختیار دارد، چیست؟
جسارت و جرأت است. ببینید ممكن است، برخی كشورها دانش یك سلاح را داشته باشند، اما جسارت استفاده از آن را ندارند. حزبالله هم دانش استفاده از سلاحها را دارد و هم جسارت و جرأت آن را. دانش حزبالله از نظر بهكارگیری سلاحهایی كه در اختیار دارد، فوقالعاده است.
حزبالله این دانش را از كجا به دست آورده است؟
مقداری از این دانش تجربی است و مقداری نیز اكتسابی.
چگونه؟
بخشی از آن آموزشهایی است كه حزبالله در ایران و در جبهههای جنگ دیده است. به عبارتی، بسیاری از نیروهای ورزیده حزبالله، كسانی هستند كه در جنگ هشتساله ما در جبهههای ما بودند و اینجا عملیاتی را مستقیما و یا زیر پوشش انجام میدادند.
آیا به غیر از جبههها آموزش دیگری هم داشتهاند؟
یكسری از آموزشها را حزبالله در لبنان دیده است. حضرت امام (ره) در سال ۱۹۸۲ با اعزام نیرو به سوریه و لبنان مخالفت كردند. به عبارتی، پس از این كه پنجمین هواپیمای ایرانی، كه از سپاه و بسیج و تیپ ذوالفقار به لبنان نیرو وارد كردند، امام با این كار مخالفت كردند. من آن وقت سوریه بودم. مردم سوریه و لبنان از این كه دیگر نیروهای ایران برای دفاع و مبارزه با اسرائیل به این كشورها نمیآیند، نگران بودند. من وقتی آمدم خدمت امام رسیدم، خیلی احساساتی شده بودم. با شور و حرارت و احساس صحبت میكردم، امام من را آرام كردند. برخورد امام مثل یك شخصیت نظامی باتجربه و دانش بالا بود. ایشان فرمودند: نیرویی كه برای مبارزه به میدان معركه میرود، باید پشتیبانی شود؛ یعنی عقبه آن نیرو باید بسیار مستحكم باشد. ما چگونه میتوانیم نیروهای سپاه و بسیج را به سوریه و لبنان بفرستیم، درحالی كه راه پشتیبانی ما از عراق و تركیه است. دو كشوری كه در آن زمان با ما خوب نبودند؛ عراق در اختیار رژیم بعث بود و تركیه هم پیمان ناتو و آمریكاست. ایشان فرمودند: تنها راهی كه وجود دارد، این است كه بروید و جوانان و نیروهای لبنانی را آموزش بدهید، آماده و تجهیز كنید تا از كشور خودشان در برابر اسرائیل دفاع كنند و آنچه را حقوق ملت فلسطین و لبنان است، استیفا كنند. از این لحظه، فاز جدیدی آغاز شد كه آموزش نیروهای لبنانی بود و به تشكیل حزبالله و مقاومت منجر شد. كه دیدیم پس از هجده سال اسرائیل در برابر چنین نیرویی تن به شكست داد و از لبنان خارج شد. این مقاومت مورد حمایت مردم هم بود. رسانههای غربی كه میدانید در جای جای لبنان هستند؛ شبكههای تلویزیونی صهیونیستی، آلمانی، آمریكایی و... . آنها هر روز به آوارگان لبنانی سر میزنند و فیلم میگیرند. اگر در یك مورد فردی علیه حزبالله و جنگ صحبت میكرد، قطعا همه شبكهها نه یك بار، بلكه چندین بار آن را پخش میكردند. یك نفر نیست كه علیه حزبالله و نصرالله سخن بگوید. دلیل آن نیز این است كه پایگاه مقاومت در میان مردم قوی است. به اندازهاي كه احزاب مخالف حزبالله و مقاومت نیز مجبور به سكوت شدهاند. حتی شدیدترین مخالف حزبالله كه «جنبلاط» است، امروز موافق حزبالله شده است.
در بحث دانش نظامی حزبالله، اشاره كردید كه توانسته است، خود را در جهان به سطحی برساند كه دیگران نتوانستهاند. در این سالها، حزبالله از چه دانشی بهره برده است؟
حزبالله تجربه جنگ هجدهساله را با اسرائیل داشت. به همین خاطر، با تاكتیك و تكنیكهای اسرائیل كاملا آشناست. در این ۶-۵ سال نیز با فضای بازی كه پیدا كرد، مجهز به انواع سلاحها شد و سنگرهای مناسبی را برای خود آماده كرد. الان در بیروت، همه مناطقی كه فرماندهان سیاسی نظامی حزبالله سكونت داشتند، توسط اسرائیل با خاك یكسان شده است. در جنوب لبنان، تمام راهها تخریب شدند و همه پایگاههای موشكی حزبالله را تخریب كردند. اسرائیل در چهار روز اول، اعلام كرد كه ۱۵۶ پایگاه موشكانداز حزبالله را با خاك یكسان كرده است، اما بلافاصله، از همان نقاطی كه بمباران شده، حزبالله موشك شلیك میكند.
چگونه؟
به خاطر این كه حزبالله توانسته است در دل كوههای لبنان، پایگاههای پیشرفته ضدبمب بسازد. یكی از شبكههای تلویزیونی نشان میداد كه اسرائیل، یكی از پایگاههای حزبالله را با خاك یكسان كرده، اما پس از سه بار بمباران در یك روز، از همان پایگاه ۳۵ موشك به طرف اسرائیل شلیك شد. اسرائیل وقتی از طریق هوایی موفق نشد، عملیات زمینی را در پیش گرفت. سر مرز لبنان یك مثلث از شهرهای بنت جبیل، مارونالراس و عین تارون وجود دارد. نزدیك دو هفته است، اسرائیل در عمق پنج كیلومتری خاك لبنان آمده و مانده است. حتی در یك جنگ زمینی نیز اسرائیل شكست بسیار مفتضحانهای خورد و از آنجا هم عقبنشینی كرد و دوباره به حمله هوایی روی آورد.
از صحبت شما میتوان نتیجه گرفت كه هم حزبالله و هم اسرائیل از مدتها پیش به یك رویارویی میاندیشیدند. درست است؟
قطعا همین طور است. اسرائیل پس از خروج ذلتبار از جنوب لبنان، مثل حیوان زخمخوردهای بود كه میخواست، زهر خود را بریزد. به همین خاطر، حزبالله در این مدت كاملا خود را تجهیز كرد. اسرائیل فكر نمیكرد، حزبالله به این سطح برسد تا جایی كه ۴۰ درصد اقتصاد اسرائیل تعطیل شود.
الان برخی شایعات، درصدد القای این موضوع است كه حزبالله بدون پشتوانه ایران، نمیتوانست چنین مقاومتی را از خود نشان دهد. شما این را حتما شنیدهاید؟
بله. میگویند این حزبالله نیست. این سپاه پاسداران ایران است. اسرائیل و آمریكا برای آن كه پوششی بگذارند بر شكستهای پیدرپی خود، این مسائل را مطرح میكنند. البته درست است كه در آغاز كار نیروهای حزبالله در ایران و لبنان توسط سپاه پاسداران آموزش دیدند، اما اینها از نوع شاگردانی هستند كه از اساتید خود پیشی گرفتهاند و قابل قیاس نیستند. حزبالله در دنیا به یك نیروی برجسته و استثنایی تبديل شده است. از نظر دانش، توان و تجربه قابل قیاس با هیچ جنبش و حركتی نیست.
آموزش نیروهای حزبالله تا چه زمانی صورت میگرفت؟
تا دورهای كه خود من در سوریه و لبنان بودم، حدود سي دوره و در هر دوره نیز سيصد نفر، نیروهای لبنانی آموزش میدیدند. پس از آن نیز ادامه پیدا كرد. گمان میكنم، حزبالله تا الان متجاوز از صدهزار نفر را چه مستقیم و چه غیرمستقیم آموزش داده است. بيشتر نیروهای آموزش دیده، نیروهای داوطلب هستند و در چنین شرایطی وارد عمل میشوند.
اما نیروهای تمام وقت حزبالله، تعداد اندكی هستند. آیا حزبالله تصور میكرد كه اگر این دو اسرائیلی را به اسارت بگیرد، اسرائیل به خاك لبنان حمله كند؟
فكر نمیكنم چنین تصوری را حزبالله داشته باشد. البته گمانم بر این است كه حزبالله فكر میكرد، پس از به اسارت گرفتن دو نظامی اسرائیلی، این كشور به یكسری حملات ایذایی دست بزند و تا مدت كوتاهی برای این كه عقده خود را خالی كند، این حركات ایذایی را داشته باشد و بعد موضوع تبادل اسرا توسط یكی دو تا كشور كه وارد مذاكره میشوند یا سیستم بینالمللی در دستور كار قرار بگیرد.
فكر میكنید، آغاز جنگ به نفع حزبالله بود؟
بحث الان این نیست كه به نفع حزبالله بود یا به نفع اسرائیل. هم حزبالله اعلام كرده كه این جنگ برای ما جنگ مرگ و حیات است و هم شیمون پرز از طرف اسرائیل اعلام كرد كه این جنگ برای اسرائیل، حكم مرگ و حیات را دارد. حزبالله میدانست كه چه دو اسیر را بگیرد و چه آن دو را نگیرد، چنین جنگی را در پیش دارد. به همین خاطر، اقدام به ضربه پیشدستانه كرد، زیرا در آغاز جنگ، آن كسی كه ضربه اول را بزند، از نظر تفوق روحی و روانی، میتواند جنگ را برده باشد. اگر حزبالله این عملیات را انجام نمیداد و اسرائیل آغازگر بود، خیلی با این كه حزبالله دست برتر داشته باشد، متفاوت بود. الان وضعیت این گونه است كه حزبالله در یك عملیات صرفا نظامی وارد شده و ضربهای را به اسرائیل زده است. كاری به غیرنظامیان نداشته و دو اسیر گرفته و تعدادی را به هلاكت رسانده و تعدادی نیز مجروح شدهاند. اگر اسرائیل برنامهای از پیش تعیینشده نداشت به صورت طبیعی وارد درگیری نظامی میشد. منطقهای را اشغال میكرد تا بعد اسرای خود را پس بگیرد، اما اسرائیل چنین نكرد؛ یعنی برای آزادی دو اسیر وارد جنگ نشد. برای هدفی كه از پیش رو داشت وارد جنگ شد. براي همين، وقتی ضربه خورد، ديوانهوار وارد جنگ شد و حتی نیروهای سازمان ملل را نیز مورد هدف قرار داد. معتقدم نیروهای سازمان ملل، نقش جاسوس را برای اسرائیل در این سالها بازی كردهاند، اما اسرائیل به آنها نیز رحم نكرد.
شما گفتید كه این جنگ، حكم مرگ و زندگی را برای دو طرف دارد. با این حساب، آینده جنگ را چگونه پیشبینی میكنید؟
اصولا جنگ اگر به همین شكل پايان يابد، پیروزی بزرگی نصیب مقاومت و حزبالله شده است.
به این «شكل»؛ یعنی آتشبس است؟
بله. اگر آتشبس اعلام شود و اسرائیل نتوانسته باشد، هیچ جایی را در لبنان بگیرد، پیروزی از آن حزبالله خواهد بود. چون نه جایی را گرفته و نه توانسته حزبالله را خلع سلاح كند یا پایگاههای آن را بگیرد. این شكست اسرائیل است.
حزبالله با آتشبس موافق است؟
حزبالله اعلام كرده، آتشبس و بلافاصله مذاكره برای تبادل اسرا و سپس عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از شبعا. الان همه دنیا این شرایط را پذیرفتهاند. اینها پیروزی حزبالله است.
اما در نشست رم، بحث منطقه حايل مطرح شد و ۲۰ كیلومتری كه باید نیروهای حافظ صلح مستقر شوند تا حزبالله در این مناطق حضور نداشته باشد؟
بله. بعضی در دنیا و حتی خود اسرائیل به دنبال این هستند كه بین خودشان و لبنان منطقه حايلی را به وجود بیاورند. این ۲۰ كیلومتر تا «نهرلیطانی» و قرار است، نیروهای سازمان ملل تقویت شده در این حدود مستقر شوند تا حزبالله دیگر حضوری در این مناطق نداشته باشد.
آیا حزبالله در این مناطق تأثیرگذار است؟
بله. بسیار.
خب اگر حزبالله از آنجا عقب رانده شود كه به نوعی خلع سلاح نیز رخ داده است؟
نه. خلع سلاح حزبالله كه الان مطرح شده، چنین است كه در هیچ منطقهای از لبنان این گروه دیگر اسلحه نداشته باشد. تبدیل به یك حزب سیاسی شود و كلیه سلاحهای خود را تحویل ارتش دهد.
در واقع همان قطعنامه ۱۵۵۹ اجرا شود؟
بله. اما الان چون هیچ كس در لبنان جرأت ندارد، از خلع سلاح حزبالله سخن بگوید، لذا خط حايل مطرح شده است و این كه حزبالله پشت نهرلیطانی قرار بگیرد. این به معنای خلع سلاح حزبالله نیست. قرار است نیروهای سازمان ملل و ارتش لبنان در آنجا مستقر شوند. اگر همین نیز رخ دهد، از طرف آمریكا و اسرائیل یك عقبنشینی محسوب میشود.
چرا عقب نشینی؟ شما میگویید، نیروهای سازمان ملل جاسوس اسرائیل هستند. خب قرار است، همین نیروها با هدایت آمریكا در این محل مستقر شوند. آیا این عقبنشینی برای حزبالله محسوب نمیشود كه خاك خود را از دست داده است؟
حزبالله كه هنوز آن را نپذیرفته و تلویحا گفته است، چرا نیروهای حايل بیایند به خاك لبنان و بروند در خاك اسرائیل مستقر شوند. معلوم نیست كه حزبالله این را بپذیرد كه نیروهایش پشت آن خط حايل بیایند. اسرائیل ادعا میكند كه در این منطقه حايل پایگاههای حزبالله مستقر است و حزبالله باید از آنها عقبنشینی كند، زیرا از آنجا خاك اسرائیل را به راحتی هدف قرار میدهد. ما میگوییم به فرض كه حزبالله پذیرفت و پشت نهر لیطانی رفت، باز به علت داشتن سلاحهای موشك دوربرد، رعد ۱ و ۲ و حتی كاتیوشاها، میتوانند تا ۳۰ كیلومتر خاك اسرائیل را هدف قرار دهند. حتی موشكهای خیبر ۱ ، ۲ و ۳ حزبالله تا عمق ۷۰ ، ۱۲۰ و ۲۵۰ كیلومتری خاك اسرائیل را میزند. در هر صورت این جنگ، جنگی نیست كه مورد خواست آمریكا و اسرائیل باشد. تا الان شكست آنها را در پی داشته است.
پس چرا سران عرب از حزبالله حمایت نكردند؟
متأسفانه یكسری از كشورهای عربی با سیاستهای آمریكا در منطقه هماهنگ هستند. اینها هم با حماس و دولت اسماعیل هنیه موضع منفی داشتند و هم با حزبالله. سیاست آمریكا، سیاست دفاع از حماس نبود. آنها نیز همین خط را دنبال میكنند. این برخاسته از سیاستهای آمریكا است، اما سوریه، سودان، الجزایر و لیبی نیز از حزبالله حمایت كردند و خواستار آتشبس شدند.
یك بحث درباره رابطه حزبالله و ایران مطرح است. برخی معتقدند، بهتر بود كه این روابط شفاف نمیبود تا اجازه بهانهگیری نیز داده نشود.
تعارف كه نداریم. حزبالله فرزند معنوی امام (ره) و انقلاب و جمهوری اسلامی ایران از اول بوده و هست. شترسواری كه دولا دولا نمی شود. به هرحال ایران از مردم لبنان، در قالبهای مختلف حمایت كرده است. در زمینه كشاورزی، دارو، درمان، جهاد سازندگی و... به مردم لبنان كمك شده است. این كمك ها نیز مربوط به شیعه و سنی نبوده به همه كمك شده است.
با این حساب، شما آینده مقاومت و حزبالله را چگونه میبینید؛ با توجه به این كه دپو تسلیحات محدود است و راهها نیز كنترل میشود؟
تا زمانی كه مردم لبنان بخواهند، آنها میمانند و میجنگند. تا به حال، در لبنان یك ارتش مجهز و آموزش دیده كه بتواند از تمامیت ارضی لبنان حفظ و حراست كند، نداشتهایم. در گذشته دیدیم كه این ارتش نتوانست، جلوي اسرائیل مقاومت كند. علت این كه مردم لبنان یكپارچه از حزبالله و مقاومت دفاع میكنند، برای خاطر این است كه تنها نیرویی است كه از شرف و ناموس آنها دفاع میكند. تا زمانی كه این شرایط هست، مقاومت با حمایت مردم وجود خواهد داشت.
درباره توان مالی حزبالله نیز بحثهایی مطرح است. میتوانید اطلاعاتی در این باره ارائه دهید كه این تشكیلات با این كه دولت را همراه خود ندارد، از كجا حمایت مالی میشود؟
محبوبیت حزبالله بسياري از مرزها را شكسته است، به گونهای كه در میان سعودیها، كشورهای عرب خلیج فارس، آفریقایی اعرابی كه در اروپا و آمریكا هستند، علاقه به حزبالله و كمك به آن، به مراتب بیشتر از ایران است. روی این حساب، حمایتهای مالی به حزبالله، تقریبا بینالمللی شده است. حتی غیرمسلمانان نیز به علت كینهای كه به استكبار جهانی و اسرائیل دارند، میخواهند حزبالله پیروز شود.
بنابراین، مؤسسات خیریهای وجود دارد كه برای كمك به «مقاومت»، اقدام به جمعآوری اعانه میكند. آنها یكسری مؤسساتی را ساختهاند كه از بهره آن خیلی از هزینههای حزبالله تأمین میشود. الان حزبالله در بعد جهانی مطرح است و پشتوانه مالی آن از طریق این مؤسسات خیریه و تأسیس مراكز اقتصادی تجاری، صنعتی در كشورهای مختلف انجام میشود.
به عنوان آخرین سوال، فكر میكنید جنگ تا چند وقت دیگر طول میكشد؟
تا زمانی كه اسرائیل از پیشروی و خلع سلاح حزبالله مأیوس شود، ادامه پیدا میكند. الان ۶۰ درصد امید اسرائیل قطع شده. ۴۰ درصد مانده كه آن هم به علت كمكهای آمریكا و امیدواری به موشكهای آنهاست. امیدوارند بتوانند در مرحله پس جنگ را زمینی كنند. اگر عملیات زمینی آغاز شود، جنگ خیلی طولانی خواهد شد، زیرا حزبالله به این راحتی كوتاه نمیآید و عقبنشینی نمیكند.
آیا احتمال دارد كه اسرائیل از سلاح هستهای یا شیمیایی استفاده كند؟
این فرضیه الان مطرح شده است. الان اسرائیل از سلاح شیمیایی استفاده كرده است. درباره حمله اتمی بحث مطرح است، اما من بعید میدانم كه اسرائیل بتواند این كار را بكند، زیرا صرفنظر از فضای بینالمللی، نخستین آسیب آن را خود میبیند، زیرا به علت كوتاهی راه از جنوب لبنان تا اسرائیل، محیط زیست خود اسرائیل نیز سالهای متمادی آلوده خواهد شد. به همین دلیل، گمان نمیكنم از سلاح اتمی استفاده كند، اما از سلاح شیمیایی استفاده كرده و میكند، حال آن كه تأثیری ندارد، چراكه زیرا پناهگاههای حزبالله نفوذناپذیر هستند.
اگر اسرائیل از سلاح اتمی استفاده كند، واكنش حزبالله چگونه خواهد بود؟
بعید نیست كه حزبالله با همین موشكها و با استفاده از سلاح پیشرفتهتری واكنش شدید نشان دهد.
منبع: شرق ـ اکبر منتجبي
برگرفته از : [External Link Removed for Guests]
این هم آدرس مطلب در روزنامهء شرق : [External Link Removed for Guests]
رزمندگان حزبالله از استادان ايراني جلو زدهاند
روايت محتشميپور از شناسنامه حزبالله
۱۲ مرداد ۱۳۸۵
«حزبالله لبنان پیروز جنگ است.»؛ این اظهارات علیاكبر محتشمیپور است كه با قاطعیت بیان میكند؛ كسی كه در كسوت وزیر كشور و سفیر ایران در سوریه برای تشكیل حزبالله لبنان در سالهای گذشته، بسیار زحمت كشید و از جان مایه گذاشت.
محتشمیپور در حال حاضر، دبیركل كنفرانس بینالمللی انتفاضه فلسطین است و همیشه دغدغه نخست او فلسطین و لبنان بوده است. محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز، نقل كرده است كه در جلسات مجمع، وقتی نقل اخبار است و نوبت به او میرسد، همه از محتشمیپور میپرسند: «از لبنان و فلسطین چه خبر».
گفتوگو در دفتر كار او انجام شد. تلویزیون بزرگی در دل دیوار كار گذاشته شده و او پياپي اخبار شبكههای عربی، به ويژه العالم را پیگیری میكند. او میگوید، خیلی با روزنامه میانهای ندارد، براي همين كم روزنامه میخواند و اگر هم تورقی كند، تنها تیترها را میخواند و نه بیشتر.
برای شروع جنگ بين لبنان و اسرائیل دو نظر وجود دارد؛ برخی معتقدند آغاز جنگ، از زمانی بود كه حزبالله، دو اسرائیلی را به اسارت گرفت. برخی دیگر آغاز جنگ را به زمانهای عقبتری میبرند و میگویند، پس از خروج اسرائیل از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰، همیشه درصدد حمله به لبنان بوده؛ شما كدام تحلیل را قبول دارید؟
آغاز جنگ اسرائیل علیه لبنان به صورت ظاهری و عملی، از چهارشنبه، حدود بيست روز پیش آغاز شد، اما مقدمات آن به گذشته دور برمیگردد.
در واقع، شما نظر دوم را میپذیرید، درست است؟
بله. من گمان میكنم، آمریكا نقش مؤثری در این اقدام اسرائیل داشته است، البته سران و رهبران اسرائیل نیز مایل به این كار بودند.
علل و عوامل این موضوع كه میفرمایید، چیست؟
باید برگردیم به داستان تصویب قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنیت. این قطعنامه، بندهای مختلفی داشت؛ برخی مربوط به سوریه و برخی ديگر نیز مرتبط با لبنان بود. و بند دوم آن، موضوع خلع سلاح حزبالله و گروههای فلسطینی را مطرح كرده است.
آیا ترور رفیق حریری تأثیری داشت؟
این ترور، موضوع را تشدید كرد كه دیدیم منجر به خروج نیروهای سوریه از لبنان شد. بدین ترتیب، بخشی از آن قطعنامه كه مربوط به سوریه بود، كاملا عملی و اجرا شد، اما در زمينه خلع سلاح «مقاومت»، تقریبا بيشتر جریانات سیاسی داخل لبنان با او مخالفت و آن را دخالت بیگانگان در امور داخلی لبنان تلقی كردند. حوادث متعددی نیز رخ داد؛ از جمله استعفای آقای عمر كرامی و آن انتخاباتی كه برگزار شد. تحت فشار آمریكا و غرب در آن انتخابات، آمریكا به خواستههایش رسید و اكثریت پارلمان را به دست آورد. آمریكاییها فكر میكردند با این موفقیت سیاسی در لبنان، میتوانند به ديگر اهداف خود دست يابند؛ از جمله منزوی كردن لبنان و خلع سلاح مقاومت. اما فضای عمومی لبنان و حتی مسیحیان، به گونهای بود كه اجازه چنین كاری را نداد. البته تدبیر و حكمت آقای سیدحسن نصرالله نیز نقش بسیار مؤثری داشت. به هر صورت، باعث شد كه آمریكا و طرفداران اسرائیل در این مرحله شكست بخورند. به همین منظور، مرحله جدیدی را تدارك دیدند و آن جنگ نابرابر نظامی بود. آنان با این كار میخواستند، با فشار آوردن به مردم و احزاب، حمایت آنها از «مقاومت» را بردارند تا سرانجام «مقاومت» را مجبور كنند، به خلع سلاح تن بدهد. براي همين، حجم بالای عملیات جنگی كه در این مدت صورت گرفته، نشان از برنامهریزی درازمدت دارد.
به عبارتی شما معتقدید، شبی كه حزبالله پیشدستی كرد و دو اسرائیلی را به اسارت گرفت، شب آغاز حمله نبوده؟
بله قطعا همينطور است؛ این تصمیم، تصمیم یك ساعت و یك روز نیست. آمادهسازی برای یك مانور، نیاز به چند ماه برنامهریزی دارد، چه برسد به آمادهسازی یك سیستم نظامی برای عملیات واقعی. قطعا آنهایی كه در عملیات نظامی هستند، میدانند كه با تصمیمگیری یكروزه امكانپذیر نیست كه یك عملیات هوایی، زمینی و دریایی را پشتیبانی و تدارك كرد. بنابراین، اسرائیل با هماهنگی آمریكا، اقدام به این كار كرد.
چرا آمریكا به دنبال این جنگ است؟ آیا این صرفا مربوط به فلسطین و لبنان میشود؟
آمریكاییها در اهداف و برنامههای خودشان، شكستهای پيدرپي را خوردهاند كه پاسخگوی افكار عمومی و مردمشان نیستند. چه در افغانستان، چه در عراق، سومالی، سودان و... هیچ دستاورد سیاسی نداشتند. به همین خاطر، زیر سئوال هستند. بوش و حزب جمهوریخواه به همین دلیل زیر فشار است و برای جبران مافات، میخواهد معادله خاورمیانه را به هم بریزد و خاورمیانه جدید را طراحی كند.
در جنگهای گذشته بین اسرائیل و اعراب، مقامات اسرائیلی در كمتر از ده بند به موفقیت میرسیدند، اما در این جنگ، هنوز نتوانستهاند به موفقیت نسبی برسند. آیا اسرائیل ضعیفتر از گذشته شده یا حزبالله بسیار قویتر از ارتش كشورهای عربی است؟
من نه مدعی هستم، حزبالله قویتر از ارتشهای منظم كشورهای عربی در جنگهای گذشته است و نه اسرائیل ضعیف شده. جمال عبدالناصر در سال ۱۹۶۷، جنگی را رهبری میكرد كه از نظر هوایی، زمینی، دریایی، ارتش اعراب خیلی قوی بود. ارتشهای اعراب، بسيار قوی بودند. اسرائیل نیز ضعیف نشده، بلكه قدرت نظامی آن، در سالهای اخیر، بیشتر از همه كشورهای عربی بوده و خود را برای رویارویی با كل خاورمیانه آماده كرده است. حتی با كمك آمریكا، سلاحهای پیشرفتهای را نیز در اختیار گرفته است؛ مثل همین سیستم ضدموشكی هوشمند كه امروز از آنها استفاده میكند.
پس علت این طولانی شدن جنگ چیست؟
حزبالله و مقاومت اسلامی در سیستم جنگهای چریكی و نامنظم، به مرحلهای رسیده كه تاكنون هیچ جنبش و جریان چریكی در دنیا، به آن سطح نرسیده است. فلسطینیها كه زمانی سرآمد نیروهای آزادیبخش در دنیا بودند و در جنگ ۱۹۸۲، بیش از سيهزار چریك فدایی داشتند، نتوانستند در برابر اسرائیل مقاومت كنند، اما الان حزبالله به سطحی رسیده كه هیچ جنبشی به آنجا نرسیده است.
حزبالله مسلح به چه نوع سلاحی است كه توانسته تا این سطح پیشرفت كند؟
مجهز به دو سلاح است؛ یك نوع سلاح ظاهری است كه همین موشكهایی است كه در اختیار دارد.
چه موشكهایی؟
موشكهایی كه استفاده كرده، از كاتیوشا گرفته تا موشكهای زلزالی كه تا آخرین نقطه اسرائیل را میتواند هدف قرار دهد، چراكه مساحت اسرائیل ۲۷ هزار كیلومتر است، عرض آن 1112 كیلومتر و در طول ۲۰۰ كیلومتر است. موشك زلزال ۲ حزبالله، ۲۵۰ كیلومتر برد دارد كه هیچ جایی از فلسطین كه در اشغال اسرائیل است، وجود ندارد كه موشكهای حزبالله به آنجا نرسد.
سلاح دوم كه گفتید حزبالله در اختیار دارد، چیست؟
جسارت و جرأت است. ببینید ممكن است، برخی كشورها دانش یك سلاح را داشته باشند، اما جسارت استفاده از آن را ندارند. حزبالله هم دانش استفاده از سلاحها را دارد و هم جسارت و جرأت آن را. دانش حزبالله از نظر بهكارگیری سلاحهایی كه در اختیار دارد، فوقالعاده است.
حزبالله این دانش را از كجا به دست آورده است؟
مقداری از این دانش تجربی است و مقداری نیز اكتسابی.
چگونه؟
بخشی از آن آموزشهایی است كه حزبالله در ایران و در جبهههای جنگ دیده است. به عبارتی، بسیاری از نیروهای ورزیده حزبالله، كسانی هستند كه در جنگ هشتساله ما در جبهههای ما بودند و اینجا عملیاتی را مستقیما و یا زیر پوشش انجام میدادند.
آیا به غیر از جبههها آموزش دیگری هم داشتهاند؟
یكسری از آموزشها را حزبالله در لبنان دیده است. حضرت امام (ره) در سال ۱۹۸۲ با اعزام نیرو به سوریه و لبنان مخالفت كردند. به عبارتی، پس از این كه پنجمین هواپیمای ایرانی، كه از سپاه و بسیج و تیپ ذوالفقار به لبنان نیرو وارد كردند، امام با این كار مخالفت كردند. من آن وقت سوریه بودم. مردم سوریه و لبنان از این كه دیگر نیروهای ایران برای دفاع و مبارزه با اسرائیل به این كشورها نمیآیند، نگران بودند. من وقتی آمدم خدمت امام رسیدم، خیلی احساساتی شده بودم. با شور و حرارت و احساس صحبت میكردم، امام من را آرام كردند. برخورد امام مثل یك شخصیت نظامی باتجربه و دانش بالا بود. ایشان فرمودند: نیرویی كه برای مبارزه به میدان معركه میرود، باید پشتیبانی شود؛ یعنی عقبه آن نیرو باید بسیار مستحكم باشد. ما چگونه میتوانیم نیروهای سپاه و بسیج را به سوریه و لبنان بفرستیم، درحالی كه راه پشتیبانی ما از عراق و تركیه است. دو كشوری كه در آن زمان با ما خوب نبودند؛ عراق در اختیار رژیم بعث بود و تركیه هم پیمان ناتو و آمریكاست. ایشان فرمودند: تنها راهی كه وجود دارد، این است كه بروید و جوانان و نیروهای لبنانی را آموزش بدهید، آماده و تجهیز كنید تا از كشور خودشان در برابر اسرائیل دفاع كنند و آنچه را حقوق ملت فلسطین و لبنان است، استیفا كنند. از این لحظه، فاز جدیدی آغاز شد كه آموزش نیروهای لبنانی بود و به تشكیل حزبالله و مقاومت منجر شد. كه دیدیم پس از هجده سال اسرائیل در برابر چنین نیرویی تن به شكست داد و از لبنان خارج شد. این مقاومت مورد حمایت مردم هم بود. رسانههای غربی كه میدانید در جای جای لبنان هستند؛ شبكههای تلویزیونی صهیونیستی، آلمانی، آمریكایی و... . آنها هر روز به آوارگان لبنانی سر میزنند و فیلم میگیرند. اگر در یك مورد فردی علیه حزبالله و جنگ صحبت میكرد، قطعا همه شبكهها نه یك بار، بلكه چندین بار آن را پخش میكردند. یك نفر نیست كه علیه حزبالله و نصرالله سخن بگوید. دلیل آن نیز این است كه پایگاه مقاومت در میان مردم قوی است. به اندازهاي كه احزاب مخالف حزبالله و مقاومت نیز مجبور به سكوت شدهاند. حتی شدیدترین مخالف حزبالله كه «جنبلاط» است، امروز موافق حزبالله شده است.
در بحث دانش نظامی حزبالله، اشاره كردید كه توانسته است، خود را در جهان به سطحی برساند كه دیگران نتوانستهاند. در این سالها، حزبالله از چه دانشی بهره برده است؟
حزبالله تجربه جنگ هجدهساله را با اسرائیل داشت. به همین خاطر، با تاكتیك و تكنیكهای اسرائیل كاملا آشناست. در این ۶-۵ سال نیز با فضای بازی كه پیدا كرد، مجهز به انواع سلاحها شد و سنگرهای مناسبی را برای خود آماده كرد. الان در بیروت، همه مناطقی كه فرماندهان سیاسی نظامی حزبالله سكونت داشتند، توسط اسرائیل با خاك یكسان شده است. در جنوب لبنان، تمام راهها تخریب شدند و همه پایگاههای موشكی حزبالله را تخریب كردند. اسرائیل در چهار روز اول، اعلام كرد كه ۱۵۶ پایگاه موشكانداز حزبالله را با خاك یكسان كرده است، اما بلافاصله، از همان نقاطی كه بمباران شده، حزبالله موشك شلیك میكند.
چگونه؟
به خاطر این كه حزبالله توانسته است در دل كوههای لبنان، پایگاههای پیشرفته ضدبمب بسازد. یكی از شبكههای تلویزیونی نشان میداد كه اسرائیل، یكی از پایگاههای حزبالله را با خاك یكسان كرده، اما پس از سه بار بمباران در یك روز، از همان پایگاه ۳۵ موشك به طرف اسرائیل شلیك شد. اسرائیل وقتی از طریق هوایی موفق نشد، عملیات زمینی را در پیش گرفت. سر مرز لبنان یك مثلث از شهرهای بنت جبیل، مارونالراس و عین تارون وجود دارد. نزدیك دو هفته است، اسرائیل در عمق پنج كیلومتری خاك لبنان آمده و مانده است. حتی در یك جنگ زمینی نیز اسرائیل شكست بسیار مفتضحانهای خورد و از آنجا هم عقبنشینی كرد و دوباره به حمله هوایی روی آورد.
از صحبت شما میتوان نتیجه گرفت كه هم حزبالله و هم اسرائیل از مدتها پیش به یك رویارویی میاندیشیدند. درست است؟
قطعا همین طور است. اسرائیل پس از خروج ذلتبار از جنوب لبنان، مثل حیوان زخمخوردهای بود كه میخواست، زهر خود را بریزد. به همین خاطر، حزبالله در این مدت كاملا خود را تجهیز كرد. اسرائیل فكر نمیكرد، حزبالله به این سطح برسد تا جایی كه ۴۰ درصد اقتصاد اسرائیل تعطیل شود.
الان برخی شایعات، درصدد القای این موضوع است كه حزبالله بدون پشتوانه ایران، نمیتوانست چنین مقاومتی را از خود نشان دهد. شما این را حتما شنیدهاید؟
بله. میگویند این حزبالله نیست. این سپاه پاسداران ایران است. اسرائیل و آمریكا برای آن كه پوششی بگذارند بر شكستهای پیدرپی خود، این مسائل را مطرح میكنند. البته درست است كه در آغاز كار نیروهای حزبالله در ایران و لبنان توسط سپاه پاسداران آموزش دیدند، اما اینها از نوع شاگردانی هستند كه از اساتید خود پیشی گرفتهاند و قابل قیاس نیستند. حزبالله در دنیا به یك نیروی برجسته و استثنایی تبديل شده است. از نظر دانش، توان و تجربه قابل قیاس با هیچ جنبش و حركتی نیست.
آموزش نیروهای حزبالله تا چه زمانی صورت میگرفت؟
تا دورهای كه خود من در سوریه و لبنان بودم، حدود سي دوره و در هر دوره نیز سيصد نفر، نیروهای لبنانی آموزش میدیدند. پس از آن نیز ادامه پیدا كرد. گمان میكنم، حزبالله تا الان متجاوز از صدهزار نفر را چه مستقیم و چه غیرمستقیم آموزش داده است. بيشتر نیروهای آموزش دیده، نیروهای داوطلب هستند و در چنین شرایطی وارد عمل میشوند.
اما نیروهای تمام وقت حزبالله، تعداد اندكی هستند. آیا حزبالله تصور میكرد كه اگر این دو اسرائیلی را به اسارت بگیرد، اسرائیل به خاك لبنان حمله كند؟
فكر نمیكنم چنین تصوری را حزبالله داشته باشد. البته گمانم بر این است كه حزبالله فكر میكرد، پس از به اسارت گرفتن دو نظامی اسرائیلی، این كشور به یكسری حملات ایذایی دست بزند و تا مدت كوتاهی برای این كه عقده خود را خالی كند، این حركات ایذایی را داشته باشد و بعد موضوع تبادل اسرا توسط یكی دو تا كشور كه وارد مذاكره میشوند یا سیستم بینالمللی در دستور كار قرار بگیرد.
فكر میكنید، آغاز جنگ به نفع حزبالله بود؟
بحث الان این نیست كه به نفع حزبالله بود یا به نفع اسرائیل. هم حزبالله اعلام كرده كه این جنگ برای ما جنگ مرگ و حیات است و هم شیمون پرز از طرف اسرائیل اعلام كرد كه این جنگ برای اسرائیل، حكم مرگ و حیات را دارد. حزبالله میدانست كه چه دو اسیر را بگیرد و چه آن دو را نگیرد، چنین جنگی را در پیش دارد. به همین خاطر، اقدام به ضربه پیشدستانه كرد، زیرا در آغاز جنگ، آن كسی كه ضربه اول را بزند، از نظر تفوق روحی و روانی، میتواند جنگ را برده باشد. اگر حزبالله این عملیات را انجام نمیداد و اسرائیل آغازگر بود، خیلی با این كه حزبالله دست برتر داشته باشد، متفاوت بود. الان وضعیت این گونه است كه حزبالله در یك عملیات صرفا نظامی وارد شده و ضربهای را به اسرائیل زده است. كاری به غیرنظامیان نداشته و دو اسیر گرفته و تعدادی را به هلاكت رسانده و تعدادی نیز مجروح شدهاند. اگر اسرائیل برنامهای از پیش تعیینشده نداشت به صورت طبیعی وارد درگیری نظامی میشد. منطقهای را اشغال میكرد تا بعد اسرای خود را پس بگیرد، اما اسرائیل چنین نكرد؛ یعنی برای آزادی دو اسیر وارد جنگ نشد. برای هدفی كه از پیش رو داشت وارد جنگ شد. براي همين، وقتی ضربه خورد، ديوانهوار وارد جنگ شد و حتی نیروهای سازمان ملل را نیز مورد هدف قرار داد. معتقدم نیروهای سازمان ملل، نقش جاسوس را برای اسرائیل در این سالها بازی كردهاند، اما اسرائیل به آنها نیز رحم نكرد.
شما گفتید كه این جنگ، حكم مرگ و زندگی را برای دو طرف دارد. با این حساب، آینده جنگ را چگونه پیشبینی میكنید؟
اصولا جنگ اگر به همین شكل پايان يابد، پیروزی بزرگی نصیب مقاومت و حزبالله شده است.
به این «شكل»؛ یعنی آتشبس است؟
بله. اگر آتشبس اعلام شود و اسرائیل نتوانسته باشد، هیچ جایی را در لبنان بگیرد، پیروزی از آن حزبالله خواهد بود. چون نه جایی را گرفته و نه توانسته حزبالله را خلع سلاح كند یا پایگاههای آن را بگیرد. این شكست اسرائیل است.
حزبالله با آتشبس موافق است؟
حزبالله اعلام كرده، آتشبس و بلافاصله مذاكره برای تبادل اسرا و سپس عقبنشینی نیروهای اسرائیلی از شبعا. الان همه دنیا این شرایط را پذیرفتهاند. اینها پیروزی حزبالله است.
اما در نشست رم، بحث منطقه حايل مطرح شد و ۲۰ كیلومتری كه باید نیروهای حافظ صلح مستقر شوند تا حزبالله در این مناطق حضور نداشته باشد؟
بله. بعضی در دنیا و حتی خود اسرائیل به دنبال این هستند كه بین خودشان و لبنان منطقه حايلی را به وجود بیاورند. این ۲۰ كیلومتر تا «نهرلیطانی» و قرار است، نیروهای سازمان ملل تقویت شده در این حدود مستقر شوند تا حزبالله دیگر حضوری در این مناطق نداشته باشد.
آیا حزبالله در این مناطق تأثیرگذار است؟
بله. بسیار.
خب اگر حزبالله از آنجا عقب رانده شود كه به نوعی خلع سلاح نیز رخ داده است؟
نه. خلع سلاح حزبالله كه الان مطرح شده، چنین است كه در هیچ منطقهای از لبنان این گروه دیگر اسلحه نداشته باشد. تبدیل به یك حزب سیاسی شود و كلیه سلاحهای خود را تحویل ارتش دهد.
در واقع همان قطعنامه ۱۵۵۹ اجرا شود؟
بله. اما الان چون هیچ كس در لبنان جرأت ندارد، از خلع سلاح حزبالله سخن بگوید، لذا خط حايل مطرح شده است و این كه حزبالله پشت نهرلیطانی قرار بگیرد. این به معنای خلع سلاح حزبالله نیست. قرار است نیروهای سازمان ملل و ارتش لبنان در آنجا مستقر شوند. اگر همین نیز رخ دهد، از طرف آمریكا و اسرائیل یك عقبنشینی محسوب میشود.
چرا عقب نشینی؟ شما میگویید، نیروهای سازمان ملل جاسوس اسرائیل هستند. خب قرار است، همین نیروها با هدایت آمریكا در این محل مستقر شوند. آیا این عقبنشینی برای حزبالله محسوب نمیشود كه خاك خود را از دست داده است؟
حزبالله كه هنوز آن را نپذیرفته و تلویحا گفته است، چرا نیروهای حايل بیایند به خاك لبنان و بروند در خاك اسرائیل مستقر شوند. معلوم نیست كه حزبالله این را بپذیرد كه نیروهایش پشت آن خط حايل بیایند. اسرائیل ادعا میكند كه در این منطقه حايل پایگاههای حزبالله مستقر است و حزبالله باید از آنها عقبنشینی كند، زیرا از آنجا خاك اسرائیل را به راحتی هدف قرار میدهد. ما میگوییم به فرض كه حزبالله پذیرفت و پشت نهر لیطانی رفت، باز به علت داشتن سلاحهای موشك دوربرد، رعد ۱ و ۲ و حتی كاتیوشاها، میتوانند تا ۳۰ كیلومتر خاك اسرائیل را هدف قرار دهند. حتی موشكهای خیبر ۱ ، ۲ و ۳ حزبالله تا عمق ۷۰ ، ۱۲۰ و ۲۵۰ كیلومتری خاك اسرائیل را میزند. در هر صورت این جنگ، جنگی نیست كه مورد خواست آمریكا و اسرائیل باشد. تا الان شكست آنها را در پی داشته است.
پس چرا سران عرب از حزبالله حمایت نكردند؟
متأسفانه یكسری از كشورهای عربی با سیاستهای آمریكا در منطقه هماهنگ هستند. اینها هم با حماس و دولت اسماعیل هنیه موضع منفی داشتند و هم با حزبالله. سیاست آمریكا، سیاست دفاع از حماس نبود. آنها نیز همین خط را دنبال میكنند. این برخاسته از سیاستهای آمریكا است، اما سوریه، سودان، الجزایر و لیبی نیز از حزبالله حمایت كردند و خواستار آتشبس شدند.
یك بحث درباره رابطه حزبالله و ایران مطرح است. برخی معتقدند، بهتر بود كه این روابط شفاف نمیبود تا اجازه بهانهگیری نیز داده نشود.
تعارف كه نداریم. حزبالله فرزند معنوی امام (ره) و انقلاب و جمهوری اسلامی ایران از اول بوده و هست. شترسواری كه دولا دولا نمی شود. به هرحال ایران از مردم لبنان، در قالبهای مختلف حمایت كرده است. در زمینه كشاورزی، دارو، درمان، جهاد سازندگی و... به مردم لبنان كمك شده است. این كمك ها نیز مربوط به شیعه و سنی نبوده به همه كمك شده است.
با این حساب، شما آینده مقاومت و حزبالله را چگونه میبینید؛ با توجه به این كه دپو تسلیحات محدود است و راهها نیز كنترل میشود؟
تا زمانی كه مردم لبنان بخواهند، آنها میمانند و میجنگند. تا به حال، در لبنان یك ارتش مجهز و آموزش دیده كه بتواند از تمامیت ارضی لبنان حفظ و حراست كند، نداشتهایم. در گذشته دیدیم كه این ارتش نتوانست، جلوي اسرائیل مقاومت كند. علت این كه مردم لبنان یكپارچه از حزبالله و مقاومت دفاع میكنند، برای خاطر این است كه تنها نیرویی است كه از شرف و ناموس آنها دفاع میكند. تا زمانی كه این شرایط هست، مقاومت با حمایت مردم وجود خواهد داشت.
درباره توان مالی حزبالله نیز بحثهایی مطرح است. میتوانید اطلاعاتی در این باره ارائه دهید كه این تشكیلات با این كه دولت را همراه خود ندارد، از كجا حمایت مالی میشود؟
محبوبیت حزبالله بسياري از مرزها را شكسته است، به گونهای كه در میان سعودیها، كشورهای عرب خلیج فارس، آفریقایی اعرابی كه در اروپا و آمریكا هستند، علاقه به حزبالله و كمك به آن، به مراتب بیشتر از ایران است. روی این حساب، حمایتهای مالی به حزبالله، تقریبا بینالمللی شده است. حتی غیرمسلمانان نیز به علت كینهای كه به استكبار جهانی و اسرائیل دارند، میخواهند حزبالله پیروز شود.
بنابراین، مؤسسات خیریهای وجود دارد كه برای كمك به «مقاومت»، اقدام به جمعآوری اعانه میكند. آنها یكسری مؤسساتی را ساختهاند كه از بهره آن خیلی از هزینههای حزبالله تأمین میشود. الان حزبالله در بعد جهانی مطرح است و پشتوانه مالی آن از طریق این مؤسسات خیریه و تأسیس مراكز اقتصادی تجاری، صنعتی در كشورهای مختلف انجام میشود.
به عنوان آخرین سوال، فكر میكنید جنگ تا چند وقت دیگر طول میكشد؟
تا زمانی كه اسرائیل از پیشروی و خلع سلاح حزبالله مأیوس شود، ادامه پیدا میكند. الان ۶۰ درصد امید اسرائیل قطع شده. ۴۰ درصد مانده كه آن هم به علت كمكهای آمریكا و امیدواری به موشكهای آنهاست. امیدوارند بتوانند در مرحله پس جنگ را زمینی كنند. اگر عملیات زمینی آغاز شود، جنگ خیلی طولانی خواهد شد، زیرا حزبالله به این راحتی كوتاه نمیآید و عقبنشینی نمیكند.
آیا احتمال دارد كه اسرائیل از سلاح هستهای یا شیمیایی استفاده كند؟
این فرضیه الان مطرح شده است. الان اسرائیل از سلاح شیمیایی استفاده كرده است. درباره حمله اتمی بحث مطرح است، اما من بعید میدانم كه اسرائیل بتواند این كار را بكند، زیرا صرفنظر از فضای بینالمللی، نخستین آسیب آن را خود میبیند، زیرا به علت كوتاهی راه از جنوب لبنان تا اسرائیل، محیط زیست خود اسرائیل نیز سالهای متمادی آلوده خواهد شد. به همین دلیل، گمان نمیكنم از سلاح اتمی استفاده كند، اما از سلاح شیمیایی استفاده كرده و میكند، حال آن كه تأثیری ندارد، چراكه زیرا پناهگاههای حزبالله نفوذناپذیر هستند.
اگر اسرائیل از سلاح اتمی استفاده كند، واكنش حزبالله چگونه خواهد بود؟
بعید نیست كه حزبالله با همین موشكها و با استفاده از سلاح پیشرفتهتری واكنش شدید نشان دهد.
منبع: شرق ـ اکبر منتجبي
برگرفته از : [External Link Removed for Guests]
این هم آدرس مطلب در روزنامهء شرق : [External Link Removed for Guests]



