چرا نام ايران از سايتهاي اينترنتي حذف شده است؟
ارسال شده: سهشنبه ۲ آبان ۱۳۸۵, ۱:۰۷ ب.ظ
Internt يا Outernet؟
ما در ايران اينترنت نداريم. حرف عجيبي است نه؟ اين شطح مغلطهآميز از اين سوال آغاز ميشود كه آيا استفادهاي كه از اينترنت در ايران ميشود استفاده واقعي و بهينه از آن است؟ حالا فرض كنيد برگرديم به چند سال پيش كه اينترنتي وجود نداشت. چه تفاوتي با آن موقع از نظر پيشرفت تكنولوژي جز در «مصرفگرايي» كردهايم؟ برخي پيشرفتها قابل احترام است اما كليت موضوع را تغيير نميدهد.
ما پشت ديوارهاي شيشهاي قرار داريم كه قادريم تمام آنچه را ديگران دارند ببينيم و پشت اين ديوارهاي شيشهاي به دنيا نگاه ميكنيم و گاه حسرت داشتههاي آنان را ميخوريم: آخرين فنآوريهاي آيتي، اينترنت پرسرعت و بيسيم، تجارت الكترونيك و دولت الكترونيك... چيزي مثل ليسيدن يك بستني قيفي از پشت شيشه! اينها را ميبينيم و ميدانيم كه هست اما نميتوانيم به آن دسترسي داشته باشيم. چون در شبكه نيستيم. براي اين كه بنيادهاي فرهنگي و علمي و اجتماعي و سياسي شبكهاي بودنمان با خشت كجي بنا شده است كه اگر زودتر فكري به حال آن نكنيم تا ثريا به همين منوال خواهد رفت.
■ كشور مورد نظر در شبكه موجود نميباشد
طي يكي دو سال اخير در برخي نرمافزارها و سايتها هنگام پر كردن فرمها و در بخش كشورها نام ايران را به اين صورت ميبينيم: Islamic Republic of Iran
شايد به ظاهر اين اهميتي نداشته باشد اما براي هيچ كدام كشورهاي ديگر «نوع حكومت» آن نوشته نشده است. شايد ميخواهند نام Iran با Iraq اشتباه نشود اما باز هم منطقي به نظر نميرسد. ربطي هم به تئوري توطئه ندارد اما اين موذيگري و شيطنت برخي سايتها، كاملاً عمدي است و هيچ دليلي ندارد مثل كشورهاي ديگر با همان روال معمول Iran ننويسند. پيشترها براي «جمهوري خلق چين» نيز اين پروپاگاندا جريان داشت و اكنون براي ايران روز به روز در حال گسترش است. نه اين كه از حُب «جمهوري اسلامي» باشد كه به آن توجه ميكنند! خير اين بار معنايي منفي دارد، اين برجستهسازي طوري است كه انگار ايران با ديگر نقاط دنيا متفاوت است. مشخص نيست كه اولين بار كدام برنامهنويس و در چه سايتي اين كدها را در فرمهاي ثبتنام به كار برد و حالا همين در حال گسترش و استفاده است.
در اين مورد گويي خيلي هم لطف كرهاند كه نام ايران را از قلم نينداختهاند. در بسياري از سايتها و نرمافزارها به ويژه سايتهاي تجاري نام ايران به طور كلي در ليست كشورها حذف شده است. كوچكترين و دورافتادهترين كشورهاي جهان در اين ليستها وجود دارند اما نام ايران با تعصبي فاشيستي و ضدانساني حذف شده است. آيا اگر دنيا با سيستم حكومت ايران مشكل دارد دليل اين ميشود كه بيش از يك ميليون و 648 هزار كيلومتر مربع با 70 ميليون نفر جمعيت را نبيند!؟ آيا تمام كشورهاي دنيا كارت اعتباري و تجارت الكترونيك دارند؟ نه، موضوع هر چه هست گسترش ضدفرهنگي در سطح شبكه است كه ميخواهد ايران را ايزوله كند.
اين فشار در چند سال اخير به ويژه پس از اشغال افغانستان و عراق شدت گرفته است. سرورهاي آمريكايي سايتهاي ايراني را مسدود و مقطوعالنت (چيزي مثل مقطوعالنسل!) ميكنند و تقريباً امكان دسترسي به بسياري اطلاعات و خدمات مفيد سطح نت از سوي ايرانيان وجود ندارد.
اين آپارتايد جهاني كه به نام تحريم عليه ايران جريان يافته پيش از آن كه مثلاً حكومت ايران را متنبه كند، به فرهنگ جهاني نژادپرستي و احساسات ضدايراني ديگران دامن خواهد زد. چنين اعمالي شرمآور و به دور از حقوق بشر است و گسترش اين ضدفرهنگ پيامدهاي سوئي براي ميليونها انسان در آينده خواهد داشت. كاش پايگاه يا سازماني حقوقي اين وضعيت را پيگيري ميكرد.
■ چرا وجود نداريم؟
بگذاريد مروري كنيم بر غرغرهاي كليشهاي و كهنه در اين مورد:
- ما مصرف كنندهايم نه توليدكننده. مصرف كننده دائمي ابزار غربي و تكنولوژي.
- در مورد نرمافزار و سختافزار جز كپي و مونتاژ حرف مهمي براي گفتن در دنيا نداريم.
- قانون كپي رايت نداريم و هيچ پايبندي به آن نداريم.
- سيستم تجارت الكترونيك و كارت اعتباري نداريم.
- فرهنگ عمومي استفاده درست از ابزار نداريم.
- دولتهاي ناپايدار و بيثباتي داريم چه رسد به دولت الكترونيك و حذف بروكراسي.
- علوم پايه و دانشهاي روز نظير آيتي و هايتك در ايران جايگاه واقعي خود را ندارند و بعضاً تنها به عنوان ابزاري سياسي و دولتي استفاده ميشوند.
- سرعت پايين اينترنت، گراني اينترنت و هزينههاي مخابرات، دولتي بودن مخابرات، قيمت بالاي كامپيوتر و قطعات به نسبت درآمد سرانه مردم و بسياري مسائل ديگر جمعيت قابل ملاحظهاي را كه در فشار اقتصادي و عوارض ناشي از تورم براي تامين امكانات اوليه زندگي خود هستند، به طور كلي دفع كرده است.
- دولت و قوانين داخلي موجود هم نمك بر زخم اين لاشهي انفورماتيك ميپاشند. در حالي كه كشور كوچكي نظير سنگاپور اينترنت پرسرعت رايگان در اختيار شهروندان خود قرار داده و بسياري كشورهاي ديگر و كماهميتتر از ايران امكان دسترسي آزاد همگان به اطلاعات را فراهم كردهاند، سانسور و تحديد به سياست و تنها راهكار هميشگي تبديل شده است.
- و بدتر از همه تضاد بين سنت و مدرنيته كه با شدت جريان دارد. نميتوانيم دست از خدا و خرما بكشيم بي اين كه تعادلي بين اين دو برقرار كنيم و هميشه در فرهنگ افراط و تفريط از آن ور بام ميافتيم.
■ پشت پنجرههاي زنگزده
ميدانيد به چه ميماند؟ آب يك هويج را گرفته و استفاده كرده و ما سر در تفالهاش كردهايم كه فكر ميكنيم آب هويج است! مسنجر و چت بازي نهايت دانش خيليهايمان از اينترنت است، استفاده از انبوه سايتهاي زرد و بيمحتوا و بسياري مسائل ديگر و استفادههاي ناهنجار و سطحي كه به گمانمان «اينترنت» داريم. تازه وبلاگنويسي مفيدترين و سالمترين استفاده ايرانيان از اينترنت است. وبلاگنويسان به نسبت و برخلاف تصور بسياري و غير از پارهاي استثناها، سالمترين قشر كاربران اينترنت در ايران هستند.
با اين وجود تا وقتي مسائل اساسي شبكه نظير تجارت الكترونيك و جريان دسترسي آزاد به اطلاعات و احترام به قوانين جهاني را نداشته باشيم، اينترنت نداريم و از شبكه خارجيم. تفالهاي است كه معلوم نيست تا كي و چه زمان و به چه دليل ميخواهيم آن را مصرف كنيم. اين پنجرههاي زنگزده كه تازه برخي ميخواهند يك تيغهي آجري هم جلويش بكشند، در برابر گردباد مدرنيته دوام نخواهد آورد مگر اين كه آن را هوشيارانه باز كرد.
اجازه بدهيد اين جملهي ارزشمند مهاتما گاندي را به عنوان ختم كلام و راهكاري فرهنگي و متعادل، يك بار ديگر مرور كنيم كه شايد به نحوي به اين بحث ربط پيدا كند:
«من نميخواهم به دور خانهام ديواري بكشم و پنجرههايم را بپوشانم. من دوست دارم تمامي فرهنگهاي جهان با آزادي كامل به خانهام بوزند. اما نميگذارم زير پايم را سست کنند. من نميخواهم در خانههاي ديگران مثل يک برده و گدا زندگي کنم».

ما در ايران اينترنت نداريم. حرف عجيبي است نه؟ اين شطح مغلطهآميز از اين سوال آغاز ميشود كه آيا استفادهاي كه از اينترنت در ايران ميشود استفاده واقعي و بهينه از آن است؟ حالا فرض كنيد برگرديم به چند سال پيش كه اينترنتي وجود نداشت. چه تفاوتي با آن موقع از نظر پيشرفت تكنولوژي جز در «مصرفگرايي» كردهايم؟ برخي پيشرفتها قابل احترام است اما كليت موضوع را تغيير نميدهد.
ما پشت ديوارهاي شيشهاي قرار داريم كه قادريم تمام آنچه را ديگران دارند ببينيم و پشت اين ديوارهاي شيشهاي به دنيا نگاه ميكنيم و گاه حسرت داشتههاي آنان را ميخوريم: آخرين فنآوريهاي آيتي، اينترنت پرسرعت و بيسيم، تجارت الكترونيك و دولت الكترونيك... چيزي مثل ليسيدن يك بستني قيفي از پشت شيشه! اينها را ميبينيم و ميدانيم كه هست اما نميتوانيم به آن دسترسي داشته باشيم. چون در شبكه نيستيم. براي اين كه بنيادهاي فرهنگي و علمي و اجتماعي و سياسي شبكهاي بودنمان با خشت كجي بنا شده است كه اگر زودتر فكري به حال آن نكنيم تا ثريا به همين منوال خواهد رفت.
■ كشور مورد نظر در شبكه موجود نميباشد
طي يكي دو سال اخير در برخي نرمافزارها و سايتها هنگام پر كردن فرمها و در بخش كشورها نام ايران را به اين صورت ميبينيم: Islamic Republic of Iran
شايد به ظاهر اين اهميتي نداشته باشد اما براي هيچ كدام كشورهاي ديگر «نوع حكومت» آن نوشته نشده است. شايد ميخواهند نام Iran با Iraq اشتباه نشود اما باز هم منطقي به نظر نميرسد. ربطي هم به تئوري توطئه ندارد اما اين موذيگري و شيطنت برخي سايتها، كاملاً عمدي است و هيچ دليلي ندارد مثل كشورهاي ديگر با همان روال معمول Iran ننويسند. پيشترها براي «جمهوري خلق چين» نيز اين پروپاگاندا جريان داشت و اكنون براي ايران روز به روز در حال گسترش است. نه اين كه از حُب «جمهوري اسلامي» باشد كه به آن توجه ميكنند! خير اين بار معنايي منفي دارد، اين برجستهسازي طوري است كه انگار ايران با ديگر نقاط دنيا متفاوت است. مشخص نيست كه اولين بار كدام برنامهنويس و در چه سايتي اين كدها را در فرمهاي ثبتنام به كار برد و حالا همين در حال گسترش و استفاده است.
در اين مورد گويي خيلي هم لطف كرهاند كه نام ايران را از قلم نينداختهاند. در بسياري از سايتها و نرمافزارها به ويژه سايتهاي تجاري نام ايران به طور كلي در ليست كشورها حذف شده است. كوچكترين و دورافتادهترين كشورهاي جهان در اين ليستها وجود دارند اما نام ايران با تعصبي فاشيستي و ضدانساني حذف شده است. آيا اگر دنيا با سيستم حكومت ايران مشكل دارد دليل اين ميشود كه بيش از يك ميليون و 648 هزار كيلومتر مربع با 70 ميليون نفر جمعيت را نبيند!؟ آيا تمام كشورهاي دنيا كارت اعتباري و تجارت الكترونيك دارند؟ نه، موضوع هر چه هست گسترش ضدفرهنگي در سطح شبكه است كه ميخواهد ايران را ايزوله كند.
اين فشار در چند سال اخير به ويژه پس از اشغال افغانستان و عراق شدت گرفته است. سرورهاي آمريكايي سايتهاي ايراني را مسدود و مقطوعالنت (چيزي مثل مقطوعالنسل!) ميكنند و تقريباً امكان دسترسي به بسياري اطلاعات و خدمات مفيد سطح نت از سوي ايرانيان وجود ندارد.
اين آپارتايد جهاني كه به نام تحريم عليه ايران جريان يافته پيش از آن كه مثلاً حكومت ايران را متنبه كند، به فرهنگ جهاني نژادپرستي و احساسات ضدايراني ديگران دامن خواهد زد. چنين اعمالي شرمآور و به دور از حقوق بشر است و گسترش اين ضدفرهنگ پيامدهاي سوئي براي ميليونها انسان در آينده خواهد داشت. كاش پايگاه يا سازماني حقوقي اين وضعيت را پيگيري ميكرد.
■ چرا وجود نداريم؟
بگذاريد مروري كنيم بر غرغرهاي كليشهاي و كهنه در اين مورد:
- ما مصرف كنندهايم نه توليدكننده. مصرف كننده دائمي ابزار غربي و تكنولوژي.
- در مورد نرمافزار و سختافزار جز كپي و مونتاژ حرف مهمي براي گفتن در دنيا نداريم.
- قانون كپي رايت نداريم و هيچ پايبندي به آن نداريم.
- سيستم تجارت الكترونيك و كارت اعتباري نداريم.
- فرهنگ عمومي استفاده درست از ابزار نداريم.
- دولتهاي ناپايدار و بيثباتي داريم چه رسد به دولت الكترونيك و حذف بروكراسي.
- علوم پايه و دانشهاي روز نظير آيتي و هايتك در ايران جايگاه واقعي خود را ندارند و بعضاً تنها به عنوان ابزاري سياسي و دولتي استفاده ميشوند.
- سرعت پايين اينترنت، گراني اينترنت و هزينههاي مخابرات، دولتي بودن مخابرات، قيمت بالاي كامپيوتر و قطعات به نسبت درآمد سرانه مردم و بسياري مسائل ديگر جمعيت قابل ملاحظهاي را كه در فشار اقتصادي و عوارض ناشي از تورم براي تامين امكانات اوليه زندگي خود هستند، به طور كلي دفع كرده است.
- دولت و قوانين داخلي موجود هم نمك بر زخم اين لاشهي انفورماتيك ميپاشند. در حالي كه كشور كوچكي نظير سنگاپور اينترنت پرسرعت رايگان در اختيار شهروندان خود قرار داده و بسياري كشورهاي ديگر و كماهميتتر از ايران امكان دسترسي آزاد همگان به اطلاعات را فراهم كردهاند، سانسور و تحديد به سياست و تنها راهكار هميشگي تبديل شده است.
- و بدتر از همه تضاد بين سنت و مدرنيته كه با شدت جريان دارد. نميتوانيم دست از خدا و خرما بكشيم بي اين كه تعادلي بين اين دو برقرار كنيم و هميشه در فرهنگ افراط و تفريط از آن ور بام ميافتيم.
■ پشت پنجرههاي زنگزده
ميدانيد به چه ميماند؟ آب يك هويج را گرفته و استفاده كرده و ما سر در تفالهاش كردهايم كه فكر ميكنيم آب هويج است! مسنجر و چت بازي نهايت دانش خيليهايمان از اينترنت است، استفاده از انبوه سايتهاي زرد و بيمحتوا و بسياري مسائل ديگر و استفادههاي ناهنجار و سطحي كه به گمانمان «اينترنت» داريم. تازه وبلاگنويسي مفيدترين و سالمترين استفاده ايرانيان از اينترنت است. وبلاگنويسان به نسبت و برخلاف تصور بسياري و غير از پارهاي استثناها، سالمترين قشر كاربران اينترنت در ايران هستند.
با اين وجود تا وقتي مسائل اساسي شبكه نظير تجارت الكترونيك و جريان دسترسي آزاد به اطلاعات و احترام به قوانين جهاني را نداشته باشيم، اينترنت نداريم و از شبكه خارجيم. تفالهاي است كه معلوم نيست تا كي و چه زمان و به چه دليل ميخواهيم آن را مصرف كنيم. اين پنجرههاي زنگزده كه تازه برخي ميخواهند يك تيغهي آجري هم جلويش بكشند، در برابر گردباد مدرنيته دوام نخواهد آورد مگر اين كه آن را هوشيارانه باز كرد.
اجازه بدهيد اين جملهي ارزشمند مهاتما گاندي را به عنوان ختم كلام و راهكاري فرهنگي و متعادل، يك بار ديگر مرور كنيم كه شايد به نحوي به اين بحث ربط پيدا كند:
«من نميخواهم به دور خانهام ديواري بكشم و پنجرههايم را بپوشانم. من دوست دارم تمامي فرهنگهاي جهان با آزادي كامل به خانهام بوزند. اما نميگذارم زير پايم را سست کنند. من نميخواهم در خانههاي ديگران مثل يک برده و گدا زندگي کنم».

بنویس ایران یا هر چیز که دلت می خواد در مورد ایران