آیا این ایه شریفه قرآن به انفجار بیگ بنگ اشاره دارد؟
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۵, ۶:۳۲ ب.ظ
قران کتابی اسمانی است که خود اثبات کننده حقانیت خود است. آیات قران بگونه ای است که با هیچ نوشته ای قابل قیاس نبوده و معجزه بودن قرآن با خواندن و مطالعه ان بر هر صاحب اندیشه ای آشکار می شود. قزآن اقیانوسی بی نهایت است که در قالب یک کتاب بر بشر نازل و ظاهر گردیده است؛ اقیانوسی که کران ان در فوق بیکران اسمان ناپیداست. قران کریم ابعاد و وجوه متعددی دارد اگرچه همگی در یک مسیر و جهت به شناخت بیشتر خدا منتهی می شوند که یک بعد ان اشارات و توضیحات علمی قران است که غالبا مستتر است و با تفکر و اندیشه ممکن است برای اهل علم مکشوف گردد.
تا بحال موارد متعددی اتفاق افتاده که یک دانشمند غربی یا شرقی با مطالعه قران و رسیدن به همان ایاتی که اشاره به اسرار خلقت زمین، موجودات و از جمله انسان داشته است به حقانیت و اسمانی بودن قران پی برده و به اسلام ایمان اورده است.
بعنوان مثال در جایی خواندم یکی از همین دانشمندان که مسیحی بوده و بعد از این واقعه مسلمان می شود، حین مطالعه در قران به این آیه مبارکه میرسد:" بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ ". این ایه ادامه ایاتی است که خداوند متعال در ان ها انسان های شکاک و بی اعتقاد را مذمت می کند که چطور ایمان نمی اوردند که او تنها خالق و حاکم جهان است و قادر است در روز حسابرسی انسان را دوباره زنده کند. معنی ایه مذکور این است : " بله ما قادریم که حتی سر انگشتان او را بسازیم". ان دانشمند ناگهان با خواندن این ایه قلبش متحول می شود و اولین چیزی که بخاطرش می اید اینکه چرا قران سر انگشتان را مثال زده در حالیکه اعضای پیچیده تری از سر انگشتان مثل چشم هم در بدن انسان وجود دارد؟ چرا قران سرانگشتان را بعنوان شاهد بر قدرت و توانایی خداوند در دوباره زنده ساختن بشر مثال اورده؟ مگر در سر انگشتان چه راز مهمی نهفته است؟ این دانشمند که اتفاقا یکی از مطالعات او بررسی پاترن ها در انگشت نگاری بوده و اینکه اثر انگشت هر انسان با انسان دیگر متفاوت است و امکان تشابه اثر انگشت دو انسان در طول تاریخ وجود نداشته حقیقت علمی اشاره خداوند در قران را در می یابد و می فهمد مقصود الهی ان بوده که به ادمی بویژه اهل دانش بفهماند خداوند قادر است میلیارد ها انسان تاریخ را با همان اثر انگشت فبلی اشان دوباره زنده کند و ازجهتی قران چیزی را در 1400 قبل بیان کرده که تنها در دو قرن اخیر توسط اهل فن کشف شده و بکار گرفته شده است و هیچ دانشمندی تا قبل از ان به وجود پاترن اثر انگشت انسان ها و تفاوت بدون استثنای انها پی نبرده بود. همین نکته بر ایمان ان دانشمند افزوده بود.
بهرحال تفکر در قران چیزی است که سفارش خداوند در قران است و همچنین پیامبر اسلام(ص) و امامان معصوم (س) هم در این مورد سفارش های متعدد داشته اند. حتی در یک حدیث است که یکساعت تفکر بهتر از هزار سال عبادت است(خاصتا که ان تفکر در ایات قران باشد). خداوند برحمت و کرم خود نوع بشر را دعوت کرده بیاید و از این اقیانوس زلال و گوارا سیراب شود. فکر یک انسان بهرقدر که بلند پرواز و رفیع باشد محو و متحیر از قران می شود و روح انسان که همیشه تشنه و نارام است و بدنبال علم و کمال مطلق سرگردان است با رسیدن به قران سیراب شد و از علوم و حکمت های والا متنعم می گردد و البته این بشرطی خواهد بود که در قران تفکر کند و با ایمان خود از ان تبعیت نماید.
در قران ایات متعددی راجع به اسرار خلقت است که بشر مقداری از ان را تا کنون کشف کرده است. قران کریم همچنین به بعض علوم و اسرار جهان که نیز تا بحال کشف نشده اشاره دارد. مثلا به " بسط عالم" یا همان حادثه بیگ بنگ در اصطلاح غربی. من با تفکراتی که قبلا در ایات شریفه قران داشتم این ایه را کشف کردم که به احتمال زیاد در مورد حادثه بسط جهان یا همان بیگ بنگ است. البته توضیح کوتاهی هم نوشتم و تصاویری هم بر مبنای ان ساختم ولی فعلا به ذکر خود ایه شریفه بسنده شده و از توضیح علمی قضیه واقع صرفنظر می شود.
لازم بتوضیح است بنده تخصصی در تفسیر قران ندارم و اگر اکنون هم مطلبی را می نویسم فقط استناد به ایاتی از قران کریم است که به بعض مسائل علمی در مورد خلقت اسمان و زمین و موجودات اشاره دارد.
يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ
روزى كه آسمان را همچون در پيچيدن صفحه نامه ها در مى پيچيم همان گونه كه بار نخست آفرينش را آغاز كرديم دوباره آن را بازمىگردانيم وعده اى است بر عهده ما كه ما انجام دهنده آنيم (104)
انچه استنباط اینجانب از این ایه مبارکه بوده انست که نامه ها در قدیم بشکل طومار بوده اند و بسط جهان نیز بهمان شکل انجام گرفته است یعنی چیزی شبیه به باز شدن یک طومار . لذا عالم از نظر طولی و فیزیکی یک ابتدا و یک انتها دارد که بالا یا ابتدای طومار و پایین یا انتهای طومار است. براساس فرضیه بیگ بنگ، جهان ( ستارگان، سیارات، کهکشان ها، غبارهای کیهانی سیاهچاله ها، سیاره های یخی و یگر اجرام شناخته و ناشناخته) روزی از یک محل فوق العاده عظیم بعنوان نقطه شروع، شروع به گسترش کرده و تا موقعیت امروزی بسط یافته است. و بر طبق تفسیر علمی بنده، قران کریم ان انفجار را نه بصورت یک انفجار همه سویه بلکه بشکل باز شدن یک طومار توصیف نموده است که احتمالا یک محور جهان ثابت و محور دیگر همچون صفحه ای حول نقطه شروع خود و باگردش به دور ان باز و منبسط شده است و روزی نیز بهمان شکل (طوماری) بسته شده و قیض می گردد. در حالیکه دانشمندان امروزی تا بحال نتوانسته اند شکل خاصی را برای جهان قائل شوند و یا تصوری جامع و کامل از حادثه بیگ بنگ بسازند. بر مبنای همین ایه شریفه می توان تصوری کلی از جهان و نحوه بسط و گسترش ان بدست اورد.
تا بحال موارد متعددی اتفاق افتاده که یک دانشمند غربی یا شرقی با مطالعه قران و رسیدن به همان ایاتی که اشاره به اسرار خلقت زمین، موجودات و از جمله انسان داشته است به حقانیت و اسمانی بودن قران پی برده و به اسلام ایمان اورده است.
بعنوان مثال در جایی خواندم یکی از همین دانشمندان که مسیحی بوده و بعد از این واقعه مسلمان می شود، حین مطالعه در قران به این آیه مبارکه میرسد:" بَلَى قَادِرِينَ عَلَى أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ ". این ایه ادامه ایاتی است که خداوند متعال در ان ها انسان های شکاک و بی اعتقاد را مذمت می کند که چطور ایمان نمی اوردند که او تنها خالق و حاکم جهان است و قادر است در روز حسابرسی انسان را دوباره زنده کند. معنی ایه مذکور این است : " بله ما قادریم که حتی سر انگشتان او را بسازیم". ان دانشمند ناگهان با خواندن این ایه قلبش متحول می شود و اولین چیزی که بخاطرش می اید اینکه چرا قران سر انگشتان را مثال زده در حالیکه اعضای پیچیده تری از سر انگشتان مثل چشم هم در بدن انسان وجود دارد؟ چرا قران سرانگشتان را بعنوان شاهد بر قدرت و توانایی خداوند در دوباره زنده ساختن بشر مثال اورده؟ مگر در سر انگشتان چه راز مهمی نهفته است؟ این دانشمند که اتفاقا یکی از مطالعات او بررسی پاترن ها در انگشت نگاری بوده و اینکه اثر انگشت هر انسان با انسان دیگر متفاوت است و امکان تشابه اثر انگشت دو انسان در طول تاریخ وجود نداشته حقیقت علمی اشاره خداوند در قران را در می یابد و می فهمد مقصود الهی ان بوده که به ادمی بویژه اهل دانش بفهماند خداوند قادر است میلیارد ها انسان تاریخ را با همان اثر انگشت فبلی اشان دوباره زنده کند و ازجهتی قران چیزی را در 1400 قبل بیان کرده که تنها در دو قرن اخیر توسط اهل فن کشف شده و بکار گرفته شده است و هیچ دانشمندی تا قبل از ان به وجود پاترن اثر انگشت انسان ها و تفاوت بدون استثنای انها پی نبرده بود. همین نکته بر ایمان ان دانشمند افزوده بود.
بهرحال تفکر در قران چیزی است که سفارش خداوند در قران است و همچنین پیامبر اسلام(ص) و امامان معصوم (س) هم در این مورد سفارش های متعدد داشته اند. حتی در یک حدیث است که یکساعت تفکر بهتر از هزار سال عبادت است(خاصتا که ان تفکر در ایات قران باشد). خداوند برحمت و کرم خود نوع بشر را دعوت کرده بیاید و از این اقیانوس زلال و گوارا سیراب شود. فکر یک انسان بهرقدر که بلند پرواز و رفیع باشد محو و متحیر از قران می شود و روح انسان که همیشه تشنه و نارام است و بدنبال علم و کمال مطلق سرگردان است با رسیدن به قران سیراب شد و از علوم و حکمت های والا متنعم می گردد و البته این بشرطی خواهد بود که در قران تفکر کند و با ایمان خود از ان تبعیت نماید.
در قران ایات متعددی راجع به اسرار خلقت است که بشر مقداری از ان را تا کنون کشف کرده است. قران کریم همچنین به بعض علوم و اسرار جهان که نیز تا بحال کشف نشده اشاره دارد. مثلا به " بسط عالم" یا همان حادثه بیگ بنگ در اصطلاح غربی. من با تفکراتی که قبلا در ایات شریفه قران داشتم این ایه را کشف کردم که به احتمال زیاد در مورد حادثه بسط جهان یا همان بیگ بنگ است. البته توضیح کوتاهی هم نوشتم و تصاویری هم بر مبنای ان ساختم ولی فعلا به ذکر خود ایه شریفه بسنده شده و از توضیح علمی قضیه واقع صرفنظر می شود.
لازم بتوضیح است بنده تخصصی در تفسیر قران ندارم و اگر اکنون هم مطلبی را می نویسم فقط استناد به ایاتی از قران کریم است که به بعض مسائل علمی در مورد خلقت اسمان و زمین و موجودات اشاره دارد.
يَوْمَ نَطْوِي السَّمَاء كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ كَمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِيدُهُ وَعْدًا عَلَيْنَا إِنَّا كُنَّا فَاعِلِينَ
روزى كه آسمان را همچون در پيچيدن صفحه نامه ها در مى پيچيم همان گونه كه بار نخست آفرينش را آغاز كرديم دوباره آن را بازمىگردانيم وعده اى است بر عهده ما كه ما انجام دهنده آنيم (104)
انچه استنباط اینجانب از این ایه مبارکه بوده انست که نامه ها در قدیم بشکل طومار بوده اند و بسط جهان نیز بهمان شکل انجام گرفته است یعنی چیزی شبیه به باز شدن یک طومار . لذا عالم از نظر طولی و فیزیکی یک ابتدا و یک انتها دارد که بالا یا ابتدای طومار و پایین یا انتهای طومار است. براساس فرضیه بیگ بنگ، جهان ( ستارگان، سیارات، کهکشان ها، غبارهای کیهانی سیاهچاله ها، سیاره های یخی و یگر اجرام شناخته و ناشناخته) روزی از یک محل فوق العاده عظیم بعنوان نقطه شروع، شروع به گسترش کرده و تا موقعیت امروزی بسط یافته است. و بر طبق تفسیر علمی بنده، قران کریم ان انفجار را نه بصورت یک انفجار همه سویه بلکه بشکل باز شدن یک طومار توصیف نموده است که احتمالا یک محور جهان ثابت و محور دیگر همچون صفحه ای حول نقطه شروع خود و باگردش به دور ان باز و منبسط شده است و روزی نیز بهمان شکل (طوماری) بسته شده و قیض می گردد. در حالیکه دانشمندان امروزی تا بحال نتوانسته اند شکل خاصی را برای جهان قائل شوند و یا تصوری جامع و کامل از حادثه بیگ بنگ بسازند. بر مبنای همین ایه شریفه می توان تصوری کلی از جهان و نحوه بسط و گسترش ان بدست اورد.