خلبانان پناهنده شوروی به غرب
ارسال شده: سهشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸, ۲:۰۶ ب.ظ
سلام علیکم
بلنکو در ساعت 1357 دقیقه در فرودگاه هاکوداته فرود آمد. یک خلبان MiG-25 به تنهائی توانسته بود برای مدت 45 دقیقه سامانه های پدافند هوائی ژاپن را مغلوب سازد . این یک رسوائی برای سازمانی بود که وظیفه حفاظت از ژاپن را درمقابل هواپیماهای نظامی بیگانه بر عهده داشت .
چگونه یک خلبان فراری شوروی ژاپن را به منازعه بین ابرقدرتها کشاند ؟
با ورود غیرمنتظره یک جنگنده MiG-25 Foxbat تمام اسرار روسها به یکباره فروریخت
[External Link Removed for Guests]
در روز ششم سپتامبر سال 1976 یک فروند جنگنده شوروی از نوع MiG-25P در حالیکه نشان هنگ 513 شکاری را بر بدنه خود داشت به سرعت در یک فرودگاه غیرنظامی ژاپن فرود آمد . جت فوق سری شوروی با دقت از کنار یک فروند بوئینگ 727 گذشت و بر روی باند فرود آمد و چتر سرعت شکن آن باز شد . یک چرخ آن ترکید و هواپیما با صدای بلندی سر خورد و از مسیر اصلی خود در انتهای باند یک مایلی خارج شد . سرانجام ، جنگنده فاکس بت پس از طی حدود 800 متر در جاده خاکی و شکستن دوآنتن رادیو در سر راه خود ، متوقف شد .
خلبان روس پیدایش شد و با سلاح کمری اش دو گلوله اخطار به سمت رانندگان فضول خودروهائی که در اتوبان مجاور در حال دید زدن او بودند شلیک نمود. تعداد دیگری از ژاپنی ها که تماشاگر این صحنه بودند با دوربین هایشان از این صحنه فیلمبرداری نموده اما از ترس اقدام احتمالی بعدی خلبان فیلم ها را از دوربین ها درآورده و بر زمین انداختند.
در این فاصله ، تعدادی از مقامات فرودگاه برای دیدن خلبان جمع شده بودند . خلبان سلاح خود را تحویل داد و به زبان روسی گفت : من یک ستوان درنیروی دفاع هوائی شوروی هستم و می خواهم به ایالات متحده بروم .!
خلبان 29 ساله ، ویکتور ایوانویچ بلنکو ، هواپیمائی را که تحت شدیدترین تدابیر امنیتی شوروی قرار داشت به دست غربی ها داد . علاوه بر آن او ناتوانی ژاپن را برای دفاع از حریم هوائی خودشان را بر ضد هواگردهای در حال پروازدر ارتفاع پایین باثبات رسانده و دولت ژاپن را نیز به میان منازعه و کشمکش بین ابرقدرتها کشانده بود. تا قبل از این ژاپن هرگز به صورت مستقیم درگیر غلاف و خنجر سیاسی درجریان جنگ سرد قرار نگرفته بود اما فرار بلنکو به آنها درسی بسیار ضروری برای مدیریت بحران آموخت .
ویکتور بلنکو در میان بهترین نیروهای دفاع هوائی شوروی قرار داشت که می شد در میان آنها بود. خلبان از میان خانواده ای در طبقه کارگری با پیشینه سیاسی قابل قبولی رشد کرده بود . او نمونه ای از موفقیت در شوروی به شمار می رفت که برایش مزایای زیادی داشت ... مزایائی که اکثریت طبقه کارگر هرگز نمی توانست آنها را تجربه کند. یک روزنامه نگار به نام جان بارون او را اینچنین توصیف می کند : باهوش ، جسور ، پرهیجان و سرکش .
حتی با آنکه بلنکو جزو طبقه نخبه گان شوروی به حساب می آمد ، اما خوشحال نبود. او در مصاحبه ای در سال 1996 می گوید : اگر آمریکا خیلی بد است پس چگونه انسان به کره ماه می فرستد و او را بر می گرداند ؟ اگر آمریکا خیلی بد است پس چگونه آنها بهترین جنگنده های دنیا را می سازند ؟ اگر به زودی ایالات متحده دچار فروپاشی خواهد شد پس چگونه آنها بیشترین تعداد برندگاه جوایز نوبل را در مقایسه با جامعه پیشرفته کمونیستی به خود اختصاص داده اند ؟ (*)
او که همسرش نیز از او درخواست طلاق کرده و او را از فرزند سه ساله اش جدا ساخته بود دیگر میلی به زندگی در اتحاد جماهیر شوروی نداشت و تصمیم گرفت تا به ایالات متحده بگریزد . اما مشکل این بود — چگونه ؟
[External Link Removed for Guests]
جنگنده MiG-25 بلنکو به خودی خود نمی توانست تا ایالات متحده پرواز کند. پایگاه او در منطقه ولادی وستوک در شرق دور روسیه واقع شده بود بنابراین تنها یک راه باقیمانده بود. جزیره هوکایدو در شمال ژاپن تنها 400 مایل با او فاصله داشت . در بهترین شرایط – یعنی پرواز با سرعت 0.85 ماخ در مسیر مستقیم و در ارتفاع 30 هزار متری – جنگنده فاکس بت می توانست سوخت کافی برای طی کردن مسافت 700 مایل را در اختیار داشته باشد . اما بلنکو اگر می خواست نقشه خود را اجراء کند ، می بایست در زیر دید رادارهای شوروی پرواز کند ، یعنی در ارتفاع کمتر از 100 پا.
پس از یکماه انتظار ، بلنکو فرصت مناسب را یافت . او برای انجام یک تمرین عادی بر فراز منطقه چگویفکا و با داشتن مخزن پر از سوخت و یک نقشه در سرش از پایگاه خود به هوا برخاست . خلبان ناراضی شوروی با یک فشار به دسته گاز خود را از دسته پروازی جدا کرد و با سرعت و در ارتفاع پائین برفراز منطقه تایگا اقدام به پرواز نمود. پس از دو دقیقه جنگل ها جای خود را به دریای ژاپن داد .
بلنگو قبل از سوار شدن به هواپیمایش هوای خوبی را برای مسیر خود پیش بینی کرده بود. اما در میانه راه هوا به سرعت تغییر کرد . او در طول مسیر پرواز به سمت فرودگاه چیتوسه خود را در میان ابرهای متراکم که مسیرش را پوشانده بود یافت . فرودگاه چیتوسه – تنها پایگاه هوائی موجود (ژاپن) در نقشه های منسوخ روس ها بود که قبل از فرار در مورد آن مشورت کرده بود. او با یک مداد بر روی دفترچه ای میزان سوخت باقیمانده خود را محاسبه کرده بود . این احتمال وجود داشت که هواپیمایش توسط ژاپنی ها و یا روس ها سرنگون شود در این صورت همه چیز برای هیچ چیز به هدر می رفت .
نقطه کور در ارتفاع پائین
او انتظار واکنش ژاپنی ها را داشت . پس از آنکه او به اندازه کافی وارد محدوده شناسائی پدافند هوائی ژاپن شد ، خودش را به ارتفاعات بالاتر کشاند ، سرعت خود را نیز کاهش داد تا خود را برای خدمه پدافند موشکی ژاپن کم خطر نشان دهد . او فکر کرد همین که به هواپیماهای فانتوم F-4EJ ژاپنی اجازه دهد تا به او برسند و او را به سلامت همراهی کنند کافی است . اما نه پدافند موشکی در کار بود و نه فانتومی .
در آن زمان ، ژاپن 28 سایت راداری دور تا دور کشور داشت که توانستند فاکس بت بلنکو را در ساعت 1311 دقیقه یعنی 21 دقیقه پس از آنکه او چگویفکا را ترک کرده بود شناسائی کنند. ایستگاه مراقبت آژانس دفاعی ژاپن در منطقه اوکوشیری یک هواپیمای ناشناس را در فاصله 111 مایلی غرب هوکایدو در حالیکه در ارتفاع 20 هزار پائی و با سرعت 500 مایل بر ساعت پرواز می کرد را شناسائی نمود. کنترلر های ترافیک هوائی ژاپن اقدام به اجرای پروتکل های جاری درمورد هواپیماهای ناشناس نمودند. آنها با رادیو جنگنده MiG-25 به زبان روسی و انگلیسی تماس گرفتند اما رادیوی MiG ظاهرا توسط خدمه زمینی روس بر روی فرکانس داخلی گردان پروازی بسته شده بود. بلنکو نه می توانست اخطارها را دریافت کند و نه می توانست به آنها پاسخی بدهد.
در ساعت 1320 دقیقه دو فروند فانتوم از پایگاه هوائی چیتوسه اسکرامبل شدند. در ساعت 1326 دقیقه هنگامیکه دو فروند رهگیر به موقعیت خود نزدیک می شدند ، بلنکو به 1800 پا کاهش ارتفاع داد تا از پوشش ابرهای متراکم خارج شود. این کاهش ارتفاع او را از دید رادارهای ژاپنی مستقر اوکوشیری ، توبتسو ، اومیانتو و کامو خارج ساخت . یکبار دیگر و فقط برای یک لحظه جنگنده میگ در رادارهای ژاپنی پدیدار شد .
[External Link Removed for Guests]
بلنکو دقیقا لحظاتی قبل از فرود بر فراز فرودگاه هاکوداته
بلنکو دقیقا لحظاتی قبل از فرود بر فراز فرودگاه هاکوداته
بلنکو در ساعت 1357 دقیقه در فرودگاه هاکوداته فرود آمد. یک خلبان MiG-25 به تنهائی توانسته بود برای مدت 45 دقیقه سامانه های پدافند هوائی ژاپن را مغلوب سازد . این یک رسوائی برای سازمانی بود که وظیفه حفاظت از ژاپن را درمقابل هواپیماهای نظامی بیگانه بر عهده داشت .
آژانس دفاعی ژاپن ناتوانی نظامیان در ردیابی و رهگیری بلنکو را در آب و هوای نامساعد سرزنش نمود اما پذیرفت که تجهیزات آنها نیز برای این منظور نامناسب بوده است . سازمان دفاعی ژاپن فاقد توانائی پیش اخطار در ارتفاع پائین بوده و فانتوم ها نیز فاقد رادارهای نگاه به پائین / شلیک به پائین بوده اند. یک رادار استاندارد که روی زمین مستقر شده ، مقادیر زیادی از خرده امواج و نویز که از زمین منعکس می شوند را دریافت میکند. این نویزها هر شیء که در ارتفاع پائین پرواز می کند را از اسکن رادار در ارتفاعات بالاتر مخفی می سازد . اما یک سامانه راداری مختص نگاه به پائین / شلیک به پائین این نویزها را فیلتر می کند و به رهگیرها اجازه می دهد تا از بالا اینگونه هواگردها را در ارتفاع پائین ردیابی و با آنها درگیر شوند.
به لطف شوک وارده ناشی از ورود بلنکو ، توکیو خرید 13 سامانه E-2C Hawkeye که از سالها قبل برنامه آن را داشت تسریع و تمام این سامانه ها تا سال 1979 تحویل شدند. سازمان دفاعی ژاپن نخستین گروه پیش اخطار را نیز در سال 1983 تاسیس نمود. این گروه دقیقا به موقع توانست قابلیت ژاپن در مواجهه با آخرین تهدید یعنی ورود بمب افکن مافوق صوت هسته ای توپولف Tu-22M تقویت نماید . نیروی هوائی ژاپن در حال طی مراحل خرید سامانه نگاه به پائین / شلیک به پائین در قالب جنگنده F-15J بود که در سال 1981 در این نیرو وارد خدمت شده بود. سازمان دفاعی ژاپن جنگنده F-15 را به عنوان برنده رقابت در مناقصه موسوم به F-X در سال 1976 برگزیده بود و توکیو برای خرید 187 فروند از این جنگنده های تر وفرز برنامه ریزی کرده بود. به صورت مکمل ، آژانس دفاعی ژاپن در سال 1989 فانتوم های بهینه سازی شده F-4EJ مجهز به همان رادار پالس داپلر وستینگهاوس APG-66 مورد استفاده در جنگنده های F-16 بود ، را معرفی نمود.
به عبارت دیگر ، شوک نظامی ناشی از فرار بلنکو تنها منحصر به آنچه که به نظر می رسید نبود. علاوه بر ضرورت ایجاد تغییر در وضعیت پدافند هوائی ژاپن ، به سادگی تمام تصمیمات جاری و متداول را نیز منجمد نمود. اما در عین حال کمک نمود تا چرائی ضرورت وجود سامانه های پدافندی آشکار گردد.
با وجود تجربه تلخ ناشی از ناکامی در رهگیری بلنکو ، ضرورت افزایش سالانه بودجه دفاعی ژاپن آشکار گردید که این امر تا به امروز ادامه دارد. اما فرار بلنکو معنائی بیش از مفاهیم نظامی داشت . توکیو اکنون خود را در مواجهه با یک (خلبان ) فراری و یک غنیمت فن آوری خارجی یافته بود.
واکنش اولیه
بلنکو نخستین پناهنده به ژاپن در دوران جنگ سرد بود. ژاپن فاقد هرگونه توانائی نیروی اطلاعاتی خارجی بود و هیچگونه تجربه ای نیز برای کارکردن با چنین افرادی نداشت . این مورد درباره فرودگاهی که بلنکو در آن فرود آمد از دو جهت مصداق داشت . با نشستن میگ بر زمین ، کنترل ترافیک هوائی فرودگاه هاکوداته مقامات پلیس هوکایدو را در جریان امر قرار داد . پلیس هیچگونه صلاحیت قانونی در مورد تخلفات هوائی نداشت به همین دلیل پلیس به فرودگاه اطلاع داد که می بایست نیروی پدافند هوائی را در جریان بگذارید . بلنکو در یک محدوده اداری خاکستری فرود آمده بود.
[External Link Removed for Guests]
جنگنده بلنکو در انتهای باند فرودگاه متوقف شده است
جنگنده بلنکو در انتهای باند فرودگاه متوقف شده است
پلیس 10 دقیقه پس از فرود میگ از راه رسید . آنها بلافاصله فرودگاه را بستند تا نه فقط مانع حضور تماشا چیان شوند ، بلکه توانائی و صلاحیت خود را در چنین رویدادهائی با کنار گذاشتن نیروی هوائی محک زدند. مقامات پلیس بلنکو را به اتهام "" نقض حریم هوائی ژاپن ، فرود غیر عادی ، خسارت به تجهیزات فرودگاه ، فرود غیر قانونی و نیز در اختیار داشتن سلاح گرم غیر مجاز "" بازداشت نمود. بلنکو تحت نظر پلیس در یک هتل نزدیک قرار گرفت و جت روسی هم تا زمان انجام بررسی ها پوشانده شد . بازداشت بلنکو به دولت ژاپن این فرصت را داد تا بداند چگونه باید این موضوع را مدیریت کند. تاکئو میکی نخست وزیر ژاپن خیلی زود از سوی ابرقدرتها تحت فشار قرار گرفت .
روس ها تقریبا بلافاصله با دولت ژاپن تماس گرفتند و خواهان ملاقات فوری با بلنکو و بازگرداندن هرچه سریعتر او به همراه جت شدند . هیچکس نمی دانست که واکنش روسها چه خواهد بود اما بیم بزرگی وجود داشت که ممکن است دستگاه جاسوسی شوروی اقدام به خرابکاری و انهدام جنگنده میگ کند قبل از آنکه غربی ها بتوانند به اسرار آن دست یابند. هنگ 28 پیاده نظام بدون هیچگونه پشتوانه سیاسی برای تقویت نیروها فراخوانده شده و برای درگیری احتمالی آمادگی داشت . این مناقشه به بهای از دست دادن شغل هیدئو میوشی رئیس ستاد نیروی زمینی ارتش ژاپن تمام شد . مناطق شمالی ژاپن و نیروهای هوائی و دریائی نیز درصد آمادگی خود را در اطراف هوکایدو افزایش دادند .
اگرچه ژاپنی ها از این موضوع اطلاع نداشتند ، اما بعدها گزارشات متعددی بدست آمد که حاکی از کارگذاری مواد منفجره توسط روس ها در حساس ترین سامانه های جنگنده فاکس بت بود. اما اگرچه هیچگونه انفجاری نه همان شب و نه حتی شبهای بعد اتفاق نیفتاد با این وجود هنوز تنش و استرس هم در توکیو و هم در هوکایدو وجود داشت .
رسیدگی به موضوع بلنکو
در روز 7 سپتامبر ، پلیس بلنکو را به توکیو فرستاد تا با مقامات سفارت آمریکا دیدار کند. آمریکائی ها آمادگی داشتند تا او را همان روز بعد به ایالات متحده بفرستند اما دولت ژاپن در تنگنای موضوعات پیچیده قانونی – سیاسی گرفتار شده بود. در همان حال روس ها به صورت کاملا شفاف برای توکیو روشن ساختند که جنگنده MiG-25 مایملک شوروی است و آنها خواهان بازگشت هواپیما به صورت سالم و دست نخورده هستند. وزیر امور خارجه ژاپن نیز پاسخ داد که بلنکو اقدامی مجرمانه انجام داده و هواپیمای جت هم بعنوان سندی در تحقیقات مربوط به این جرم شناخته می شود. اما این بهانه تا زمانی پابرجا شناخته می شد که بلنکو هنوز در توقیف مقامات ژاپن قرار داشت .
اما پلیس محلی اکنون طعم (شیرین ) کنترل یک رخداد را چشیده بود. حتی هنگامیکه مقامات رسمی دفاعی ژاپن و همتاهای آمریکائی شان بسیار مشتاق بودند تا جنگنده فوق سری شوروی را مورد بررسی قرار دهند ، پلیس اجازه دستیابی به آنها نداد . جنگ صلاحیت ها در راه بود و هیچکس هم از این موضوع خوشحال نبود. در تلگرامی که از سوی توماس شو اسمیت به هنری کیسینجر وزیر امور خارجه وقت امریکا ارسال گردید به وزارت خارجه اطلاع داده شد که ژاپن نمی تواند تا قبل از 9 سپتامبر بلنکو را به آنها تحویل دهد . طرف ژاپنی هم به شو اسمیت گفته بود که ایالات متحده احتمالا وقت کافی را برای تجزیه و تحلیل هواپیما را نیز در اختیار نخواهد داشت .
شو اسمیت معتقد بود که ژاپن خود را در یک حصار گرفتار کرده است . به نظر او : آنطور که اکنون به نظر می رسد ، ما باید فشار زیادی به ژاپن بیاوریم تا به ما اجازه دسترسی مناسب و کافی به این هواپیما را بدهد . او نوشت : اما احساس می کنیم که این فشار نباید برداشته شود تا زمانیکه بلنکو ژاپن را ترک نماید . عزیمت بلنکو تنها راهی است که ما می توانیم برای قطع ارتباطی که ژاپنی ها بوجود آورده اند به آن فکر کنیم .
در روز 9 سپتامبر توکیو به مقامات روس اجازه داد تا با بلنکو ملاقات نمایند هر چند خلبان پناهنده علاقه ای به دیدار با هیچکس از سوی اتحاد جماهیر شوروی نداشت . روس ها به اعضای هیئت مذاکره کننده خود با ژاپن روشن ساختند که مقامات سفارت ( شوروی در ژاپن ) بدون هیچگونه محدودیتی می توانند با هر مقام ذیصلاحی در سطح ملی ژاپن مذاکره کنند. آنها گفتند می خواهند مطمئن شوند که بلنکو همچنان اراده و اختیار خود را حفظ کرده است . اما آنچه که روس ها واقعا می خواستند این بود که بلنکو را قانع کنند تا دهانش را ببندد و به خانه برگردد .
روس ها عصبانی بازگشتند و بلنکو همچنان در مورد پناهندگی خود مصر بود. جان بارون در مقاله ای نوشت : درون دفتر KGB در توکیو غوغائی برپا شده بود. عوامل اطلاعاتی شوروی داستانهائی را درروزنامه های ژاپنی و بیگانه نشر می دادند و یک داستان جعلی با محتوی " خواهش همسر بلنکو برای بازگشت به خانه و نجات خانواده از این اندوه تسلی ناپذیر" نیز توسط KGB طراحی و از طریق خبرگزاری آسوشیتد پرس به روزنامه های بزرگ آمریکائی منتقل گردید .
[External Link Removed for Guests]
همسر و مادر بلنکو در یک کنفرانس تلویزیونی در مسکو . جزئیات تصویر در بالای آن به انگلیسی نوشته شده است .
خبرگزاری رسمی شوروی – تاس گزارش داد که بلنکو مواد مخدر مصرف نموده است . یک گوینده دیگر از کرملین گفت که بلنکو مسیر خود را گم کرده بود و هنگامیکه با کمبود سوخت مواجه شده بود این داستان پیش آمد و او چاره ای به جز فرود در ژاپن نداشت . شرمساری این واقعیت - که افسر نظامی شوروی با میل خودش قدام به ربودن محرمانه ترین جنگنده شوروی نموده بود – فراتر از تحمل کرملین بود. برای پذیرش آنکه بلنکو با میل خودش پناهنده شده می بایست هر گونه موفقیت شوروی در مورد موضوع بلنکو انکار می شد . به همین دلیل بود که روس ها حتی از ژاپن درخواست استرداد بلنکو برای تعقیب و پیگرد قانونی در شوروی را مطرح نساختند . آنها نمی توانستند بپذیرند که او اشتباه کرده است .
ملاقات بلنکو و هیئت مذاکره کننده روس تاثیر اندکی بر کاهش تنش ها داشت و ژاپنی ها با وجود شانس کمی که برای پوشش صورت بلنکو – که از سوی مسکو و با فشار آمریکا نیز توام بود - بعمل آوردند ، سرانجام اوا را به سفارت آمریکا تحویل دادند و آنها نیز به سرعت او را برای گذراندن یک دوره بازپرسی پنج ماهه به آمریکا فرستادند.
پاداش اطلاعاتی
با خروج بلنکو از ژاپن ، اکنون آژانس دفاعی صلاحیت آن را یافته بود تا کنترل فاکس بت را بدست گرفته و برای کسب اسرار آن ، هواپیما را اوراق نماید . تا قبل از فرار بلنکو ، غرب اطلاعات ناچیزی در مورد مشخصات MiG-25 در اختیار داشت . منابع اطلاعاتی غربی تصور می کردند که فاکس بت یک جنگنده ویژه نبردهای هوا به هواست . این تصور سبب شد تا کارشناسان هراسان نظامی آمریکائی به فکر برنامه یک جنگنده برتری هوائی موسوم به F-X بیفتند که در نهایت منجر به تولید F-15 گردید .
اما در حقیقت فاکس بت ماموریتی کاملا متفاوت داشت . این جنگنده پاسخ مستقیم روس ها به هواپیمای شناسائی بلند پرواز موسوم به U-2 بود که دائما برفراز خاک اتحاد جماهیر شوروی پرواز می نمود و نیز واکنشی به افزایش دائمی سرعت بمب افکن ها و هواپیماهای جاسوسی آمریکائی به شمار می رفت . از این رو شرکت میکویان گورویچ فاکس بت را طراحی نمود تا با آن یک هدف با الویت بالا یعنی هواپیمای جاسوسی SR-71 Blackbird – سریعترین هواپیما در جهان را شکار نماید.
[External Link Removed for Guests]
در سال 1973 ، رابرت سی منز فرمانده نیروی هوائی ایالات متحده ، MiG-25 Foxbat را " احتمالا بهترین رهگیردر حال تولید در جهان امروز " توصیف نمود . اما در واقع هواپیما چیزی بین مشخصه های میان محدودیتهای فن آوری شوروی و منابع اقتصادی آن به شمار می رفت . کارکنان در خطوط تولید ( فاکس بت ) هنوز بیشتر قطعات را با دست مونتاژ می کردند و در ساخت بیشتر اجزای هواپیما از آلیاژ کروم و نیکل استفاده شده بود. این سبب می شد تا هواپیما در ارتفاعات بالا تاب بردارد . طراحان MiG-25 ، نا توان از مقابله با مقاومت حرارتی ناشی از استخوانبندی تیتانیوم ، از لوله های وکیوم (خلاء) بر روی سامانه های پیشرفته ترانزیستوری استفاده می کردند که سبب مقاومت هواپیما در برابر حرارت بالا می شد و نگهداری آن هم ارزانتر بود .
اما منابع اطلاعی آمریکائی برای مدتهای طولانی بر این باور بودند که بدنه ای از جنس تیتانیوم دارد . این باور موجب شد تا ایالات متحده تصور کند که وزن هواپیما 25 درصد سبکتر و برد عملیاتی آن نیز به مراتب بیشتر باشد . بالهای بزرگ فاکس بت تحلیلگران را متقاعد کرده بود که آنها با یک جنگنده فوق چابک مواجه اند که با وجود آن بالها می تواند برغم جثه بزرگ و سنگین خود در اوج آسمان باقی بماند . همچنین MiG-25 همانند جنگنده های ژاپنی فاقد رادار نگاه به پائین / شلیک به پائین بود . این نقص سبب می شد تا این جنگنده بر ضد هواپیماهائی که در ارتفاع پائین پرواز می کنند کارآئی نداشته باشد در حالیکه فاکس بت در مورد جنگنده های دیگر بخاطر ویژگی های پروازی خود در ارتفاع بالا جای تقدیر داشت .
به همین دلیل اشتیاق واشنگتن به نگاه به درون جنگنده بلنکو جای تعجبی نداشت . پس از آنکه آژانس دفاعی ژاپن اختیار هواپیما را بدست گرفت ، از ایالات متحده درخواست کمک نمود. در روز 25 سپتامبر ، ارتش ژاپن هواپیما را در قطعات کوچکتر بسته بندی کرده بود و یک فروند هواپیمای ترابری C-5 Galaxy نیروی هوائی آمریکا نیز قطعات را به پایگاه هوائی هیاکوری در نزدیکی توکیو انتقال داد . با ادامه بیم از اقدامات تلافی جویانه احتمالی روس ها ، آژانس دفاعی ژاپن یک فروند جنگنده فانتوم را مامور اسکورت هواپیمای حمل و نقل نمود.
یک تیم 200 نفره بازرسی ژاپنی با حضور ناظران آمریکائی با دقت اجزای جت را مورد بررسی قرار می دادند. یگان ویژه بررسی فن آوری های خارجی در نیروی هوائی آمریکا در اقدامی فراتر از نظارت صرف ، این شانس را یافت تا رادار کنترل آتش جدید و نیز موتورهای تومانسکیR-15 جنگنده MiG را مورد آزمایش قرار دهد . ژاپنی ها نسبت به فعالیت های KGB برای جلوگیری از انجام پروازهای آزمایشی مشکوک بودند.
اما در مدت یکماه ، تیم ژاپنی توانسته بود تا نادرستی بیشتر تصورات دستگاه های اطلاعاتی آمریکا در مورد این جنگنده را اثبات نماید . در روز 22 اکتبر 1976 ، توکیو جت جنگنده را با کشتی به روسیه بازگرداند . این جنگنده که به صورت قطعات جدا از هم درآمده بود یک بار دیگر و با سلیقه درون صندوق های مخصوص بارگیری شده بود. ژاپنی ها با با پر روئی یک صورتحساب 40هزار دلاری را نیز برای پوشش هزینه های ارسال کالا و خسارات ناشی از فرود بلنکو را فرستادند . این آخرین سیلی به صورت شوروی ها بود اما نشان هم داد که ژاپنی ها تا چه حد از این رخداد درس گرفته اند .
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
بلنکو در حال انتقال توسط ماموران آژانس امنیت ملی ژاپن
بلنکو در حال انتقال توسط ماموران آژانس امنیت ملی ژاپن
- متن کامل این مصاحبه طولانی قبلا به طور کامل ترجمه شده و متعاقبا در ادامه همین پست در اختیار دوستان قرار خواهد گرفت .