وحشت وهابيون از ستارههاي ونوس ايران
ارسال شده: دوشنبه ۴ دی ۱۳۸۵, ۳:۱۵ ب.ظ
تبليغاتچيهاي جريان وهابيت كه از گسترش نفوذ ايران در جهان به خشم آمدهاند، به زغم خود به تحليل عوامل تحرك فرهنگي ايرانيان و شيعيان در جهان پرداختهاند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، روزنامه «الحيات» ـ چاپ بيروت ـ كه همزمان در لندن و عربستان سعودي منتشر ميشود، در شماره ديروز خود نوشت: برخي ممكن است درباره شيعه شدن سنيان سوداني و همچنين سوريه و ديگر كشورها زيادهگويي كنند.
در حقيقت، لحن كلمات به كار گرفته شده از سوي صدام حسين، هنگامي كه درباره فارسها سخن ميگفت و آنها را مجوس ميشمرد، لايق آنها بود، به ويژه با توجه به ارتشيان آنها و همچنين مقلدان بي اندازه و پيروان آنها، هرچند وضعيت بدي را در اعتقادات مذهبي ايجاد ميكند، باورها و اعتقادات ملتها ميتواند در تن صداي صدام جمع شود!
اما شيعهسازي كه به ايران نسبت داده ميشود، علايم هشداردهندهاي دارد، حتي اگر درباره آن اغراق شده باشد: يك جنگ داخلي مذهبي در عراق و همچنين اتمسفر و جو سياسي موجود در لبنان.
«الحيات» ادامه ميدهد: اين كاملا غيرواقعبينانه است كه به آيتاللهها گفته شود، در اين موضوعات دخالت نكنند و براي امپراتوريها نيز طبيعي است كه اينچنين تمايلاتي براي پيگيري خواستههاي فرهنگي و ارسال محصولات فرهنگي خود به خارج داشته باشند.
اكنون شبهنظاميان شيعه، محصولات انحصاري ايران به شمار ميروند كه در خارج از اين كشور فعاليت ميكنند و با پولهاي نفتي آنها تجهيز ميشوند. ايران آنچه را نتوانست در دوران انقلاب [آيتالله] خميني در سال 1979 به دليل جنگ به دست آورد، هماكنون در حال به دست آوردن است.
اين به يك سري شرايط و امتيازات ويژه برميگردد كه ايران در اختيار دارد؛ شامل تكنولوژي هستهاي و همچنين پايگاه محكم در عراق، لبنان و جنوب غربي افغانستان و نيز تحكيم قدرت خود بر جزاير سهگانه كه پيش از انقلاب هم در اختيار داشته است.
اين ديدگاه ايرانيان كه آنها را شاخص ميكند، به فعاليتهاي آنان بازميگردد كه شامل تعدادي از عوامل است: يكي از آنها عنصر مليگرايي افراطي است؛ حتي اگر اين شيوه با ماسك اسلامي فرامليتي ظاهر شود. ديگري، شيعيزم است كه مذهب ملي ايرانيان به شمار ميرود، هرچند هماكنون يك عنصر ضدامپرياليستي هم وجود دارد كه يك طبيعت واقعي براي ايرانيزم و شيعيزم حكومت ايران است.
علاوه بر اين، هر آنچه بتوان از جنگ با نفوذ آمريكا به دست آورد؛ مانند آنچه اتحاد كشورهاي منطقه را شامل ميشود، حتما در جنگ با سنيان و عربها از بين خواهد رفت كه نميتوانند به همراه شيعيان و ايرانيان در اين مسير گام بردارند.
بنا بر همين وضعيت، جنگ با اسرائيل،نيز از اين ناشي ميشود كه ايران دنبال سود بيشتري از وضعيت منطقه است تا مداخلاتي در مورد جنگ مذهبي و شرايط آن داشته باشد.
شيعيان عرب، ابزار بسيار مهمي براي گسترش امپراتوري ايران در منطقه هستند؛ نيرويي كه اكنون قدرت فراواني به دست آورده و همچنان در صدد بسط قدرت خود در منطقه است و ايران آنان را قربانيان اوليه گسترش امپراتوري خود قرار داده است. اين شيوه حتي اگر فاصله زيادي از ايران داشته باشد، تأثيرات و درخشندگياش مانند ستاره ونوس است كه هر چند از خورشيد دورتر است، درخشندهتر به نظر ميرسد؛ هماكنون تأثير ايران به اين اندازه رسيده است.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، روزنامه «الحيات» ـ چاپ بيروت ـ كه همزمان در لندن و عربستان سعودي منتشر ميشود، در شماره ديروز خود نوشت: برخي ممكن است درباره شيعه شدن سنيان سوداني و همچنين سوريه و ديگر كشورها زيادهگويي كنند.
در حقيقت، لحن كلمات به كار گرفته شده از سوي صدام حسين، هنگامي كه درباره فارسها سخن ميگفت و آنها را مجوس ميشمرد، لايق آنها بود، به ويژه با توجه به ارتشيان آنها و همچنين مقلدان بي اندازه و پيروان آنها، هرچند وضعيت بدي را در اعتقادات مذهبي ايجاد ميكند، باورها و اعتقادات ملتها ميتواند در تن صداي صدام جمع شود!
اما شيعهسازي كه به ايران نسبت داده ميشود، علايم هشداردهندهاي دارد، حتي اگر درباره آن اغراق شده باشد: يك جنگ داخلي مذهبي در عراق و همچنين اتمسفر و جو سياسي موجود در لبنان.
«الحيات» ادامه ميدهد: اين كاملا غيرواقعبينانه است كه به آيتاللهها گفته شود، در اين موضوعات دخالت نكنند و براي امپراتوريها نيز طبيعي است كه اينچنين تمايلاتي براي پيگيري خواستههاي فرهنگي و ارسال محصولات فرهنگي خود به خارج داشته باشند.
اكنون شبهنظاميان شيعه، محصولات انحصاري ايران به شمار ميروند كه در خارج از اين كشور فعاليت ميكنند و با پولهاي نفتي آنها تجهيز ميشوند. ايران آنچه را نتوانست در دوران انقلاب [آيتالله] خميني در سال 1979 به دليل جنگ به دست آورد، هماكنون در حال به دست آوردن است.
اين به يك سري شرايط و امتيازات ويژه برميگردد كه ايران در اختيار دارد؛ شامل تكنولوژي هستهاي و همچنين پايگاه محكم در عراق، لبنان و جنوب غربي افغانستان و نيز تحكيم قدرت خود بر جزاير سهگانه كه پيش از انقلاب هم در اختيار داشته است.
اين ديدگاه ايرانيان كه آنها را شاخص ميكند، به فعاليتهاي آنان بازميگردد كه شامل تعدادي از عوامل است: يكي از آنها عنصر مليگرايي افراطي است؛ حتي اگر اين شيوه با ماسك اسلامي فرامليتي ظاهر شود. ديگري، شيعيزم است كه مذهب ملي ايرانيان به شمار ميرود، هرچند هماكنون يك عنصر ضدامپرياليستي هم وجود دارد كه يك طبيعت واقعي براي ايرانيزم و شيعيزم حكومت ايران است.
علاوه بر اين، هر آنچه بتوان از جنگ با نفوذ آمريكا به دست آورد؛ مانند آنچه اتحاد كشورهاي منطقه را شامل ميشود، حتما در جنگ با سنيان و عربها از بين خواهد رفت كه نميتوانند به همراه شيعيان و ايرانيان در اين مسير گام بردارند.
بنا بر همين وضعيت، جنگ با اسرائيل،نيز از اين ناشي ميشود كه ايران دنبال سود بيشتري از وضعيت منطقه است تا مداخلاتي در مورد جنگ مذهبي و شرايط آن داشته باشد.
شيعيان عرب، ابزار بسيار مهمي براي گسترش امپراتوري ايران در منطقه هستند؛ نيرويي كه اكنون قدرت فراواني به دست آورده و همچنان در صدد بسط قدرت خود در منطقه است و ايران آنان را قربانيان اوليه گسترش امپراتوري خود قرار داده است. اين شيوه حتي اگر فاصله زيادي از ايران داشته باشد، تأثيرات و درخشندگياش مانند ستاره ونوس است كه هر چند از خورشيد دورتر است، درخشندهتر به نظر ميرسد؛ هماكنون تأثير ايران به اين اندازه رسيده است.
