علي بابا داستان نيست!
ارسال شده: یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۵, ۱۲:۰۳ ق.ظ
«"علي بابا" درست ميگفت كه علاءالدين انساني خيرخواه است. اكنون تمامي حرفها و كمي بيشتر در مورد عليكريمي صدق ميكند: بايرن به زودي بازيكن بسيار مودب، با اخلاق و يكي از دوستداشتنيترين بازيكنانش را از دست ميدهد.»
اين نخستين جملههاي گزارش روزنامهي die Welt آلمان درباره جدايي عليكريمي از بايرن مونيخ است.
كريمي كه ماهها و شايد روزهاي پاياني حضورش را در بايرن مونيخ ميگذراند، اين روزها خبر اول بسياري از رسانههاي آلمان شده است.
die wett در ادامه گزارش خود نوشت: "تنها ده نفر در اين جا حضور دارند، با اين حال سر و صداي زيادي از خود به پا ميكنند.آنها فرياد ميزنند «علي»، «علي» و همواره «علي» كريمي پا به توپ ميشود، دريبل ميكند و … اكنون بيش از ده نفر تماشاگر نام او را فرياد ميزنند، نام كوچك او را. متاسفانه حرفهاي عربي كه گفته ميشود را نميتوان متوجه شد، كريمي توپ را از دست ميدهد و پس از آن يك ضربه نصيبش ميشود. او با قوزك ورم كرده در ورزشگاه «آل مكتوم» شهر دبي ميلنگد. كريمي براي هواداران و شيوخ عرب دست تكان ميدهد، علي نميخندد و ديگر هم به ميدان باز نميگردد. پس از اين هنگامي كه در لابي ورزشگاه شيك ناچار به نشستن روي نيمكت است تا به خواست بسياري از هوادارانش پاسخ بگويد و به آنها امضا بدهد و عكس يادگاري بگيرد، باز هم نميخندد.
«علي كريمي» غمگين است. حضور ۱۰ روزه بايرن در ساحل خليجفارس براي او هرگز خوشآيند نبود تا بخواهد به شادي بپردازد و هلهله برپا كند.
اين ده روز تنها از نظر او ميگذرند، او يك سال و نيم پيش كه از اينجا (امارات) راهي اروپا شد، چه روياهايي كه در سرنداشت. روياهايي كه به حقيقت بدل نشدند. همانگونه كه تاريخ براي علي دايي و وحيد هاشميان، دو هموطن ديگرش در بايرن سپري شد.
داستاني فراتر از هزار و يك شب، دوران حضور كريمي در بايرن هرگز تعريف كردني نيست، اصلا افسانهاي نيست؟ اين پانصد روز حضور تقريبي براي او تنها يك لطيفه است كه پايان خوش و خرمي ندارد.
او همانند علي باباي داستان هزار و يك شب نيست، يا همانند علاالدين شخصيتي ياريگر ندارد. با وجود همهي حقههايش به گنج نميرسد. او با يك خيال باطل زندگي ميكند و همانند قهرمان زن رمان "باد" اثر مارلن هاوس هوفر رفتار ميكند.
اين بازيكن ايراني قرار است حداكثر تا تابستان آينده بايرن مونيخ را ترك كند.
شايد هم در اين روزها، اگر مونيخيها با باشگاه پيشينش - الاهلي دبي - بتوانند بر سر بازگشت به تفاهم و توافق برسند، مونيخيها مودبترين و خوشبرخوردترين بازيكنانشان را از دست ميدهند و در مقابل "وينفرد شفر" سرمربي الاهلي، اگر اين انتقال و جابجايي صورت بگيرد، بسيار خرسند و خوشحال خواهد بود.
مارتين هگله، مدير امور بينالملل بايرن مونيخ ميگويد: «نه» ترانسفر علي كريمي هيچ گاه جرياني با پس زمينهي تجاري نبود.
هلگه ميپرسد: مگر چه ميزان پيراهن بايرن به فروش رفت؟ آيا فكر ميكنيد ما در يك سال و نيم گذشته در ايران فروشي داشتهايم؟
كريمي در ايران ستاره است. او را مارادوناي آسيا ميخوانند، با اين حال شايد هموطنان او به آساني غرورشان جريحه دار شده باشد. حتي بهترين تلاشهاي و عملكردهاي او در بايرن هم چندان نمودي نداشت. در سال نخست حضورش در بايرن ميشائيل بالاك او را از تركيب خارج كرد و در دومين فصل حضورش كه ماگات سرمربي بايرن، تنها پس از چند هفته زير فشار بود، نخواست به او فرصت چنداني بدهد و البته اين گونه هم شد.
ده نفر بودند كه نامت را در دبي بدون وقفه فرياد ميكشيدند: «علي». ده نفر بهتر از هيچ كس است. علي، اين يك مثل كهنه است، نمره يك در يك سرزمين بهتر از نفر دوم در يك شهر بودن است.
چندي پيش يك «علي» ديگر مرا مشغول كرده بود، هموطن و همبازي پيشين تو در تيم ملي "عليرضا منصوريان" كه پس از كوشش و حضور در "سنت پائولي" اكنون در تهران بازي ميكند.
شخصيتي فوقالعاده، نه به اين خاطر كه يك بار به مناسبت تولدم يك قوطي خاويار برايم فرستاد، بلكه به اين خاطر كه او طبيعيترين انسان جهاني بود."
[External Link Removed for Guests]
اين نخستين جملههاي گزارش روزنامهي die Welt آلمان درباره جدايي عليكريمي از بايرن مونيخ است.
كريمي كه ماهها و شايد روزهاي پاياني حضورش را در بايرن مونيخ ميگذراند، اين روزها خبر اول بسياري از رسانههاي آلمان شده است.
die wett در ادامه گزارش خود نوشت: "تنها ده نفر در اين جا حضور دارند، با اين حال سر و صداي زيادي از خود به پا ميكنند.آنها فرياد ميزنند «علي»، «علي» و همواره «علي» كريمي پا به توپ ميشود، دريبل ميكند و … اكنون بيش از ده نفر تماشاگر نام او را فرياد ميزنند، نام كوچك او را. متاسفانه حرفهاي عربي كه گفته ميشود را نميتوان متوجه شد، كريمي توپ را از دست ميدهد و پس از آن يك ضربه نصيبش ميشود. او با قوزك ورم كرده در ورزشگاه «آل مكتوم» شهر دبي ميلنگد. كريمي براي هواداران و شيوخ عرب دست تكان ميدهد، علي نميخندد و ديگر هم به ميدان باز نميگردد. پس از اين هنگامي كه در لابي ورزشگاه شيك ناچار به نشستن روي نيمكت است تا به خواست بسياري از هوادارانش پاسخ بگويد و به آنها امضا بدهد و عكس يادگاري بگيرد، باز هم نميخندد.
«علي كريمي» غمگين است. حضور ۱۰ روزه بايرن در ساحل خليجفارس براي او هرگز خوشآيند نبود تا بخواهد به شادي بپردازد و هلهله برپا كند.
اين ده روز تنها از نظر او ميگذرند، او يك سال و نيم پيش كه از اينجا (امارات) راهي اروپا شد، چه روياهايي كه در سرنداشت. روياهايي كه به حقيقت بدل نشدند. همانگونه كه تاريخ براي علي دايي و وحيد هاشميان، دو هموطن ديگرش در بايرن سپري شد.
داستاني فراتر از هزار و يك شب، دوران حضور كريمي در بايرن هرگز تعريف كردني نيست، اصلا افسانهاي نيست؟ اين پانصد روز حضور تقريبي براي او تنها يك لطيفه است كه پايان خوش و خرمي ندارد.
او همانند علي باباي داستان هزار و يك شب نيست، يا همانند علاالدين شخصيتي ياريگر ندارد. با وجود همهي حقههايش به گنج نميرسد. او با يك خيال باطل زندگي ميكند و همانند قهرمان زن رمان "باد" اثر مارلن هاوس هوفر رفتار ميكند.
اين بازيكن ايراني قرار است حداكثر تا تابستان آينده بايرن مونيخ را ترك كند.
شايد هم در اين روزها، اگر مونيخيها با باشگاه پيشينش - الاهلي دبي - بتوانند بر سر بازگشت به تفاهم و توافق برسند، مونيخيها مودبترين و خوشبرخوردترين بازيكنانشان را از دست ميدهند و در مقابل "وينفرد شفر" سرمربي الاهلي، اگر اين انتقال و جابجايي صورت بگيرد، بسيار خرسند و خوشحال خواهد بود.
مارتين هگله، مدير امور بينالملل بايرن مونيخ ميگويد: «نه» ترانسفر علي كريمي هيچ گاه جرياني با پس زمينهي تجاري نبود.
هلگه ميپرسد: مگر چه ميزان پيراهن بايرن به فروش رفت؟ آيا فكر ميكنيد ما در يك سال و نيم گذشته در ايران فروشي داشتهايم؟
كريمي در ايران ستاره است. او را مارادوناي آسيا ميخوانند، با اين حال شايد هموطنان او به آساني غرورشان جريحه دار شده باشد. حتي بهترين تلاشهاي و عملكردهاي او در بايرن هم چندان نمودي نداشت. در سال نخست حضورش در بايرن ميشائيل بالاك او را از تركيب خارج كرد و در دومين فصل حضورش كه ماگات سرمربي بايرن، تنها پس از چند هفته زير فشار بود، نخواست به او فرصت چنداني بدهد و البته اين گونه هم شد.
ده نفر بودند كه نامت را در دبي بدون وقفه فرياد ميكشيدند: «علي». ده نفر بهتر از هيچ كس است. علي، اين يك مثل كهنه است، نمره يك در يك سرزمين بهتر از نفر دوم در يك شهر بودن است.
چندي پيش يك «علي» ديگر مرا مشغول كرده بود، هموطن و همبازي پيشين تو در تيم ملي "عليرضا منصوريان" كه پس از كوشش و حضور در "سنت پائولي" اكنون در تهران بازي ميكند.
شخصيتي فوقالعاده، نه به اين خاطر كه يك بار به مناسبت تولدم يك قوطي خاويار برايم فرستاد، بلكه به اين خاطر كه او طبيعيترين انسان جهاني بود."
[External Link Removed for Guests]