صفحه 1 از 2

تا به حال به معنی اسم خود فکر کرده ايد؟

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۵۲ ب.ظ
توسط gigi64
اسامی ايرانی هر کدام معنی و مفهوم خاصی دارند با شناختن معانی و آشنايی با اسامی اصيل ايرانی به فرهنگ پارسی نزديک می شويم و فرهنگ ايرانی جاودانه می ماند.

سارا : صحرا ، کوه و دشت - نامي کردي
سارک : سار کوچک ، پرنده اي سياه رنگ وبزرگتر از گنجشک
سارنگ : نام سازي شبيه به کمانچه
ساره : بامداد ، فردا - نامي کردي
ساسان : سوال کننده ، رئيس معبد آناهيد استخر که خاندان ساسانيان به او منسوبند
ساغر : پياله شرابخوري ، جام
سام : سيه چرده - جهان پهلوان ايراني وجد رستم
سامان : ترتيب ، نظام ، زندگي

سانا : سهل و آسان
ساناز : کمياب ، نادر، نام گلي است - اسمي ترکي است
سانيار : حامي و يار و پشتيبان - نامي کردي
ساويز : خوش اخلاق ، مهربان - نامي کردي
ساهي : آسمان صاف - نامي کردي
ساينا : خانداني از موبدان زردشتي ، سيمرغ
سايه : منطقه تاريک پشت هر جسم ، حمايت
سپنتا : مقدس ، محترپ
سپند : اسفند
سپهر : آسمان ، نام فرزند کيخسرو
سپهرداد : بخشيده اسمان - داماد داريوش هخامنشي
سپيدار : درخت سفيد
سپيد بانو : بانوي سفيد و درخشان
سپيده : سحرگاه ، سپيدي چشم
ستاره : کرات آسماني که در شب مي درخشند
ستي : دختر ، سيتا
سرافراز : سربلند ، متکبر
سرور : رئيس ، پيشوا
سروش : شنيدن و فرمانبرداري - فرشته مظهر اطاعت
سرور : شادماني ، خوشحالي
سوبا : شناگر ، فردا
سوبار : اسب سوار - لغت زند و پازند
سنبله : يک خوشه گندم
سودابه : دختر زا - سود ده
سوري : سرخ رو ، نام دختر اردوان پنجم
سورن : خانواده اي در دوره اشکانيان که قدرتمند بودند
سورنا : سردار دلير و خردمند پارتي
سوزان : سوزنده ، ملتهب
سوزه : سبزه ، نامي کردي
سوسن : گلي به رنگهاي سفيد، کبود ، زرد و حنايي
سومار : نام قبيله اي از کردها
سولان : نام گلي است ، نامي کردي
سولماز : زني که پيرو پژمرده نمي شود
سوگند : شاهد گرفتن خدا يا بزرگي را گويند
سهراب : سرخ روي ، نام پسر رستم که در جنگ با رستم فرمانده سپاه تورانيان بود
سهره : پرنده اي خوش آواز، با پرهاي سبز و زرد
سهند : کوه آتشفشان قديمي در آذربايجان
سيامک : مجرد - نام پسر کيومرث
سياوش : دارنده اسب سياه ، فرزند کيکاووس که ناجوانمردانه و بي گناه به قتل رسيد
سيبوبه ‌: مانند سيب ، دانشمند شهير ايراني ، منصف الکتاب
سيما : چهره ، رخ
سيمدخت : دختر نقره اي و سفيد
سينا : مرد دانشمند ، نام پدر شيخ ابوعلي سينا
سيمين : نقره اي ، سفيد ، روشن
سيمين دخت : دختر نقره اي و سفيد
شاپرک : پروانه
شادي : شادماني ، خوشحالي ، شور
شادان : شادمان
شادمهر : مهربان ، با محبت
شاران : گردنبند درست شده از بادام - نامي کردي
شاهپور : پسر شاه ، شاهزاده - نام چند تن از شاهان ساساني
شاهدخت : دختر شاه ، شاهزاده خانم
شاهرخ : شاه منظر ، کسي که رخساري همچون شاه دارد
شاهين : پرنده اي شکاري
شاهيندخت : دخت شاهين
شايسته : سزاوار ، لايق
شباهنگ : بلبل ، ستاره کاروان کش
شب بو : نام گلي است که شب هنگام باز مي شود
شبديز: سيه فام ، سيه چرده ، نام اسب خسروپرويز
شبنم : رطوبتي که شب هنگام روي گلها مي نشيند
شراره : گرماي سوزان ، عشق فراوان ، نامي کردي
شرمين : شرمسار ، خجل
شروين : يکي از سرداران معاصر شاپورذوالاکتاف ساساني
شکوفه : گل درختان ميوه دار ، شکفته
شکفته : خندان ، بشاش
شمشاد : درختي زينتي و تقريبا هميشه سبزکه دستمايه بسياري از شاعران است
شمين : خوشبو، خوش عطر
شوان : شبان ، چوپان - نامي کردي
شميلا : از نامهاي ارمني ايراني به معني بانوي بزرگوار
شورانگيز : فتنه انگيز ،‌ ايجاد کننده شور و شوق
شوري : خوش قيافه ، قد بلند- نامي کردي
شهاب : شعله آتش ، سنگ آسماني ، ستاره دنباله دار
شهبار : درخورشاه ، لايق شاه
شهباز : باز سفيد رنگ ، شاه باز
شهبال : پر بزرگ پرندگان
شهپر: پرشاهانه
شهداد : داده و بخشيده شاه
شهرآرا: آنکه به زيبايي مايه آرايش شهراست ، آرايش دهنده شهر
شهرام : رام و مطيع شاه
شهربانو : بانوي شهر ، ملکه ، همسر امام حسين و مادر امام سجاد
شهرزاد : شهرزاده ، بومي - نقال قصه هاي هزار و يک شب
شهرناز : خواهر جمشيد و همسر ضحاک ماردوش
شهرنوش : شيريني شهر
شهروز : شاهروز
شهره : مشهور و نامي
شهريار : پادشاه ، يارشهر ، نام پسر برزوپسر سهراب
شهرزاد : شاهزاده ، فرزند شاه
شهلا : زن سيه چشم
شهناز : شاه ناز - دختري بود از خاندان آل بويه
شهنواز : نوازش شده شاه
شهين : منسوب به شاه
شيبا : نسيم شبانه - نامي کردي
شيدا : آشفته و عاشق
شيده : ‌خورشيد ، درخشان
شيردل : پهلوان و دلاور
شيرزاد : شير بچه ، همچون شير
شيرنگ : به رنگ شير ، مانند شير
شيرو : پهلوان معاصر با گشتاسب ، نام سردار فريدون
شيرين دخت : دختر شيرين
شيما : دخترانه ، نامي کردي
شينا : قدرتمند ، توانا - نامي کردي
شيرين : مطبوع و گوارا ، معشوقه خسرو پرويز
شيوا : شيرين بيان ، خوش زبان ، ايزد بزرگ هنديان باستان
[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵, ۳:۴۷ ب.ظ
توسط DANG3R
اسم من هم علی یعنی بزرگ و والا مرتبه! :grin:
gigi64, ممنون که این کار را انجام دادید خیلی ها هستند که هنوز معنی اسم خود را نمی دانند

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۴۳ ب.ظ
توسط ARMIN
سلام
اسم من تو لغت نامه دهخدا نبود ولي فکر کنم از «آرمان» بياد به معني روشنايي. :D

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵, ۶:۳۴ ب.ظ
توسط Mohsen1001
اين تاپيک هم براي اسم افراد جالبه :-)
http://www.centralclubs.com/viewtopic.p ... highlight=

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۱۵ ب.ظ
توسط FarHouD
فرهود : بچه شیر و بچه قوچ
ولی خودم از معنی اولیش بیشتر خوشم می‌یاد

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵, ۱۰:۱۵ ب.ظ
توسط Ahmad6644
FarHouD, دوميشم جالبه :grin: (شوخيه ناراحت نشي)

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۳۵ ب.ظ
توسط Leila
اسم من هم به معني شب :)

ارسال شده: چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۵, ۱:۲۰ ق.ظ
توسط Kingman_62
منم که اصلا اسمام تو ليست نيست

ارسال شده: چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۵, ۱:۴۱ ق.ظ
توسط dolar
معنی اسم من هست بزرگوار و بخشنده و مهربان :grin:

ارسال شده: چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۵, ۱:۵۵ ق.ظ
توسط Mohsen1001
dolar عزيز
ضمن خوش امدگويي به شما :)
دلار اين معني رو ميده ؟ :grin:

ارسال شده: چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۵, ۲:۱۱ ق.ظ
توسط dolar
Mohsen1001, جان

معلومه توی این انجمن مدیراری شوخ طب و خاکی وجود داره :D

در جواب سئوال شما اینو بگم که دلار معنی همه چیز میده .من چون عاشق دلارم این معنی رو ازش استباط میکنم :grin:

موفق باشید :)

ارسال شده: چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۵, ۷:۴۲ ق.ظ
توسط bmyazdani
بهنام:
نیک نام, نکو نام :D