صفحه 1 از 2

شاهکار قلعه نوعی - ایران با جام چهاردهم خداحافظی کرد!

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۶, ۷:۱۴ ب.ظ
توسط sohrab_poet
تیم ملی فوتبال کشورمان با شکست برابر کره جنوبی از گردونه رقابتهای جام ملت های آسیا حذف شد.

به گزارش خبرنگار اعزامی مهر به مالزی، پس از آنکه 120 دقیقه جدال تیم های ایران و کره جنوبی با تساوی بدون گل به پایان رسید، کار دو تیم برای تعیین تیم پیروز به ضربات پنالتی کشید که در پایان تیم ملی کره جنوبی با نتیجه 4 بر2 ایران را شکست داد.

در ضربات پنالتی مهدی مهدوی کیا و رسول خطیبی موفق به گل کردن ضرباتشان نشدند اما زندی و عنایتی توپ هایشان را به گل تبدیل کردند. کادر فنی تیم ملی در دقایق پایانی وقت اضافه دوم وحید طالب لو را به جای حسن رودباریان به میدان فرستادند تا شاید بتوانند با درخشش او به پیروزی برسند اما طالب لو تنها یک پنالتی را مهار کرد.

با حذف تیم ملی ایران از چهاردهمین دوره رقابتهای جام ملت های آسیا انتظار ایران برای قهرمانی 35 ساله شد و باید تا دوره بعد منتظر بمانیم.

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۰:۰۰ ب.ظ
توسط آوات
تعويض نابجاي رودباريان و نياوردن کاظميان و يا مبعلي به بازي کار دست ايران داد.
فقط:
(( متاسفم ))
:lol: :lol:

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۰۶ ب.ظ
توسط ekhrajiha
حتما باز هم کار علي دايي و علي پروين بوده ! گند زد رفت اين قلعه نويي تيم ملي رو ! حتما ميخواد بندازه گردن رسانه ها ! آخه بيچاره اينبار همه لال شده بودند ! يارو اومده ميگه تقصير منه ! به همين راحتي ؟ :lol:

ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۲:۱۹ ق.ظ
توسط Danial_4139
مطمعن باشین وقتی بازی کنای مطرح ایران بلد نیستن هنوز چطوری پنالتی بزنن قلعی نوعی بد بخت چه کارست حالا درسته باخت ایران رو گردن خودش انداخته ولی همین که تونست تا اینجا برسه بازم بد نیست بهتر از جام جهانی بود از اول باختن و با آبرو ریزی کنار رفتن حداقل بعد از قرنی چند برد تو کار نامه ایران ثبت شد و آبرو مندانه از دور خارج شدن .

ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۹:۳۰ ق.ظ
توسط hamed6248
بحث اگه احاده حيثيت بود که ما خيلي عقب افتاديم ! مشکل اينه اقاي قلعه نوعي تاکتيک و طرز تفکرش براي تيم فوتبال ايران 5سال پيش بدرد مي حورد نه براي سال 2007 ميلادي !
واقعا من خيلي ناراحت شدم تيم با اين پتانسيل قوي در لحظات حساس با تصميم گيري هاي غلط خيلي راحت حذف شد!
بازم مثل هميشه انشا... دور بعدي جبران مي کنيم! :sad:

ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۰۱ ب.ظ
توسط Ma3ouD
با این باخت هیچی از ارزش های تیم ملی فوتبال کشورمون کم نشد.
آخه کدوم ارزش بابا؟!!!!!!! ما چیزی برای گفتن نداریم.22 جهان بودیم الان شدیم 48.حتما باید بریم زیر افغانستان تا بی ارزش بشیم؟!!!
ایران این همه مهره خوب داشت ولی این امیر مغرور فاتحه خوند به تیم.هاشمیان بلد نیست یک استوپ ساده و سالم بکنه.
من نمی دونم نکونام چیکاره بود که خطیبی باید پنالتی بزنه.
تموم شد رفت.امید وارم که عراق قهرمان بشه

ارسال شده: دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۸۶, ۴:۳۶ ب.ظ
توسط KingArash
تا مفهوم " برنامه ريزي" براي تيم ملي واژه اي غريبه، همينه که هست!! :x

ارسال شده: سه‌شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱:۳۴ ق.ظ
توسط Ahmad6644
با غرغر كردن و سروصدا كردن چيزي حل نمي‌شه بايد برگرديم به به گذشته و بازيهايي كه انجام داديم رو تحليل كنيم ، كه چيكار كرديم و چيكار مي‌تونستيم بكنيم ،اگه مي‌خوايم دور بعد در كورس باقي بمونيم بايد از حالا شروع كرد ، به قول معروف كه مي‌گه : « شكست سرچشمه‌ي پيروزيست » . مطمئن باشيد اگه ايران مي‌برد در بازي بعدي يه افتضاح به تمام معنا بالا مي‌آوورد .


موفق باشيد

ارسال شده: سه‌شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۲:۰۷ ق.ظ
توسط sohrab_poet
Ahmad6644 نوشته شده:با غرغر كردن و سروصدا كردن چيزي حل نمي‌شه بايد برگرديم به به گذشته و بازيهايي كه انجام داديم رو تحليل كنيم ، كه چيكار كرديم و چيكار مي‌تونستيم بكنيم ،اگه مي‌خوايم دور بعد در كورس باقي بمونيم بايد از حالا شروع كرد ، به قول معروف كه مي‌گه : « شكست سرچشمه‌ي پيروزيست » . مطمئن باشيد اگه ايران مي‌برد در بازي بعدي يه افتضاح به تمام معنا بالا مي‌آوورد .


موفق باشيد



ما مدت هاي به دليل ناكارامدي مدير هاي فوتبالمون داريم ضربه ميخوريم.
هرچي هم شكست بخوريم آدم نميشيم.
بعد جام جهاني اين آقايوني كه تو اين فدراسيون فعلي هستند چه قدر بوق و كرنا ميكردند و بر عليه فدراسيون قبلي شعار ميدادن.
حالا آدم ميفهمه كه همون برانكو طلا بود در مقابل اين مرتيكه.....!!!

ارسال شده: سه‌شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۲:۴۵ ق.ظ
توسط Ahmad6644
ما مدت هاي به دليل ناكارامدي مدير هاي فوتبالمون داريم ضربه ميخوريم.
هرچي هم شكست بخوريم آدم نميشيم.
بعد جام جهاني اين آقايوني كه تو اين فدراسيون فعلي هستند چه قدر بوق و كرنا ميكردند و بر عليه فدراسيون قبلي شعار ميدادن.
حالا آدم ميفهمه كه همون برانكو طلا بود در مقابل اين مرتيكه.....!!!


عزيز من ، من هم به اندازه‌ي شما ناراحتم ، اما مخالف اينم كه بدون دليل يكي رو محكوم كنيم ، به نظر من در اين مدت كوتاهي كه قلعه‌نويي سرمربي بوده بيشتر از برانكو كار انجام داده ، اينو يادتون نره وقتي كه به برانكو داده شده بود هنوز به قلعه‌نويي داده نشده :x

به نظر من تيم ايران در تمام موارد خوب كار كرد و تقريباً بي‌اشتباه ظاهر شد ، تنها ايراد تيم ملي ضعف در تيم آناليزور بود كه اين رو ميشه از نيمه‌ي اول تمامي بازي‌ها به خوبي فهميد ، به طوري كه نيمه‌ي اول فقط صرف شناخت تيم حريف مي‌شد ، در صورتي كه در اين نيمه بايد بهتر بازي مي‌كردن چون انرژي بيشتري داشتند ، در كار قلعه‌نويي هم چند ايراد وجود داشت كه ميشه ازشون گذشت .

نظر شخصي من اينه كه ايران بايد از چهار دفاع خطي استفاده مي‌كرد نه سه نفر ( اگه دقت كرده باشين در تمامي بازي‌هاي انجام شده سيستم ما 2-5-3 بود ) ، با توجه به اينكه ما در خط دفاع ايراد داشتيم و تمامي گل‌هايي كه خورديم به خاطر عقب موندن هافبك‌هامون از مهاجم حريف بود . اگه قلعه نويي از سيستم 1-3-3-4 استفاده مي‌كرد نتيجه‌ي بهتري مي‌گرفتيم . اين سيستم به نظر من بهترين سيستم براي تيم ملي ما هست ، در تهاجم تعداد بازيكنان زياد هست و دفاع مطمئني از چهار بازيكن داريم ، زندي سمت چپ ، رضايي و نكونام يا حسيني وسط و مهدوي‌كيا سمت راست .

ادامه‌ي بحث رو مي‌ذارم واسه بعد .
فقط اينو بگم عادلانه قضاوت كنيد .

موفق باشيد

ارسال شده: سه‌شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۶:۲۰ ق.ظ
توسط majidjon13
خوش خیالی هم حدی داره

یکی از گرفتاری های دوملیتی شدن، بخصوص برای طرفداران فوتبال، این است که آدم صاحب دو تیم ملی می شود. حالا اگر کسی در آن واحد شهروند برزیل و ایتالیا باشد غمی ندارد. چون هردو تیمش مرتب می برند و قهرمان می شوند و او کیف می کند. اما اگر کسی مثل من بیچاره ایرانی باشد و در انگلستان زندگی کند باید مرتب غصه بخورد. چون هردو تیمش متخصص زجر دادن طرفدارانشان هستند، البته گناهی ندارند، زحمت هم می کشند ولی کار از جای دیگر خراب است.
فکر می کنم که اشکال اصلی هر دو این است که هم ایرانی ها و هم انگلیسی ها در گذشته زندگی می کنند و حاضر نیستند قبول کنند که دنیا تغییر کرده و وضع عوض شده. مثلا به نظر من بزرگترین خیانتی که به فوتبال انگلستان شد، قهرمان شدن آنها در جام جهانی ۱۹۶۶ بود. خوب خودشان میزبان بودند، تیمشان بد نبود، تیمهای درجه یک جهان مشکل داشتند و خلاصه همه چیز دست بدست هم داد و آنها توانستند جام را ببرند.

از آن به بعد دیگر مردم انگلستان به کمتر از قهرمانی جهان راضی نیستند. هر چهار سال یک بار با اینکه با فلاکت و مشقت برای شرکت در جام جهانی انتخاب می شوند، فکر می کنند که کار تمام است و جام صددرصد مال آنهاست. بنگاههای شرط بندی انگلیسی همیشه کشورشان را یکی از دو سه تا بخت اصلی قهرمانی قلمداد می کنند و مطبوعات و رسانه ها هم به کمتر راضی نیستند. هوادارن بیچاره فوتبال هم پولی خرج می کنند و بار سفر می بندند تا در پیروزی تیمشان سهیم باشند.

بعد بازیها شروع می شود و انگلستان معمولا، البته باز هم با فلاکت و مشقت، از گروهش بالا می آید و باز هم معمولا به یک چهارم نهائی می رسد. اما این دیگر آخر خط است. جز یک بار که انگلستان به نیمه نهائی رسید، در سایر موارد اگر به یک چهارم برسد همان جا هم شکست می خورد و حذف می شود. در مسابقات جام قهرمانی ملتهای اروپا هم همینطور است و معمولا حد انگلستان، با یک یا دو بار استثنا، همان یک چهارم نهائی است.

رسیدن به مرحله یک چهارم نهائی جام جهانی فوتبال آرزوی غیرقابل دستیابی خیلی از کشورهای جهان است. اما مردم و مطبوعات انگلستان بجای آنکه به خود ببالند که تیم ملی کشورشان جزو هشت تیم برتر جهان است، مربی و بازیکن و فدراسیون فوتبال را به باد انتقاد و فحش و فضیحت می گیرند و گاهی کار به جاهای باریک می رسد، مربی ها پشت سرهم عوض می شوند، بازیکنان را بی آبرو می کنند و خلاصه زمین و زمان را بهم می بافند و همه جور بهانه می‌ آورند، ولی حاضر نیستند اعتراف کنند که تیمشان لیاقت قهرمان شدن را ندارد. حاضر نیستند اعتراف کنند که به سبب اتکای بی حساب باشگاههای انگلیسی به بازیکنان خارجی، آموزش بازیکنان جوان انگلیسی رفته رفته فراموش می شود. چرا؟ چون پیروزی سال ۶۶ بدعادتشان کرده است.
فوتبال ایران هم چنین وضعی را دارد. سه بار پیاپی قهرمان آسیا شده که آخرینش ۳۱ سال پیش بود. از آن به بعد هر چهار سال یکبار با سر و صدا و بوق و کرنا و قول قهرمانی، تیم را به مسلبقات آسیا می فرستیم، اما قبل از رسیدن به فینال دممان را روی کولمان می گذاریم و دست از پا درازتر بر می گردیم تا داغ قهرمانی برای چهار سال دیگر بر دل هواداران بی تقصیر فوتبال ایران باقی بماند.

اگر توقعمان را کم کنیم و عادلانه بنشینیم و فکر کنیم که چرا آن موقع قهرمان می شدیم و حالا نمی شویم شاید راه حلی پیدا کنیم یا دست کم کمتر غصه بخوریم. اما جار و جنجال و هیاهو و عوض کردن پشت سرهم مربی و انداختن تقصیرها به گردن بازیکنان تنها اثری که دارد تضمین کردن شکست بعدی است.

واقیت این است که از اواخر دهه ۱۹۶۰ تا سال ۱۹۷۹ میلادی در آسیا دو قدرت فوتبال وجود داشت: ایران و اسرائیل، که بین این دو هم ایران همیشه برنده بود. یعنی در واقع فوتبال آسیا در ایران خلاصه می شد. سلطه ایران بر فوتبال آسیا به حدی بود که در جام جهانی ۱۹۷۸ که سهمیه آسیا و اقیانوسیه فقط یک تیم بود، ایران با وجود داشتن رقیبی چون استرالیا با سهولت این سهمیه را به دست آورد و در آرژانتین هم آبروداری کرد. این موفقیتها الکی بدست نیامده بود، سالها برنامه ریزی شده بود، پول خرج شده بود، مربی خوب درجه یک خارجی استخدام شده بود و مربی های خوب ایرانی تربیت شده بودند تا فوتبال ایران در آسیا بی رقیب شود.

از آن موقع تا حالا اوضاع خیلی فرق کرده. اسرائیل به سبب مخالفت کشورهای عرب از کنفدراسیون فوتبال آسیا خارج شد و به اتحادیه فوتبال اروپا پیوست که در واقع بزرگترین خدمتی بود که عربها به فوتبال اسرائیل کردند. در مقابل خروج فوتبال اسرائیل از آسیا، رفته رفته فوتبال در این قاره گسترش پیدا کرد و کشورهائی مثل ژاپن، کره جنوبی، عربستان سعودی و این اواخر جمهوری خلق چین با برنامه ریزی صحیح و خرج کردن پول، البته با حساب، تبدیل به قدرتهای منطقه ای فوتبال شدند. به جمع اینها باید ازبکستان، عراق و کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس چون قطر، کویت، امارات، بحرین و عمان را هم افزود که با سرعت پیش می آیند. حتی در این میان کشوری مثل ویتنام هم حرفی برای گفتن دارد.

در مقابل ایران چه کرد؟ چند سالی که فوتبال به علتهای مختلف تعطیل بود و بعد هم که دوباره راه افتاد هیچ برنامه و استرتژی درست و حسابی نداشت. همه حرف زیاد می زنند و راه حلهای مدبرانه ارائه می دهند اما در زمان عمل خبری ازشان نیست. فدراسیون فوتبال صاحب ندارد، باشگاهها حرفه ای نیستند، فوتبال مدارس و دانشگاهها که در تمام کشورهای پیشرفته زیربنای فوتبال است در ایران در حد صفر باقی مانده، مربیهای تیم ملی مرتب جایشان عوض می شود و هیچ مربی ای نتوانسته با برنامه جلو برود چون برنامه نداشته؛ و خلاصه اینکه فوتبال ایران اگر عقب نرفته باشد، درجا زده است. هروقت هم کسی پیدا شده که می توانسته یا می خواسته کاری بکند چنان زیرآبش را زدند که رفت همانجا که عرب نی انداخت.

وقتی به تک تک بازیکنان تیم ملی نگاه می کنیم یکی از یکی بهتر است و همه شان در باشگاههایشان، اکثرا در خارج از ایران، درخشش فوق العاده داشته اند. اما وقتی دور هم در تیم ملی جمع می شوند کار خراب می شود و فوتبالی ظاهر می شود که نه برنامه دارد، نه استراتژی و نه تاکتیک. یعنی فوتبال دیمی. اضافه برآن مسائل حاشیه ای و اختلافات و بدجنسی ها و بزن بزن ها هم قوزبالاقوز شده.

حالا با این وضع ما می خواهیم قهرمان آسیا هم بشویم. عجب! خوش خیالی هم حدی دارد. ما اگر بتوانیم تصمیم بگیریم که زن ها را به استادیوم راه بدهیم یا نه شاهکار کرده ایم. بله، ورزش و فوتبال ایران هنوز گرفتار این مشکلات بچگانه است.

در هرحال من که کم کم دارم بجائی می رسم که هم از فوتبال انگلستان و هم از فوتبال ایران قطع امید کنم و فکر می کنم که شاید بهترین راه دیدن فوتبالی که زجرم ندهد، تغییر ملیت و عوض کردن محل سکونتم باشد

[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: سه‌شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۸:۴۳ ق.ظ
توسط Mehran_k
D - GH نوشته شده:مطمعن باشین وقتی بازی کنای مطرح ایران بلد نیستن هنوز چطوری پنالتی بزنن قلعی نوعی بد بخت چه کارست حالا درسته باخت ایران رو گردن خودش انداخته ولی همین که تونست تا اینجا برسه بازم بد نیست بهتر از جام جهانی بود از اول باختن و با آبرو ریزی کنار رفتن حداقل بعد از قرنی چند برد تو کار نامه ایران ثبت شد و آبرو مندانه از دور خارج شدن .


شما هم مطمئن باشيد مقصر اصلي باخت ايران در برابر کره شخص قلعه نويي ست :-o (خودش هم اعتراف کرده !!!!)

کسي که تعو يض سومشو مي ذاره دقيقه نود و دروازه بان رو مي ياره يعني از اولش به پنالتي دادن راضي بوده .... :-o حالا ایکاش روی این ضربات هم قوی

بودیم ::ss

بدبختي مربيهاي ما اينه که هيچوقت نفهميدن بهترين دفاع حمله هست.....


من فقط به يه خصوصيت آقاي قلعه نويي اعتقاد داشتم اونم تعويض هاش بود که تو بازي آخر همه تعويض هاي خوب خودش رو گند زد رفت ....

خداوکيلي توي بازيهاي قبلي کاظميان بهتر بازي کرده بود يا عنايتي ؟؟!!!!!

من مطمئنم اگه کاظميان از ابتداي نيمه دوم به بازي مييومد اصلا کار به اينجا کشيده نمي شد که بخوايم تو ضربات پنالتي

بختمونو امتحان کنيم.... ::ss

بعد از اون هم ما اصلا توي خط حملمون يه برنامه ريزي و تاکتيک خاصي واسه گل زدن نداشتيم .... (فقط توبازي آخر پاس علي کريمي به نکونام بود که اصلا ديگه چنين صحنه اي رونه تو اين بازي و نه توي بازيهاي قبلي نديديم و يه جورايي من يکي که تعجب کردم !!! )

خيلي جالبه توي همه بازي هايي که انجام شد خط حملمون نتونست يک گل هم بزنه 8) :-(


اونوقت این حرف شما خیلی جالبه که می گید آبرومندانه رفتیم کنار !!!!! تصویر واقعا خیلی آبرومندانه بود که جزء 4 تیم هم نشدیم تصویر تصویر

خوب ديگه بگذريم ...

هميشه گفتم و مي گم ..ما براي رشد فو تبالمون علاوه بر مربي ايراني به يه مربي بزرگ جهاني نياز داريم که بتونه تاکتيک روز رو به تيم بده ....واقعا حیف این همه

تکنیک بچه ها که فدای تاکتیک میشه :lol:

والا هميني که مي بينيد هميشه هست ... حالا اگه يه بار هم شانسي رفتيم بالا (مثل الان که داشتيم مي رفتيم :-o )

دليل بر رشد و ترقي فوتبالمون نيست !!!!!! :x