صفحه 1 از 6
سوال بي جواب دوستان
ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۳۴ ق.ظ
توسط arian
سلام دوستان
تا حالا پيش اومده يه سوال ذهنتونو مشغول كنه و جواب منطقي هم براش نداشته باشين؟
اگه ممكنه اون سوال رو مطرح كنيد شايد دوستان ديگه جواب درستي براش داشته باشن.
فقط خواهش ميكنم سوالتون جدي باشه .
ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۳:۳۳ ب.ظ
توسط کنداليني
آدما براي چي زندگي مي کنند؟؟؟
ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۶:۳۷ ب.ظ
توسط su34
من کافر نيستم.
ولي نميتونم خدا رو پيدا کنم.يعني يه جورايي از ته قلب خدا رو قبول نکردم هنوز.کسي تونست به من وجود خدا رو
ثابت کنه خيلي مخلصشم.در ضمن لطفا من رو سرزنش نکنيد صادقانه گفتم

ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۷:۱۳ ب.ظ
توسط Leila
خدا پيدا كردني نيست
وقتي اطرافتو با دقت نگاه كني مي فهمي يه خدايي وجود داره
كه اين همه به ما لطف كرده
و براي همه چيز هايي كه هست يه خالقي وجود داره.
البته من خيلي خوب نمي تونم اين موضوع رو باز كنم.
ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۸:۴۷ ب.ظ
توسط Marshal
يه جورايي از ته قلب خدا رو قبول نکردم
عليرضا جان من هم اوايل مثل شما بودم و خدا رو باور نميکردم پس شما رو خوب درک ميکنم.

اما با تحقيقاتي که کردم واقعيت خدا رو شناختم و اين دفعه با عشق و علاقه بسيار بيشتري به خدا نگاه کردم. اميدوارم که بتونم به شما هم کمکي بکنم. (البته من از اون حزب ا... ها نيستم که خيلي سمج باشم

)
ما پله پله پيش ميريم و در باره تمام دلايل وجود خدا بحث ميکنيم.
اول اين که تو يک مجموعه منظم مثل بدن انسان رو در نظر بگير. اين مجموعه از اجزاي زيادي ساخته شده. و هماهنگي خاصي بين اونها هست. حالا سه فرض وجود داره:
1- همه اين هماهنگي ها و همکاري هاي بين اجزاي بدن يا هر مخلوق ديگه اي به طور کاملا تصادفي بوجود اومده
2- خود اجزا از اين آگاهي برخوردارند و متناسب با هدفي گرد هم آمده و همکاري با هم رو شروع ميکنن.
3- وجودي آگاه و مدبر و حکيم ابتدا هدف رو در نظر ميگيره و متناسب با اون اجزا رو بوجود مياره و با طرح و نقشه و برنامه معين، همکاري رو شکل ميده تا رسيدن به هدف محقق بشه .
به نظرت کدوم يک از اين سه فرضيه ميتونه عاقلانه تر و صحيح تر باشه؟
جواب رو بده تا به ادامه بحث بپردازيم.
فقط رک و پوست کنده حرف بزنيم تا به نتيجه برسيم.

ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۹:۱۳ ب.ظ
توسط Mohsen1001
در جواب کسانيکه ميگن تا خدا رو نبينيم اونو باور نداريم؟
سوال: يعني شما هر چيزي رو که نميبينيد قبول نميکنيد؟
پس وجود مسائلي از قبيل درد ، محبت ، عشق و... را نيز قبول نداريد؟؟
ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۹:۴۶ ب.ظ
توسط Saeid12345
در مورد وجود خداوند بايد يک مثال بزنم : فرض کنيد يک برنامه نويس کامپيوتر يک محيط مجازي خلق کند و در اون موجودات
زنده مجازي مانند انسان آفريده است و به اصطلاح شده خداي اون دنياي مجازي که موجودات درون اون نميتوانند آنرا ببينند
ولي نشانه هايش در همه اطرافشان وجود دارد.

ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۰:۳۰ ب.ظ
توسط Leila
دقيقا
وقتي نشانه هاي وجود خداوند رو اطرافمون مي بينيم حتما خداوند رو باور مي كنيم
و اينكه دليل نمي شه كه خداوند چون قابل رويت نيست پس منكرش شويم

ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۰:۴۳ ب.ظ
توسط Mahdi1944
براي اثبات خدا يکي از راههاش اينه که يک روز فرض کنيم خدايي وجود نداره، ببينيم چه کمبودهايي احساس ميکنيم، همون کمبودها ما رو به سمت يقين حرکت ميدن (البته با کمي تفکر و با استفاده از قوهي عقل

)
ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۰۱ ب.ظ
توسط Farhad3614
سلام
همانطور که دوستان اشاره کردند نديدن دليل بر نبودن نيست. و خداوند بزرگ هست که حيوانات جور واجور-گياهان-دريا-کوه-....را آفريده و در اختيار ما بندگان خودش قرار داده تا از آنها استفاده کنيم. اگر فقط يک کم فکر کنيم راجب اين موضوع متوجه خدا خواهيم شد حتي ميشود گفت خدارا ما ميتوانيم ببينيم. با سفري کوچک براي مثال به طبيعت زيبا خواهيم درک کرد که
هيچ کس جز خداوند بزرگ قادر به برپا کردن اين همه نعمات الهي با نظم و ترتيب و زيبا نيست

ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۱۲ ب.ظ
توسط Mahdi1944
کنداليني به نظر من براي رسيدن به تکامل

ارسال شده: یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۵۸ ب.ظ
توسط کنداليني
دوستان
خدا نه تنها قابل حس کردن بلکه قابل ديدن هم هست...