خطرناكه حسن!
ارسال شده: یکشنبه ۱ مهر ۱۳۸۶, ۱:۵۲ ق.ظ
عنب، ازوم، انگور
هزار بار نوشتهام ـ البته با تقريب سه صفر! ـ و لازم باشد باز هم مينويسم، وقتي بوش رئيسجمهور آمريكا باشد، ساركوزي هم بايد رئيسجمهور فرانسه باشد و هكذا الي آخر؛ بنابراين، وقتي همه چيز مطابق قاعده پيش ميرود، جاي چندان نگراني خاصي نيست. در همين راستا، آمريكا در همين فاصله اندك؛ يعني از دوربرگردان قبلي تا دوربرگردان كنوني، به نحو چشمگيري به طبل جنگ عليه ايران كوبيده و كوشنر، وزير امور خارجه فرانسه هم براي جنگ با ايران، اعلام آمادگي كرده است.
در اين ميان، هر چقدر هم كه البرادعي تأكيد ميكند هيچ انحرافي از برنامههاي ايران از سوي آژانس مشاهده نكرده، گوش هيچ كس بدهكار نيست. انگار آقاي البرادعي به عربي ميگويد: «صلح» اما بقيه به انگليسي و فرانسه و زبانهاي ديگر ميگويند: «جنگ»!
آخرين خبر اينكه وزير امور خارجه هلند نيز به سرعت دنبال قافله است و براي عقب نماندن، رسما اعلام كرده كه هلند از تحريمها عليه ايران حمايت ميكند. هنوز معلوم نيست فرح خانم كريمي، نماينده بانفوذ ايراني در پارلمان هلند، «زمانه» را چگونه ميگذراند!
از اون لحاظ
تا به حال 250 كارشناس حقوق بينالملل گفتهاند: وقتي پروندهاي از آژانس انرژي اتمي به شوراي امنيت فرستاده شد، امكان مختومه كردن آن در آژانس وجود ندارد و قاعدتا اين حرف مثل برخي اوقات ديگر، در تضاد با حرفهاي رئيسجمهور محترم است، اما خوشبختانه كارشناسان اين بار كار به دعوا و يا كشفهاي كيهاني مبني بر اينكه كارشناسان، كارنشناس هستند يا مزدور بيگانهاند يا مرض دارند، نكشيد و محمدعلي حسيني، سخنگوي وزارت امور خارجه، راهحل جديدي پيدا كرد.
آقاي حسيني به خبرنگاراني كه خواستار توضيح درباره اين جمله كه «موضوع پرونده هستهاي ايران به عنوان يك موضوع سياسي خاتمه يافته است و اين پرونده، مسير حقوقي و فني خود را بايد در آژانس طي كند»، توضيح داد: «منظور از بسته شدن پرونده هستهاي ايران، اين است كه ايران به لحاظ دستيابي به فناوري هستهاي به جايگاهي رسيده كه هيچ نهاد و كشوري، نميتواند آن را ناديده بگيرد».
كارشناسان مستقر در «دوربرگردان» ـ پس از آنكه به حالت عادي برگشتند ـ معتقدند از ميان تمام روشهاي تفسيري، روش ابداعي آقاي حسيني، بهتر و كاراتر بوده و پيشبيني ميشود ديگر مسئولان و يا طرفداران رسانهاي، از اين روش استفاده كنند.
بنابراين، با تأسي از همين روش ميتوان گفت:
- منظور از افشاي اسامي مفسدان اقتصادي، اين است كه همه مفسدان اقتصادي داراي نام هستند!
- منظور از آوردن نفت بر سر سفره مردم، اين است كه جنس سفرهها معمولا از مواد پتروشيمي مشتق از نفت است!
- منظور از شايستهسالاري و پرهيز از فاميلگرايي، اين است كه «پارسخودرو» مال مهرداد است!
- الي آخر!
ما بنزين نميخوايم يالله
سهميهبندي بنزين، هزار و يك خاصيت دارد كه هزار و يكمين خاصيت آن اين است كه اصولگرايان مستقل مجلس، ميتوانند به خاطر سهميه اضافيشان، حال حداد عادل را بگيرند. گويا، وزارت نفت براي هر نماينده، سهميه 1200 ليتري در نظر گرفته است و اين تبعيض، خون نمايندگان متعهد، فهيم و دردآشنا و البته اصولگراي مستقل ما را به جوش آورده است (اصولا به انتخابات كه نزديك ميشويم، خون نمايندگان محترم زودتر از سابق به جوش ميآيد، به شرطي كه كانديداي دوره بعدي باشند).
در اين زمينه قرار است چند نفر از نمايندهها با رئيس مجلس مناظره كنند تا امت شريف و رأيدهندگان فهيم ايران، بفهمند دليل اين بيعدالتي عظيم و اين زيان ملي چه بوده است. انشاءالله آنموقع به خاطر گراني، بيكاري و يا بمب، مملكت منفجر نشده باشد و ما هم بتوانيم شاهد اين نوع مناظرههاي تاريخي باشيم. آمين يا ربالعالمين!
نه حسن، خطرناكه حسن!
حسن بيادي، قهرمان تغيير جهت در سرعت زياد، اعلام كرد، علت كانديداتوري وي براي رياست فدراسيون فوتبال اين بود كه يكي از امامان از وي اين امر را خواسته است.
عين جمله گهربار آقاي بيادي كه در چند روزنامه نقل شده، اين است: «اربابم امام حسين ـ عليهالسلام ـ به من تكليف كرد در اين انتخابات شركت كنم. وقتي از هيأت برگشتم، انگار به من الهام شد براي كمك به فوتبال در انتخابات حضور پيدا كنم؛ حالا هم به خواست اربابم كانديدا ميشوم!».
هرچند آقاي بيادي تلاش كرد اين جملات را تكذيب كند، اما من برخلاف بعضي از رسانههاي جنجالچي، فكر ميكنم آقاي بيادي قصد سوءاستفاده از مسائل مذهبي را نداشته است و احتمالا فقط چند كلمه كه اشتباها بر زبان ايشان جاري شد، كار را كمي خراب كرده است. با حذف اين چند كلمه، خودتان به وضوح ميبينيد كه كل عبارت، صد درصد مطابق واقعيت است و ماجراي ورود ايشان به ورزش، همانند آقاي حبيب كاشاني و بعضي دوستان ديگر است: «اربابم به من تكليف كرد در اين انتخابات شركت كنم. وقتي از هيأت برگشتم، انگار به من الهام شد براي كمك به فوتبال در انتخابات حضور پيدا كنم؛ حالا هم به خواست اربابم كانديدا ميشوم!».
اينترنت هست، مشتري نيست
ماجراي نامه مديران بعضي از سايتهاي خبري به مجلس شوراي اسلامي، دارد به جاهاي بامزهاي ميرسد. البته خود نامه هم در نوع خودش كم بامزه نيست. فكرش را بكنيد مديران سايتهايي مثل «بازتاب»، «آفتاب»، «عصر ايران»، «انتخاب»، «فردا»، «فرارو» و چند تاي ديگر كه سايه همديگر را هم با تير ميزنند، براي نخستين بار در طول تاريخ ـ هرچند مجازي ـ دور هم جمع شوند و به نمايندگان مجلس نامه بنويسند كه تو را به خدا به ما اينترنت بدهيد!
مدتها قبل گلايه اين سايتها اين بود كه چرا ما را به رسميت نميشناسيد و خبرنگار ما را به مجلس و هيأت دولت راه نميدهيد، بعدا به اين راضي شدند كه اينترنت بدون ف_ * ل*_ ت ر در اختيارشان گذاشته شود، بعد كه هيچكدام افاقه نكرد، گفتند، پس لااقل خودمان را ف_ * ل*_ ت ر نكنيد و حالا كار به جايي رسيده كه دست به دامن مجلس شدهاند كه تو را به خدا اينترنت ما را قطع نكنيد.
همينطوري پيش برود، فكر ميكنم بايد برويم در يكي از استانهاي دورافتاده تا در هنگام بازديد استاني رئيسجمهور، عريضه بدهيم دست ايشان و التماس كنيم كه تو را به خدا برق ما را هم وصل كنيد!
راستي، يكي از مديران يكي از روابط عموميهاي شركت مخابرات در گفتوگو با «راديو زمانه» گفته است: «ما اينترنت پرسرعت داريم، مشتري نداريم».
لطفا عفت كلام داشته باشيد!
دستانداز
هر دفعه پيغامهاي زيادي برايم از خوانندگان ميرسد كه پرسيدهاند آيا من در سايتهاي ديگري هم مينويسم يا خير. پاسخش مثبت است، اما اينكه ميپرسند نام آن سايتها چيست، متأسفانه نميتوانم پاسخ دهم. دليلش هم اين است كه آقاي سردبير ما فكر ميكند اين كارها رپرتاژ آگهي است. تو را به خدا ميبينيد؟ مردم صبح تا شب در راديو و تلويزيون خودشان رپرتاژآگهي ميروند و رسانه «ملي» را كردهاند بيلبورد تبليغاتي، آن وقت اين سردبير زورش به من ميرسد.
[External Link Removed for Guests]
هزار بار نوشتهام ـ البته با تقريب سه صفر! ـ و لازم باشد باز هم مينويسم، وقتي بوش رئيسجمهور آمريكا باشد، ساركوزي هم بايد رئيسجمهور فرانسه باشد و هكذا الي آخر؛ بنابراين، وقتي همه چيز مطابق قاعده پيش ميرود، جاي چندان نگراني خاصي نيست. در همين راستا، آمريكا در همين فاصله اندك؛ يعني از دوربرگردان قبلي تا دوربرگردان كنوني، به نحو چشمگيري به طبل جنگ عليه ايران كوبيده و كوشنر، وزير امور خارجه فرانسه هم براي جنگ با ايران، اعلام آمادگي كرده است.
در اين ميان، هر چقدر هم كه البرادعي تأكيد ميكند هيچ انحرافي از برنامههاي ايران از سوي آژانس مشاهده نكرده، گوش هيچ كس بدهكار نيست. انگار آقاي البرادعي به عربي ميگويد: «صلح» اما بقيه به انگليسي و فرانسه و زبانهاي ديگر ميگويند: «جنگ»!
آخرين خبر اينكه وزير امور خارجه هلند نيز به سرعت دنبال قافله است و براي عقب نماندن، رسما اعلام كرده كه هلند از تحريمها عليه ايران حمايت ميكند. هنوز معلوم نيست فرح خانم كريمي، نماينده بانفوذ ايراني در پارلمان هلند، «زمانه» را چگونه ميگذراند!
از اون لحاظ
تا به حال 250 كارشناس حقوق بينالملل گفتهاند: وقتي پروندهاي از آژانس انرژي اتمي به شوراي امنيت فرستاده شد، امكان مختومه كردن آن در آژانس وجود ندارد و قاعدتا اين حرف مثل برخي اوقات ديگر، در تضاد با حرفهاي رئيسجمهور محترم است، اما خوشبختانه كارشناسان اين بار كار به دعوا و يا كشفهاي كيهاني مبني بر اينكه كارشناسان، كارنشناس هستند يا مزدور بيگانهاند يا مرض دارند، نكشيد و محمدعلي حسيني، سخنگوي وزارت امور خارجه، راهحل جديدي پيدا كرد.
آقاي حسيني به خبرنگاراني كه خواستار توضيح درباره اين جمله كه «موضوع پرونده هستهاي ايران به عنوان يك موضوع سياسي خاتمه يافته است و اين پرونده، مسير حقوقي و فني خود را بايد در آژانس طي كند»، توضيح داد: «منظور از بسته شدن پرونده هستهاي ايران، اين است كه ايران به لحاظ دستيابي به فناوري هستهاي به جايگاهي رسيده كه هيچ نهاد و كشوري، نميتواند آن را ناديده بگيرد».
كارشناسان مستقر در «دوربرگردان» ـ پس از آنكه به حالت عادي برگشتند ـ معتقدند از ميان تمام روشهاي تفسيري، روش ابداعي آقاي حسيني، بهتر و كاراتر بوده و پيشبيني ميشود ديگر مسئولان و يا طرفداران رسانهاي، از اين روش استفاده كنند.
بنابراين، با تأسي از همين روش ميتوان گفت:
- منظور از افشاي اسامي مفسدان اقتصادي، اين است كه همه مفسدان اقتصادي داراي نام هستند!
- منظور از آوردن نفت بر سر سفره مردم، اين است كه جنس سفرهها معمولا از مواد پتروشيمي مشتق از نفت است!
- منظور از شايستهسالاري و پرهيز از فاميلگرايي، اين است كه «پارسخودرو» مال مهرداد است!
- الي آخر!
ما بنزين نميخوايم يالله
سهميهبندي بنزين، هزار و يك خاصيت دارد كه هزار و يكمين خاصيت آن اين است كه اصولگرايان مستقل مجلس، ميتوانند به خاطر سهميه اضافيشان، حال حداد عادل را بگيرند. گويا، وزارت نفت براي هر نماينده، سهميه 1200 ليتري در نظر گرفته است و اين تبعيض، خون نمايندگان متعهد، فهيم و دردآشنا و البته اصولگراي مستقل ما را به جوش آورده است (اصولا به انتخابات كه نزديك ميشويم، خون نمايندگان محترم زودتر از سابق به جوش ميآيد، به شرطي كه كانديداي دوره بعدي باشند).
در اين زمينه قرار است چند نفر از نمايندهها با رئيس مجلس مناظره كنند تا امت شريف و رأيدهندگان فهيم ايران، بفهمند دليل اين بيعدالتي عظيم و اين زيان ملي چه بوده است. انشاءالله آنموقع به خاطر گراني، بيكاري و يا بمب، مملكت منفجر نشده باشد و ما هم بتوانيم شاهد اين نوع مناظرههاي تاريخي باشيم. آمين يا ربالعالمين!
نه حسن، خطرناكه حسن!
حسن بيادي، قهرمان تغيير جهت در سرعت زياد، اعلام كرد، علت كانديداتوري وي براي رياست فدراسيون فوتبال اين بود كه يكي از امامان از وي اين امر را خواسته است.
عين جمله گهربار آقاي بيادي كه در چند روزنامه نقل شده، اين است: «اربابم امام حسين ـ عليهالسلام ـ به من تكليف كرد در اين انتخابات شركت كنم. وقتي از هيأت برگشتم، انگار به من الهام شد براي كمك به فوتبال در انتخابات حضور پيدا كنم؛ حالا هم به خواست اربابم كانديدا ميشوم!».
هرچند آقاي بيادي تلاش كرد اين جملات را تكذيب كند، اما من برخلاف بعضي از رسانههاي جنجالچي، فكر ميكنم آقاي بيادي قصد سوءاستفاده از مسائل مذهبي را نداشته است و احتمالا فقط چند كلمه كه اشتباها بر زبان ايشان جاري شد، كار را كمي خراب كرده است. با حذف اين چند كلمه، خودتان به وضوح ميبينيد كه كل عبارت، صد درصد مطابق واقعيت است و ماجراي ورود ايشان به ورزش، همانند آقاي حبيب كاشاني و بعضي دوستان ديگر است: «اربابم به من تكليف كرد در اين انتخابات شركت كنم. وقتي از هيأت برگشتم، انگار به من الهام شد براي كمك به فوتبال در انتخابات حضور پيدا كنم؛ حالا هم به خواست اربابم كانديدا ميشوم!».
اينترنت هست، مشتري نيست
ماجراي نامه مديران بعضي از سايتهاي خبري به مجلس شوراي اسلامي، دارد به جاهاي بامزهاي ميرسد. البته خود نامه هم در نوع خودش كم بامزه نيست. فكرش را بكنيد مديران سايتهايي مثل «بازتاب»، «آفتاب»، «عصر ايران»، «انتخاب»، «فردا»، «فرارو» و چند تاي ديگر كه سايه همديگر را هم با تير ميزنند، براي نخستين بار در طول تاريخ ـ هرچند مجازي ـ دور هم جمع شوند و به نمايندگان مجلس نامه بنويسند كه تو را به خدا به ما اينترنت بدهيد!
مدتها قبل گلايه اين سايتها اين بود كه چرا ما را به رسميت نميشناسيد و خبرنگار ما را به مجلس و هيأت دولت راه نميدهيد، بعدا به اين راضي شدند كه اينترنت بدون ف_ * ل*_ ت ر در اختيارشان گذاشته شود، بعد كه هيچكدام افاقه نكرد، گفتند، پس لااقل خودمان را ف_ * ل*_ ت ر نكنيد و حالا كار به جايي رسيده كه دست به دامن مجلس شدهاند كه تو را به خدا اينترنت ما را قطع نكنيد.
همينطوري پيش برود، فكر ميكنم بايد برويم در يكي از استانهاي دورافتاده تا در هنگام بازديد استاني رئيسجمهور، عريضه بدهيم دست ايشان و التماس كنيم كه تو را به خدا برق ما را هم وصل كنيد!
راستي، يكي از مديران يكي از روابط عموميهاي شركت مخابرات در گفتوگو با «راديو زمانه» گفته است: «ما اينترنت پرسرعت داريم، مشتري نداريم».
لطفا عفت كلام داشته باشيد!
دستانداز
هر دفعه پيغامهاي زيادي برايم از خوانندگان ميرسد كه پرسيدهاند آيا من در سايتهاي ديگري هم مينويسم يا خير. پاسخش مثبت است، اما اينكه ميپرسند نام آن سايتها چيست، متأسفانه نميتوانم پاسخ دهم. دليلش هم اين است كه آقاي سردبير ما فكر ميكند اين كارها رپرتاژ آگهي است. تو را به خدا ميبينيد؟ مردم صبح تا شب در راديو و تلويزيون خودشان رپرتاژآگهي ميروند و رسانه «ملي» را كردهاند بيلبورد تبليغاتي، آن وقت اين سردبير زورش به من ميرسد.
[External Link Removed for Guests]
