صفحه 1 از 1

جاي پاي خدا

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۰۶ ق.ظ
توسط Farhad3614
شبي از شبها , مردي خواب عجيبي ديد. او ديد كه در عالم رويا پابه پاي خداوند روي ماسه هاي ساحل دريا قدم ميزندو در همان حال ,در آسمان بالاي سرش , خاطرات دوران زندگيش بصورت فيلمي در حال نمايش است.
او كه محو تماشاي زندگيش بود, ناگهان متوجه شد كه گاهي فقط جاي پاي يك نفر روي شنهاي ساحل ديده ميشود و ان وقتهائي است كه او دوران پر درد و رنج زندگيش را طي ميكرده است.
بنابراين با ناراحتي به خدا كه در كنارش راه ميرفت رو كرد و گفت : پروردگارا ... تو فرموده بودي كه اگر كسي به تو روي اورد و تو را دوست بدارد, در تمام مسير زندگي كنارش خواهي بود و او را محافظت خواهي كرد, پس چرا در مشكل ترين لحظات زندگي ام فقط جاي پاي يك نفر وجود دارد, چرا مرا در لحظاتي كه به تو سخت نياز داشتم, تنها گذاشتي؟
خداوند لبخندي زد و گفت : بنده عزيزم من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشتم, زمانهائي كه در رنج و سختي بودي, من تو را روي دستانم بلند كرده بودم تا به سلامت از موانع و مشكلات عبور كني !!!

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۳:۳۸ ق.ظ
توسط sara
Farhad3614,
بسیار بسیار زیبا بود ممنون :smile: :smile:

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۷, ۱۱:۴۸ ق.ظ
توسط Zahra1365
سلام

مثل هميشه عالي بود ممنون :razz: