صفحه 1 از 2
رابطه بين دين و عقل
ارسال شده: دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۶, ۷:۰۵ ب.ظ
توسط padeshah
با درود و سلام
می خواستم چند تا سوال مطرح کنم و در ادامه این سوالات یه بحث را بیان نمایم
سوال اول : آیا دین با عقل در تضاد است
دوم : دین یا عقل؟
سوم : آیا دین مانع پیشرفت است یا باعث پیشرفت؟
آخرین سوال علت عقب ماندگی مسلمانان چیست؟
لطفا با دلیل جواب بدهید

ارسال شده: دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۶, ۸:۱۱ ب.ظ
توسط Sardar
آیا دین با عقل در تضاد است
ببخشيد چه چيز دين با عقل در تضاد است؟
دین با عقل ناقض در تضاد است.
دین یا عقل؟
دين يعني راه و روش زندگي (مذهب معناي عقيده ) و دين اسلام يعني مسير و راه و روش رشد در صحت و سلامت و عقل در بستر سلامت کامل می شود و از نقض دوری می کند.
آیا دین مانع پیشرفت است یا باعث پیشرفت؟
دين
اسلام دین دوری از خرافات و نابود کننده جهل است (رجوع به آیات و تاریخ) پس دین علم یا همراه آن است و همراهی علم عامل پیشرفت و توسعه.
آخرین سوال علت عقب ماندگی مسلمانان چیست؟
1.حکومت هاي فاسد و وابسته
2.بوجود آمدن گروه هاي متعصب و دين نشناس به اسم اسلام ولي ريشه از انگليس و کاتوليک
مالزي هم کشوري اسلامي ولي همپاي غرب پيشرفته
جوابهايي که دادم به هيچ عنوان نمي تواند صحيح ترين باشد چون
اين موضوع بسيار عميق تر از آن است که کاربر سايت بخواهد به آن جواب دهد اين موضوعات در بين استادان و علما و فيلسوفان بسيار سخت و پيچيده است چه رسد به من
تنها چیزی که گفته خواهد شد نظرات شخصی خواهد بود.
یک نگاهی به این سایت
[External Link Removed for Guests]
و با سرچ کلمه اسلام در سایت زیر
[External Link Removed for Guests]
ارسال شده: دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۸۶, ۹:۲۵ ب.ظ
توسط درودبرايران
بله همونطور که آقاي Sardar گفتن اين بحث هم خيلي مفصله و هم در چارچوب قوانين اين سايت غير قابل بيان آزاد. پس لطفا ًابتدا هدفتون رو از بحث بگيد تا اگه مجالش بود ماهم درش شرکت کنيم.
ارسال شده: سهشنبه ۱ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۵۰ ق.ظ
توسط padeshah
دوباره سلام
سخن آغازين : هدف روشن است بررسي دين و شناخت تاثيرات آن
سوالات هم واضح پاسخ ها هم واضح بايد باشد اما منظور از دين همه ي اديان (هم اديان ابراهيمي هم غير ايراهيمي )
چون همه اديان داراي يک تعريف و ماهيت هستند (همه اديان مثل هم نيستند ولي وقتي همه را در يک مجموعه با اسم دين قرار مي دهيم نشان از ويژگي هاي مشترک دارد منطق مجموعه ها رياضيات سال اول دبيرستان)
دين يعني راه و روش زندگي (مذهب معناي عقيده ) کاملا درسته اما اديان ابراهيمي (الهي) مبدا آسماني دارند چرا که اعتقاد آنها بر اين است که عقل آدمي ناقص و به تنهايي قادر به رساندن آدمي به سر منزل مقصود نيست آيا اين گفتار درست است؟
در ادامه اين که گفته شد ؟آيا دين مانع پيشرفت است يا باعث آن خود ظاهر دين منظور نبود همه ميدانيم که دين يا بهتر بگويم دين ما اسلام بسيار و بسيار سفارش به علم کرده اما چه علمي حد اقل من تعريف علم از ديدگاه اسلا م را نديدم و نمي دانم از ديدگاه اسلا علوم طبيعي و جديد هم جزه علم حساب مي شوند يا نه ! من حتي در جايي ديدن که از زبان يکي از معصومين بيان شده بود که الاعلم اعلم اديان و اعلم ابدان به معنايي علم بر دو قسم است علم دين و علم بدن ( پزشکي)
اميدوارم تا اينجاي سخن ابهامات بر طرف شده باشد
اما اينکه دوست خوبمان علت عقب ماندگي مسلمانان را دلايل فوق اعلام نمود را نمي توانم قبول کنم و جالب اينکه مالزي را هم کشور پيشرفته آن هم هم پاي غربي
خواهش من از دوستان اين است که يک براي خود خط قرمز فرضي رسم نکنيم دو از اصل مطلب غافل نشويم و به مسائل جانبي معطوف
يا حق
ارسال شده: سهشنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۱:۲۸ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
با سلام ,
فکر میکنم برای جواب این سخن که از کتاب دین و زندگی سال اول دبیرستان گرفته شده تا اندازه ای موثر باشه : دین به زندگی ما جهت میدهد و عقل ( علم ) سرعت .
مفهوم کاملا مشخصه . اگر دین نباشد انسان به بیراهه میرود و اگر عقل نباشد انسان نمیتواند پیش برود . هر دو باید با هم باشند .
برای راهنمایی بیشتر مطلب زیر را قرار میدهم :
آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی توسط حمید رضا پهلوی (فوت1371ش) و.. .ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.
[External Link Removed for Guests]
از آنجمله حدیثی است که علامه ی مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم(ص) نقل میکند که: هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی میخورد و آن ظرف واژگون میشود.اما پس از اینکه پیامبر اکرم(ص) از معراج جسمانی باز میگردند مشاهده میکنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ...اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه ی "نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن مینویسد...همچنین اینشتین در این رساله "معاد جسمانی" را از راه فیزیکی اثبات میکند(علاوه بر قانون سوم نیوتون=عمل وعکس العمل). او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" میداند:
E = M.C2 >> M = E :C2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. او همچنین در همین رساله عقیده ی به "وحدت وجود" را از خرافات های شایع شده توسط ملا صدرا تلقی کرده و آن را از دیدگاه "فیزیک کلاسیک" و "فیزیک نسبیتی" به شدت مورد حمله قرار می دهد ...بطور خلاصه: او میگوید: هر موجودی دارای حیطه و مرز فیزیکی خاص خود است(حیز وجودی) که امکان ندارد با موجود یا وجود دیگری اتحاد یا وحدت داشته یا بیابد...در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..
در ادامه نیز فرمول ریاضی خاصی برای "عقل نظری بشر" ارائه داده و "نسبیت" آن را اثبات میکند... . اینشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ"بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان
پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ"حسابی عزیز" یاد کرده است.
3000000دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسورابراهیم مهدوی( مقیم لندن) با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل" بنز" از یک عتیقه فروش یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خطشناسی رایانه ای چک شده و تایید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. اصل نسخه ی این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن - بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی- سپرده شده و نگهداری میشود ...
منبع : [External Link Removed for Guests]
ارسال شده: سهشنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۷:۱۰ ق.ظ
توسط Frogfoot
در رابطه با "عقل" نیز با کمال شگفتی - انیشتین نظریه ی اخباریون شیعه را ( که عقل را نسبی میدانند و در حریم شرع و دین آن را بکار نمیبرند) صحیح دانسته و میگوید: حق با اخباری های شما ست وهنوز زود است که مردم این را بفهمند..
معلوم نیست این مطلبی که ایشون به عنوان اخبار شیعه خونده اصلا صحت داشته باشه. اگر هم داشته باشه، باید توجه کرد که همین طوری نمیشه رفت سراغ احادیث. کسی که می خواد از احادیث چیزی بفهمه، باید اول ببینه اون حدیث برای چه فرد یا گروهی گفته شده، کاملا واضح است که سخنی که امیرالمومنین (ع) برای سلمان می گفتند بالاتر از سخنی بود که برای ابوذر می گفتند. مسلما سخنی که با معاویه می گفتند هم با سخنی که با شیعان می گفتند فرق داشت. همونطور که وقتی ما می خواهیم یک مقوله را برای کودک توضیح دهیم، آن را به میزان زیادی ساده می کنیم و تعریفی حتی تا حدودی ناقص برای آن به کار می گیریم.
در بحار آمده که از امام صادق (ع) درباره عقل پرسیدند، ایشان جواب دادند که عقل آن است که انسان را رضای خدا و جلب بهشت خداوند هدایت کند. پرسیدند پس آن که معاویه داشت چه بود؟ جواب دادند آن حیله و نیرنگ بود که شبیه به عقل است، ولی عقل نیست! [نقل به مضمون]
دین و آموزه های آن عقلانی هست، ولی برای فهم عقلانی بودن آن انسان هم باید درجه ایی از عقل را داشته باشد. بحث های مربوط به تضاد دین و عقل از مسیحیت و با آن اقدامات ضد دینی کشیشان مسیحی به وجود آمد، و حالا هم هنوز تاکید دارند که آن را به تمام ادیان تسری بدند و همه ادیان را به یک چشم ببینند. البته در مورد مسیحیت هم اگر تحریفات انجام شده در مسیحیت و گمراهی آن کشیشان نبود، همچین اتفاقات مسخره ایی رخ نمی داد که مثلا بهشت را سهمیه بندی کنند و سند هر بخش را به مردم اروپا بفروشند!
ارسال شده: سهشنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۳:۰۷ ب.ظ
توسط Mohsen1001
این وبلاگ همین اقای دکتری هست که اسناد مربوط به شیعه شدن اینشتین رو ارائه کرده :
[External Link Removed for Guests]
من با ایشون صحبت کردم و طبق مدارکی که بیان کردند و حتی شماره صندوق امانات در انگلستان رو هم دادند برای پیگیری ، بعیده غرضی در آن وجود داشته باشد.
من از ایشون درخواست کردم تا تصاویر اسکن شده این مکاتبات را در اختیارمون قرار بدن که ایشون گفتند بعلت مسائل امنیتی به ما همچین اجازه ای داده نمیشه ، و اگر دولت انگلیس متوجه شود مرا شناسایی و دستگیر میکنند چون این کار جرم محسوب میشود.
موفق باشید
ارسال شده: سهشنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۴:۱۲ ب.ظ
توسط Frogfoot
من با ایشون صحبت کردم و طبق مدارکی که بیان کردند و حتی شماره صندوق امانات در انگلستان رو هم دادند برای پیگیری ، بعیده غرضی در آن وجود داشته باشد.
من از ایشون درخواست کردم تا تصاویر اسکن شده این مکاتبات را در اختیارمون قرار بدن که ایشون گفتند بعلت مسائل امنیتی به ما همچین اجازه ای داده نمیشه ، و اگر دولت انگلیس متوجه شود مرا شناسایی و دستگیر میکنند چون این کار جرم محسوب میشود.
اگر قرار بود که کسی ایشون رو دستگیر بکنه، می تونست از طریق اسمش ایشون رو پیدا بکنه. حتی اگر اسم جعلی باشه، با چک کردن اون آدرس ای میلی که در وبلاگ گذاشته، خیلی راحت ردیابی میشه. اگر تا به حال دستگیر نشده، یعنی مطالب ایشون برای انگلیسی ها جذابیت یا توجیهی نداشته که بخوان ایشون رو دستگیر کنند. پس دلیلی برای پنهان کاری وجود نداره.
من کل مطالب وبلاگ رو نخوندم و شاید قضاوتم خیلی منصفانه نباشه، ولی اینطور به نظر میرسه که میخواد به کل اشیائ عالم موجودیت مادی بده. این اعتقاد با اعتقاد ماتریالیست ها همخوانی داره که نهایت وقتی می خوان درباره موجودیت های غیرمادی صحبت کنند، آنها را بصورت جلوه های لطیفی از انرژی در نظر می گیرند. در اسلام هر چند برای انسان و جن جسم ماده در نظر گرفته شده، اما این مسئله برای تمام موجودات تعمیم داده نشده. اگر این حدس من درباره این متن درست باشه، این نظریات به شکل ظریفی دید انسان را محدود به عالم ماده میکنه که در دراز مدت میتونه خطرناک باشه.
ارسال شده: چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶, ۲:۳۷ ق.ظ
توسط KH.I.A.2500
اساسا جمله سوالي < دين يا عقل > را کساني ساختند که همواره قصد سوء استفاده از بشر را داشتند و همواره چيزي با عنوان دين مانع از اين عمل ميشد . بدين ترتيب يا در دين دست بردند يا به مقابله با دين پرداختند .
هيچ ديني نميگويد دزدي کن , هيچ ديني نميگويد زنا کن , هيچ ديني نميگويد ظلم و زورگويي کن , هيچ ديني نميگويد خيانت در امانت کن , هيچ ديني نميگويد بد زباني کن و ... بلکه هميشه انسان را از اين امور منع ميکند .
اينها براي اثبات عقلاني و منطقي بودن دين کافي نيست ؟
ارسال شده: چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۱۷ ق.ظ
توسط padeshah
سلامي دوباره
دوست عزيز KH.I.A.2500 رويکرد شما و تمامي مطالب عنوان شده از سوي شما رويکرد اخباري دارد يعني چون انيشتين گفته و يا چون آيت ا.. بروجردي عنوان کرده اعتبار دارد اين دقيقا نکته اي ايست که من روي آن دست گذاشته ام ارزش ير مطلب به ميزان صحت آن و ميزان انطباق آن با حقيقت و واقعيت است نه به شهرت و اعتبار گوينده
اما مطالبي در مورد علامه مجلسي من شخصا علت سقوط خاندان صفويه و ضعف مفرد سلطان حسين صفوي را وجود اين روحاني مي دانم مطالعه کتب ايشان گر چه مفيد است اما در مواردي بسيار تاسف آور است ايشان را بايد يکي از عوامل بيثباتي ايران و اختلال فرهنگي اين قوم دانست
ارسال شده: پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۶, ۶:۲۲ ب.ظ
توسط KH.I.A.2500
شايد بعضي از پستهاي من اخباري باشند , ولي هزار نکته در همين اخبار نهفته . شما آنها را با عقل خودتان درآميزيد و ببينيد که درست است يا خير . من هم اصلا کاري به اينشتين يا آيت ا... مجلسي ندارم . شما به منظور و محتواي مطلب توجه کنيد نه به جزئيات . شما در اين اخبار آن چيزي را که با کمي تفکر درست ميبيند از مطلب برداشت کن .
به فرض هم که علامه مجلسي آنطوري باشد که شما ميگوييد , ولي اين دليل نميشود که ما تر و خشک را با هم بسوزانيم . منظورم اين است که ما نبايد همه حرفهاي صحيح يک نفر را به خاطر يک يا چند خطا ناديده بگيريم .
______________
در ضمن فکر میکنم زیاد هم وارد مسائل جزئی نشویم بهتر باشد , چون ممکن است تاپیک قفل بشه .
Re: رابطه بين دين و عقل
ارسال شده: پنجشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۰۰ ب.ظ
توسط avang24
padeshah نوشته شده:با درود و سلام
می خواستم چند تا سوال مطرح کنم و در ادامه این سوالات یه بحث را بیان نمایم
سوال اول : آیا دین با عقل در تضاد است
دوم : دین یا عقل؟
سوم : آیا دین مانع پیشرفت است یا باعث پیشرفت؟
آخرین سوال علت عقب ماندگی مسلمانان چیست؟
لطفا با دلیل جواب بدهید

سئوال خوبی مطرح شد.برای پاسخ به سئوال اول باید به یک نکته مهم توجه کنیم:
نکات زیادی در بسیاری از ادیان وجود داره که به نظر میاد با مبانی پذیرفته شده عقلانی
و حتی اخلاقی امروز در تضاده مثل بسیاری از احکام جزایی وحقوقی.
به این تضادها چه پاسخ منطقی میشه داد؟