صفحه 1 از 1

داستان رزم رستم و ویروس

ارسال شده: چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۸۶, ۱۰:۱۷ ق.ظ
توسط grimi
این داستان:رزمvirus و رستم

كنون رزم virus و رستم شنو
دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكي disk داد
بگفتا به رستم كه اي نيكزاد

در اين diskباشد يكي fileناب
كه بگرفتم از site افراسياب

چنين گفت رستم به اسفنديار
كه من گشنمه نون سنگك بيار

جوابش چنين داد به رستم طرف
كه من نون سنگك ندارم به كف

برو حال مي كن بدين disk هان!
كه هم نون و هم آب باشد در آن

تهمتن روان شد سوي خانه اش
شتابان به ديدار رايانه اش

چو آمد به نزد mini tower اش
بزد ضربه بر دكمه power اش

دگر صبر ارام و طاقت نداشت
پس ان disk را در driveاش گذاشت

نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت
يكي list از root ديسكت گرفت

در ان disk ديدش يكي file بود
بزد enter آنجا و اجرا نمود

كز ان يك demo شد پس از ان عيان
با فيلم و موزيك و شرح و بيان

به ناگه چنان سيستمش كرد hang
كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ

چو رستم دگر باره reset نمو
د همي كرد هنگ و همان شد كه بود

تهمتن كلافه شد و داد زد
ز بخت بد خويش فرياد زد

چو تهمينه فرياد رستم شنود
بيامد كه ليسانس رايانه بود

بدو گفت رستم كه همه مشكلش
وز ان disk و برنامه خوشگلش

چو رستم بدو داد قيچي و ريش
يكي ديسك bootable آورد پيش

يكي toolkit اندر ان disk بود
بر اورد ان را و اجرا نمود

همي گشت toolkit هارد اندرش
چو كودك كه گردد پي مادرش

به ناگه يكي رمز virus يافت
پي حذف امضاي ايشان شتافت

چو virus را نيك بشناختش
مر از boot sector ‌بر انداختش

يكي ضربه زد بر سرش toolkit
كه هر بايت ان گشت هشتاد bit

به خاك اندر افكند virus را
تهمتن به رايانه زد بوس را

چنين گفت تهمينه با شوهرش
كه اين بار بگذشت از پل خرش

دگر باره اما خريت مكن
ز رايانه اصلا تو صحبت مكن

قسم خورد رستم به پروردگار
نگيرد دگر disk از اسفنديار!!!

ارسال شده: چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۸۶, ۷:۵۶ ب.ظ
توسط حسن2568
آقادمت گرم خيلي باحال بود :grin:

ارسال شده: چهارشنبه ۷ آذر ۱۳۸۶, ۸:۰۳ ب.ظ
توسط Mahdi1944
حسن2568,
لطفا از کليد سپاس در بالاي پست‌ها استفاده کنيد
با تشکر