تناسب اندام با روسری و حجاب در آلمان
ارسال شده: جمعه ۲۱ دی ۱۳۸۶, ۳:۰۸ ب.ظ
ورزش كردن زنان و مردان در كنار هم در باشگاههاي آلمان چيز غريبي نيست. اما به تازگي در شهر كلن باشگاهي راه اندازي شده است كه درنوع خود كمنظير است، باشگاهي كه ورود مردان در آن اكيداً ممنوع است.
باشگاه ورزشي حيات در نگاه اول مثل تمام سالنهاي ورزشي ديگري است كه نمونه آنها را در شهر كلن ميتوان به وفور پيدا كرد؛ يك باشگاه ورزشي معمولي درطبقه دوم يك ساختمان كاملاً معمولي. اما اگر يك مقدار دقيقتر شويد و سرتان را اندكي بالاتر ببريد، نگاهتان به پنجرههاي قدي اين باشگاه ورزشي ميافتد كه كمي با بقيه باشگاههاي ورزشي شهر كلن تفاوت دارد.
پشت تمام پنجرهها كركرههاي ضخيم سفيد رنگي نصب شدهاند كه فضاي داخل باشگاه را تماماً از تيررس نگاههاي كنجكاو ديگران يا بهتر است بگوييم "مردان" ميپوشانند. تنها كافي است چند قدم ديگر برداريد تا به در ورودي باشگاه برسيد. درست همانجاست كه ميشود دليل اصلي تمام سر و صداهاي به پا شده در زمان راهاندازي اين باشگاه را فهميد. دم در ورودي، زنگ سفيد رنگي قرار دارد كه روي آن با خط درشت و خوانا نوشتهاند: "مخصوص مردان!"
براي اينكه مراجعه كنندگان متوجه شوند كه قضيه از چه قرار است، تابلويي سفيد رنگ در كنار زنگ مردانه، به ديوار آويخته شده است: "ورود مردان به اين سالن ورزشي ممنوع است. براي تحويل هر گونه بسته پستي يا پرسيدن سؤال لطفاً زنگ بزنيد و منتظر بمانيد." اين قانون براي تمام آقايان صادق است. زيرا كه قلمرو اين باشگاه ورزشي تماماً در اختيار زنهاست.
ضمانتنامه معتبر
بيشتر كساني كه عضو باشگاه حيات هستند، خانمهاي مسلمان و محجبهاند. براي اين دسته از خانمها اينجا نخستين جايي است كه ميتوانند در هنگام ورزش كردن، روسريهايشان را از سر بردارند، گرمكن بپوشند و با خيال راحت ورزش كنند.
يكي از همين ورزشكاران حليمه دوگان است، خانمي مسلمان و ترك كه از زمان افتتاح اين باشگاه تاكنون، يك پاي ثابت كلاسهاي ورزشي حيات بوده است. البته حليمه قبلاً هم ورزش ميكرده، با اين تفاوت كه در يك باشگاه ورزشي آلماني: "چيزي كه من را اذيت ميكرد، اين بود كه مدام يك پستچي يا يك مرد داخل باشگاه ميآمد. همه حواس آدم ميبايست دائم به اين بود كه الانه كه يك مرد بيايد. اينجا در عوض خيال آدم راحت است. واقعاً همه ما از اينجا خوشمان ميآيد. يا بهتر است كه بگويم اينجا تضمين شده است!"
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: كركرهها وقتي به كنار ميروند كه موها پوشيده شده باشند
دو خانم حدوداً سي ساله وارد ورزشگاه ميشوند. مانتوي مشكي بلند به تن دارند و موهايشان را هم با روسري كاملاً پوشاندهاند. تا چند دقيقه ديگر قرار است تا كلاس "تمرينات ويژه شكم!" شروع شود. فرصت زيادي نيست، مانتوها به سرعت جاي خود را با لباسهاي ورزشي رنگي عوض ميكنند، اما موها همچنان با يك دستمال سركوچك پوشيده ميمانند، البته اين پوشيدگي اين بار به خاطر آقايان نيست بلكه براي جلوگيري از سرازير شدن قطرههاي عرق در حين تمرين است!
نخستين جرقه
مدير باشگاه ورزشي حيات خانمي ترك به نام اِمينه آيدمير است كه از نه ماه پيش تاكنون اين باشگاه ورزشي را اداره ميكند. امينه شخصاً چند سالي است كه مرتب ورزش ميكند. او بعد از بارداريش، به خاطر بازگشت دوباره به وزن قبليش عضو يك باشگاه ورزشي آلماني ميشود: "چون من مسلمان هستم و روسري سر ميكنم، در آن باشگاه متأسفانه نميتوانستم بدون روسري باشم چون مربي ورزش آنجا خودش يك مرد بود. بعد پيش خودم فكر كردم كه چرا يك باشگاه ورزشي مخصوص خانمها وجود ندارد، جايي كه آقايان نباشند. همانجا بود كه به خودم گفتم حالا كه هيچ باشگاهي نيست، پس تو خودت بايد يك چنين باشگاهي را تأسيس كني."
البته امينه از حرف تا عمل راهي طولاني را طي كرده است: "خيلي سخت بود، چون كه هزينهها بسيار بالا بودند. شوهرم در ابتدا من را جدي نگرفت. اما بعد كه قضيه واقعاً جدي شد، هردويمان خيلي فكر كرديم. چه شبهايي كه اصلاً خواب به چشمانمان نيامد."
دري باز به روي همه
در حال حاضر ۲۸۰ نفر عضو اين باشگاه هستند. از دختران جوان گرفته تا خانمهاي مسني كه براي نخستين بار است كه روي به ورزش آوردهاند.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: چه مسلمان و چه غير مسلمان، درهاي "حيات" به روي همه باز است
البته اينجا در بين ورزشكاران، تنها زنان مسلمان ترك ديده نمي شوند، غير مسلمانها هم به گرمي پذيرفته ميشوند. ايزابلا كوربيس به همين دسته اخير تعلق دارد، خانمي آلماني و كاتوليك كه مدتي است مشتري باشگاه حيات شده است!: "اينجا آدم احساس راحتي ميكند. همهامان زن هستيم و بيشترمان هم مشكل اضافه وزن داريم. اما در يك باشگاه آلماني دردسر اول از لباس شروع مي شود. همه لباسهاي ماركدار به تن دارند. آدم بايد شيك باشد و آرايش كند، اما حالا من وقتي صبحها از خواب بلند ميشوم ميدانم كه راحت و بدون زرق و برق ميتوانم به اينجا بيايم. اما در يك باشگاه آلماني به آدم چپ چپ نگاه مي كنند."
درون قلمرو زنانه چه ميگذرد؟
در اين باشگاه ورزشي همه چيز با هيجان پيش ميرود و موسيقي ريتم دار تركي هم بهانهاي ميشود تا خانمها با انرژي و شور و هيجان بيشتري بر روي دوچرخه ركاب بزنند يا وزنههاي سنگين را با پا بالا و پايين ببرند.
صحبتها كاملاً متنوعند و موضوعات بحث هم تمام آن چيزهايي است كه در بين بيشتر خانمها پرطرفدار است؛ رژيمهاي غذايي، بچهها و پرسيدن ازهم ديگر براي دانستن اين كه هر كسي چه ميزان وزن كم كرده است.
البته در اين بين مسايل ديگري هم هستند كه براي غير مسلمانها كاملاً جديدند، مثلاً جشنهاي مذهبي اسلامي براي آناستازيا آزارف يك زن جوان روسي: " آدم در جريان تمام جشنها قرار ميگيرد. مثلاً چند وقت پيش ماه رمضان بود. دربارهاش با هم حرف زديم. البته اينجا كمي خلوت بود، چون اكثراً روزه بودند. اما آخر ماه رمضان اينجا جشن گرفتند و همه به هم تبريك گفتند."
براي آناستازيا آزاروف قانون منع ورود مردان آن چنان هم آزار دهنده نيست، چون كه به اين نكته اعتراف ميكند كه كمي خجالتي است و باشگاه حيات حداقل براي او جاي مناسبي است. البته اين بيشترهم به اين خاطر است كه رييس باشگاه، امينه آيدمير قوانين خاص خودش را دارد: "ما اينجا دوشهاي دسته جمعي نداريم. كابينها همه از هم جدا شدهاند و بخش جداگانهاي هم براي تعويض لباس داريم. در سونا هم نميشود برهنه بود، حتماً بايد از حولههاي مخصوص سونا استفاده كرد."
يك تير، دو نشان
با اين باشگاه ورزشي، امينه آيدمير توانسته است با يك تير دو نشان بزند. از طرفي خانمها را خوش اندام نگه دارد و از طرف ديگر رضايت مردهاي سختگير را جلب كند:
"عدهاي از مردهاي حساس هم هستند كه شخصاً تلفن كردند تا مطمئن شوند كه اينجا مردي نميآيد. وقتي كه مطمئن شدند آن وقت به همسرانشان اجازه دادند تا براي تمرين به اينجا بيايند."
كلاسها كم كم به پايان ميرسند و اكثراً آماده ميشوند تا به خانه باز گردند. گرمكنهاي ورزشي دوباره تبديل به مانتوهاي پوشيده و بلند مي شوند.
بازگشتي دوباره به دنياي زنانه و مردانه. اما كاملاً مجهز، همراه با روسري.
باشگاه ورزشي حيات در نگاه اول مثل تمام سالنهاي ورزشي ديگري است كه نمونه آنها را در شهر كلن ميتوان به وفور پيدا كرد؛ يك باشگاه ورزشي معمولي درطبقه دوم يك ساختمان كاملاً معمولي. اما اگر يك مقدار دقيقتر شويد و سرتان را اندكي بالاتر ببريد، نگاهتان به پنجرههاي قدي اين باشگاه ورزشي ميافتد كه كمي با بقيه باشگاههاي ورزشي شهر كلن تفاوت دارد.
پشت تمام پنجرهها كركرههاي ضخيم سفيد رنگي نصب شدهاند كه فضاي داخل باشگاه را تماماً از تيررس نگاههاي كنجكاو ديگران يا بهتر است بگوييم "مردان" ميپوشانند. تنها كافي است چند قدم ديگر برداريد تا به در ورودي باشگاه برسيد. درست همانجاست كه ميشود دليل اصلي تمام سر و صداهاي به پا شده در زمان راهاندازي اين باشگاه را فهميد. دم در ورودي، زنگ سفيد رنگي قرار دارد كه روي آن با خط درشت و خوانا نوشتهاند: "مخصوص مردان!"
براي اينكه مراجعه كنندگان متوجه شوند كه قضيه از چه قرار است، تابلويي سفيد رنگ در كنار زنگ مردانه، به ديوار آويخته شده است: "ورود مردان به اين سالن ورزشي ممنوع است. براي تحويل هر گونه بسته پستي يا پرسيدن سؤال لطفاً زنگ بزنيد و منتظر بمانيد." اين قانون براي تمام آقايان صادق است. زيرا كه قلمرو اين باشگاه ورزشي تماماً در اختيار زنهاست.
ضمانتنامه معتبر
بيشتر كساني كه عضو باشگاه حيات هستند، خانمهاي مسلمان و محجبهاند. براي اين دسته از خانمها اينجا نخستين جايي است كه ميتوانند در هنگام ورزش كردن، روسريهايشان را از سر بردارند، گرمكن بپوشند و با خيال راحت ورزش كنند.
يكي از همين ورزشكاران حليمه دوگان است، خانمي مسلمان و ترك كه از زمان افتتاح اين باشگاه تاكنون، يك پاي ثابت كلاسهاي ورزشي حيات بوده است. البته حليمه قبلاً هم ورزش ميكرده، با اين تفاوت كه در يك باشگاه ورزشي آلماني: "چيزي كه من را اذيت ميكرد، اين بود كه مدام يك پستچي يا يك مرد داخل باشگاه ميآمد. همه حواس آدم ميبايست دائم به اين بود كه الانه كه يك مرد بيايد. اينجا در عوض خيال آدم راحت است. واقعاً همه ما از اينجا خوشمان ميآيد. يا بهتر است كه بگويم اينجا تضمين شده است!"
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: كركرهها وقتي به كنار ميروند كه موها پوشيده شده باشند
دو خانم حدوداً سي ساله وارد ورزشگاه ميشوند. مانتوي مشكي بلند به تن دارند و موهايشان را هم با روسري كاملاً پوشاندهاند. تا چند دقيقه ديگر قرار است تا كلاس "تمرينات ويژه شكم!" شروع شود. فرصت زيادي نيست، مانتوها به سرعت جاي خود را با لباسهاي ورزشي رنگي عوض ميكنند، اما موها همچنان با يك دستمال سركوچك پوشيده ميمانند، البته اين پوشيدگي اين بار به خاطر آقايان نيست بلكه براي جلوگيري از سرازير شدن قطرههاي عرق در حين تمرين است!
نخستين جرقه
مدير باشگاه ورزشي حيات خانمي ترك به نام اِمينه آيدمير است كه از نه ماه پيش تاكنون اين باشگاه ورزشي را اداره ميكند. امينه شخصاً چند سالي است كه مرتب ورزش ميكند. او بعد از بارداريش، به خاطر بازگشت دوباره به وزن قبليش عضو يك باشگاه ورزشي آلماني ميشود: "چون من مسلمان هستم و روسري سر ميكنم، در آن باشگاه متأسفانه نميتوانستم بدون روسري باشم چون مربي ورزش آنجا خودش يك مرد بود. بعد پيش خودم فكر كردم كه چرا يك باشگاه ورزشي مخصوص خانمها وجود ندارد، جايي كه آقايان نباشند. همانجا بود كه به خودم گفتم حالا كه هيچ باشگاهي نيست، پس تو خودت بايد يك چنين باشگاهي را تأسيس كني."
البته امينه از حرف تا عمل راهي طولاني را طي كرده است: "خيلي سخت بود، چون كه هزينهها بسيار بالا بودند. شوهرم در ابتدا من را جدي نگرفت. اما بعد كه قضيه واقعاً جدي شد، هردويمان خيلي فكر كرديم. چه شبهايي كه اصلاً خواب به چشمانمان نيامد."
دري باز به روي همه
در حال حاضر ۲۸۰ نفر عضو اين باشگاه هستند. از دختران جوان گرفته تا خانمهاي مسني كه براي نخستين بار است كه روي به ورزش آوردهاند.
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: چه مسلمان و چه غير مسلمان، درهاي "حيات" به روي همه باز است
البته اينجا در بين ورزشكاران، تنها زنان مسلمان ترك ديده نمي شوند، غير مسلمانها هم به گرمي پذيرفته ميشوند. ايزابلا كوربيس به همين دسته اخير تعلق دارد، خانمي آلماني و كاتوليك كه مدتي است مشتري باشگاه حيات شده است!: "اينجا آدم احساس راحتي ميكند. همهامان زن هستيم و بيشترمان هم مشكل اضافه وزن داريم. اما در يك باشگاه آلماني دردسر اول از لباس شروع مي شود. همه لباسهاي ماركدار به تن دارند. آدم بايد شيك باشد و آرايش كند، اما حالا من وقتي صبحها از خواب بلند ميشوم ميدانم كه راحت و بدون زرق و برق ميتوانم به اينجا بيايم. اما در يك باشگاه آلماني به آدم چپ چپ نگاه مي كنند."
درون قلمرو زنانه چه ميگذرد؟
در اين باشگاه ورزشي همه چيز با هيجان پيش ميرود و موسيقي ريتم دار تركي هم بهانهاي ميشود تا خانمها با انرژي و شور و هيجان بيشتري بر روي دوچرخه ركاب بزنند يا وزنههاي سنگين را با پا بالا و پايين ببرند.
صحبتها كاملاً متنوعند و موضوعات بحث هم تمام آن چيزهايي است كه در بين بيشتر خانمها پرطرفدار است؛ رژيمهاي غذايي، بچهها و پرسيدن ازهم ديگر براي دانستن اين كه هر كسي چه ميزان وزن كم كرده است.
البته در اين بين مسايل ديگري هم هستند كه براي غير مسلمانها كاملاً جديدند، مثلاً جشنهاي مذهبي اسلامي براي آناستازيا آزارف يك زن جوان روسي: " آدم در جريان تمام جشنها قرار ميگيرد. مثلاً چند وقت پيش ماه رمضان بود. دربارهاش با هم حرف زديم. البته اينجا كمي خلوت بود، چون اكثراً روزه بودند. اما آخر ماه رمضان اينجا جشن گرفتند و همه به هم تبريك گفتند."
براي آناستازيا آزاروف قانون منع ورود مردان آن چنان هم آزار دهنده نيست، چون كه به اين نكته اعتراف ميكند كه كمي خجالتي است و باشگاه حيات حداقل براي او جاي مناسبي است. البته اين بيشترهم به اين خاطر است كه رييس باشگاه، امينه آيدمير قوانين خاص خودش را دارد: "ما اينجا دوشهاي دسته جمعي نداريم. كابينها همه از هم جدا شدهاند و بخش جداگانهاي هم براي تعويض لباس داريم. در سونا هم نميشود برهنه بود، حتماً بايد از حولههاي مخصوص سونا استفاده كرد."
يك تير، دو نشان
با اين باشگاه ورزشي، امينه آيدمير توانسته است با يك تير دو نشان بزند. از طرفي خانمها را خوش اندام نگه دارد و از طرف ديگر رضايت مردهاي سختگير را جلب كند:
"عدهاي از مردهاي حساس هم هستند كه شخصاً تلفن كردند تا مطمئن شوند كه اينجا مردي نميآيد. وقتي كه مطمئن شدند آن وقت به همسرانشان اجازه دادند تا براي تمرين به اينجا بيايند."
كلاسها كم كم به پايان ميرسند و اكثراً آماده ميشوند تا به خانه باز گردند. گرمكنهاي ورزشي دوباره تبديل به مانتوهاي پوشيده و بلند مي شوند.
بازگشتي دوباره به دنياي زنانه و مردانه. اما كاملاً مجهز، همراه با روسري.
