تعبير خواب ( لطفا کمي سريع جواب دهيد افکارم به هم ريخته)
ارسال شده: یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۴۴ ق.ظ
همسر من دو دفعه خواب به شرح ذیل دیده است
1- با لباس عروس ولی بدون هیچ آرایشی و صورتی سفید ، رنگ پریده و بی حال در آرایشگاه منتظر من مدت زیادی را مینشیند ولی با وجود اینکه همه سراغ داماد را میگرفتند ولی داماد (من) نمیاد
2- من ، برادرم و پدرم در درب ورودی یک مسجد سفید که ظاهرا خیلی هم زیبا بوده ایستاده بودیم من به داخل مسجد میرم ولی وفتی بیرون میامدم گریه میکردم
در همون حال همسرم با دوچرخه از جلوی مسجد رد میشه و من اون را میبینم و میرم دنبالش ولی هر چی صداش میزنم با وجود اینکه اون میشنیده ولی واینمیسه و همینجوری از من دورتر میشده ظاهرا لباس سفید زیبایی تنش بوده با موهای بلند و در حین رکاب زده نسیم خنکی را هم احساس میکرده و اینکه با وجود اینکه از من دور میشده احساس خوبی داشته
ببخشید : خودمم یک خوابی را چند بار دیدم که فقط اخرش یادم میمونه اینکه توی اتاق خوابم و اتفاقی میافته که اصلا یادم نیست چیه ولی تو این حال میخوام فریاد بزنم و کمک بخوام یا اسم کسی را صدا بزنم ولی با وجود اینکه دهانم را باز میکنم ولی گلوم کیپ است و صدام در نمیاد به حالتی که حتی تو خواب احساس گلو درد از اینکه صدام تو گلوم میمونه و در نمیاد را حس میکنم از جامم نمیتونم تکون بخورم و اینکه با حالی مثل ترس ، اظطراب (از این مدل حالتها) این حالت وجود دارد
1- با لباس عروس ولی بدون هیچ آرایشی و صورتی سفید ، رنگ پریده و بی حال در آرایشگاه منتظر من مدت زیادی را مینشیند ولی با وجود اینکه همه سراغ داماد را میگرفتند ولی داماد (من) نمیاد
2- من ، برادرم و پدرم در درب ورودی یک مسجد سفید که ظاهرا خیلی هم زیبا بوده ایستاده بودیم من به داخل مسجد میرم ولی وفتی بیرون میامدم گریه میکردم
در همون حال همسرم با دوچرخه از جلوی مسجد رد میشه و من اون را میبینم و میرم دنبالش ولی هر چی صداش میزنم با وجود اینکه اون میشنیده ولی واینمیسه و همینجوری از من دورتر میشده ظاهرا لباس سفید زیبایی تنش بوده با موهای بلند و در حین رکاب زده نسیم خنکی را هم احساس میکرده و اینکه با وجود اینکه از من دور میشده احساس خوبی داشته
ببخشید : خودمم یک خوابی را چند بار دیدم که فقط اخرش یادم میمونه اینکه توی اتاق خوابم و اتفاقی میافته که اصلا یادم نیست چیه ولی تو این حال میخوام فریاد بزنم و کمک بخوام یا اسم کسی را صدا بزنم ولی با وجود اینکه دهانم را باز میکنم ولی گلوم کیپ است و صدام در نمیاد به حالتی که حتی تو خواب احساس گلو درد از اینکه صدام تو گلوم میمونه و در نمیاد را حس میکنم از جامم نمیتونم تکون بخورم و اینکه با حالی مثل ترس ، اظطراب (از این مدل حالتها) این حالت وجود دارد
) اما با توجه به تجربیاتم سعی می کنم نزدیک به واقعیت نظر بدم :

