جزئيات اشغال سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن پس از 30 سال
ارسال شده: یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۷, ۱۰:۳۵ ق.ظ
جزئيات اشغال سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن پس از 30 سال
خبرگزاري فارس: در سند رسمي مربوط به اشغال ساختمان پنج طبقه سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن كه در 30 آوريل 1980 صورت گرفت، به سابقه 6 تروريستي كه دست به اين گروگانگيري زدند، پرداخته شده است.
به گزارش فارس، متن اين سند رسمي كه بسياري از جملات مربوط به پاراگرافهاي آن توسط وزارت كشور انگليس سانسور شده است، در اختيار خبرگزاري فارس قرار گرفته كه به شرح زير تقديم مخاطبان محترم ميشود.
تروريستها (مراجعه شود به ضميمه 1 براي يادداشت مرتبط)
8- تروريستها 6 نفر بودند كه ثابت شده از اعراب منطقه خوزستان ايران بودند. آنها با گذرنامه عراقي وارد انگليس شدند. تنها تروريست زنده "فوزي بداوينژاد" مدعي شد كه كارگر كشتي بندر خرمشهر بوده است. بعد از انقلاب ايران در فوريه 1979 (بهمن 57) وي به يكي از سازمانهاي سياسي پيوست كه در خرمشهر آغاز به كار كرده بود اما وي گفت كه او ايران را سه ماه بعد از انقلاب پس از آن ترك كرد كه شوراي انقلاب دستور زنداني شدن و اعدام اعراب منطقه وي را صادر كرده بود.
سابقه نامناسبي از نفرت ميان اعراب خوزستان و فارسها وجود دارد. با وجود آن كه اين دو قوم اختلافات مذهبي ندارند (هر دو شيعه هستند) اما اعراب احساس ميكنند از نظر فرهنگي و اقتصادي مورد تبعيض قرار گرفتهاند و مدعي هستند در شكوفايي نفتي منطقه سهم اندكي براي آنها قائل شده است.
اين ايده كه خوزستان بايد "عربستان" خوانده شده و توسط اعراب اداره شود در دهه 1960 توسط ناصر (مراجعه شود به ضميمه 2 براي يادداشت مربوط به خوزستان) ارايه شد و اين خواسته با انقلاب اسلامي ايران شدت گرفت. درگيريهايي ميان دو گروه كه برخي از آنها خشونتبار بود در تابستان 1979 بوقوع پيوست و به مرگ و دستگيري افراد زيادي منجر شد. همچنين حوادث خرابكاري در خطوط نفتي بوقوع پيوست كه هدايت كار توسط عراق و در راستاي پيگيري برخي از مناقشات مرزي در منطقه، صورت گرفت.
9- بداوي نژاد مدعي شد به همين دلايل از ايران گريخته و خود را به پليس مرز عراق تسليم كرد. وي به بصره منتقل شد و پس از بازجوييها به وي يك خانه داده شد و به عنوان مترجم برنامه هاي راديويي ايران به كار گرفته شد. وي مدعي شد كه در طول اين دوره با "سعيد هادي" كه به گفته وي رئيس سازمان سياسي عرب در عراق بود، ملاقات كرد. سعيد هادي يكي از شيوخ شلمچه است كه جزيرهاي كوچك در دلتاي رود دجله و فرات است. از قرار معلوم وي توسط شوراي انقلاب به مجازات مرگ محكوم شده بود.
به گفته نژاد، سعيد هادي نقشه حمله به سفارتخانه را كشيد و او و پنج نفر ديگر را براي انجام عمليات استخدام كرد. هدف از اين كار آزادي زندانيان عربي بود كه در خوزستان نگهداري ميشدند. ديگر تروريستهايي كه نژاد آنها را ميشناخت عبارت بودند از "سالم التوفيق" (رهبر گروه)، عباس، شاي، مكي و جاسم. آنها پيش از اعزام به انگليس به مدت يك ماه براي استفاده از اسلحه كمري، تفنگهاي خودكار و نارنجك آموزش ديدند. به آنها همچنين نقشه سفارت ايران نشان داده شد و راهنمايي لازم براي گروگانگرفتن محافظ و كشتن يكي از گروگانها در صورت محقق نشدن خواسته آنها پس از 24 ساعت آموزش داده شد.
در طول آموزش آنها، اين گروه به فردي به نام "سامي" معرفي شدند كه مكان اقامت آنها در لندن را فراهم آورد. سامي به همراه سالم، عباس، شاي، مكي عازم لندن شدند. اين سفر دو هفته قبل از آن صورت گرفت كه جاسم و نژاد در 25 آوريل و توسط هواپيمايي عراق به لندن وارد شوند و با سامي ملاقات كنند. در صبح 29 آوريل سامي ترتيب انتقال چمدانهاي گروه را از طريق انتقال هوايي از بغداد داد. در همان شب اسلحههايي كه آنها براي كار خود نياز داشتند در اختيار گروه قرار داد و سپس به سمت پاريس حركت كرده و خود را به عراق رساند.
10- هيچ يك از اقدامات لو نرفت. به هر حال در ساعت 11:26 روز 30 آوريل آژير سفارت در اسكاتلنديارد به صدا درآمد. يك دقيقه بعد اتاق اطلاعات به واحدهاي وابسته به گروه حفاظت ديپلماتيك هشدار داد. چهار موتور سوار مسلح در منطقه حضور داشتند و در ساعت 11:29 دقيقه در "پرنس گيت" رسيدند. در ساعت 11:31 دو گروهبان و 7 پاسبان گروه حفاظت ديپلماتيك در محل حضور به همر رساندند. در اين مرحله همه آنچه كه معلوم بود اين بود كه دو تا 3 فرد مسلح به گروگانگيري در سفارت پرداخته و يك پليس را نيز به گروگان گرفتهاند.
به اطلاع وزارت كشور رسيد كه گروگانها بيرون آورده شدهاند اما به روشني معلوم نيست كه آيا اين امر پيامي براي حل مسئله از سوي خود پليس بود يا اين كه اتاق گزارش دفتر كابينه ميبايست تشكيل شود. با اين حال اقداماتي براي هشدار به كساني كه ميبايست مطلع ميشدند، داده شد. برخي از مقامات وزارت كشور ميزبان كنفرانسي درباره تروريسم و رسانه در لندن بودند و ديگر مقامات مسئول در زمينه مقابله با تروريسم نيز در روز پاياني سمينار مرتبط با مسال دفاعي در "پلي موث" شركت كرده بودند.
با نگراني از امكان مقابله به مثل در سفارت ما در تهران به وزارت امور خارجه اطلاع داده شد كه فوراً تلگرامي به تهران ارسال و به ايرانيها درباره اتفاقات توضيح داده و هشداردادند همه تدابير احتياطي را اتخاذ كنند. نگراني شخصي لرد "كارينگتون" به وزارت امور خارجه در تهران گفته شد و بر عزم ايشان در حصول اطمينان از اين كه اين مسئله به سرعت و بدون تلفات حلوفصل شود، تاكيد شد. از كويت و ابوظبي نيز خواسته شد اين پيام را به وزير امور خارجه ايران منتقل كنند كه مشغول مسافرت در اين مناطق بود.
11- نخستين تماسها با تروريستها توسط "براملي" رئيس يگان حفاظت ديپلماتيك كه در محل حضور داشت، صورت گرفت. اين كار حدود ساعت 11:45 صورت گرفت. برگههايي به زبان فارسي از پنجره سفارت به بيرون انداخته شد و يكي از افراد مسلح خلاصهاي از آن را به زبان انگليسي عنوان كرد. وي گفت كه آنها "گروه شهيد" هستند و درخواست آزادي 91 زنداني حاضر در ايران، به رسميت شناختن حقوق ملي ايرانيها و يك هواپيما براي خارج كردن گروه و گروگانها به خارج از انگليس را پس از آزادي زندانيان توسط ايران دارند. وي گفت كه اگر به درخواست آنها ظرف 24 ساعت عمل نشود، گروگانها كشته خواهند شد و اين گروه در صورت مداخله پليس ساختمان سفارت را منفجر خواهد كرد.
پليس اين امر را در ساعت 12:15 به اطلاع ... رساند و آنها نيز در ساعت 12:35 اين موضوع را به ... گفتند. با توجه به ماهيت درخواستها آمادهسازي براي گشايش اتاق گزارش دفتر كابينه در ساعت 15:00 صورت گرفت.
12- در منطقه "پرنس گيت" نيز پليس به سرعت آرايش گرفت و "دلو" معاون دستيار كميسر پليس فرماندهي را در ساعت 12:00 در دست گرفت. وي دستور داد كه عمليات شناسايي در جلو و عقب تشكيلات انجام گرفته و حلقه محاصره فشردهاي توسط افسران پليس تشكيل شود. پليس حضور يك افسر پليس مسلط به زبان عربي در محل را خواستار شد. حضور "ترهور لاك" در ميان گروگانها تاييد شد و بيسيم وي نيز پيدا نميشد.
13- بين ساعت 13:00 تا 14:00 روند آرايش پليس ادامه يافت. آقاي دلو در ساعت 12:59 خواستار قطع خطوط تلفن سفارت شد و اين درخواست از سوي وزارت كشور در ساعت 13:18 دقيقه به اطلاع اداره پست رسيد. هدف از اين كار آن بود كه ارتباط تروريستها تنها با پليس باشد و آنها بطور كامل از دنياي بيرون مجزا شوند.
عمليات پليس از يك خودروي كنترل و فرماندهي حاضر در صحنه (يك خودرو داراي تاسيسات ارتباطي) هدايت شد. آقاي دلو نخستين جلسه خود را با "پيتر نيونز" از DAC و "داوي" فرمانده يگان حفاظت، "كرانكايل" فرمانده منطقه A، رابينز ناظر اصلي (D11) و "كلارك" ناظر اصلي از شعبه پليس محلي برگزار كرد. افسران پليس از منطقه 11 حلقه محاصره را تنگتر كرده و نقاط ديده باني داير شد. نخستين گزارش تصويري در ساعت 13:00 حاكي از آن بود كه يكي از افراد مسلح دستاري عربي به سر گذاشته است.
منبع:http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8706240084
خبرگزاري فارس: در سند رسمي مربوط به اشغال ساختمان پنج طبقه سفارت جمهوري اسلامي ايران در لندن كه در 30 آوريل 1980 صورت گرفت، به سابقه 6 تروريستي كه دست به اين گروگانگيري زدند، پرداخته شده است.
به گزارش فارس، متن اين سند رسمي كه بسياري از جملات مربوط به پاراگرافهاي آن توسط وزارت كشور انگليس سانسور شده است، در اختيار خبرگزاري فارس قرار گرفته كه به شرح زير تقديم مخاطبان محترم ميشود.
تروريستها (مراجعه شود به ضميمه 1 براي يادداشت مرتبط)
8- تروريستها 6 نفر بودند كه ثابت شده از اعراب منطقه خوزستان ايران بودند. آنها با گذرنامه عراقي وارد انگليس شدند. تنها تروريست زنده "فوزي بداوينژاد" مدعي شد كه كارگر كشتي بندر خرمشهر بوده است. بعد از انقلاب ايران در فوريه 1979 (بهمن 57) وي به يكي از سازمانهاي سياسي پيوست كه در خرمشهر آغاز به كار كرده بود اما وي گفت كه او ايران را سه ماه بعد از انقلاب پس از آن ترك كرد كه شوراي انقلاب دستور زنداني شدن و اعدام اعراب منطقه وي را صادر كرده بود.
سابقه نامناسبي از نفرت ميان اعراب خوزستان و فارسها وجود دارد. با وجود آن كه اين دو قوم اختلافات مذهبي ندارند (هر دو شيعه هستند) اما اعراب احساس ميكنند از نظر فرهنگي و اقتصادي مورد تبعيض قرار گرفتهاند و مدعي هستند در شكوفايي نفتي منطقه سهم اندكي براي آنها قائل شده است.
اين ايده كه خوزستان بايد "عربستان" خوانده شده و توسط اعراب اداره شود در دهه 1960 توسط ناصر (مراجعه شود به ضميمه 2 براي يادداشت مربوط به خوزستان) ارايه شد و اين خواسته با انقلاب اسلامي ايران شدت گرفت. درگيريهايي ميان دو گروه كه برخي از آنها خشونتبار بود در تابستان 1979 بوقوع پيوست و به مرگ و دستگيري افراد زيادي منجر شد. همچنين حوادث خرابكاري در خطوط نفتي بوقوع پيوست كه هدايت كار توسط عراق و در راستاي پيگيري برخي از مناقشات مرزي در منطقه، صورت گرفت.
9- بداوي نژاد مدعي شد به همين دلايل از ايران گريخته و خود را به پليس مرز عراق تسليم كرد. وي به بصره منتقل شد و پس از بازجوييها به وي يك خانه داده شد و به عنوان مترجم برنامه هاي راديويي ايران به كار گرفته شد. وي مدعي شد كه در طول اين دوره با "سعيد هادي" كه به گفته وي رئيس سازمان سياسي عرب در عراق بود، ملاقات كرد. سعيد هادي يكي از شيوخ شلمچه است كه جزيرهاي كوچك در دلتاي رود دجله و فرات است. از قرار معلوم وي توسط شوراي انقلاب به مجازات مرگ محكوم شده بود.
به گفته نژاد، سعيد هادي نقشه حمله به سفارتخانه را كشيد و او و پنج نفر ديگر را براي انجام عمليات استخدام كرد. هدف از اين كار آزادي زندانيان عربي بود كه در خوزستان نگهداري ميشدند. ديگر تروريستهايي كه نژاد آنها را ميشناخت عبارت بودند از "سالم التوفيق" (رهبر گروه)، عباس، شاي، مكي و جاسم. آنها پيش از اعزام به انگليس به مدت يك ماه براي استفاده از اسلحه كمري، تفنگهاي خودكار و نارنجك آموزش ديدند. به آنها همچنين نقشه سفارت ايران نشان داده شد و راهنمايي لازم براي گروگانگرفتن محافظ و كشتن يكي از گروگانها در صورت محقق نشدن خواسته آنها پس از 24 ساعت آموزش داده شد.
در طول آموزش آنها، اين گروه به فردي به نام "سامي" معرفي شدند كه مكان اقامت آنها در لندن را فراهم آورد. سامي به همراه سالم، عباس، شاي، مكي عازم لندن شدند. اين سفر دو هفته قبل از آن صورت گرفت كه جاسم و نژاد در 25 آوريل و توسط هواپيمايي عراق به لندن وارد شوند و با سامي ملاقات كنند. در صبح 29 آوريل سامي ترتيب انتقال چمدانهاي گروه را از طريق انتقال هوايي از بغداد داد. در همان شب اسلحههايي كه آنها براي كار خود نياز داشتند در اختيار گروه قرار داد و سپس به سمت پاريس حركت كرده و خود را به عراق رساند.
10- هيچ يك از اقدامات لو نرفت. به هر حال در ساعت 11:26 روز 30 آوريل آژير سفارت در اسكاتلنديارد به صدا درآمد. يك دقيقه بعد اتاق اطلاعات به واحدهاي وابسته به گروه حفاظت ديپلماتيك هشدار داد. چهار موتور سوار مسلح در منطقه حضور داشتند و در ساعت 11:29 دقيقه در "پرنس گيت" رسيدند. در ساعت 11:31 دو گروهبان و 7 پاسبان گروه حفاظت ديپلماتيك در محل حضور به همر رساندند. در اين مرحله همه آنچه كه معلوم بود اين بود كه دو تا 3 فرد مسلح به گروگانگيري در سفارت پرداخته و يك پليس را نيز به گروگان گرفتهاند.
به اطلاع وزارت كشور رسيد كه گروگانها بيرون آورده شدهاند اما به روشني معلوم نيست كه آيا اين امر پيامي براي حل مسئله از سوي خود پليس بود يا اين كه اتاق گزارش دفتر كابينه ميبايست تشكيل شود. با اين حال اقداماتي براي هشدار به كساني كه ميبايست مطلع ميشدند، داده شد. برخي از مقامات وزارت كشور ميزبان كنفرانسي درباره تروريسم و رسانه در لندن بودند و ديگر مقامات مسئول در زمينه مقابله با تروريسم نيز در روز پاياني سمينار مرتبط با مسال دفاعي در "پلي موث" شركت كرده بودند.
با نگراني از امكان مقابله به مثل در سفارت ما در تهران به وزارت امور خارجه اطلاع داده شد كه فوراً تلگرامي به تهران ارسال و به ايرانيها درباره اتفاقات توضيح داده و هشداردادند همه تدابير احتياطي را اتخاذ كنند. نگراني شخصي لرد "كارينگتون" به وزارت امور خارجه در تهران گفته شد و بر عزم ايشان در حصول اطمينان از اين كه اين مسئله به سرعت و بدون تلفات حلوفصل شود، تاكيد شد. از كويت و ابوظبي نيز خواسته شد اين پيام را به وزير امور خارجه ايران منتقل كنند كه مشغول مسافرت در اين مناطق بود.
11- نخستين تماسها با تروريستها توسط "براملي" رئيس يگان حفاظت ديپلماتيك كه در محل حضور داشت، صورت گرفت. اين كار حدود ساعت 11:45 صورت گرفت. برگههايي به زبان فارسي از پنجره سفارت به بيرون انداخته شد و يكي از افراد مسلح خلاصهاي از آن را به زبان انگليسي عنوان كرد. وي گفت كه آنها "گروه شهيد" هستند و درخواست آزادي 91 زنداني حاضر در ايران، به رسميت شناختن حقوق ملي ايرانيها و يك هواپيما براي خارج كردن گروه و گروگانها به خارج از انگليس را پس از آزادي زندانيان توسط ايران دارند. وي گفت كه اگر به درخواست آنها ظرف 24 ساعت عمل نشود، گروگانها كشته خواهند شد و اين گروه در صورت مداخله پليس ساختمان سفارت را منفجر خواهد كرد.
پليس اين امر را در ساعت 12:15 به اطلاع ... رساند و آنها نيز در ساعت 12:35 اين موضوع را به ... گفتند. با توجه به ماهيت درخواستها آمادهسازي براي گشايش اتاق گزارش دفتر كابينه در ساعت 15:00 صورت گرفت.
12- در منطقه "پرنس گيت" نيز پليس به سرعت آرايش گرفت و "دلو" معاون دستيار كميسر پليس فرماندهي را در ساعت 12:00 در دست گرفت. وي دستور داد كه عمليات شناسايي در جلو و عقب تشكيلات انجام گرفته و حلقه محاصره فشردهاي توسط افسران پليس تشكيل شود. پليس حضور يك افسر پليس مسلط به زبان عربي در محل را خواستار شد. حضور "ترهور لاك" در ميان گروگانها تاييد شد و بيسيم وي نيز پيدا نميشد.
13- بين ساعت 13:00 تا 14:00 روند آرايش پليس ادامه يافت. آقاي دلو در ساعت 12:59 خواستار قطع خطوط تلفن سفارت شد و اين درخواست از سوي وزارت كشور در ساعت 13:18 دقيقه به اطلاع اداره پست رسيد. هدف از اين كار آن بود كه ارتباط تروريستها تنها با پليس باشد و آنها بطور كامل از دنياي بيرون مجزا شوند.
عمليات پليس از يك خودروي كنترل و فرماندهي حاضر در صحنه (يك خودرو داراي تاسيسات ارتباطي) هدايت شد. آقاي دلو نخستين جلسه خود را با "پيتر نيونز" از DAC و "داوي" فرمانده يگان حفاظت، "كرانكايل" فرمانده منطقه A، رابينز ناظر اصلي (D11) و "كلارك" ناظر اصلي از شعبه پليس محلي برگزار كرد. افسران پليس از منطقه 11 حلقه محاصره را تنگتر كرده و نقاط ديده باني داير شد. نخستين گزارش تصويري در ساعت 13:00 حاكي از آن بود كه يكي از افراد مسلح دستاري عربي به سر گذاشته است.
منبع:http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8706240084