دل نوشته های بچه های centralclubs
ارسال شده: جمعه ۱۷ آبان ۱۳۸۷, ۱۱:۲۹ ق.ظ
این تاپیکو باز کردم که هرکی دل نوشته و ناگفته شنیدنی داره بنویسه خودم شروع کردم.امیدوارم استقبال بشه و تنهام نذارین.البته بچه های تو دار و با حجب و حیا و ساکت سایت طبق معمول خبری ازشون نخواهد بود.
به هر حال
11 ماه و 8 روز از ثبت نامم در سی سی گذشت.23 روز دیگه میشه یکسال.البته از اواسط سال 85 گذری نگاهی به سایت می انداختم ببینم موضوع چیه.رو حساب علاقه ام به زیر دریایی و ناوشکن گوگل رو سرچ میکردم.سی سی سرچ اول بود.دنبال مطالب جورواجور و هیجانی و متحیر العقول میگشتم سی سی به چشم میخورد.اون موقع ها آدم کم حوصله ای بودم و عشق چت و اس ام اس و دختربازی و وراجی با تلفن.اینقدر تنبل بودم که حتی حال رجیستر کردن خودم تو سی سی رو نداشتم.یه آماده خور به تمام معنا می خوندم و میدیدم و یا علی د برو که رفتی.
گذشت اون دوران ما ها دور بر اینترنت نپلکیدم حسش نبود. تا اینگه آذز ماه 86 دوباره زدم تو کار نت. بازم سی سی رو دیدم طاقت نیاوردم ثبت نام کردم.کمی تنگ تر از قبل شده بودم و تنبلی رو کنار گذاشته بودم.بازم دوماه نت نیومدم تا اینکه یه روز دیدم تو یه سایتی زده اعطای درجه سپهبدی به....به نظرم خبر جالبی اومد گفتم بسم الله با همین شروع کنم.تو سی سی نوشتم و تیکه ای هم بار کسی که میخواست درجه بگیره کردم.موه-597 یقمو گرفت که پسر جون درست صحبت کن وگرنه از سی سی رتتتتت.
تهدید کارسازی بود دوباره ساکت شدم تا شهریور 87 که با موضوع جالبی در شلمچه مواجه شدم و اون اماده باش سپاه بود اینم زدم تو سایت دیدم این موضوع هم داغ شد ولی یکی از بچه ها هی گیر میداد منبع منبع منبع.بابا منبع از کجام بیارم با چشام دیدم.
خلاصه گذشت تا قضیه گلشیفته پیش اومد.دیدم تضاد فرهنگی تو سایت شدیده یه عده مثل کیارش و رضا و یاسر و پادشاه مذهبین یه عده مثل دانیال وسامان و.. تو این فازا نیستن.خودم هم که یه چیزی بین این دو گروه بودم هم مذهبی هم دمکرات.
زدم تو کار بحث که آقا ول کنین بنده خدا رو دوست داشته حجاب نزنه و اینطوری اعتقاد داره.چپ و راست اومد برام که تازه وارد تو رو س ن ن.جامعه ما اسلامی و .... از این حرفا.گفتم به جون خودم من ضد حجاب نیستم گفتن نه اصلا...
دیدم مرغشون یه پا داره بی خیال شدم.آخرش هم بحث بی نتیجه موند و همه سر حرفشون موندن و تاپیک قفل شد.
بعدش دیدم اوضاع داره خراب میشه میترا حجارو حامد بهداد و نیکی کریمی هم زدن تو کار هالیوود گفتم بی خیال ما از این جریان بیایم بیرون بهتر.
بعدش زدم تو کار نیروی هوایی و پایگاه سری وجدیدالتاسیس 12 شکاری قائم آل محمد خور بیرجند.که بعدش ا زکارم پشیمون شدم.فکر کردم سریه. نگو همه میدونن اونجا چه خبره و من فقط سبب عیان شدن قضیه شدم.
دیدم اینکاره هم نیست زدم تو کار فوتبال.فوتبال بد نبود ولی مشتریاش تو سایت خاصن و حدود 100 نفر.
بعدش شهر عزیزم آبادان رو به دوستان معرفی کردم البته خیلی مختصر و بعدش زدم تو کار شادگان این عجیب غریب ترین شهر ایران و حتی خاورمیانه که به علت کثرت نزاع های دسته جمعی و قومی قبیله ای با تفنگ و آرپی جی روزی 10 کشته میدهد که دیدم دوستان بیشتر به جنبه های فکاهی و طنزش توجه داشتند نه اصل ماجرا.البته خوبیش ان بود آبادانیا و شادگانیهای فروم رو شناختم.
حال نداد رفتم تو کار خبرهایی که به گوش خیلی ها نمی خورد و از سایت های ضدانقلاب میگرفتم اولیش بمباران عبدالماک بود که ترکوند و بیش از 1500 بازدید کننده و 40 پست داشت و ابعاد قضیه برای همه روشن شد.
یه بار هم قضیه تعرض به نوامیس ایرانیا رو تو فرودگاه دبی گفتم که اینم ترکوند و به قول دوستی عامل فیل تر سایت شد.
.حدس زدم انگار تنها ادمی هستم که تو سایت دنبال خبرای این مدلی و خیلی بحث برانگیز افتادم .ترجیح دادم اینم بذارم کنار.
در آخر زدم تو کار نیرو دریایی و معرفی پایگاه های اون با عکس که مطمئنا تو هیچ سایتی به این خوبی تشریح نشدن.وخیلی ها اصلا از وجود گسترده سپاه در جنوب و پایگاه های معرفی نشده و تازه ساخت بعد از انقلاب با خبر نبودند.و این برام عجیب بود که این همه دوستدار مطالب نظامی و بعد بیان تو یاهو مسنجر بم بگن پایگاه دریایی اروند بسیجی های فعال توشن.انگار نه انگار که سایت رادار داره گردان تفنگدار داره انواع شناور داره و ........
یه سری به وزارت اطلاعات هم زدم که از اینم پشیمون شدم چون ممکن بود دوستی پست نامربوطی بزند و ردیابی شود و حتی پای خودم هم گیر بیفتد.
خاطره انگیز ترین پستم هم مربوط به دوست داشتن در سی سی بود که خوشبختانه با استقبال مواجه شد و یکی از تاپیک های ماندگار سی سی خواهد بود.
ولی ساعت 3 ظهر 14 آبان زمان بدی بود که باورکردنی نبود.فیل تر شدن ناحق سایت و به زحمت انداختن دوستان برای استفاده از فیل تر شکن.راستش جمع صمیمی سی سی به این راحتیا جمع نشده که به این راحتیا از هم بپاشه مطمئنم همه صبوریم تا فیل تر رفع بشه ولی حالا که همه میتونیم اونو رد کنیم با دات نتی که مهدی زحمتشو کشید .سی سی رو به فعالیت قبلش برگردونیم.
حالا که سی سی بیحاله منم بیحالم و زدم تو کار تاپیک احساس البته با کسب اجازه از مدیران
حیفه از سه شنبه تا الان خیلی کم فروغ شده و همه بی حالن.بی خیال شین.سی سی دوباره باید به همون صفای قبلیش برگرده.
وگرنه ...ولش کن هیچی.
به هر حال
11 ماه و 8 روز از ثبت نامم در سی سی گذشت.23 روز دیگه میشه یکسال.البته از اواسط سال 85 گذری نگاهی به سایت می انداختم ببینم موضوع چیه.رو حساب علاقه ام به زیر دریایی و ناوشکن گوگل رو سرچ میکردم.سی سی سرچ اول بود.دنبال مطالب جورواجور و هیجانی و متحیر العقول میگشتم سی سی به چشم میخورد.اون موقع ها آدم کم حوصله ای بودم و عشق چت و اس ام اس و دختربازی و وراجی با تلفن.اینقدر تنبل بودم که حتی حال رجیستر کردن خودم تو سی سی رو نداشتم.یه آماده خور به تمام معنا می خوندم و میدیدم و یا علی د برو که رفتی.
گذشت اون دوران ما ها دور بر اینترنت نپلکیدم حسش نبود. تا اینگه آذز ماه 86 دوباره زدم تو کار نت. بازم سی سی رو دیدم طاقت نیاوردم ثبت نام کردم.کمی تنگ تر از قبل شده بودم و تنبلی رو کنار گذاشته بودم.بازم دوماه نت نیومدم تا اینکه یه روز دیدم تو یه سایتی زده اعطای درجه سپهبدی به....به نظرم خبر جالبی اومد گفتم بسم الله با همین شروع کنم.تو سی سی نوشتم و تیکه ای هم بار کسی که میخواست درجه بگیره کردم.موه-597 یقمو گرفت که پسر جون درست صحبت کن وگرنه از سی سی رتتتتت.
تهدید کارسازی بود دوباره ساکت شدم تا شهریور 87 که با موضوع جالبی در شلمچه مواجه شدم و اون اماده باش سپاه بود اینم زدم تو سایت دیدم این موضوع هم داغ شد ولی یکی از بچه ها هی گیر میداد منبع منبع منبع.بابا منبع از کجام بیارم با چشام دیدم.
خلاصه گذشت تا قضیه گلشیفته پیش اومد.دیدم تضاد فرهنگی تو سایت شدیده یه عده مثل کیارش و رضا و یاسر و پادشاه مذهبین یه عده مثل دانیال وسامان و.. تو این فازا نیستن.خودم هم که یه چیزی بین این دو گروه بودم هم مذهبی هم دمکرات.
زدم تو کار بحث که آقا ول کنین بنده خدا رو دوست داشته حجاب نزنه و اینطوری اعتقاد داره.چپ و راست اومد برام که تازه وارد تو رو س ن ن.جامعه ما اسلامی و .... از این حرفا.گفتم به جون خودم من ضد حجاب نیستم گفتن نه اصلا...
دیدم مرغشون یه پا داره بی خیال شدم.آخرش هم بحث بی نتیجه موند و همه سر حرفشون موندن و تاپیک قفل شد.
بعدش دیدم اوضاع داره خراب میشه میترا حجارو حامد بهداد و نیکی کریمی هم زدن تو کار هالیوود گفتم بی خیال ما از این جریان بیایم بیرون بهتر.
بعدش زدم تو کار نیروی هوایی و پایگاه سری وجدیدالتاسیس 12 شکاری قائم آل محمد خور بیرجند.که بعدش ا زکارم پشیمون شدم.فکر کردم سریه. نگو همه میدونن اونجا چه خبره و من فقط سبب عیان شدن قضیه شدم.
دیدم اینکاره هم نیست زدم تو کار فوتبال.فوتبال بد نبود ولی مشتریاش تو سایت خاصن و حدود 100 نفر.
بعدش شهر عزیزم آبادان رو به دوستان معرفی کردم البته خیلی مختصر و بعدش زدم تو کار شادگان این عجیب غریب ترین شهر ایران و حتی خاورمیانه که به علت کثرت نزاع های دسته جمعی و قومی قبیله ای با تفنگ و آرپی جی روزی 10 کشته میدهد که دیدم دوستان بیشتر به جنبه های فکاهی و طنزش توجه داشتند نه اصل ماجرا.البته خوبیش ان بود آبادانیا و شادگانیهای فروم رو شناختم.
حال نداد رفتم تو کار خبرهایی که به گوش خیلی ها نمی خورد و از سایت های ضدانقلاب میگرفتم اولیش بمباران عبدالماک بود که ترکوند و بیش از 1500 بازدید کننده و 40 پست داشت و ابعاد قضیه برای همه روشن شد.
یه بار هم قضیه تعرض به نوامیس ایرانیا رو تو فرودگاه دبی گفتم که اینم ترکوند و به قول دوستی عامل فیل تر سایت شد.
.حدس زدم انگار تنها ادمی هستم که تو سایت دنبال خبرای این مدلی و خیلی بحث برانگیز افتادم .ترجیح دادم اینم بذارم کنار.
در آخر زدم تو کار نیرو دریایی و معرفی پایگاه های اون با عکس که مطمئنا تو هیچ سایتی به این خوبی تشریح نشدن.وخیلی ها اصلا از وجود گسترده سپاه در جنوب و پایگاه های معرفی نشده و تازه ساخت بعد از انقلاب با خبر نبودند.و این برام عجیب بود که این همه دوستدار مطالب نظامی و بعد بیان تو یاهو مسنجر بم بگن پایگاه دریایی اروند بسیجی های فعال توشن.انگار نه انگار که سایت رادار داره گردان تفنگدار داره انواع شناور داره و ........
یه سری به وزارت اطلاعات هم زدم که از اینم پشیمون شدم چون ممکن بود دوستی پست نامربوطی بزند و ردیابی شود و حتی پای خودم هم گیر بیفتد.
خاطره انگیز ترین پستم هم مربوط به دوست داشتن در سی سی بود که خوشبختانه با استقبال مواجه شد و یکی از تاپیک های ماندگار سی سی خواهد بود.
ولی ساعت 3 ظهر 14 آبان زمان بدی بود که باورکردنی نبود.فیل تر شدن ناحق سایت و به زحمت انداختن دوستان برای استفاده از فیل تر شکن.راستش جمع صمیمی سی سی به این راحتیا جمع نشده که به این راحتیا از هم بپاشه مطمئنم همه صبوریم تا فیل تر رفع بشه ولی حالا که همه میتونیم اونو رد کنیم با دات نتی که مهدی زحمتشو کشید .سی سی رو به فعالیت قبلش برگردونیم.
حالا که سی سی بیحاله منم بیحالم و زدم تو کار تاپیک احساس البته با کسب اجازه از مدیران
حیفه از سه شنبه تا الان خیلی کم فروغ شده و همه بی حالن.بی خیال شین.سی سی دوباره باید به همون صفای قبلیش برگرده.
وگرنه ...ولش کن هیچی.
.امروز مثل ديروز فردا مثل امروزمعلوم نيست کار ميکنيم که زندگي کنيم با زندگي ميکنيم که کار کنيم.
