صفحه 1 از 1

عکسهاي اختصاصي از عبور جنگنده آمريکايي از آسمان آبادان

ارسال شده: شنبه ۲ آذر ۱۳۸۷, ۷:۱۲ ب.ظ
توسط Mil@d
عکسهایی که مشاهده می کنید همین امروز ظهر که سر کارم برمیگشتم گرفتم.

جنگنده قصد داشت کمی به مرز ایران متمایل شود که گویا سریع متوجه شد و سریعا به خاک عراق برگشت.


متاسفانه ارتفاع بالاست و جنگنده در عکس مشخص نیست و پس سوز دیده می شود.

منطقه عکسبرداری ساحل اروند رود است





[External Link Removed for Guests]




[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: شنبه ۲ آذر ۱۳۸۷, ۷:۴۳ ب.ظ
توسط Miliali
چند سال پيش من هم يک موردهم يک مورد مشابه رو ديدم .يک روز صبح براي کاري رفته بوديم به کارگاه پوشش لوله که نزديک گمرک خرمشهر و ساحل اروند است . ديد م يک هلکوپتر انگليسي در ارتفاع پايين آمد و از روي طرف ايراني عبور کرد . طوري که حتي افراد محلي هم تعجب کرده بودند.

ارسال شده: شنبه ۲ آذر ۱۳۸۷, ۸:۵۶ ب.ظ
توسط N@VID
متاسفانه ارتفاع بالاست و جنگنده در عکس مشخص نیست و پس سوز دیده می شود

میلاد عزیز ضمن تشکر از شما باید بگم پس سوز جنگنده ها تنها چند متر امتداد دارد. ردی که شما در تصویر مشاهده میکنید مربوط به میعان بخار اب موجود در گازهای خروجی است که در شرایط خاصی اتفاق می افتد و قابل دیدن میشود
برای اشنایی بیشتر با پس سوز میتونید تاپیک های زیر رو مشاهده کنید( البته فکر کنم اطلاعاتتون در مورد پس سوز کامل باشه و اون فقط یه اشتباه لپی باشه به هر حال ...)
اشنایی با پس سوز در جنگنده ها
[External Link Removed for Guests]
ولی در مورد موضوع اصلی فکر نمیکنم چیز خاصی باشه البته یه ذره نگران کننده هست ولی با توجه به اینکه هواپیماها در اسمان هستند و نمیتوان به طور دقیق مرز را از روی زمین برای انها مشخص کرد نمیشه با قاطعیت گفت از مرز عبور کرده اند. البته چون من خودم ندیدم نمیتونم قاطعانه نظر بدم( دیده بودم هم نمیتونستم :grin: )
ولی خدایی تو انتخاب تیتر استادی ها :grin: !! تیتر زدید "عبور جنگنده ی امریکا از اسمان ابادان" و تو تاپیک میگید "قصد داشت اندکی به سمت ایران متمایل شود ولی سریع برگشت". البته این هم یکی از خصلت های شیرین جنوبی هاست که من باهاش خیلی حال میکنم( این 2 خط اخر شوخی بود. به دل نگیری یه وقت) :razz:

ارسال شده: شنبه ۲ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۲۳ ب.ظ
توسط Mil@d
navid missle,

آبادانيا رو با همين حرفاشون ميشناست ديگه :m:a

ولي يک چيز بگم اين اتفاق بعد از مدتها افتاد ولي همانطور که گفتم جرات عبور از خاک ايران رو نکرد و مثل بچه آدم رفت تو خاک عراق.

ولي دقت کنيد تمام کشورهاي همسايه ما انگار نه انگار کشور خودشونه.
چپ و راست از اين کشور و اون کشور جنگنده از روشون رد ميشه و هيچکس هم نمي گه خرت به چند.

ولي ايران با همه فرق داره و کسي جرات ورود به آسمانش رو نداره.

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۵۵ ق.ظ
توسط padeshah
با درود
Darya salar MILAD عزيز يه چيزي بگم به دل نگير از موقعي كه سايت رفع ف_ * ل*_ ت ر شده يكم كه چه عرض كنم خيلي دست به عصا راه مي ري
من نمي گم ما تو كشور يا بخش نظامي هيچ نكته مثبتي نداريم داريم خدا رو شكر اما گفتن نكات مثبت ارجحيت داره يا نقاط ضعف يا هر دو يا هيچ كدام ؟؟ پاسخ نيازمند تفكر نيست كافيست چه نوع انديشه اي داشته باشيد :P قهوه مي خوريد يا چاي! نوش جان

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۷, ۱۲:۰۷ ب.ظ
توسط Mil@d
padeshah,

به هرحال دست به عصا راه رفتن ما علتهايي دارد که خودت بهتر مي داني.

اتفاقا به کل پست هايي که درباره قدرت نظامي و تجهيزات ساخت ايران در همين مدت 3 هفته اي که سايت فيل تر بود بزن.

چون خودم را در ف_ * ل*_ ت ر شدن سايت به شدت مقصر مي دانستم به دليل... هروز مقاله اي جديد مي نوشتم تا شايد جبران مافات کرده باشم.
مهدي با حجب و حياي خاص خودش هيچ چيز به من نگفت و بي سر وصدا سايت را رفع فيل تر کرد.

اگر آستانه تحمل صداي مخالف بيشتر شود من عصايم را به دوردستها پرتاب خواهم کرد.

اشعاري را که در پستهايت نوشته اي نيز همگي يادداشت کرده ام و قصد دارم حفظ کنم.

باز هم شعر بنويس.گويا رشته ات ادبيات است.

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۷, ۳:۳۵ ب.ظ
توسط بهنام41
Darya salar MILAD نوشته شده:padeshah,


چون خودم را در ف_ * ل*_ ت ر شدن سايت به شدت مقصر مي دانستم به دليل... هروز مقاله اي جديد مي نوشتم تا شايد جبران مافات کرده باشم.
مهدي با حجب و حياي خاص خودش هيچ چيز به من نگفت و بي سر وصدا سايت را رفع فيل تر کرد.

اگر آستانه تحمل صداي مخالف بيشتر شود من عصايم را به دوردستها پرتاب خواهم کرد.


درياسالار ميلاد
گمان نمي كنم كه شما در قيلتر شدن نقشي داشته باشيد.زيرا اگر مطلب مهدي عزيز را خوانده باشي ايشان بطور شفاف بيان كرده كه جلوي اين فرد را خواهد گرفت و از فرد مزبور نيز با صفاتي از قبيل دروغگو و مطالب غير واقعي ياد كرده است.
به خودت نگير.زيرا همانطور كه قبلا بهت گفتم مطالب تو هيچ چيز طبقه بندي شده اي ندارد.
شعرهايت را حفظ كن .

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۷, ۴:۰۲ ب.ظ
توسط padeshah
با درود
دريا سالار :::P :???: مي خندم اما خنده ام تلخه مي دوني
در ضمن رشته من ادبيات نيست من قبلا در مورد تحصيلاتم نوشتم (كجا خودمم يادم نيست اما تو همين cc بود) اما يه خبر ديگه هم به تو دوست خوب و هم ريشه ام بدم(مادر من هم متولد آبادانه) من جديدن يعني از بهمن ماه تحصيلاتم رو در رشته رياضي محض ادامه ميدم

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ آذر ۱۳۸۷, ۵:۳۸ ب.ظ
توسط Mil@d
بهنام41,

بهنام جان نقش مستقيم نداشتم ولي بي تاثير نبودم :-o

padeshah,

من نيز خنده هايم از سر تلخي است :-x

از اينکه يه جورايي هم شهري هستيم بسيار خوشحالم :)