صفحه 1 از 1

سونامي هرويين در ايران

ارسال شده: دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۸۷, ۳:۱۵ ق.ظ
توسط bill.goldberg
  هرويين در  

مجله پرتيراژ اشترن، چاپ آلمان، در يكي از نسخه‌هاي ماه نوامبر خود در گزارشي مفصل با نام « ايران، منجلاب مواد مخدر» به پديده اعتياد در ايران پرداخته است. ايران به نسبت جمعيت خود، بالاترين ميزان اعتياد در جهان را دارد.

توماس اُستركرن سردبير مجله «اشترن» تيتر سرمقاله چهل و ششمين شماره اين مجله را كه در ماه نوامبر منتشر شده است «روي تاريك جمهوري اسلامي ايران» انتخاب كرده است. دليل انتخاب چنين تيتري، گزارش ويژه «اشتفان گاسل» خبرنگار اين مجله است كه براي شركت در مراسم روز جهاني مبارزه با اعتياد به ايران سفر كرده و با همكاري اصلان ارفع، عكاس ايراني، «روي سياه زندگي روزمره را در ايران» به تصوير كشيده است: معضل اعتياد.

تصویر

سردبير اشترن از جديدترين آمار ارائه شده توسط سازمان ملل ياد مي‌كند كه به موجب آن در هيچ كجاي ديگر جهان به جز ايران، با توجه به ميزان جميعت، افراد معتاد به مواد مخدر وجود ندارد. تيم تهيه كننده گزارش با باغبانهايي صحبت كرده‌اند كه هر روز عادت دارند تا در پاركها معتاداني را پيدا كنند كه به دليل تزريق بيش از اندازه جان خود را از دست داده‌اند يا دختران نوجواني كه براي تامين مواد مخدر مورد نياز خود و مادرشان مجبور به تن فروشي هستند. آنها همچنين به مكانهايي رفته‌اند كه در آنجا سوزنهاي تميز در دسترس معتادان قرار مي‌گيرد و با پزشكاني ملاقات كرده‌‌اند كه هميشه شاهد صف‌هاي طولاني معتادان براي دريافت «متادون» در مقابل مطبشان بوده‌اند.

اُستركرن البته در پايان سرمقاله خويش اضافه مي‌كند كه در جهان اسلام، ايران تنها كشوري است كه داراي برنامه‌اي پيشرفته براي مبارزه با اعتياد است.

"ركورد غم‌انگيز"

«چند عدد رنگ و رو رفته بر روي يك ديوار گچي تنها بازمانده‌هاي شانسي هستند كه زماني به فرشته روي آورد تا زندگيش بهتر شود. مرد گفته بود كه با او ازدواج مي‌كند فقط به يك شرط، اينكه كراك را كنار بگذارد و خانواده‌ش را ترك كند. مرد دوست برادر بزرگترش بود و خودش هم زماني اعتياد داشت اما حالا مدتي مي‌شد كه اعتيادش را ترك كرده بود. فرشته همان روز و روزهاي بعدتر هم او را جواب كرده بود. در آخرين ديدارش، مرد در هنگام رفتن شماره تلفنش را روي ديوار نوشته بود اما فرشته هرگز به او زنگ نزد.»

اشتفان گاسل گزارشش را از يك خانه كوچك و قديمي در يكي از مناطق جنوب شهر تهران آغاز مي‌كند، جايي كه فرشته نوزده ساله به همراه مادرش، هر دو مشغول كشيدن هرويين هستند. دختر رو به خبرنگار مي‌گويد: «من وقتي مادري به اين خوبي دارم مرد مي‌خواهم چه كار.» مادر سيگاري را در دهان دختر مي‌گذارد تا تنباكو تلخي هرويين را بگيرد و مي‌گويد: «فرشته دختر خوبي است. ما اگر او را نداشتيم چه مي‌كرديم؟»
تصویر

بعد از توصيف اين صحنه خبرنگار آلماني از «ركورد غم‌انگيز اعتياد در ايران، سي سال پس از انقلاب آيت‌الله خميني» مي‌گويد: «بنابر يك تخمين رسمي دولت يك ميليون و صد هزار معتاد حرفه‌اي و هفتصد هزار معتاد تفنني در ايران وجود دارند، هر چند كه در حقيقت اين ارقام بسيار بيشتر از اين آمار اعلام شده است. گرايش به هرويين در بين جوانان و به خصوص زنان به شدت رو به افزايش است.»

فرشته دقيقاً نمي‌داند كه دوازده ساله بود يا چهارده ساله كه براي اولين بار مواد مخدر مصرف كرد. پدر آنها را ترك مي‌كند و مادر و هفت فرزندش براي فرار از نگاه‌هاي تحقيرآميز همسايه ها از شهري مرزي در نزديكي عراق به تهران مي‌آيند. رضا برادر بزرگتر آنها را با هرويين آشنا مي‌كند و بعد از آن اعتياد كم‌كم شيرازه خانواده را از هم مي‌پاشد. با مرگ خواهر بزرگتر در يك تصادف، فرشته در سن پانزده سالگي مسئوليت مراقبت از مادر و برادر كوچكتر را به عهده مي‌گيرد و حالا با تن‌فروشي خرج اعتياد را تامين مي‌كند، چه در يك خانه در شمال شهر يا در يك كارگاه ساختماني. درآمد هر شب‌اش چيزي ميان ۲۵ تا ۷۰ يورو است. هرچقدر اين مبلغ بيشتر باشد به همان ميزان هم مواد مخدري كه صبح در راه برگشت به خانه، مي‌خرد، بيشتر است.

"خدا را شكر كه تنها حشيش مي‌كشد"

گزارشگر آلماني سپس به شرق تهران مي‌رود، به محله خاك سفيد، جايي كه مطب دكتر محمد صادق شيرازي واقع شده است. اين دكتر سي و هشت ساله بيش از ده سال است كه معتادان را درمان مي‌كند و از نزديك شاهد بوده است كه چگونه ميزان اعتياد به حشيش در دهه هشتاد و نود ميلادي بين جوانان افزايش يافته.

تصویر

دكتر شيرازي يكي از نخستين كساني بوده است كه سه، چهار سال پيش زنگهاي خطر برايش به صدا در آمده‌اند وقتي كه ماده مخدر جديد هرويين- كراك روانه بازار و به سرعت هم محبوب شد. زيرا كه بسياري آن را كم خطرتر از هرويين مي‌پنداشتند. تصوري غلط از ماده مخدري كه ده تا دوازده بار قويتر از هرويين معمولي است.

«امروز اگر مريض جديدي داشته باشم كه فقط حشيش مي‌كشد، به او تبريك مي‌گويم و خدا را شكر مي‌كنم.» اين جمله را دكتر خطاب به اشتفان گاسل مي‌گويد كه كنجكاو است بداند چرا ايران اين چنين در باتلاق اعتياد فرورفته است: «بعضي مي‌گويند كه ميزان اعتياد به دليل بالاست كه الكل ممنوع است و مثل زمان شاه بار يا ميخانه وجود ندارد. اما من اينطور فكر نمي‌كنم. خيلي از كساني كه مواد مخدر مصرف مي‌كنند، هرگز به بار يا ميخانه نمي‌روند. دليل اصلي تا حد بسيار زيادي به وضعيت بد اقتصادي و نرخ بالاي بيكاري بستگي دارد.» و خبرنگار آلماني قيمت ارزان مواد مخدر را هم اضافه مي‌كند: «يك گرم هرويين - كراك در تهران كمتر از سه يورو قيمت دارد.»

صحنه عيان اعتياد

پارك كوثر در جنوب تهران مكان بعدي است كه خبرنگار مجله «اشترن» به آنجا رفته است. او مي‌نويسد: «منطقه اطراف پارك كوثر بدون شك بزرگترين صحنه‌ي جلوه‌گري مواد مخدر در خاورميانه است. چمن‌ها پوشيده از سرنگ‌هاي مصرف شده است و ظهرها بر روي نيمكتهاي پارك مي‌توان شمار زيادي از مردان خميده‌اي را ديد با گونه‌هاي فروافتاده و چشمان از هوش رفته.»

در همين مكان هم هست كه گاسل با فردين ۲۹ ساله و كاميار ۲۴ ساله آشنا مي‌شود كه مشغول «خون بازي» هستند. اين به اصطلاح بازي چيزي نيست جز تزريق مواد در رگ و همزمان كشيدن خون در سرنگ و وارد كردن دوباره آن به رگ.

گزارشگر سپس از زبان دكتر شيرازي از عمليات پاكسازي نيروهاي پليس مي‌گويد: بسياري از خانه‌هايي كه به پايگاه معتادان تبديل شده‌ بودند خراب مي‌شوند و تعداد زيادي از آنها هم دستگير و روانه زندان مي‌شوند و برخي نيز اعدام. او سپس مي‌نويسد، حالا ۶۰۰ مركز درماني اعتياد در سراسر ايران وجود دارند و بيش از صد هزار معتاد با مراجعه روزانه به اين مكانها مي‌توانند جايگزينهايي مثل متادون دريافت كنند. حتي به زودي قرار است تا يك مركز دولتي براي توزيع حشيش به كساني كه اعتياد پيشرفته دارند و نمي‌توان جور ديگري به آنها كمك كرد، تاسيس شود. البته حشيش به صورت محلول در الكل در دسترس اين افراد قرار خواهد گرفت.

علي سنتوري، داستاني آشنا

«ايران از طرف دولتهاي خارجي به خاطر مبارزه با مواد مخدر بسيار مورد تشويق قرار گرفته است.» اشتفان گاسل، خبرنگار اشترن بعد از نوشتن اين جمله، از مراسم روز جهاني مبارزه با مواد مخدر در ايران مي‌گويد كه دليل اصلي سفر او به اين كشور بوده است. مراسمي كه در آن رييس جمهور ايران در يك تماس زنده از دفتر رياست جمهوري مي‌گويد: «حالا زمان آن رسيده است تا آن دسته از كساني كه ادعا مي‌كردند عليه مواد مخدر مبارزه مي‌كنند در استراتژي و روابط آشكار و نهان خود با قاچاقچيان تجديد نظر كنند...اين يك پيشنهاد است و هشدار.» گاسل سپس مي‌نويسد: «ايران قرباني رژيم‌هاي بد طينت بيگانه شده كه مي‌خواهند جمهوري اسلامي او را به واسطه باز گذاشتن دست مافياي مواد مخدر تضعيف كنند. اين تصويري است كه از مشكل اعتياد در جهان‌بيني احمدي‌نژاد، رييس جمهور ايران شكل گرفته است. اما داستان علي سنتوري به هيچ عنوان سنخيتي با اين جهان‌بيني ندارد.»

سپس داستان فيلم «علي سنتوري» و معتاد شدنش را نقل مي‌كند و مي‌افزايد كه اين فيلم به راحتي با مخاطب ارتباط برقرار مي‌كند چراكه در اين سرزمين هر كسي فردي را مي‌شناسد كه به همان سرنوشتي دچار شده است كه علي سنتوري فيلم داريوش مهرجويي.

پايان گزارش حكايت سرگذشتي است از زبان بهرام رادان هنرپيشه نقش اول فيلم «علي سنتوري» كه در گفت‌وگو با اشتفان گاسل از دوست دوران كودكي خود حرف مي‌زند كه كراك او را از بچه‌اي شاد و سپس جواني بذله‌گو تبديل به معتادي كرده است كه برق چشمانش را از دست داده، چاق و بدون احساس در خانه‌اي به همراه دو پرستار زندگي مي‌كند و ديگر هيچ نمي‌گويد: «داستان فيلم من درست همانند داستان خانواده دوستم است. پدر و مادرش به همين خاطر ويران شدند.»


منبع: [External Link Removed for Guests]