آموزش اصول لافیسیته آبادانی در 1 دقیقه...!
ارسال شده: چهارشنبه ۵ فروردین ۱۳۸۸, ۶:۰۷ ب.ظ
تهرانی:سلام آقا حال شما خوبه عذر میخوام یه سوال داشتم میخواستم برم فرانسه ولی قبلش گفتم یه سری یزنم آبادان چون بش میگن پاریس کوچیکه منم کنجکاو شدم ببینم چطوریه؟
آبادانی:کا درست اومدی...حقیقتش پاریس یک جزیی از خاک پاک آبادان شهر مردان خدا بود که طی یک فعل و انفعال زمین شناسی پرتاب شد او سر دنیا...ما الان فامیلامون فرانسه زندگی میکنن..یکشون هم ژاک شیراکه که پارسال باش صحبت کردوم گفت رییس جمهوری زده زیر دلوم...جاشه داد سارکوزی..البته خیالی نیست سارکوزی هم میشه فامیلای دورمون...ننه جاسم سیه که میشه خواهر عبد النضار خنافره که مال طایفه خودمونه...!میشه دختر خاله آقاش...!
والا به سید عباس ایتگاه 12 فرآباد قسم...!
تهرانی:عذر میخوام من قراره سفیر ایران در فرانسه بشم و اومدم که یه مقدار اطلاعات کسب کنم چه خوب که آشنا در اومدین با سارکوزی...!
آبادانی:والا عرض کونوم به خدمتت که ما زیاد سارکوزیه تحویل نمی گیریم...اس ام اس عید بمون داد ایرانسلوم شارژ نداشت جوابش ندادوم...گفتم حال داری به خاطر سارکوزی بری 16 تومن حروم کنی...به جاش با نامزدوم که اسپانیولیه صحبت کردوم..داره تو مادرید فوق دکترای کهکشان راه شیری میگیره..سفر بعدی به جای انوشه انصاری میفرستنش فضا به جان خودوم...!
تهرانی..ووووو....بابا شما خیلی کارتون درسته...کاش زودتر اومده بودم آبادان...راستی میخوام برم ماهیگیری ساحل اروند بهتره یا یهمنشیر یا خلیج فارس...چه ماهی هایی دارید؟
آبادانی:بابا ماهیه بنداز دور جان مادرت...!کلاسمونو نیار پایین..ما زیر نهنگ شکارچی که کلشون بزرگه و رو مغزشون فواره نصبه حال نمی کنیم جان تو...!دیروز با بچه ها بودم..همون جاسم سیا و عبود یخی...رفتیم اروند..به جان خودوم نباشه به جان تو هم نباشه به جان آقات قسم یک وال گرفتیم..158 متر طول و 28 متر عرض داشت...بگو چطور شکارش کردیم؟
تهران:چطور دوست عزیز...!
آبادانی:والا جاسم پرید رو کلش..مونم پریدوم رو کمرش...عبود هم پرید رو دمش...! جاسم قمه آورده بود زد تو سوراخ دماغش خون دماغش کرد..مونم اره برقی آوردوم همونجا گوششو بریدوم گذاشتم تو سوراخ فواره اش...!
عبود یخی هم با دندون دمب بنده خدا رو کند...!..لامصب سگ جون بود...مو با خودوم یدونه کاتیوشا آورده بودم زدم موشکبارونش کردوم...خلاصه نیم جون شد..آوردیمش تو ساحل...سنگین بود ولی سه نفری راحت با دست اوردیمش...
تهرانی :بعد چیکارش کردین؟
آبادانی:هیچ 468 شقه اش کردیم...شب جمعه بود خیراتش کردیم تو محلمون...!
تهرانی:آقا ببخشید این پالایشگاه ابادان که خیلی معروفه کجاست؟
آبادانی:ها اینو میگی...صبح که رفتوم عباس آشی آش بخروم نبودش..2 ساعته ساختنش نامردا...!
تهرانی:قضیه زلزله بم چی بود؟
آبادانی:بابا موبایل یکی از بچه ها زیر زمین گیر کرده بود رو ویبره هم بود...
تهرانی:آقا جنگنده اف 35 می خواستم میگن ابادان میفروشند...؟
آبادانی:والا خودوم که فعلا نداروم...ولی فیصلو سبزی فروش محلمون فکر کونوم داره..بذار برات بپرسوم...!
گفتنی است پس از اتمام این گفتگو آقای تهرانی به مراکز روان درمانی ابادان ارجاع گردید...از سرنوشت آبادانیه هم اطلاعی در دسترس نیست..گویا زیر آوار افتادن سقف به زمین مدفون گردید!!!! و به لقا الله پیوست.
آبادانی:کا درست اومدی...حقیقتش پاریس یک جزیی از خاک پاک آبادان شهر مردان خدا بود که طی یک فعل و انفعال زمین شناسی پرتاب شد او سر دنیا...ما الان فامیلامون فرانسه زندگی میکنن..یکشون هم ژاک شیراکه که پارسال باش صحبت کردوم گفت رییس جمهوری زده زیر دلوم...جاشه داد سارکوزی..البته خیالی نیست سارکوزی هم میشه فامیلای دورمون...ننه جاسم سیه که میشه خواهر عبد النضار خنافره که مال طایفه خودمونه...!میشه دختر خاله آقاش...!
والا به سید عباس ایتگاه 12 فرآباد قسم...!
تهرانی:عذر میخوام من قراره سفیر ایران در فرانسه بشم و اومدم که یه مقدار اطلاعات کسب کنم چه خوب که آشنا در اومدین با سارکوزی...!
آبادانی:والا عرض کونوم به خدمتت که ما زیاد سارکوزیه تحویل نمی گیریم...اس ام اس عید بمون داد ایرانسلوم شارژ نداشت جوابش ندادوم...گفتم حال داری به خاطر سارکوزی بری 16 تومن حروم کنی...به جاش با نامزدوم که اسپانیولیه صحبت کردوم..داره تو مادرید فوق دکترای کهکشان راه شیری میگیره..سفر بعدی به جای انوشه انصاری میفرستنش فضا به جان خودوم...!
تهرانی..ووووو....بابا شما خیلی کارتون درسته...کاش زودتر اومده بودم آبادان...راستی میخوام برم ماهیگیری ساحل اروند بهتره یا یهمنشیر یا خلیج فارس...چه ماهی هایی دارید؟
آبادانی:بابا ماهیه بنداز دور جان مادرت...!کلاسمونو نیار پایین..ما زیر نهنگ شکارچی که کلشون بزرگه و رو مغزشون فواره نصبه حال نمی کنیم جان تو...!دیروز با بچه ها بودم..همون جاسم سیا و عبود یخی...رفتیم اروند..به جان خودوم نباشه به جان تو هم نباشه به جان آقات قسم یک وال گرفتیم..158 متر طول و 28 متر عرض داشت...بگو چطور شکارش کردیم؟
تهران:چطور دوست عزیز...!
آبادانی:والا جاسم پرید رو کلش..مونم پریدوم رو کمرش...عبود هم پرید رو دمش...! جاسم قمه آورده بود زد تو سوراخ دماغش خون دماغش کرد..مونم اره برقی آوردوم همونجا گوششو بریدوم گذاشتم تو سوراخ فواره اش...!
عبود یخی هم با دندون دمب بنده خدا رو کند...!..لامصب سگ جون بود...مو با خودوم یدونه کاتیوشا آورده بودم زدم موشکبارونش کردوم...خلاصه نیم جون شد..آوردیمش تو ساحل...سنگین بود ولی سه نفری راحت با دست اوردیمش...
تهرانی :بعد چیکارش کردین؟
آبادانی:هیچ 468 شقه اش کردیم...شب جمعه بود خیراتش کردیم تو محلمون...!
تهرانی:آقا ببخشید این پالایشگاه ابادان که خیلی معروفه کجاست؟
آبادانی:ها اینو میگی...صبح که رفتوم عباس آشی آش بخروم نبودش..2 ساعته ساختنش نامردا...!
تهرانی:قضیه زلزله بم چی بود؟
آبادانی:بابا موبایل یکی از بچه ها زیر زمین گیر کرده بود رو ویبره هم بود...
تهرانی:آقا جنگنده اف 35 می خواستم میگن ابادان میفروشند...؟
آبادانی:والا خودوم که فعلا نداروم...ولی فیصلو سبزی فروش محلمون فکر کونوم داره..بذار برات بپرسوم...!
گفتنی است پس از اتمام این گفتگو آقای تهرانی به مراکز روان درمانی ابادان ارجاع گردید...از سرنوشت آبادانیه هم اطلاعی در دسترس نیست..گویا زیر آوار افتادن سقف به زمین مدفون گردید!!!! و به لقا الله پیوست.

