طرح رژيم صهيونيستي براي تجزيه كشورهاي استراتژيك منطقه
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۸, ۱۲:۱۷ ب.ظ
"احمد سعيد تاجالدين " نويسنده مصري در كتابي با نام "مصيبتهاي امت اسلام؛ در عراق چه روي ميدهد؟ " مينويسد كه موضوع تجزيه عراق به حمله آمريكا به اين كشور و اشغال آن از سوي نيروهاي آمريكايي مربوط نميشود، بلكه ايدهاي است كه سابقه آن به نيم قرن پيش باز ميگردد.
اين نويسنده مصري در كتاب خود مينويسد كه ايده تجزيه عراق به سال 1957 بر ميگردد، همان زماني كه "كرانچيا " روزنامهنگار هندي در كتابي با عنوان "خنجر اسرائيل " اسناد محرمانه رژيم صهيونيستي با هدف برنامهريزي نظامي براي تشكيل دولت بزرگ اسرائيل و تحقق افسانه از نيل تا فرات را افشا كرده است.
بر اساس اين طرح، سوريه بايد به سه دولت دروزي، علوي و سني تقسيم شود و لبنان نيز به دو دولت ماروني و شيعه تجزيه گردد.
اين نويسنده مصري ميافزايد: ايده تجزيه عراق بر اساس آنچه اين روزنامهنگار هندي اعلام كرده است، تجزيه اين كشور به يك دولت كرد در شمال، يك دولت عربي در مركز و الحاق بخش جنوبي اين كشور به محدوده سلطنت رژيم سابق ايران و همپيمان وقت آمريكا بوده است.
بر اساس اين طرح، اين برنامه با اهداف ايجاد اختلال در منطقه خليج فارس و خدمت به اهداف استراتژيك آمريكا و اسرائيل و از سوي ديگر اعطاي پاداش به رژيم سر سپرده سابق ايران و شخص "محمد رضا شاه " دنبال ميشده است.
اين كتاب كه در آستانه ششمين سالروز اشغال عراق منتشر شده است، در فصلهايي به بررسي پانزده سال از خشنترين سالهاي تاريخ عراق از سال 1990 و زمان اشغال كويت ميپردازد و محاصره بينالمللي عليه اين كشور كه در دهه نود بر عراق تحميل شد را مورد بررسي قرار ميدهد.
در ادامه اين كتاب نيز موضوع حمله آمريكا به اين كشور در سال 2003 با بهانه پيدا كردن سلاحهاي كشتار جمعي مورد توجه قرار ميگيرد.
تاج الدين در كتاب خود ميافزايد كه منطقه عربي از جمله مصر، سودان و عربستان در دهه هشتاد قرن بيستم در اين برنامه جامع وارد شد و موضوع تجزيه اين كشورها از منظر قومي و ديني مدنظر قرار گرفت تا به اين وسيله اسرائيل بزرگترين حكومت منطقه باشد.
وي در ادامه به پژوهش دو نويسند آمريكايي به نامهاي "ادوارد جوزف " و "مايكل اوهانلون " با عنوان «عراق و تجزيه آرام» اشاره كرده و مينويسد كه اين پژوهش نيز از گزينه تقسيم عراق دفاع ميكرد، البته اين گزينه ديگر يك ايده نظري نبود، بلكه به يكي از سناريوهاي اولويتدار در ميان بخش وسيعي از سياستمداران و استراتژيستهاي آمريكايي تبديل شده بود.
بر اساس اطلاعات اين كتاب مصري، حمله آمريكا به عراق، اين كشور را به مكان مناسبي براي نيروهاي مسلح تبديل كرد و به اين ترتيب 18 مجموعه از گروههاي مسلح به صورت زيرمجموعه 5 دسته اصلي با نامهاي "جماعت سلفيها "، "گروههاي مقاومت ملي "، "گروههاي بعث و عشايري "، "گروههاي كرد " و "جماعتهاي شيعي " فعاليت خود را در اين كشور آغاز كردند.
اين نويسنده در ادامه به بررسي عراق پس از جنگ پرداخته و اعلام ميكند كه اين كشور پس از جنگ صدها سال به عقب بازگشت، تا جايي كه بيش از 40درصد مردم با خدمات محدود و زير خط فقر زندگي ميكنند، همچنين ميزان بيكاري نيز 50 درصد افزايش يافته است.
همچنين بيش از چهار ميليون عراقي بر اثر اين جنگ داخلي مجبور به فرار شدند و اقداماتي عليه نخبگان عراقي شامل قتل، ربايش يا مهاجرت آنها نيز ادامه پيدا كرد.
[External Link Removed for Guests]
اين نويسنده مصري در كتاب خود مينويسد كه ايده تجزيه عراق به سال 1957 بر ميگردد، همان زماني كه "كرانچيا " روزنامهنگار هندي در كتابي با عنوان "خنجر اسرائيل " اسناد محرمانه رژيم صهيونيستي با هدف برنامهريزي نظامي براي تشكيل دولت بزرگ اسرائيل و تحقق افسانه از نيل تا فرات را افشا كرده است.
بر اساس اين طرح، سوريه بايد به سه دولت دروزي، علوي و سني تقسيم شود و لبنان نيز به دو دولت ماروني و شيعه تجزيه گردد.
اين نويسنده مصري ميافزايد: ايده تجزيه عراق بر اساس آنچه اين روزنامهنگار هندي اعلام كرده است، تجزيه اين كشور به يك دولت كرد در شمال، يك دولت عربي در مركز و الحاق بخش جنوبي اين كشور به محدوده سلطنت رژيم سابق ايران و همپيمان وقت آمريكا بوده است.
بر اساس اين طرح، اين برنامه با اهداف ايجاد اختلال در منطقه خليج فارس و خدمت به اهداف استراتژيك آمريكا و اسرائيل و از سوي ديگر اعطاي پاداش به رژيم سر سپرده سابق ايران و شخص "محمد رضا شاه " دنبال ميشده است.
اين كتاب كه در آستانه ششمين سالروز اشغال عراق منتشر شده است، در فصلهايي به بررسي پانزده سال از خشنترين سالهاي تاريخ عراق از سال 1990 و زمان اشغال كويت ميپردازد و محاصره بينالمللي عليه اين كشور كه در دهه نود بر عراق تحميل شد را مورد بررسي قرار ميدهد.
در ادامه اين كتاب نيز موضوع حمله آمريكا به اين كشور در سال 2003 با بهانه پيدا كردن سلاحهاي كشتار جمعي مورد توجه قرار ميگيرد.
تاج الدين در كتاب خود ميافزايد كه منطقه عربي از جمله مصر، سودان و عربستان در دهه هشتاد قرن بيستم در اين برنامه جامع وارد شد و موضوع تجزيه اين كشورها از منظر قومي و ديني مدنظر قرار گرفت تا به اين وسيله اسرائيل بزرگترين حكومت منطقه باشد.
وي در ادامه به پژوهش دو نويسند آمريكايي به نامهاي "ادوارد جوزف " و "مايكل اوهانلون " با عنوان «عراق و تجزيه آرام» اشاره كرده و مينويسد كه اين پژوهش نيز از گزينه تقسيم عراق دفاع ميكرد، البته اين گزينه ديگر يك ايده نظري نبود، بلكه به يكي از سناريوهاي اولويتدار در ميان بخش وسيعي از سياستمداران و استراتژيستهاي آمريكايي تبديل شده بود.
بر اساس اطلاعات اين كتاب مصري، حمله آمريكا به عراق، اين كشور را به مكان مناسبي براي نيروهاي مسلح تبديل كرد و به اين ترتيب 18 مجموعه از گروههاي مسلح به صورت زيرمجموعه 5 دسته اصلي با نامهاي "جماعت سلفيها "، "گروههاي مقاومت ملي "، "گروههاي بعث و عشايري "، "گروههاي كرد " و "جماعتهاي شيعي " فعاليت خود را در اين كشور آغاز كردند.
اين نويسنده در ادامه به بررسي عراق پس از جنگ پرداخته و اعلام ميكند كه اين كشور پس از جنگ صدها سال به عقب بازگشت، تا جايي كه بيش از 40درصد مردم با خدمات محدود و زير خط فقر زندگي ميكنند، همچنين ميزان بيكاري نيز 50 درصد افزايش يافته است.
همچنين بيش از چهار ميليون عراقي بر اثر اين جنگ داخلي مجبور به فرار شدند و اقداماتي عليه نخبگان عراقي شامل قتل، ربايش يا مهاجرت آنها نيز ادامه پيدا كرد.
[External Link Removed for Guests]